س. حیدرپور
تاکنون کمتر به پیامد اقتصادى جنگ قفقاز بر دنیاى انرژى توجه شده است. همواره گفته مى شد که دنیاى غرب با سنجش سود و زیان پولى وارد مناقشات سیاسى و نظامى مى شود اما اکنون این سؤال مطرح است چه منافع سیاسى در این جدال نهفته است که غرب حاضر شده در مناقشه اى با روسیه وارد شود که خط مستقیم بر شاهراه انرژى قفقاز دارد، شاهراهى که امریکا و انگلیس به زحمت در عمق دریا درست در بیخ گوش روسیه احداث کرده اند. آیا به راستى منافع سیاسى ناشى از غلبه بر روسیه آنقدر چشم بازیگران امریکایى را خیره کرده که نسبت به منافع چند میلیارددلارى از خطوط لوله این منطقه بى اعتنا شدند بحث درباره پیامدهاى این بحران بر جریان انتقال نفت و گاز به اروپا به صورت محرمانه جریان دارد. علت این مسئله نیز روشن است. این موضوع، مهم ترین نقطه ضعف یا پاشنه آشیل قدرت هاى غربى است و علنى شدن این مسئله که بازى خونین قفقاز، سرمایه هاى کلان شرکت هایى چون بریتیش پترولیوم یا اونیکال در این منطقه را طعمه بحران مى سازد یک برگ امتیاز براى طرف روسى است. غول هاى انرژى امریکا و اروپا اگر تاکنون دم فرو بسته اند به این دلیل بوده که آنها منتظر تلاش هاى دیپلماسى غرب هستند و چنانچه میانجیگران اروپایى نتوانستند با مذاکره این بحران را فرونشانند باید منتظر ماند تا لابى گران نیرومند نفتى براى ترمیم پل هاى تخریب شده کرملین و غرب وارد عمل شوند.
کشمکش امروز قفقاز درست در نقطه ترانزیت انرژى جریان دارد.
در رأس این شاهرگ هاى انرژى خط لوله باکو- تفلیس - جیحان قرار دارد. خط لوله اى که به دلیل حجم سرمایه گذارى و میزان تلاش سیاسى که طرف هاى امریکایى و اروپایى صرف آن کردند، به عنوان نماد نفوذ غرب در این منطقه شناخته مى شود. همین خط لوله بود که نام بامسماى «پروژه قرن» به خود گرفت. زیرا به نتیجه رسیدن این پروژه تاریخى، رؤیاى دو گروه سرمایه گذاران و دیپلمات هاى غربى براى حضور در بازار افسانه اى قفقاز و آسیاى مرکزى را جامه عمل پوشاند.
در هرحال جدال روسیه با گرجستان و غرب دیر یا زود آثار عمیق خویش را بر ساختار ژئوپولیتیکى اوراسیا نمایان خواهد ساخت. اکنون درست کمتر از یک دهه پس از جشن بزرگ راه اندازى پروژه قرن، آتش نزاع به دومین کانون هیدروکربن جهان نزدیک شده است.
پروژه قرن در تیررس آتش
حوادث اخیر قفقاز یک دعواى دیرینه و زخم کهنه را در روابط روسیه و غرب زنده کرد. دعوا میان بزرگترین دارنده ثروت انرژى جهان(روسیه) با مصرف کنندگان بزرگ این کالا در غرب.
در دودهه مناسبات پر افت و خیز این دو جبهه، انرژى همواره یک عامل تعیین کننده بوده است چه در دهه ۹۰ که غرب با هجوم به سوى چاه هاى نفت و گاز آسیاى مرکزى و قفقاز، خواست تا به زعم خویش شاخ غول انرژى منطقه را بشکند و دست روس ها را از این بازار کوتاه کند و چه در دهه اخیر که روسیه «عصر پوتین» با فشردن شیرهاى نفت و گاز اروپا را به همراه دوستان امریکا در کى یف و تفلیس گرفتار خاموشى و سرما ساخت.
در بازى پرخطرى که اکنون حول خط لوله ها شروع شده گرجستان نقش مهمى دارد. گرجستان از لحاظ ذخایر نفت و گاز سهمى در بازار انرژى ندارد ولى از نظر مسیر ترانزیت نفت و گاز دریاى خزر به امریکا و اروپا اهمیت استراتژیکى دارد.
در وضع فعلى، این کشور تنها مسیر انتقال نفت و گاز دریاى خزر و آسیاى مرکزى بدون حضور ایران و روسیه است.
