روحالله حسنی
زمانی که یک رهبر عرب، رییس اطلاعات خود را برکنار میسازد این بدان معنی است که یکسری از تزلزلهای پنهان داخلی، در حال نمود است. همان گونه که امروز این مساله مثل یک توفان، اصلاحات سیاسی جهان عرب را در معرض خطر قرار داده است.
روز پنجم ماه مه، ملک عبدالله پادشاه اردن رییس اطلاعات ملی اردن «جز سعد خیر» را از کار برکنار کرد. اگرچه سعد خیر برای مهارت و تجربه گستردهاش در عملیاتهای ضد تروریستی بسیار مورد احترام بود، اما پادشاه اردن بر این باور بود که وی مانعی در راه رسیدن به اصلاحات اقتصادی و سیاسی کشور است، بنابراین بسیار آسان و بیهیچ تعارفی او را از سمت ریاست سازمان اطلاعات کنار گذاشت. به اعتقاد ملک عبدالله شروع اصلاحات سیاسی و اقتصادی اردن از همین تابستان بوده و اگر مانعی در ادامه روند آن به وجود آید ملت همچنان در سیهروزیهای غیردموکراتیک بسر خواهد برد.
این یکی از حرکتهای نوین اردن بود که به عنوان آخرین مدرک از جنگ اصلاحات با انجماد سیاسی گذشته در دنیای عرب نمایان شد. جنگی که در سوریه، لبنان، عربستان و مصر نیز امروز دیده میشود. اکنون شاهدیم که بسیاری از کشورهای عربی تمایل به برقراری دموکراسی در کشورشان دارند و برای اصلاح کردن قوانین و ساختارهای قانونی گذشته خویش در تلاشند. اما حوادث اخیر اردن یادآورنده آن است که در جوامع عربی، در نهایت اغلب کارهای سیاسی، موضعی و موقتی هستند.
به عنوان مثال ملک عبدالله شش سال از رفرم سیاسی طرفداری کرد، اما در طی این مدت بخاطر مخالفتهای داخلی نتوانست به پیشرفتها قابل قبولی دست یابد. از سوی دیگر اکنون که وی تصمیم گرفته است پرشتابتر از قبل حرکت کند و اصلاحات سیاسی و اقتصادی را دچار دگرگونیهای اساسی نماید آشوبگرانی در مخالفت با سیاستهای وی فضای سیاسی و اجتماعی کشور را دچار تشنج میکنند و با وارد کردن شوکهای تروریستی ملت را در رسیدن به اصلاحات اساسی دلسرد میکنند.
گفتنی است سعد خیر به عنوان دومین مرد قدرتمند اردن بطور گستردهیی مورد احترام عموم بود و ریاست سازمان اطلاعات که در کثر کشورهای عربی از جایگاه ویژه برخوردار است، را بر عهده داشت. سرویسهای اطلاعاتی در اغلب کشورهای عربی آنچنان از اهمیت بالایی برخوردارند که اگر فردی از جانب آنها پشتیبانی شود میتواند برای مدتهای بسیار طولانی از قدرت سیاسی ویژهیی برخوردار باشد. در این بخش شبکههای اطلاعاتی گستردهیی وجود دارند که از نفوذ بسیار نامحدودی در منفذهای سیاسی و اقتصادی برخوردارند که میتوانند همچون اهرم سیاسی قابل توجهی، سیاست کشور را در دست داشته باشند.
سعد خیر در این سرویس اطلاعاتی یکی از موثرترین و بانفوذترین اشخاصی بود که در نزد جورج تنت رییس سابق سازمان جاسوسی امریکا (سیا) از اهمیت ویژهیی برخوردار بود و همیشه از سوی وی حمایت و پشتیبانی میشد. اما ملک عبدالله علیرغم تمام تجربه و محبوبیت وی، او را از ریاست اطلاعات برکنار و به سمت مشاور امنیت ملی منصوب نمود. جایی که وی میتواند به تلاشهای ضد تروریسم سابق خود ادامه دهد. این حرکت پادشاه اردن بسیاری از سیاستمداران را در سردرگمی خاصی رها ساخت. اگر چه وی طی دو ماه اخیر گامهی دیگری نیز برای وارد ساختن شوک سیاسی و مات و مبهوت کردن جامعه اردن برداشته است. از جمله این حرکات میتوان به تشکیل دولتی جدید در اوایل سال اشاره کرد که در آن اصلاحطلبان از جایگاه ویژهیی برخوردارند.
همچنین منصوب کردن رییس جدید کاخ سلطنتی و تغییر رییس امنیت ملی را نیز میتوان از جمله تلاشهای خیره کننده ملک عبدالله دانست. از آنجایی که این اقدامات به دنبال سفر ماه مارس گذشته ملک عبدالله به واشنگتن صورت گرفت، زمزمههایی بر سر زبانهای مردم اردن افتاد که معتقد بودند این حرکات در نتیجه فشار امریکا بر اردن صورت گرفته است. اگرچه مدارک قابل توجهی در این زمینه دیده نشده و در واقع میتوان گفت زمانی که ملک عبدالله به تشریح طرحهای اصلاحی خود در اجلاس ماه مارس در کاخ سفید پرداخت جرج بوش رییس جمهوری آمریکا با آنها موافقت کرد، اما هشدار داد که این امر باید آرام و بتدریج صورت گیرد.
در این هنگام ملک عبدالله دریافت که همه موسسات موجود در کشور به اتفاق با طرحهای وی و با برنامه اصلاحی موافق نیستند تا جایی که یکی از مشاوران ارشد او گفت: اکنون یک جناح، مخالفت جناح دیگر است و یک بخش آنچه را که بخش دیگر انجام میدهد قبول ندارد. زمانی که پادشاه تصمیم گرفت تا با به وجود آوردن یک تیم اصلاحطلب که سخت کار میمند برنامههای اصلاحیاش را به پیش ببرد مردم در بهت و حیرت باقی ماندند. در این مسیر میبایست بسیاری از موانع مادی و معنوی کنار گذاشته میشدند تا هیچ مشکلی برای رسیدن به اصلاحات وجود نداشته باشد. این مشاور ارشد گفت در این شرایط بود که ملک عبدالله تصمیم گرفت تا رییس اطلاعات و رییس امنیت ملی را از کارشان برکنار کند و به سمت های دیگر منصوب نماید.
وی در این باره میگوید: موسسات و سازمانهای اطلاعاتی میخواستند همچنان مستحکم به کارهایشان ادامه دهند و از نفوذشان برای ادامه اهدافشان استفاده کنند. آنها احساس میکردند که با بازگشایی درهای سیاسی کشور به روی اصلاحات، قدتشان را از دست خواهند داد. آنها موضوعات سیاسی و امنیتی را سر در گم کرده و قاعده آنها را بر هم زده بودند. در این بخش از دنیا (خاورمیانه) اطلاعاتی بودن، چیزی است که آنها همیشه میخواستند باشند و قدرت و نفوذشان را از آن کسب کنند. آنها دوست داشتند برای ابد در سرویس های اطلاعاتی باقی بمانند تا از گزند تنشهای سیاسی در امان باشند.