آیا آب نفتی دیگر است؟ دلایل متفاوتی برای طرح این مسئله وجود دارد؛ بسته به این که چه کسی این سؤال را مطرح نماید. کسانی که به آب به عنوان یک کالای اساسی و مهم مینگرند- که چشم انداز پر سودی همانند نفت خواهد داشت- این سؤال را مطرح میکنند تا بازار مناسبی برای تجارت آب فراهم سازند. کسانی که سیر نزولی و کاهش میزان آب شیرین را با به پایان رسیدن تدریجی منابع نفت مقایسه میکنند و از امکان بروز کشمکش و برخورد بر سر آب احساس خطر و نگرانی میکنند. کسانی که سوء مدیریت در مصرف آب و تهدید آن برای محیط زیست را همانند استفاده سوء و هدر دادن نفت میدانند. در نتیجه، نحوة مدیریت و مصرف نفت در طی قرن گذشته، برای ما درسهای بسیاری به همراه دارد که باید به آنها به دقت توجه کرد.
بحران نفت که امروزه گریبان گیر جهان شده است، بسیار شبیه به بحران آب است که روز به روز در حال افزایش میباشد. کاهش منابع، دسترسی و توزیع نابرابر، افزایش اجتناب ناپذیر هزینهها و ایجاد بحرانها و درگیریها بر سر چگونگی تقسیم این منبع حیاتی، از جمله مسائلی است که حول محور آب مطرح است. بهره برداری بی رویه از منابع آب همانند نفت، دین سنگینی را نسبت به نسلهای آینده بر دوش ما میگذارد که پرداخت آن بسیار مشکل خواهد بود. بهره برداریهای حساب نشده و بدون مدیریت صحیح، پیامدهای غیر منتظرهای را به دنبال داشته است و اگر بخواهیم در مورد آب هم چنین مسیری را ادامه دهیم، بحران نفت دقیقاً صحنه شبیه سازی شده و عینیای خواهد بود که سرنوشت آیندة آب را نمایان میسازد. مصرف بی رویه و افسار گسیخته نفت، بحران آب را تشدید میکند. سوخت منابع فسیلی منجر به گرم شدن کرة زمین، ذوب شدن یخچالهای قطبی و منابع برفی شده است که اولین و مهم ترین پیامدهای آن، بالا آمدن سطح آب دریاها و اقیانوسها و بروز سیل میباشد. همچنین این تغییرات زیست محیطی، دگرگونی آب و هوا را به دنبال خواهد داشت که در نتیجه، در بعضی از نقاط، میزان بارندگی بسیار بالا و در بعضی مناطق بسیار پایین میآید. علاوه بر این، روند جایگزینی سوختهای فسیلی و گسترش انرژیهای پاک و سازگار با طبیعت، خود به تنهایی باعث تشدید مصرف آب میشود و ادامه حیات بشر و زمین را به خطر میاندازد.
توجه به این مسائل از طرف تک تک افراد جامعه بسیار ضروری به نظر میرسد، زیرا اگر واقعاً نیاز به تحول و تغییر است، این تحول باید ابتدا از درون خود ما شکل بگیرد و آگاهی افراد هر جامعه نسبت به این موضوع دگرگون شود. اما این مسائل و موضوعات، فراوان و پیچیده هستند. اولین آنها این است که با وجود اینکه زمین سیارهای آبی رنگ و زیباست، اما منابع آب قابل استفاده در آن بسیار محدود است. تنها 5/2 % آبهای زمین قابل استفاده هستند که بخشی از همین آبها هم به صورت یخچالهای قطبی و آبهای زیر زمینی هستند که دست نخورده باقی مانده اند. مسئله دیگر، ناکارآمدیها و نا برابریها در چگونگی مصرف آب میباشد. بخش کشاورزی 70% آب مصرفی جهان را به خود اختصاص میدهد که بیشتر صرف تأمین نیاز غذایی ما میشود. در چرخه کشاورزی و تولید ما، اتلاف و اسراف عظیمی وجود دارد که سطح آن تقریباً ثابت بوده است و یا حتی میتوان گفت، به تدریج افزایش مییابد.
طی قرن گذشته، تقاضای آب برای مصارف خانگی به شدت افزایش یافته است و دوباره این سؤال را به ذهن میآورد که وظیفه ما به عنوان یک فرد و یک انسان چیست؟ تقاضای مصرف آب در هر دو بخش صنعتی و خانگی افزایش یافته است و تداخل این تقاضاها در بخشهای مختلف، فشار بیشتری بر بخش کشاورزی وارد میآورد که ممکن است مناطق کم آب را به کاهش تولیدات غذایی و کشاورزی وادار کند و به واردات از کشورهای دارای منابع آب بیشتر روی بیاورند؛ این مسئله، امنیت غذایی را در دنیا به خطر خواهد انداخت.
