حسن رویوران
چرا جریان صهیونیستی در سراسر جهان در برابر هر گونه تشکیک در هولوکاست از سوی سیاستمداران مختلف جهان (از جمله جناب آقای دکتر احمدینژاد رئیس محترم جمهور) و یا محققان و مورخان تا این حد واکنش تند از خود نشان میدهد و عملا دفاع به گونهای است که گویا روایت هولوکاست مقدس تر از هر کتاب آسمانی است و از نگاه صهیونیزم این روایت حتی مقدستر از کتابهای مذهبی تورات، تلمود و تایناخ نزد یهودیان است.
پاسخ دادن به این پرسش بخش وسیعی از ابهامات موجود در این زمینه را برطرف میسازد. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران در حال حاضر هولوکاست یکی از مهمترین سلاحهای ذراتخانه استراتژی رژیم صهیونیستی و جنبش صهیونیزم به شمار میآید و این بار با رفتار خود نشان داده است که بر این باور است که سلاح هولوکاست از سلاح هستهای که در اختیار دارد اهمیت بیشتری دارد چرا که سلاح هستهای از دهه پنجاه تا کنون نقش بازدارندگی ایفا کرده در حالی که سلاح هولوکاست سلاحی کارآمد و چند منظوره به شمار میرود که تاکنون از آن در ابعاد گوناگون بهرهبرداری شده است. برای درک این واقعیت به چند کارکرد این سلاح اشاره میشود.
1- افسانه هولوکاست از نیمه اول دهه چهل از سوی جنبش صهیونیستی مطرح شد و در برپایی رژیم غاصب صهیونیستی نقش مهمی ایفا کرد. در ده سی میلادی در نتیجه قیام فراگیر مردم فلسطین به رهبری شیخ عزالدین قسام بر ضد استعمارگران انگلیسی و سیاستهای کوچاندن صهیونیستها و اسکان آنها در فلسطین، دولت بریتانیا را برای کاهش واکنش فلسطینیان، سیاستهای جانبدارانه خود را از صهیونیزم تا حدی از حالت آشکار به پنهان تغییر داد و در مراحل بعدی و به علت جنگ دوم جهانی و ضرورتهای سیاسی جدید، انگلیس شعار حل و فصل عادلانه بحران فلسطین و تقسیم این سرزمین میان فلسطینیان و یهودیان را مطرح کرد که با این تحولات جریان صهیونیستی احساس خطر کرده و با مطرح کردن افسانه هولوکاست و دروغ بزرگ کشته شدن شش میلیون یهودی از سوی آلمان نازی، موفق شدند وجدان اروپا را تحت فشار گناه پاکسازی نژادی و دینی قرار دهند و همبستگی دولتها و جوامع غربی را برای ایجاد دولت صهیونیستی برای این مردم ستمکشیده جلب کنند. این فرآیند در اعلام موجودیت رژیم غاصب صهیونیستی در سال 1948 و به رسمیت شناخته شدن آن از سوی کشورهای غربی تا حد زیادی کمک کرد.
2- سلاح هولوکاست از زمان پایان جنگ جهانی دوم تاکنون به عنوان مهمترین سرپوش بر همکاری جنبش صهیونیستی و نظام نازی آلمان به رهبری هیتلر از آن استفاده میشود. این همکاری به کشته شدن بسیاری از یهودیان انجامیده و جوامع یهودی مقیم کشورهای اروپای مرکزی را تحت فشار قرار داده و به مهاجرت به فلسطین اشغالی وادار کرده است. این رفتار رفتاری نیست که بتوان از آن دفاع کرد و در صورتی این که همه یهودیان از جزئیات آن باخبر شوند و باور کنند. یک نوع ارتداد از این رفتار و یا حتی از تفکر صهیونیستی به وجود خواهد آورد.
در سال 1984 کمیته ضد صهیونیزم شوروی طی همایشی بسیاری از حقایق این همکاری را آشکار کرد. آقای دیوید داراگوفسکی رئیس این کمیته و مارک کروبکین قائممقام او در جشنهای چهلساله پیروزی شوروی بر فاشیسم، تعدادی از اسناد این همکاری را از حالت طبقهبندی و سری خارج کرده و همکاری گشتاپو (سازمان امنیتی آلمان نازی) با جنبش صهیونیستی را نمایان ساخت. در یکی از این اسناد از آقای بوکسی نماینده گروه تروریستی – صهیونیستی هاگانه که اریل شارون یکی از موسسان آن به شمار میآید با نمایندگان دولت نازی پرده برمیدارد و توافق تحت فشار قرار دادن یهودیان برای مهاجرت به فلسطین اشغالی را آشکار میسازد.
همچنین در مرکز اسناد آمریکا دهها سند وجود دارد که ثابت میکند میان نظام نازی آلمان و جنبش صهیونیستی همکاری گسترده سیاسی وجود داشته است. توافق هاتفارا در سال 1933 یکی از مستندترین همکاریهای رسمی صهیونیستها و دولت نازی است. این توافق پس از دیدار سام کوهین مدیر عامل شرکت اسکان صهیونیستها و هابنریش و ولف سرکنسول آلمان در شهر بیتالمقدس امضا گردید و قرار شد صهیونیستهای مقیم فلسطین تجهیزات کشاورزی خود را از آلمان وارد کرده و پول این تجهیزات از اموال یهودیان مقیم آلمان پرداخت گردد و در مقابل یهودیان آلمانی پس از مهاجرت به فلسطین اموال خود را از آژانسهای صهیونیستی در فلسطین دریافت کنند. این توافق به این علت امضا شد که دولت آلمان خروج ارز از کشور را ممنوع کرده و این مقوله مهاجرت صهیونیستهای آلمان را کند کرده بود.اقدام جنبش صهیونیستی در بکارگیری سلاح هولوکاست و انگ یهودستیزی به کسانی که این حقایقت را آشکار میکنند، یکی از مهمترین حربههای رژیم صهیونیستی است برای خاموش کردن این صداهای حقیقتجو و دور کردن خود از پاسخگویی به فرزندان یهودیانی که با تیغ صهیونیزم کشته شدند.
3- یکی دیگر از کارکردهای هولوکاست باجگیری رژیم صهیونیستی از کشورهای غربی است. جنبش صهیونیستی برای کوچاندن یهودیان به فلسطین اشغالی به طرفندهای مختلف سیاسی و رشوه های کلان مالی روی آورد و گویا ذهنیت سیاسی و رشوههای کلان مالی روی آورد و گویا ذهنیت نوستالوژیک بازرگان، نزول خوار و پیمانکار چهرههای صهیونیستی، هولوکاست را ابداع کرد تا آنچه به صورت رشوه به شخصیتهای نازی داده بودند بطور چند صد برابر از دولت و مردم آلمان و اروپا پس بگیرند.
به رغم اینکه اگر جنایتی درباره یهودیان اتفاق افتاده، مسئول آن دولت نازی است و نه دولت کنونی آلمان، جنبش صهیونیستی موفق شده بر اساس اصول حقوقی جانشینی دولتها، دولت آلمان را به پرداخت غرامت به صندوق ملی یهود تا سال 2030 وادار سازد. هر چند که جانشینی صندوق به جای قربانیان یهودی هیچ اصل و پایه حقوقی ندارد. تاکنون دولت آلمان بیش از صد میلیارد مارک پرداخت کرده است و در آینده مجبور به پرداخت دهها میلیارد دیگر است. سپردههای مالی آلمان در سویس در دهه چهل به ضرب تبلیغات ماشین عظیم رسانهای صهیونیزم در جهان در معرض تاراج صهیونیستها قرار گرفت.
صهیونیزم با بهانه کردن هولوکاست و اینکه یهودیان در دهه چهل توسط نازیها کشته شدند، سپردههای آنها به صورت راکد در بانکهای سویس باقی مانده است. از دولت سویس درخواست کرد تا سپردههای آنان را به اسرائیل و آژانسهای یهودی واگذار کند تا مظلومیت! دوبار تکرار نگردد. یکبار زمانی که یهودیان کشته شدند و یکبار دیگر زمانی که فرزندان آنها از ارث پدران خود محروم شد. این طرفند رژیم صهیونیستی پس از چند سال بمباران تبلیغاتی و جا انداختن این مساله که بخشی از سپردههای آلمان از یهودیان مصادره شده بود! موفق شد دولت سویس را وادار سازد تا بخشی از پولهای راکد در بانکهای سویس در دهه چهل را به اسرائیل بپردازد.
4- یکی دیگر از کارکردهای هولوکاست توجیه رفتارهای تجاوزگرانه و استعمارطلبانه رژیم صهیونیستی است. در اینجا نباید فراموش کرد که رژیم صهیونیستی از مدل استعمار میهنگزینی است و ایجاد چنین رژیمی در سرزمین فلسطین براساس این الگو، ایجاب میکند که این رژیم مردم بومی را از بین ببرد یا آواره سازد و جای آنها را بگیرد رفتارهای ضدانسانی همراه با این مدل در هیچ فرهنگ انسانی قابل توجه و دفاع نیست ولی رژیم صهیونیستی با فعال کردن سلاح هولوکاست و اینکه یهودیان در اروپا مظلوم بودند، میکوشد مظلومیت مردم فلسطین و رفتارهای تجاوزگرانه رژیم نژادپرست صهیونیستی برضد آنها را تحتالشعاع قرار دهد.
البته به تناسب نیازهای امنیتی رژیم صهیونیستی کارکرد توجیهی سلاح چند منظوره هولوکاست نیز تغییر میکند. به عبارت دیگر زمانی که رژیم صهیونیستی میکوشد دیوار حائل را بسازد و عملا فلسطینیها را در زندانهای بزرگ بازداشت کند، این رفتار آپارتاید گونه را براسس ارث جنگ دوم جهانی و فرهنگ گسترده هولوکاست در عرصه بینالمللی توجیه می کند. به رغم اینکه رفتارهای نژادپرستانه در حال حاضر در عرصه بینالمللی هیچ پایگاهی ندارد و از جمله سیاستهای منفور بینالمللی به شمار میآید، رژیم صهیونیستی براساس افسانه هولوکاست فاجعه کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم را زنده میکند و گرایش جامعه صهیونیستی در دوری از جوامع دیگر و فرار تداخل با دیگر ملتها به علت حافظه تاریخی را توجیه میکند و آن را بسیار منطقی مینمایاند.
البته گاهی رژیم صهیونیستی گستاخی را به حدی بالا میبرد که بحث ترانسفیر یا اخراج دستهجمعی باقیمانده جامعه فلسطین در سرزمینهای اشغالی را تحت همین عناوین مطرح میکند و ایجاد دولت خالص نژادی برای یهودیان را به عنوان یک نیاز سیاسی ارائه میدهد که در آن جامعه بینالمللی در برابر جنایتی که در حق یهودیان در گذشته انجام داده، باید به اسرائیل کمک کند و به عنوان کفاره گناه گذشته از همه سیاستهای آن حمایت نماید.
این شمه از کارکردهای سلاح هولوکاست برای رژیم صهیونیستی نشان میدهد که چرا رژیم صهیونیستی و ماشین رسانهای بینالمللی وابسته به آن اینگونه واکنش از خود بروز میدهند. این مسأله نیز روشن میکند که هولوکاست یکی از نقاط ضعف دشمن است که متزلزل شدن آن در برنامه تعریف شده و همه جانبه میتواند دشمن صهیونیستی را تا حد زیادی آسیبپذیر سازد.