حنیف غفاری
ضرب و شتم اخیر میان نمایندگان پارلمان اوکراین که به دنبال تقابل شدید میان مخالفان و موافقان طرح اصلاحات اجتماعی "ویکتور یوشچنکو" به وقوع پیوست بار دیگر بحران عدم انسجام در "کیف" را به رییسجمهور این کشور گوشزد نمود. پس از پیروزی مشکوک یوشنچکو در انتخابات اوکراین واژگان "یکپارچکی"، "انسجام" و "خلاقیت" جایی در بستر سیاسی و اجتماعی این کشور ندارند.
ایالات متحده آمریکا و اروپا در برخورد با کشورهای گرجستان و اوکراین از یک فرمول کهنه استفاده کردند. حمایت از جریانهای کاذب در راستای قدرت یافتن "واشنگتن" در معادلات نظام بینالملل هدف اصلی افرادی مانند بوش و سولانا از انقلاب نارنجی در اوکراین بود. پس از برکناری "یانوکویچ" از معادلات سیاسی کیف و جایگزینی "یوشچنکو" با حمایت مطلق غرب و آمریکا ساختار موجود در اوکراین به شدت بر هم ریخت. پس از پیروزی یوشچنکو حمایتهای واشنگتن و اتحادیه اروپا از اوکراین کاهش یافت.
رییسجمهور اوکراین تصور میکرد که حمایتهای اولیه غرب از وی همچنان ادامه خواهد داشت ولی با گذشت زمان دریافت که به مانند یک ابزار در خدمت سران کاخ سفید قرار گرفته است. ابزار و مهرهای که هم اکنون چارهای جز اطاعت از دستور افرادی مانند بوش و چنی ندارد. "میخاییل ساکاشویلی" در گرجستان نیز در قالب چنین ترفند تعریف شدهای از سوی آمریکا قرار گرفت. زمانی که مسکو تهدید کرد در صورت ادامه سیاستهای تفلیس نسبت به کاخ کرملین به حمله نظامی متوسل خواهد شد آمریکا و اروپا سیاست سکوت در مواقع بحرانی را در پیش گرفتند و بدین ترتیب "تفلیس" از مواقع خود عقبنشینی کرد.
کشورهای آذربایجان، گرجستان، مولداوی، اوکراین و ازبکستان در دهه آخر قرن بیستم در چارچوب طرح "گوام" قرار گرفتند. هدف اصلی این طرح گسترش قدرت ناتو کاخ سفید در خاک اروپاست. به نظر میرسد شکست آمریکا در جنگ عراق و افزایش اختلافات درون حزبی جمهونریخواهان باعث شده است تا در روندی مستقیم و قابل مشاهده کسترش و ادامه طرح فوقالذکر از سوی واشنگتن و اتحادیه اروپا متوقف گردد. "یوشچنکو"، "ساکاشویلی" و شهروندان اوکراینی و گرجی نخستین قربانیان طرح گوام محسوب میشوند.
آنها بدون آگاهی نسبت به آن چه در پشت پرده مذاکرات میان اعضای سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سیاستمداران آمریکایی میگذرد به صورت ناخودآگاه و به شکل ابزارهای شکننده در اختیار سران کاخ سفید قرار میگیرند و سپس "بحران" را در کشور خود تجربه میکنند "تزریق بحران گاز" که هدیه سال میلادی جدید کاخ کرملین به شهروندان و سیاستمداران اوکراینی بود مهر تاییدی بر همین ادعاست.
در جریان قطع صادرات گاز طبیعی از روسیه به اوکراین بیشترین ضربه را شهروندان این کشور خوردند و در مقابل سیاستمداران این کشور و حفظدهندگان اصلی انقلاب اوکراین در آمریکا تنها با اظهار تاسفی بیفایده در برابر این حادثه سکوت کردند. هر گاه ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در جهت اهداف پلید خود اقدام به طرحریزی میکنند "مردم" و "شهروندان بیگناه" جایی در آن ندارند. قربانیان سیاستهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی واشنگتن در جهان امروز بسیار زیاد هستند.
از سوی دیگر مهرههای آمریکا و غرب در کشورهای تحت نفوذ آنها نه تنها به بقای خود در قدرت میاندیشند و در برابر اقدامات و جنایات کاخ سفید و اتحادیه اروپا سر تعظیم فرود میآورند. امروزه در اوکراین و گرجستان بحران انسجام و استقلال بیداد میکند. بسیاری از شهروندان این کشورها خواهان تعریف "خود" به عنوان ملتی مستقل در نظام بینالملل هستند و این خواسته با اقدامات سیاستگذاران این کشورها کاملا متناقض است. به نظر میرسد زمان بیداری قربانیان طرح "گوام" فرا رسیده است.