فقر، قدرت و نابرابری، بیش از هر چیز -حتی خود کمبود آب- خودنمایی میکند و آن را تحت الشعاع قرار میدهد. مسئلهای که در گزارش سازمان ملل در سال 2006 بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ما نیز کمی در این باره بحث خواهیم کرد. به دلیل بی توجهیها و سهل انگاریهایی که در زمینه آب رخ داده است، باید در انتظار وقوع پارهای اتفاقات و نابرابریها و همچنین به خطر افتادن دسترسی به آب سالم باشیم. بیش از یک و نیم میلیارد نفر از مردم دنیا دسترسی به آب سالم ندارند. اگر فقر به خودی خود بد و نکوهیده است، قطعاً فقر بدون دسترسی به آب، بسیار طاقت فرسا و غیر قابل تحمل و تصور خواهد بود. اتفاقی که بر اثر سهل انگاریهای پی در پی، اکنون گریبان گیر بیش از یک و نیم میلیارد نفر از مردم دنیاست و زمین را برای آنها به جهنمی مبدل ساخته است. اخیراً برنامههایی که با هدف توسعه کشورها تنظیم میشود، این فرصت را فراهم کرده است تا کشورها با اولویت بندی اهداف خود، چگونگی توزیع و مصرف را در رأس برنامههای خود قرار دهند؛ اما همچنان منابع مالی و امکانات کافی به این بخش اختصاص داده نشده است. در سراسر دنیا، تنها 5 % از کمکهای بین المللی و اعتبارات خارجی به بخش آب و فاضلاب اختصاص پیدا میکند. یکی از مشکلات اساسی دیگر که در زمینه آب وجود دارد، هدر رفتن آن و همچنین آلودگی دریاچهها، چشمهها، دریاها و رودخانهها میباشد. هیچ کس قادر به تخمین هزینه پاکسازی منابع آب نیست و نمیتوان پیش بینی کرد، چه میزان از این خسارتها قابل بازگشت و جبران باشد. اکنون زمان آن فرا رسیده تا درسهایی را که در زمینه مدیریت و مصرف دیگر منبع طبیعی -نفت- آموخته ایم، در مورد آب به کار ببندیم. به جرأت میتوان گفت، در مورد نفت، شاهد استفادة بیش از حد، افزایش بهره برداریها و توزیع ناعادلانه در این ثروت مشترک و حیاتی بشر بوده ایم. مدیریت ضعیف محیط زیست، استفاده از تکنولوژی برای افزایش استخراج و فقدان مدیریت مؤثر جهانی برای کنترل این روند، از دیگر مشکلات و معضلات نفت به شمار میرود.
از این رو، در مورد آب نیاز به تمرکز بر محورهای اساسی چون مدیریت تقاضا و دسترسی جهانی و حفظ پاکیزگی منابع احساس میشود. در این خصوص باید از تکنولوژی در جهت جایگزینی آب در برخی مصارف استفاده نمود، اما اتفاقی که اکنون در حال وقوع است، دقیقاً عکس این موضوع است و از تکنولوژی برای استخراج و بهره برداری بیشتر آب از دل زمین استفاده میشود. گذشته از تمامی مسائل مطرح شده، نیاز به بستر سازی مناسب برای مذاکره و تبادل نظر و وضع قوانین جهانی در این زمینه، باید از اولویتها باشد.
مدیریت تقاضا، شاید مهم ترین و در عین حال دشوارترین مسئله باشد که به درایت فراوانی نیاز دارد. چگونه خود را متقاعد سازیم که آب کمتری مصرف کنیم؟ شاید مصرف کنندگان شهری کلید حلّ پارهای از مسائل باشند. در حقیقت، شهرنشینان از دنیای طبیعی جدا شده اند و تقاضا و نیاز شهرنشینی، مصرف بی رویه آب را تقویت کرده است و دیدگاه و تفکرات شهرنشینی در این زمینه، نیاز به بازنگری و اصلاح اساسی دارد تا این روند نادرست مصرف را متوقف نماید.
در این راستا باید تلاش کنیم، واقعیتهای پنهان را آشکار سازیم. بیشتر نارساییها و ناکارآمدیهای ما ریشه در عدم آگاهی ما دارد. باید فاصله فرهنگی و آگاهی مصرف کنندگان را کاهش داد تا با رسیدن به نقطه نظری واحد در مورد روشهای زندگی روزمره که آب را بیهوده هدر میدهد، این اشکالات در شیوه زندگی را رفع کنند. مردم باید نه تنها به عنوان بخشی از مشکل، بلکه به عنوان قسمتی از راه حل نیز به این موضوع نگاه کنند؛ چرا که راه حل این مسائل را باید در میان مردم جامعه جست وجو کرد.
درس بسیار مهمی که از تاریخ و سرنوشت نفت میتوان گرفت این نکته است که هرگز در برخورد با مسائل حیاتی و اساسی سهل انگاری نکنیم. باید راهی را که برای کاهش و مصرف نفت در نظر داریم، برای آب نیز به کار ببندیم. زیرا قطعاً آب، نفت آینده زمین خواهد بود و چه بسا حیاتی بودن آن برای ادامه حیات بشر، پیامدهای کاهش آن را به مراتب افزایش دهد. دیدگاهی جدید در برخورد و روش استفاده از آب، میتواند تنگنای به وجود آمده از افزایش جمعیت و مصرف بی رویه آب را تا حدودی بهبود بخشد. آیا میتوان از تبدیل بحران آب به یک فاجعه جلوگیری کرد؟ آیا میتوانیم دیدگاهمان را نسبت به آب تغییر دهیم؟ حالا میتوانیم صدای هر قطره از آب را که به هدر میرود بشنویم. داستان زمانی بسیار غم انگیزتر خواهد بود که منابع آب ما، پیش از آنکه منابع نفتمان خشک شود، به پایان برسد و پایانی غم انگیز را برای زمین و بشر رقم بزند.