تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۵۸۴۰۴

فرصت را از دست ندهید!


 علیرضا خانی
1. ماهاتیر محمد نخست‎وزیر محبوب و کامیاب پیشین مالزی، زمانی در ملاقات با سیدمحمد خاتمی گفته بود: چه کاری از این بهتر و آسان‎تر که دیگران سرمایه‎گذاری و کار کنند و ما بدون هیچ هزینه‎ای، از آن سود ببریم! ما در مالزی هیچ‎کاری نکردیم. فقط به سرمایه‎گذاران گفتیم که برای شما «امنیت» خلق می‎کنیم و قول می‎دهیم مزاحم شما نباشیم. سیل سرمایه خارجی به سمت کشور ما حرکت کرد.
هم کشور توسعه یافت، هم اشتغال بوجود آمد و هم، ما 35 درصد از سودشان را به عنوان مالیات گرفتیم. این بهترین نوع سرمایه‎گذاری است و ریسکی هم در بین نیست.
2. هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه دو هفته پیش در جمع مسئولان عالی قضایی گفت: مقررات دست و پاگیر و نبود ثبات در همین مقررات، ناکارآمدی سیستم بانکی، دخالت سازمانهای دولتی و شبه دولتی در اقتصاد، رقابت‎های ناسالم اقتصادی، وضع گمرک و استفاده نکردن از فرصت‎های کشور باعث فرار 200 میلیارد دلار سرمایه از کشور شده است. این بدترین نوع فساد است و مجرمی هم در بین نیست.
ماهاتیر محمد به یقین یکی از هوشمندترین و کامیاب‎ترین سیاستمداران جهان در حال توسعه و حتی «جهان» به معنای عام آن در دوران معاصر بود. در توانایی این مرد همین بس که مالزی تا همین دو سه دهه گذشته، ساختاری بدوی و قبایلی داشت و مردمش حتی در دهه 70 میلادی از فقر، بیسوادی و هجوم بیماریهای مهلک و اپیدمیک در رنج بودند، اما اینک ذکاوت و همت این سیاستمدار دانا در بکارگیری همه ابزارهای لازم برای توسعه و دوری گزیی از همه تنش‎های محتمل، مالزی را به الگویی برای کشورهی در حال توسعه تبدیل کرده است؛ الگویی رؤیایی حتی برای آنان که تا چند سال پیش، خود، جلوتر از آن کشور بودند. سرزمینی که تا چند سال پیش معیشت مردمش وابسته به صادرات روغن نخل و آناناس و کائوچو بود، که به طور طبیعی و وحشی در آن سرزمین می‌رویید، اینک در کنار توسعه هدفمند این محصولات، به یکی از بزرگترین صادرکنندگان کامپیوتر، لوازم الکترونیک و میکروالکترونیک، لوازم خانگی و صنعتی و تکنولوژی مدرن تبدیل شده است.
سیاستمداران مالزی و بویژه شخص ماهاتیر محمد در دهه‎های پیشین چنان با زیرکی خود و میهنشان را از بحران‎ها و حوادث سیاسی دنیا دور نگه داشتند که به ندرت در صفحات اخبار سیاسی و خارجی مطبوعات یا در بخش‎های سیاسی تلویزیون‎های خبری دنیا اسمی از این کشور به چشم می‎خورد. اکنون نیز همچون گذشته، مالزی در گوشه‎ای آرام راه خود را بسرعت می‎پیماید، سرمایه‎گذاران خارجی را از سراسر عالم جذب می‎کند و پیوسته بر درآمد سرانه و رفاه و پیشرفت جمعیت 23 میلیون نفری خود می‎افزاید...
اما در ایران 200 میلیارد دلار در نتیجه مفاسد اقتصادی از کشور خارج شده است. کسانی که قدرت درک معنی عدد «200 میلیارد دلار» را دارند می‎دانند که این اتفاق به خودی خود یک «فاجعه» است. فاجعه‎ای بزرگتر از زلزله بم که حتی اگر برای آن عزای عمومی اعلام کنیم، برای نشان دادن اهمتیش ناکافیست. قطعاً اگر چنین اتفاق عظیمی در نقطه دیگری از جغرافیای این سیاره رخ می‎داد، تغییراتی وسیع در لایه‎های سازمانی و اداری و حتی سیاسیآن دیار بوجود می‎آمد. عوامل و مسببان آن محاکمه می‎شدند و قوانینی استوار وضع می‎شد تا از تکرار چنین فاجعه‎ای جلوگیری شود. امادر ایران این روند در حال تداوم است و هیچ اتفاقی هم نمی‎افتد. چرا که به گفته رئیس قوه قضائیه «مجرمی در بین نیست» و واقعاً هم نیست. اقتصاد یک مکانیزم پیچیده و مجموعه‎ای از ظروف متعدد اما مرتبط بهم با ماده‎ای سیال است که کوچکترین تغییر در حجم و کیفیت محتوای هر یک، بر دیگری اثر می‎گذارد؛ این تغییر می‎تواند از رفتار یک رفتگر تا تصمیم یک رئیس‎جمهور باشد. خروج 200 میلیارد دلار سرمایه. که اگرچه پیش از این هم گفته می‎شد اما برای نخستین بار توسط یکی از عالی‎ترین مقامات کشور عنوان شد. فی حد ذاته یک «فاجعه ملی» است. فاجعه ملی حتماً نباید زلزله یا شیوع وبا باشد تا از آن بترسیم.
برای نشان قدرت کارکرد این مبلغ در اقتصاد، چند مقیاس ساده ارائه می‎کنیم: چنین مبلغی قدرت ایجاد 20 میلیون شغل را در ایران یا هر نقطه دیگری از عالم دارد (براساس معیار هر شغل 10 هزار دلار). به عبارتی با یک پنجم این پول می‎توان نرخ بیکاری کشور را به صفر رساند.
در مقایسه‎ای دیگر، چنانچه 200 میلیارد دلار در بخش صنعت این دیار سرمایه‎گذاری میشد، سالانه 800 میلیارد دلار به ارزش محصولات تولیدی این بخش افزوده می‎گشت که دست کم 80 میلیارد دلار آن سود خالص بود. چنانچه این پول در بخش خدمات هزینه می‎شد میزان گردش مالی و سوددهی آن بیشتر بود و خلاصه اگر این پول در کشاورزی صرف می‎شد تقریباً تمامی اراضی مستعد شور زیر کشت می‎رفت...
اما چرا در ایران با اعلام این خبر هیچ اتلافی نیفتاد؟ چرا این خبر مانند انفجاری افکار عمومی را تکان نداد؟ چرا نمایندگان افکار عمومی (رسانه‎ها) آسان از کنار چنین خبر تکاندهنده‎ای عبور کردند و حتی حاشیه‎ای بر آن نزدند؟
پاسخ پرسش‎های فوق این است که شوربختانه این اتفاق در ایران به صورت یک «روند» درآمده و عادی شده است، بنابراین فاقد ارزش‎های خبری است، چون مهمترین ارزش یک خبر «تازگی» آن است و وقتی سال‎هاست که سرمایه‎ها از کشور فرار می‎کند و هیچ مجرمی هم در بین نیست رسانه‎ها نیز می‎توانند مانند مسئولان از کنار آن به سلامت عبور کنند...