دو خط لوله مهم با عبور از این سرزمین حجم بالایى از نفت و گاز را از حوزه خزر به شریان صنعت اروپا جارى مى سازند. از این دو شاهرگ انرژى که دولت ساکاشویلى نقش ژاندارمى را در حراست از آنها دارد اولى ظرفیت انتقال روزانه یک میلیون بشکه نفت را از پایانه تفلیس برعهده دارد که سرچشمه آن باکو و مقصد نهایى آن جیحان ترکیه و اروپا است.
شاخه دیگر خطوط لوله هاى نفت که روزانه نزدیک به ۹۰ هزار بشکه نفت را به بندر سوپساى گرجستان مى رساند، خط لوله سوم که مسیر آن مجاور با لوله باکو - تفلیس- جیحان است پروژه اى در حال تکوین است که با اهمیت بالا قرار است سال ۲۰۱۲ سالانه تا ۱۰ میلیارد متر مکعب گاز را به اروپا انتقال دهد. بنابراین وقتى نایره جنگ در چند کیلومترى تفلیس شعله ور شد این سؤال ذهن ها را به خود مشغول کرد که آیا اروپا در وانفساى بازار نفت و پس از یک دوره دست و پنجه نرم کردن با نفت ۲۰۰دلارى جایگزینى براى گذرگاه استراتژیکى مواد سوختى غرب یعنى خط لوله نفتى «باکو- تفلیس -جیحان» و خط گاز «باکو - تفلیس- ارزروم» اندیشیده است؟
از میان این پروژه ها پروژه خط لوله نفتى باکو - تفلیس - جیحان، حکایت دیگرى دارد. این پروژه غیر از کارکردهاى اقتصادى که دارد اولین حلقه اتصال امریکا به جریانات سیاسى قفقاز است. در تاریخ پر کشمکش گرجستان، پروژه نفتى باکو- تفلیس- جیحان همان نقشى را ایفا کرده که زمانى شرکت هاى انگلیسى در خاورمیانه عربى بازى کردند.
بنابراین براى درک ریشه هاى جنگى که از ۷ آگوست میان روسیه و گرجستان درگرفت و پى بردن به رمز و راز روابط تفلیس و غرب مى باید مکث جدى حول این پروژه که به درستى پروژه قرن امریکا و اروپا نامیده شد صورت بگیرد.
این پروژه در اصل طرح مشترک امریکا و انگلیس بود اما به صورت کنسرسیومى با حضور شرکت امریکایى یونیکال بریتیش پترولیوم و شرکت نفت ترکیه و چند شریک دیگر به انجام رسید.
نطفه پروژه قرن در دهه ۹۰ با سیاست مهار ایران و روسیه منعقد شد، مأموریت این پروژه یک مأموریت سیاسى بود که مى بایست هر دو راه جایگزینى را که ایران و روسیه براى انتقال انرژى دریاى خزر ارائه کرده بودند خنثى کند. این دسته بندى پایه تحولات این منطقه از سال ۱۹۹۱ تا کنون بوده است. نقشه استراتژیک امریکا براى حوزه قفقاز و آسیاى مرکزى با این محور ها اعلام شد که در یک سو ائتلاف اروپا، امریکا و ترکیه به همراه جمهورى هایى مثل آذربایجان و گرجستان در نقطه مقابل ایران و روسیه قرار دارند. روسیه به عنوان یک بلوک انرژى که خط لوله نفت دریاى خزر به آن ختم مى شود و تا سال ۱۹۹۰ کنترل تمامى نواحى را که خارج از سواحل ایران هستند در دست داشت.
ترکیه و مقصد جیحان نیز با همین انگیزه انتخاب شد که آن روز آنکارا رقیب و آلترناتیو اصلى ایران در بازار آسیاى مرکزى بود و جالب است که بندر جیحان به عنوان مقصد نهایى پروژه قرن درست در مجاورت پایگاه نیروى هوایى ایالات متحده در اینجیرلیک ترکیه واقع شده است.
از روزى که خط لوله باکو- تفلیس- جیحان کامل شد و مسیر گرجستان به عنوان کانون ترانزیت انرژى در دست نیروهاى طرفدار امریکا قرارگرفت همه در انتظار یک رویارویى جدى میان روسیه و غرب بودند.
سران کرملین به تجربه پى برده بودند که این گونه پروژه هاى عظیم انرژى به دنبال خود روابط عمیق سیاسى و امنیتى نظیر پیوند غرب با دولت ساکاشویلى را به همراه مى آورد و این گونه نیز شد. ادامه دارد...