دکترحمید هادیان
در اواخر دهه 90 میلادی درو رویکرد مدیریت دیپلماتیک شامل شرقگرایی و غربگرایی در کشورهای واقع در هارتلند و ریملند از جمله ایران ظاهر شده است.
سیاست شرقگرایی مبتنی بر امنیت و انرژی و غربگرایی مبتنی بر تعامل سیاسی و اقتصادی دو نوع الگوی مدیریت دیپلماتیک کشور است.
این مقاله در صدد پاسخگویی به دو سئوال ذیل است:
الف- الگوی مدیریت دیپلماتی ج.ا.ا در قبال آسیا چیست؟
ب- تصویر عینی آسیا در تحولات جاری بینالمللی چیست؟
به نظر میرسد که مدیریت دیپلماتیک کشور نبایستی به طور منطق به یکی از رویکردهای مذکور روی آورد و درصدد جایگزین ساختن یک الگو به جای الگوی دیگر باشد. بالعکس باید با کالبد شکافی تصور عینی آسیا تصور ذهنی و فکر مدیریتی قدرتمند دیپلماتیک برای تعامل با آن تدوین و توسعه دهد.
الگوی متوازن مبتنی بر Mixture در تعامل با سیستمهای تابعه بینالمللی از جمله آسیا باید الگوی متعادلی برای مدیریت دیپلماتیک کشور باشد. الزام در انتخابات هر یک از رویکردهای دیگر حق انتخاب را در مدیریت دیپلماتیک کشور از بین میبرد و در عوض الگوی جایگزین سازی را نهادینه میسازد.
از طرف دیگر الگوی متعادل مبتنی بر آمیختگی در انتخاب سیستمهای تابعه بینالمللی حاکی از فراهمسازی تخصصهای مدیریتی در بدنه دیپلماسی کشور، بسترسازی فکری و فرهنگی در افکار عمومی کشور و درک و شناخت دقیق از آسیا است. به عبارت دیگر باید این تصویر ذهنی و فکری و تصویر عینی از اینکه الگوی متعادل مدیریت دیپلماتیک کشور در انتخاب سیستمهای تابعه بینالمللی از جمله آسیا، به دنبال آیندهنگری و پیشبینی تحولات هر چه دورتر در این قاره است که حاصل آن تدوین و توسعه راهکارها و تدوین استراتژی دراز مدت است.
تصویر جدید آسیا بر روی موضوع عمده استوار است:
اولین موضوع این است که در قرن 21 منطقه آسیا به بزرگترین و شاید مهمترین موضوع مورد توجه قدرتهای اقتصادی جهان تبدیل خواهد شد. سه عامل باعث طرح این موضوع است:
1- نرخ بالای رشد اقتصادی پایدار؛
2- ثروت و رونق آمریکا بر تداوم ارتباطات با سیستمهای اقتصادی آسیا متکی خواهد بود. چین، هند و ژاپن با شرایط مطلوب اقتصادی و نظامی به مراکز مهم قدرت تبدیل خواهد شد؛
3- منطقه آسیا دارای قابلیتهای تکنولوژیک در سطح گسترده و فزاینده است.
دومین موضوع مهم این است که منطقه آسیا با قابلیتها برتر اقتصادی، فنی و تکنولوژیک دارای کانونهای پرخطر، مناقشات داخلی و رقابتهای شدید تسلیحاتی نیز است. سیال بودن هر یک از کانونهای خطر میتواند دومین و مخاطرات منطقهای را فراهم کند. نوع رژیمهای سیاسی، اختلافات ارضی و مرزی، قابلیتهای برتر نظامی و رقابت شدید تسلیحاتی و رژیمهای امنیتی سنتی بر سیال بودن هر یک از حفرههای داخلی و خارجی کانونهای بحران میافزاید.
به نظر میرسد زیر ساخت قدرتمند اقتصاد نظامی و انتقال تجارت مجتمعهای صنعتی- نظامی برخی قدرتهای آسیایی به سایر حفرههای غیرنظامی اقتصادی، فنی و تکنولوژیکی تصویر جدید از آسیا را در رقابتهای بینالمللی فراهم کرده است. برای مثال؛ محافل فکری و استراتژیک آمریکا را جمله رند از ظهور ارتشهای بر کشور آسیایی به عنوان رقیب جدید ارتش عربی نام میبرند. ارتشهای بوکسور مبتنی بر قدرت هوایی و موشکی بدون درگیری مستقیم با حریف به انهدام اهداف میپردازند. تخصصهای نوظهور در تولید انبوه موشکهای بالستیک، شناورهای جدید سطح و زیر سطح، هواپیما جنگنده و بمبافکن دوربرد و سیستمهای جدید راداری حساسیت آمریکا را افزایش داده است. البته این حساسیت در قبال منطقه خاورمیانه دیده نمیشود. چون ارتشهای خاورمیانه علیرغم قدرت آتش موشک هنوز دوران ارتشهای کشتیگیر با هدف Engagement با حریف را دنبال میکنند. بدیهی است که هر چه سطح اتکا با حریف بیشتر باشد Reactions بیشتری قابل انتظار است.
کشورهای برتر آسیایی با انتقال تجارت نظامی به سایر حوزههای تخصصی غیرنظامی میتوانستهاند رقابتهای شدیدی در امور فنی، تکنولوژیک، اقتصادی و غیره فراهم سازند.
به نظر میرسد که منطقه آسیا در حال تبدیل شدن به مرکز ثقل استراتژیک در سیاست بینالمللی است. این دگرگونی در شرایط فعلی جهان بسیار حیاتی است. اولین بار در سال 1500 میلادی بزرگترین تمرکز قدرت اقتصادی بینالمللی در آسیا دیده شد و بستر فرهنگی و فکری لازم نیز در این منطقه نهادینه شده و تا اعماق خانواده ریشه دوانده است.
در دوران جنگ سرد بیشتری بخش انرژی سیاسی- نظامی دو ابر قدرت در بلوک شرق صرف شد، هر چند در آسیا جنگهای ویتنام، کره، کامبوج و هند و پاکستان و اشغال افغانستان را شاهد بودیم. آسیا از این فرصت پیش آمده به تقویت زیر ساخت اقتصادی و نظامی خود پرداخت.
پس از جنگ سرد نیز جغرافیای روندهای همکاریهای اقتصادی و تجاری فرصت بیشتری برای آسیا فراهم کرد و پس از 11 سپتامبر نیز انجمن (لبه جلویی منطقه نبرد) آمریکا در پیکار با تروریسم در منطقه خاورمیانه متمرکز است و این بار نیز آسیا فرصت بیشتری در امور اقتصادی، تجاری، فنی و تکنولوژیک پیدا کرده است.
یکی از پدیدههای نادر منطقه آسیا تاثر نمایشی و سرایتی قدرت اقتصادی و نظامی آن است. تاثیرات اقتصادی و نظامی آسیا خیلی سریع به سایر کشورها سرایت پیدا میکند. برای مثال شکل خاصی از تکنولوژی و فرآوردههای اقتصادی و نیز کار ویژههای خاص تولیدات نظامی ضمن تکثیر به سایر کشورهای آسیایی و نیز دیگر کشورها نیز سرایت پیدا میکند و بازار منطقهای و حتی فرامنطقهای آن فرآورده تسخیر میشود.
گفتگوهای آسیاییسازی و تسری آن به قدرتهای برتر منطقهای در آسیا اتحادسازی امور نرمافزاری اقتصادی، تجاری، فنی و تکنولوژیک را در بین کشورهای هند، چین، روسیه و نیز دیگر کشورها چون ایران، پاکستان، مالزی و برخی دیگر را فراهم کرده است.
با عنایت به تصویر جدید آسیا در دو بعد نظامی و اقتصادی، لازم است که تصور ذهنی و فنی در تدوین و توسعه الگوی مدیریتی دیپلماسی کشور مبتنی بر نگاه متوازن به سایر سیستمهای تابعه بینالمللی از جمله آسیا فراهم آید.
بدیهی است که برای تحقق این امر نیازمند بسترسازی فکری و فرهنگی و تخصصگرایی در امر زیربنایی، مغزافزاری، نرمافزاری و سختافزاری اقتصادی و نظامی آسیا هستیم.