اما چرا هیچ مجرمی در بین نیست؟ چون همه مجرمند؛ از یک سرباز ساده نیروی انتظامی که به خاطر ضعف آموزش، برخوردی دافعه‎آمیز دارد تا یک واعظ ساده که در شهرستانی دوردست همچنان و ناخودآگاه با ادبیات دو- سه دهه گذشته سرمایه‎دار را زالوصفت می‎داند و اساساً ثروت را فی‎نفس معادل ظلم و ضلالت می‎شمرد تا وکیل و وزیر و دولت و مجلس که به خاطر سخت‎گیری و بدبینی و عدم اعتماد به مردم، قوانین سخت‎گیرانه و بدبینانه و ناپایدار و دائم‎التغییر و غیر قابل اتکا وضع می‎کنند و تا آنها که با تولید رانت و بدست آوردن رانت، امکان استفاده یکسان و برابر از فرصت‎های اقتصادی را از عموم سلب می‎کنند و انگیزه‎ها را می‎کشند... و تا روزنامه‎نگاران و رسانه‎ها که این روزها حتی خبر جشن تولد «مدونا» و گیر کردن گربه «ماریا کری» زیر شیروانی یا گرفتن درجه سرهنگی توسط یک پنگوئن در ارتش نروژ را با آب و تاب نقل و نشر می‎کنند، اما از کنار چنین رویداد هولناکی در کنار گوش و پیش چشم خود، ساکت و منفعل می‎گذرند... همه مجرمند. وقتی همه مجرم باشند هیچ کس را نمی‎توان محاکمه کرد.
با همه این احوال، واقع‎بینانه که بنگریم چشم‎اندازهای روشن و امیدوارکننده اکنون بیش از همه رخدادهای نگون‎بختانه، تجلی و ظهور یافته است. امیدهایی که برای بوقوع پیوستن هزینه‎های گرانی، حتی بیش از قیمتش، پرداخته‎ایم اکنون در آستانه تبدیل شدن به واقعیت است. شاید این، آخرین دور فرصت‎ها باشد.
کشور، امروز در دوره ویژه‎ای قرار داد. بسیاری از زیرساخت‎ها برای جهش توسعه‎ی این سرزمین فراهم است.
تحصیلات، عمومی شد و نیروهای متخصص در همه زمینه‎ها در کشور تربیت شده و رشد کرده‎اند. در بسیاری از صنایع پیشرفت‎های گرانقدری کسب کرده‎ایم. در علوم تجربی دستاوردهای تحسین‎برانگیزی خلق شده است. در نانو تکنولوژی، بیوشیمی، بیولوژی و پزشکی‎، های تک و علوم پایه جوانان کشور دست یافته‎های غیر قابل کتمانی دارند. آموزش فراگیر شده و نرخ باسوادی زنان بطور چشمگیری رشد کرده است. حتی تحصیلات عالی به طور چشم‎افسایی گسترش یافته و در حال عمومی شدن است، همه اینها زمینه‎ها و نشانه‎های «توسعه انسانی» است و توسعه انسانی زیربنای تمام اشکال توسعه است.
در کنار همه اینها، قیمت نفت طی سه سال اخیر 3 برابر شده و درآمدهای کلانی از این رهگذر نصیب کشور کرده است. این فرصت استثنایی و دور هم گرد آمدن همه عوامل توسعه، شاید، دیگر هیچ‎گاه تکرار نشود.
دولت، در این فرصتی که حاصل شده، باید بسرعت دست به مقررات‎زدایی وسیع و رفع مزاحمت‎ از بخش خصوصی و باز کردن عرصه‎های سرمایه‎گذاری داخلی و خارجی همراه با جلب اعتماد جهانیان بزند.
اگر نظام بتواند با هوشمندی و فراست، روند حرکت سرمایه‌ها از کشور را متوقف و معکوس کند، بدون تردید بزرگترین کامیاب خود را بدست آورده است، ولو هیچ کار دیگری انجام ندهد، چرا که معکوس کردن حرکت سرمایه‎ها، خود به تنهایی نشانه تغییر اساسی بسیاری از شاخص ها در عرصه‎های سیالی، اقتصادی و امنیتی است و به همین دلیل است که اقتصاد مانند مایع سیاسی درون ظروف مرتبطه است که تغییر در کمیت و کیفیت محتوای هر یک از ظروف، بسرعت بر همه ظروف اثر می‎گذارد.
مخلص کلام، اینک گاه عمل کردن به پند موفق‎ترین سیاستمدار تنها کشور مسلمان توسعه‎یافته دنیاست. فرصت را از دست ندهید!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات