تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۱  ، 
کد خبر : ۵۸۳۸۹

نزاع مدعیان رهبرى پاکستان


سلیمان دعویسرا
اوضاع سیاسى پاکستان به دوران دهه ۹۰ بازگشته است، روزهایى که معادله سیاست این کشور بر اساس رقابت دو حزب نامدار، مسلم لیگ نواز و حزب مردم رقم مى خورد. اکنون نیز با سقوط مشرف تضادها و برترى جویى هاى تاریخى این دو جریان زنده شده است. دعواى حزب مردمى ها و مسلم لیگى ها فصل بلندى از تاریخ ۶۰ساله پاکستان را تشکیل مى دهد . مؤسسان هر دو حزب ، از مبارزان محبوب تاریخ این سرزمین بوده اند. مسلم لیگ همواره به این مباهات کرده که سنگ بناى آن را رهبر استقلال این سرزمین ، محمد على جناح نهاده است و حزب مردمى ها از بنیانگذارشان ، ذوالفقار على بوتو به عنوان اولین شهید راه مبارزه با سلطه نظامیان و دموکراسى یاد کرده اند.
بنابراین هر دو حزب همیشه در نقش دو جریان مدعى رهبرى پاکستان ظاهر شده اند اما به مرور زمان تضاد هاى سیاسى دو جریان ابعاد قومى و طبقاتى پیدا کرده است. حزب مردمى ها که خاستگاهشان ایالت سند است با الهام از اندیشه هاى بنیانگذارشان این حزب را حامى طیف جنوب نشینان و فرودستان معرفى کرده و شعار تلفیق دموکراسى و سوسیالیسم با اسلام را سر داده اند و در مقابل مسلم لیگى ها پشتگرم به حمایت پنجابى هاى ثروتمند، از اقتصاد بازار دفاع کرده اند.
در هر حال اکنون پس از چند دوره که قدرت میان دو حزب دست به دست شده است اکنون نوبت یک زور آزمایى جدید فرا رسیده است. جدال امروز دو حزب این تفاوت را با گذشته دارد که بر خلاف دوران هاى گذشته که اغلب پنجابى ها دست برتر داشته اند، این بار این سیاستمداران سند تباراند که پس از قبضه دو نهاد پارلمان و دولت براى گرفتن آخرین سنگر قدرت یعنى ریاست جمهورى خیز برداشته اند. رهبر مسلم لیگ در این دور مبارزه دیگر با سیاستمدار اهل مدارا به نام بى نظیر بوتو روبرو نیست که در هر شرایطى مصالحه را به نزاع ترجیح مى داد. او با کادر جدیدى در رهبرى حزب مردم روبرو است که دست کم در این شش ماه نقشه خویش براى قبضه امور سیاسى را با نوعى جسارت و بى پروایى پیش برده است.
تغییر موازنه قدرت حزبى
همه چیز در فرداى سقوط مشرف قابل پیش بینى بود. ائتلاف موجود بین حزب مردم پاکستان و حزب مسلم لیگ یک اتفاق تاکتیکى بوده است که فقط بر پایه مخالفت با مشرف شکل گرفته بود و اکنون که مشرف کناره گیرى کرده دیگر فلسفه وجودى این ائتلاف به کلى از میان رفته است.
با سقوط مشرف روشن بود که موازنه قدرت فقط به سود یک حزب تغییر مى کرد
با رفتن پرویزمشرف، آخرین مانع از راه تسلط حزب مردم بر ارکان حاکمیت برطرف شد.
این یک تلقى اشتباه بود که سقوط مشرف پیروزى سیاسى دو حزب مسلم لیگ و مردم معرفى شد. نواز شریف با آنکه بیشترین تلاش را براى براندازى او انجام داده بود اما در این کار ناخواسته راه غلبه سیاسى حریف خویش را هموار کرد. بنابراین شاید فردا که لیدر حزب مردم به کرسى ریاست جمهورى تکیه زند او اولین بازنده این مبارزه نام بگیرد. به همان نسبت که تغییر معادلات سیاسى براى آصف على زردارى ، فردى که کینه ۱۱ سال زندان دوره مشرف را در دل دارد آغاز یک حیات سیاسى است براى نواز شریف مى تواند شروع یک بحران باشد.
بنابراین، این سؤال که در دولت غیرنظامى و غیریکپارچه این کشور چه کسى و چه مدتى مسئولیت را بر عهده خواهد داشت یک پاسخ قطعى دارد: حزب مردم با سکاندارى آصف على زردارى که در نقش تنها وارث بى نظیر بوتو قرار است تازمانى که فرزند او ، بیلاول بوتو به حد نصاب سنى برسد نماینده تام الاختیار خاندان بوتو باشد.
بنابراین ماه عسل کوتاه دوستى زردارى و نواز شریف بزودى به پایان مى رسد. همه اسباب و عوامل جدایى فراهم است. وخامت ناگهانى روابط رهبران دو حزب را مى شد آنجا دریافت که نواز شریف رهبر یکى از دو حزب اصلى در ائتلاف حاکم، جلسه انتصاب دوباره رئیس دیوان عالى را که قبل از این توسط مشرف برکنار شده بود، ترک کرد. پس از این اعضاى حزب شریف ضرب الاجلى به مدت ۷۲ ساعت به حزب بزرگ ائتلاف حاکم یعنى حزب مردم به رهبرى آصف زردارى دادند که به بازگشت افتخار محمد چودرى رئیس سابق دیوان عالى رضایت دهد.
اما با معیارهاى ساختار سیاسى متزلزل پاکستان،روشن بود که اختلاف علنى بین رهبران سیاسى این کشور به این سادگى قابل رفع نیست و دشمنى با مشرف قوى ترین ریسمان پیوند دو جناح بوده است که اکنون از هم گسسته است.
حزب مردم خاطرش آسوده است که کناره گیرى حزب شریف از ائتلاف حاکم به دولت لطمه جدى وارد نمى کند به همین دلیل حسین حقانى، سفیر پاکستان در سازمان ملل، و یکى از کسانى که طرح سقوط مشرف را طراحى کرد بحث ها در میان ائتلاف حاکم را کم اهمیت خواند. او در اثبات نظراتش گفت: دولتهاى ائتلافى اصولاً زودرنج و بدخلق هستند.
اما واقعیت این است که چنددستگى در ائتلاف پاکستان جدى و پر خطر تر از آن است که سران حزب مردم وانمود مى کنند.
زردارى به وضوح اعلام کرده است که خواستار بازگشت چودرى به ریاست قوه قضائیه نیست بلکه حتى ترجیح مى دهد عبدالحمید دوگار، شخصى که مشرف منصوب کرده بود و در همین حال از دوستان زردارى است، در این سمت قرار گیرد. اساساً علت مخالفت زردارى با بازگشت چودرى آن است که مى ترسد چودرى توافق عفو را که زردارى بر مبناى آن از اتهامات فساد تبرئه شد، لغو کند. این عفو که شامل دیوانسالاران و سیاستمدارانى مى شد که با اتهامات فساد روبرو بودند، بخشى از یک بسته تنظیم شده توسط مشرف بود که در هنگام بازگشت زردارى به پاکستان پس از ترور همسرش بى نظیر بوتو، اعلام شد. در این میان اعضاى مسلم لیگ شاخه نواز مى گویند مخالفت زردارى با انتصاب دوباره چودرى، نقض توافق مکتوبى است که ده روز پیش با نواز شریف کرده بود.
هم اکنون چند دور نشست در حزب ائتلاف دولت براى حل بحران قوه قضائیه با بن بست مواجه شده است و انتظار مى رود نشست هاى بعدى آن نیز به جایى نرسد ضمن آنکه جنبش مردمى وکلاى پاکستان که تلاش مى کند قضات برکنار شده را بر سر کار خود بازگرداند اعلام کرد بیش از این تحمل نخواهد داشت.
دو راه فرار نواز شریف
با کنار رفتن مشرف از صحنه قدرت، جناح نواز شریف به دلیل آن که اکثریت را در اختیار ندارد مى داند که بخت کافى براى انتخاب رئیس جمهور ندارد. لذا این گروه همه تلاش خویش را صرف این کرده که دامنه اختیارات رئیس جمهور را محدود کند به عبارتى ایده آل نواز شریف این است که سمت ریاست جمهورى در پاکستان به وضعیت پیش از مشرف برگردد و اختیاراتى که در دوران ۸ ساله مشرف به این مقام بخشیده شد بویژه در زمینه اعلام وضع فوق العاده و انحلال پارلمان از وى سلب شود. نواز شریف در فرداى انتخاب مشرف اعلام کرد که خواهان حذف حق انحلال پارلمان از فهرست اختیارات رئیس جمهور است. اما لازمه دستیابى نواز شریف به چنین هدف دشوارى این است که قانون اساسى دوباره اصلاح شود.
براساس قانون اساسى پیشین منصب ریاست جمهورى تشریفاتى خواهد بود و همه قدرت اجرایى در اختیار نخست وزیر قرار خواهد گرفت.
دومین طرح شریف براى جلوگیرى از سلطه حزبى بازماندگان بوتو این است که او پیشنهاد بازگشت ۶۰ قاضى برکنار شده را با قدرت دنبال مى کند. موضوعى که حتى در روزهاى حضور مشرف اسباب اختلاف دو حزب شده بود. به باور اغلب ناظران نواز شریف حساب بزرگى روى نقش آینده قضات بازکرده است و طرح او این است که قضات و وکلا را که اکنون به یک جنبش بزرگ تبدیل شده اند علیه زردارى سازمان دهد. او بیش از همه به این امید است که از طریق نشاندن دوست خویش افتخار چودرى در رأس امور قضایى، حریف سرسخت خویش را در میدان دیگرى زمینگیر سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات