رضا رفیع
«از خودخواهیها باید استغفار کنیم. خودخواهی، نقطه مقابل خودخواهی است. دل خودخواه به همان اندازه که خودخواه و خودپرست است، از خداخداهی و خداپرستی دور است. این خودخواهی به معنای وسیع کلمه، شامل حمایت از خود، از حزب خود، از جناح خود، از خویشاوند و وابسته خود و از دوست و رفیق صمیمی خود میشود. حمایتی بیاستدلال و متعصبانه و حمیتآمیز. بسیاری از اختلافات جامعه سیاسی ما ناشی از همین اشکال است.»
- مقام معظم رهبری
مولی علی(ع) در نهجالبلاغه، آنجا که به بیان این اصل متقن الهی و انسانی میرسد که: «آنچه را بر خود نمیپسندی، بر دیگران نیز را مدار»؛ بلافاصله در ادامه آن به مووضع «خودخواهی» میپردازد و میفرماید: «و اعلم ان الاعجاب ضد الصواب و آفه الالباب»؛ یعنی بدان که خودبینی، آدمی را از راه راست برمیگرداند و آفت عقل است.
خودخواهی و خودپسندی و خودبینی
این هر سه به کفر میکشد تا دانی
در جایی دیگر نیز از همان حضرت روایت شده که: «عجب المرء بنفسه احد حساد عقله»؛ یعنی خودپسندی انسان یکی از اموری است که با عقل وی حسادت و دشمنی میورزد.
«خودبینی» ریشه در نفس و هوای نفسانی انسان دارد. این ضعف و نقصان فکری و روحی، آسانترین هموارترین نقطه نفوذ شیطان به ساحت آسمانی وجود انسان است. چرا که انسان خودبین در حقیقت از مقام و منزلت خدای خویش غافل است و این غفلت، خود زمینهساز تسلط شیطان بر پهنه افکار و اعتقادات آدمی است.
رسول گرامی اسلام فرمود: «اعدی عدوک نفسک التی بین چنبیک»؛ بالاترین دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سرکش توست که از همه به تو نزدیکتر و در میان دوپهلوی تو قرار گرفته است. صائب تبریزی، برگردان این کلام زیبا را، شیرین و دلنشین به نظم درآورد است:
بستر راحت چه اندازیم بهر خواب خوش
ما که چون دل، دشمنی داریم در پهلوی خویش
رهبر معظم انقلاب، در ادامه مباحث معرفتی و اخلاقی که در دیدار صمیمی خود با کارگزاران حکومت مطرح نمودند، با اشاره به رذیلت اخلاقی «خودخواهی»، ازآن به عنوان یک منش اخلاقی در جبهه مقابل «خودخواهی»، نام بردند و ریشه بسیاری از مناقشات و اختلافات موجود در عرصات فکری و سیاسی را در پیروی از این رویۀ سوءاخلاقی دانستند. در وجود هر فرد و جامعهای که درجات خدابینی و خداخواهی تنزل پیدا کند، به همان میزان بر اثر غفلت پیش آمده، توجه به خود نفسانی و خودبینی زمینی افزایش پیدا میکند؛ چرا که این دو مقوله اساساً از دو آبشخور منفک و نامتجانس با یکدیگر نشأت میگیرند و هرگز جمع شدنی نیستند. تمام بزرگان و اولیای الهی با پا گذاشتن بر روی خودبینیهای نفسانی خود، درجات و مراتب عظمای خداطلبی و خداخواهی را طی طریق کردهاند. سعدی در کتاب بوستان خود، به ذکر داستانی از «بایزید بسطامی» میپردازد که چو از گرمابه بیرون آمد...
یکی طشت خاکسترش بیخبر
فرو ریختند از سرایی به سر
این عارف واصل، بی آنکه روی در هم کشد و بنالد، کف دست به شکرانه بر سر و روی خویش میمالد و سعدی در اینجا میگوید:
بزرگان نکردند در خود نگاه
خدابینی از خویشتن بین مخواه
حضرت آیتالله خامنهای در حوزه غفلتها و خطاهایی که در سطح مدیران و دولتمردان کشور مطرح است، به ارائه پنج سرفصل معرفتی پرداختند و استعفار از این موارد غفلتزا را در جهت اصلاح جامعه و تادیه حقوق افراد آن لازم و ضروری دانستند. غفلت و بیخبری از جمله صفات ناپسند اخلاقی و انسانی است که مانع رسیدن افراد به کمال مطلوب و بازماندن آنان از قافله سعادت و سلامت شده و نهایتاً موجبات افسوس و حسرت آدمی را فراهم میآورد.
عطار نیشابوری در «اسرارنامه» حکایت شخص ناشنوایی را نقل میکند که در راه میخوابد، به امید آنکه پس از مدتی بیدار شده، همراه کاروان به راه خود ادامه دهد. اما او را چنان خوابی درمیگیرد که هرگز از آمدن و رفتن کاروان خبردار نمیشود. و چون بیدار میشود، بیداری او توأم با حسرت و دریغ و احساس تغابن همراه میگردد.
چو شد بیدار، خواب از دیدگان رفت
بدو گفتند ای کر، کاروان رفت
چرا خفتی که کرد آخر چنین خواب
که بگذشتند همراهان اصحاب
ز خود غافل مشو در هیچ حالی
که تا هر ساعتی گیری کمالی
با عنایت به خطرات افزون «غفلت» است که مقام رهبری، کارگزاران حکومت را از تخلق به آن برحذر میدارند و در سرفصلهایی که فراروی ایشان میگشایند، به بیان تیتروار مواردی میپردازند که اگرچه از فرد صادر و ساطع میشود، اما چون به دلیل جایگاه سیاسی و اجتماعی شخص، آثار فراگیر و گسترده آن دامنگیر تمام جامعه و شهروندان آن میشود، توجه به آنها و گریز و پرهیز این غفلتها و استغفار از آنها برای دولتمردان و کارگزاران حکومت اسلامی لازم و ضروری است.
1. رهبر معظم انقلاب، در تعریف خصیصه غیردینی «خودخواهی»، آن را از حیطه و حوزه تعریف فردیاش خارج نموده و در عرصه و گستره کلانتر و بزرگتری در میدان معرکه سیاست و اجتماع مطرح کرده و از مصادیق بازار این نوع خودخواهی، مواردی چون حمایت متعصبانه و بیاستدلال اهل سیاست و حکومت از خود، از آشنایان همفکر و همراه خود و از حزب سیاسی متبوع خود عنوان نمودند و آنان را از غفلت در برابر خودخواهی به معنای وسیع کلمه برحذر داشتند.
2. ایشان همچنین اجتناب از «اختلاف» را محور عمده و اساسی تمام فعالیتهای سیاستمداران کشور اعلام کردند و آن را گاه ناشی از برانگیختن احساسات قومی، مذهبی و سیاسی دانستند و گاه بر اثر تبدیل اختلافات فکری به کشمکشهای اغواگرانه و بیحاصل، که در هر شکل و صورتی که دارد، باید به شدت از آن پرهیز و دوری کرد، چه این خود گناهی بزرگ و آفتی سترگ برای یک جامعه اسلامی به حساب میآید: «از جمله گناهانی که مسئولان باید از آن استغفار کنند، بیاعتنایی در مقابل اختلافات است.»
در کتاب شریف «نهج الفصاحه» از قول رسول گرامی اسلام(ص) روایت شده است که ایشان فرمود: «اتقوالله و اصلحوا ذات بینکم.»، از خدای بترسید و جلو اختلافات همدیگر را بگیرید. همچنین از آن رسول آفتاب نقل شده است که: «من جادل فی خصومه بغیر علم لم یزل فی سخط الله حتی ینزع» یعنی هر کس که بیجهت و ناآگاهانه مناقشه کند، تا وقتی که دست برنداشته، مورد غضب خدا قرار دارد. و شاید به همین اعتبار است این کلام معروف که: «لو سکت الجاهل رفع الاختلاف»!
بسیاری از مناقشات اختلاف برانگیز، یا بر اثر ورود جاهلانه به مباحثی است که در حد تخصص و معرفت انسان نیست و یا ورود نادرست و جنجال را به مقولاتی است که نیازمند بحث و فحصی کارشناسانه از سوی اهل علم و خبرگان آن است. در همین راستا و با عنایت به همین معناست که رهبری انقلاب میفرماید: «اختلافات فکری ایرادی ندارد و بنده به معنای حقیقی کلمه و به معنای وسیع آن به آزادی بیان معتقدم: اما اگر حرفها و مسائلی که محل طرح و استدلال و بحث درباره آنها مجامع کارشناسی و تخصصی است، به صورت اغواگرانه در محافل عمومی مطرح شود، نمیتوان این کار را آزادی بیان نامید.» و این اشاره به همان کلام ساده اما حکمتآموز بزرگان فرهنگ و ادب ما دارد که میگوید: «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد».
اختلاف بین ارکان حاکمیت و شکاف انداختن میان مسئولان اصلی کشور که باید از تمام انرژی و اهتمام خود به صورت جمعی، متمرکز و هماهنگ و هدفمند برای ساختن و پیشبرد اهداف و آرمانهای جامعه استفاده کنند، لطمهای بزرگ و مخرب بر ارکان استقلال و آزادی و اقتدار ملی جامعه و حکومت اسلامی وارد میآورد. و از چنین اختلافات مصیبتبار و تشتتآفرینی است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب. باید از آن استغفار و در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی نسبت بدان توبه و ابراز ندامت کرد. افزایش بصیرت و معرفت معنوی خداشناسانه و دوری و پرهیز از خودخواهی و خودپسندی، راز و رمز موفقیت در نیل به انسجام و وحدت و در امان ماندن از اختلافات بنیان سوز در سطح جامعه و گروهها و گرایشهای سیاسی و کارگزاران دلسوز حکومت است. و چه خوش گفت حضرت «مولانا» که:
در کف هر یک اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
تا این چراغ معرفت و تا این مصباح هدایت در کف مردم ما و مسئولان ما باشد، ردپای هیچ اختلاف و انشقاقی در گفتار و رفتر آنان به چشم نخواهد خورد. با اتکاء و اتکال به همین نور خدایی و اجتناب از ظلمت خودبینی در عرصههای اجتماعی و سیاسی است که با وجود تمام تلاشهای وسیع دشمن در سالهای اخیر برای ایجاد اختلاف و شکاف در ارکان حاکمیت، همچنان که رهبر معظم انقلاب عنوان نمودند، با هشیاری برخی مسئولان، راه بر پیشرفت و نفوذ این توطئه سد شد. آری، به «اتفاق» جهان میتوان گرفت.