ترجمه: محسن ایمانی
در ششمین کنفرانس وزرای سازمان تجارت جهانی یک طرح توسعه ظاهرا به نفع کشورهای کمتر توسعه یافته به تصویب رسید. نمایندگان کشورهای ثروتمند بلافاصله از این پیشرفت ابراز شادمانی کردند. به اعتقاد مذاکرهکننده اروپائی، پیتر ماندلسون، این یک پیام روشن است که از هنگکنگ برای فقیرترین و نیازمندترین کشورها به توسعه ارسال شده است. راب پورتمن، همتای آمریکایی ماندلسون، نیز ادعا کرد که کشورهای غنی میخواهند تا آنجا که ممکن است دست و دلباز باشند. افسوس واقعیت بسیار پیش پا افتادهتر از این حرفها است. مجتوای طرح، موردنظر در واقع از سه بند تشکیل شده است: معافیت کامل حقوق گمرگی برای کلیه کالاهائی از 32 کشور کمتر توسعه یافته عضو سازمکان تجارت جهانی صادر میشوند. به استثنای تسلیحات، کمک به تجارت این کشورها و فراهم آوردن زمینههای اجرای قرارداد دسترسی به داروهای خاص توسط این کشورها.
تنها بند اول این طرح توسعه میتواند تا حدی به سود بخش اشتغال در کشورهای کمتر توسعهیافته باشد. البته نباید فراموش کرد که این امر نمیتواند این کشورها را از معضل تولید تخصصی برخی کالهای محدود، در راستای منافع برخی شرکتهای واقع در کشورهای شمال، خلاصی بخشد، پدیدهای که مانع از نیل کشورهای کمتر توسعه یافته به یک توسعه متناسب با نیازهای خاص خود میشود. به علاوه، دست و دلبازی کشورهای ثروتمند، محدودیتهایی هم دارد که آمریکا یا ژاپن به توافقنامة نهایی تحمیل کردند. این دو کشور برخی از کالهای به اصطلاح حساس را از متن توافقنامه خارج کردند.
بند دوم طرح توسعه مذکور قابل تأملتر است. کمک به تجارت در کشورهای کمتر توسعهیافته قطعا منوط به یک سری شرایط خواهد بود. به عبارت دیگر برای جلب کمکها که حدود 4 میلیارد دلار برآورد شدهاند، رهبران کشورهای مذکور باید از خود «حسن نیت» نشان دهند. آن هم با باز کردن بازارهایشان، خصوصی کردن، صنایع ملی و محدود کردن شدید هزینههای دولتی.
با بند سوم طرح توسعه، مشکل به حد اعلای خود میرسد. قراردادی که یک هفته پیش از برگزاری اجلاس سران منعقد شد به کشورهای کمتر توسعه یافته اجازه میدهد که داروهای خاصی را که نمیتوانند تولید کنند، وارد کنند. ولی این حرکت قشنگ فقط یک حرکت رسانهای است. در واقع این موضوع برمیگردد به تصمیمی که در سال 2003 گرفته شد، تصمیمی که در عمل غیر قابل اجراست. شرایطی فنی و بوروکراسی لحاظ شده در این بند تقریبا به هیچ کشور فقیری اجازه استفاده از آن را نمیدهد. به خصوص اگر این کشور در تحریم باشد. سازمانهای غیردولتی مانند پزشکان بدون مرز با ابراز انزجار شدید از این بند طرح توسعه سازمان تجارت جهانی، این طرح را جنایتکارانه توصیف کرده و آن را محکوم کردند. شایان ذکر است که براساس گزارش دفتر مبارزه با ایدز سازمان ملل متحد، روزانه 10000 بیمار مبتلا به ایدز در سراسر جهان میمیرند که 95 درصد آنها ساکن کشورهای فقیرند.
پیام این دست و دلبازی که خطاب به کشورهای فقیر است، تا حدی آن دسته از افکار عمومی را که نگران عمیقتر شدن شکاف بین کشورهایند، نیز مخاطب قرار میدهد. کشورهای ثروتمند نیات دیگری را نیز دنبال میکنند. آنها برآنند که با گمراه کردن کشورهای در حال توسعه که مردد هستند، آنها را ترغیب کنند که بازارهای خود را هر چه بیشتر به روی کالاهای ساخته شده در کشورهای شمال باز کنند و این همان بازار مکر و دورویی است که اعضای ثروتمند سازمان تجارت جهانی راه انداختهاند.
در متن پیشنویس قطعنامه که پیش از اجلاس سران توسط مدیر کل سازمان تجارت جهانی، پاسکال لامی، ارائه شد، بندهایی وجود داشتند که کشورهای عضو را به تبعیّت کامل از سیاستهای لیبرال وادار میکند. این کشورها باید متعهد شوند که موازین مربوط به مدیریت کارآمد رعایت نمایند. کارولین لوکاس، نماینده پارلمان اروپا از گروه چپ متحد، چنین شکوه میکند: چیزی که ما متوجه میشویم این است که کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی مجبورند بدون هیچ محدودیتی همه بخشهای خود را اعم از انرژی، آب، آموزش و بهداشت را به روی کمپانیهای ثروتمند مستقر در کشورهای شمال گشایند.
چنین طرحی هر گونه عملکرد مستقل را از کشورهای جنوب سلب میکرد و در واقع برای شرکتهای چندملیتی این فرصت با پیش میآورد که نظام مدیریت این کشورها را میان خود تقسیم کنند.
گویا تصویب طرح توسعه تنها طرحی است که در هنگ کنگ مورد توافق قرار گرفته و سایر پروندهها که هنوز ناقصند به سال 2006 موکول شدهاند. پاسکال لامی اجلاس اخیر را نیز مرحلهای از لیبرالیزه کردن بیشتر سیاستها توصیف کرده است. در واقع ائتلاف نانوشته آمریکا، اتحادیه اروپا و شخص مدیر کل سازمان تجارت جهانی، پاسکال لامی، توانستند بیانیه وزرا، را بر کشورهای در حال توسعه تحمیل کنند، این بیانیه محدودیتهای زیادی را برای توسعه بالقوه کشورهای جنوب قائل شده است. نشست وزرای هنگ کنگ متنی را تصویب کرد که منعکس کننده دیدگاه کشورهای در حال توسعه نیست. تحت فشارهای کشورهای توسعه یافته، مقاومت کشورهای گروه 90، ونزوئلا، کنیا و کوبا به جایی نرسید. با این همه کوبا و ونزوئلا این توافقنامه را که وضعیت قانونیاش مبهم است، با اکراه زیاد پذیرفتهاند.
به اعتقاد آنها توافقنالمه مذکور باعث بروز فجایع جدیدی خواهد شد و نمیتواند ملتها را متقاعد سازد. طی نشست پایانی گروه 20 نیز که توسط وزرای خارجه برزیل و هند تشکیل یافت، به رغم اینکه این دو کشور نتایج را رضایتبخش میخواندند، این واقعیت پنهان نماند. با پذیرفتن کاهش تعرفههای بخشهای کشاورزی، خدمات و صنعت، کشورهای در حال توسعه متنی را تایید کردهاند که شکستی برای توسعه و یک پیروزی برای شرکتهای بزرگ محسوب میشود. درباره یارانههای بخش صادرات، باید گفت اتحادیه اروپا مبلغ گزافی را به کشورهای فقیر تحمیل کرده است بدون اینکه ما به ازای قابل توجهی در اختیار آنها قرار دهد. واقعیت این است که یارانههایی که اتحادیه اروپا به صادرات اختصاص میدهد اغلب مخفیاند و از تیررس مقررات اجباری سازمان تجارت جهانی در امان هستند. کشورها گروه 20 خیلی خوب میدانند که حمایتهای کشورهای ثروتمند از صادرات قطع نخواهد شد. نظامی که 55 میلیارد یورو را به جیب شرکتهای اروپایی سرازیر میکند به اشکال دیگر به حیات خود ادامه خواهد داد. در ازای یک دسترسی گستردهتر به بازارها جهت رونق صادرات خود، برزیل و هند راضی به سقوط سایر کشورها شدند.
بازنده بزرگ این قبیل تصمیمات که در جهت لیبرالیزه کردن هر چه بیشتر تجارت در عرصه جهانی است، اکثریت کشورهای جنوب هستند. در مذاکرات سازمان تجارت جهانی باید مباحثاتی نظیر توسعه، منافع عموم با احترام به تنوع فرهنگی و کشاورزی روستایی در اولویت قرار گیرند. آیا بهتر نیست سازمان تجارت جهانی در زیر مجموعه سازمان ملل متحد گنجانده شود تا حقوق اساسی ملتها در عرصه تجارت جهانی حفظ شود؟
توافقنامه هنگکنگ در حقیقت باب مذاکرات دیگر در آینده را جهت وادار ساختن کشورهای فقیر به باز کردن بازارهایشان گشوده است، روندی که به زیان صنایع محلی خواهد بود و در نتیجه توانمندیهای این کشورها را در توسعه بخش خدمات محدود خواهد ساخت.
واضح است که سازمان تجارت جهانی با منوط دانستن توسعه به دسترسی به بازار و آزاد سازی مبادلات، نمیتواند خود را مدافع مفهوم توسعه نشان دهد. این یک معامله به زیان کشاورزی، صنعت و خدمات در کشورهای جنوب است.
متاسفانه کشورهای فقیر کوچک وزنه چندانی در مذاکرات محسوب نمیشوند، حال آنکه برخی کمپانیهای چندملیتی که از نزدیک مذاکرات را دنبال میکنند. به مراتب وزنه سنگین تری محسوب میشوند. این ادعا که در سازمان تجارت جهانی همه اعضا برابرند از حد یک ادعا فراتر نمیرود. در این سازمان برخی کشورهای بزرگ، که دست در دست شرکتهای چند ملیتی دارند، به مثابه اربابها رفتار میکنند و حتی مقررات اولیه را رعایت نمیکنند، مانند ایالات متحده در حالی که برخی کشورهای عضو در معرض شانتاژ و بیتفاوتیاند و به رغم وعدههای نولیبرالها این کشورها بیش از پیش در گرداب توسعه، ناهمگون غوطهور میشوند.