*خوشبختانه نظریهپردازان و استراتژیستهای اصلاحطلب پیشرو به طور بیسابقه در حوزه روشنفکری دینی به مقوله تبیین حقوق اقوام و اهل مذاهب و دفاع از مطالبات آنان که قبل از جنبش اصلاحات اصلاً به آن پرداخته نشده بود، اقدام نمودهاند که مجموع مقالات و مطالب آقایان حجاریان، «تاجزاده» و «جلاییپور» و تصریحات آقای «میردامادی» و آقای «محمدرضا خاتمی» که از حامیان جدی جنابعالی هستند پیرامون تبیین حقوق اقوام و مذاهب و دفاع از مطالبات نقطه عطف توسعه این اقدام پیشگام بوده است. آیا از خدمات نامبردگان در مقام استراتژیستهای مقوله حقوق بشر به منظور نهادینه شدن احترام به حقوق اقوام و اهل مذاهب استفاده خواهد شد؟ مکانیسم پیشبینی شده برای تحقق این امر در دولت شما چیست؟
**همانطور که اشاره داشتید اصلاحطلبان در خصوص تبیین این مقولهها کارهای باارزشی انجام دادهاند اما هنوز کارهای زیادی باقی مانده که باید انجام شود.
مهمترین ساز و کار و روش برای تحقق جدی آرای بنده و همکارانم در مورد حقوق اقوام و مذاهب، تأسیس معاونت حقوق بشر در ریاست جمهوری است که قبلاً مطرح کردهام و همچنین تشکیل معاونت اقوام و مذاهب که در دست بررسی است، تا این ایدهها و نظریهها را در قالب طرح و برنامه اجرا و مسائل و موضوعات مرتبط با آن را به طور جدی دنبال کنند. امیدوارم با این نهادسازی بهتر و جدیتر بتوان به این شعارها جامعه عمل پوشاند و راهکارهای تازه و مهم برای احقاق حقوق تاریخی و رفع ظلم و تبعیض و بیعدالتی قومی و مذهبی تدوین و اجرا شود.
*فراگیری زبان مادری و سوادآموزی آن در کنار زبان ملی از دغدغههای عمده حقوق اقوام است که به صورت یک اصل پیشرو در قانون اساسی پیشبینی شده است اما اسرار مسکوت نگاه داشتن اصل 15 با گذشت 26 سال برای ما کشف نشده است، جنابعالی علت معوق ماندن اصل 15 را به کدام عوامل بازدارنده نسبت میدهید؟
**متأسفانه یک باور نادرست وجود دارد که به اقوام و فرهنگها به عنوان تهدید مینگرد و صرفاً از بعد امنیتی این مسائل و موضوعات را تجزیه و تحلیل میکند. جنگ، ترور و برخی مسائل در اوایل انقلاب به تقویت این نگرش دامن زده است در حالی که همین موضوعات یعنی جنگ، آشوبهای منطقهای و... ثابت کرد که اقوام و مذاهب همواره مدافع جدی و نیرومند هویت و استقلال و یکپارچگی ایران بودهاند. در هر حال این نگرش، اقوام را تهدید علیه هویت و استقلال کشور میداند و علیه اجرای اصل 15 قانون اساسی فعال است. در حالی که هم سوابق تاریخی و فرهنگی و هم نظریههای اجتماعی در زمینه جهانی شدن ثابت کردهاند اقوام سدهای فرهنگی مهم در برابر فروپاشی هویت ملی هستند. زبان قومی هیچ تهدیدی علیه هویت ملی نیست. من در سفرهایی که به مناطق مختلف داشتهام این موضوع را به عینه مشاهده کردهام به نظر من با نگاهی فرهنگی و جامعه شناختی و نه بدبینانه و امنیتی نه تنها تکیه بر سایر زبانها و فرهنگی در حوزه ایران زمین تهدید برای ما نیست بلکه فرصتهی زیادی برای همدلی و مشارکت بیشتر را فراهم میسازد البته در این مورد نیاز به تهیه منشوری اجرایی است که امیدوارم با حضور کارشناسان فرهنگی و جامعهشناسی کشور این کار در دولت آینده عملی گردد.
*مردم عرب خوزستان نسبت به هویت قومی خود در برابر تحمیل یک هویت غالب و برتر همواره از خود واکنش دفاعی نشان دادهاند. آیا حفظ هویت قومی عربهای خوزستان با سایر اقوام در کنار هویت ملی عامل نگرانی میتواند باشد. شما به مخالفان رویکرد توسعه هویت اقوام ایرانی چه پاسخی خواهید داد؟
**به دلایل تاریخی و فرهنگی باید بیاموزیم و باور کنیم که «ما» بودن در زمانی تحقق مییابد که «من»های واقعی قومی، زبانی، جنسیتی و نسلی مقتدر وجود داشته باشند. وحدت دموکراتیک در تعامل و پیوند با یکدیگر و زیستن به نحو مسالمتآمیز و مداراجویانه ممکن میشود. اگر دنبال ایران قوی و نیرومند بر مبنای همبستگی ملی هستیم این همبستگی زمانی شکل، قوام و بقا مییابد که همه اقوام و فرهنگها با حفظ هویت خود با دیگران تعامل کنند. با تضعیف و تحقیر اقوام نمیتوان همبستگی نیرومند و مقتدر ملی را سامان بخشید. بنابراین حفظ هویت اقوام در کنار تأکید بر وحدت ملی ایران نیرومند را تحقق میبخشد. این توسعه مبتنی بر توسعه انسانمحور و رعایت حقوق فرهنگی همه شهروندان است.
*ایرانیان عرب نیز که عمدتا در خوزستان ساکن هستند هیچگاه تهدیدی برای کشور از منظر ملی نبودهاند حساب چند نفر آدم که گاهی ممکن است حرفهای تندی را مطرح کنند از مردم خوب عرب جداست و در هر قومی ممکن است پیدا شوند پس چرا تهدید باشد. خداوند مردم را به اشکال و اقوام مختلف در نظام تکوین آفریده است و توسعه زبان و فرهنگ آنها نیز آن هم زبان عربی که زبان دینی ما هم هست، چه نگرانی را باید به وجود آورد؟
**چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید دیدمان را عوض کنیم آن وقت همه چیز حل میشود و اقوام مختلف همانطور که همیشه در ایران با اهمیت و محبت با هم زیستهاند برای ارتقای توسعه کشور نیز تلاش کنند، شاخصهای همیت ملی جامعه متکثر ایران مجموعهای از هویتهای قومی اقوام تشکیلدهنده جامعه متکثر آن است تقویت هویت اقوام به مثابه مضاعف نمودن هویت ملی است. اگر چنان حسی که میگوید در مردم هست باید رفع شود.
*اغلب عربهای خوزستان نسبت به تقسیم منابع و منافع ملی و اقلیمی خود را در تبعیض مزمن نسبت به سایر اقوام فرض و احساس ستم مضاعف میکنند. بسیاری بالا بودن نرخ بیکاری، اعتیاد و سایر ناهنجاریهای اجتماعی را ناشی از وجود چنین تبعیضی میدانند شاخص تمهیدات برنامه جنابعالی برای هنجارسازی اجتماعی و اقتصادی مردم عرب خوزستان چه خواهد بود؟
**بالا بودن نرخ بیکاری در برخی از شهرهای خوزستان نگرانکننده است جنگ و تخریب زیر ساختهای استان و به صورت مضاعف عدم توسعه استان در ایام جنگ را بارها از زبان مسؤولان به دلیل مسؤولیتم شنیدهام. واقعاً باید کاری اساسی و جدی در خوزستان انجام داد و از شرمساری در نزد بهترین مردمی که به قول امام دین خود را به اسلام ادا نمودند، بیرون آمد.
ضمناً میبایستی در مورد آب شرب مردم خصوصاً اهواز، شادگان، آبادان و خرمشهر کاری اساسی صورت گیرد، حال یا با انتقال کافی آب به این مناطق یا با ایجاد تأسیسات مدرن برای تصفیه آب، پرداختن به تخیلات که در اثر جنگ بخش قابل توجهی از آن نابود شد و یا جلوگیری نمودن از اثرات مخرب زیست محیطی طرح توسعه نیشکر، من در خرمشهر هم گفتم باید کمیتهای ویژه تشکیل شود و اثرات نامطلوب زیست محیطی و اجتماعی طرح عظیم توسعه نیشکر بررسی و به صورت ضربتی مرتفع گردد. قرار نیست در طرحی ملی، مردم یک منطقه دچار آسیب شوند. اگر اشکالات کار برطرف شود مردم از این طرحها حمایت میکنند و دلخوریها و ناراحتیها برطرف میشود. آن گونه که برخی از دوستان برایم گفتهاند، شتاب در انجام طرح باعث نادیده گرفتن برخی از عوارض اجتماعی شده است و به همین دلیل گفتم در دولت آینده باید با کمیتهای ویژه به این مسائل رسیدگی کرد.
*آیا از نخبگان یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی اقوام متنوع ایران زمین در ظرفیت و مجال عدالت قومی پیشبینی شده در برنامه جنابعالی استفاده خواهد شد؟ به طور اجمالی مقدمات مشارکت کارگاهی آنان چگونه طراحی خواهد شد؟
**من در برنامههایم کراراً اعلام کردهام که عدالت قومی، عدالت جنسیتی و عدالت نسلی را باید محقق بسازیم. حتما از همه اقوام در سطوح مختلف استفاده خواهد شد. در سپردن پستها در استانها، بهترین کار سپردن پستها دست نخبگان و مردم خود منطقه است ولی نباید هیچ استانی خود را از ظرفیتهایی منابع و نیروهای سایر استانها محروم کند.
*در جنگ تحمیلی منافع عربنشین جبهه جنوب بیشتر از سایر مناطق در معرض تهاجم ارتش عراق قرار گرفته بودند به طوری که آسیبهای جانی و مالی جبرانناپذیری را متحمل شدند، محل استقرار خود را به ناچار ترک گفتند و بیشترین مهاجران جنگ را در مدت 8 سال به خود اختصاص دادند. برای استحصال مجدد فرصتهای از دسته رفته مانند اراضی کشاورزی که کماکان محل استقرار نیروهای نظامی است در آینده اقدامی صورت خواهد گرفت و آیا جهت رفع مصائب جنگ که جبران آن قابل اجرا است، تدابیری اندیشه خواهد داشت؟
**خوزستان پادگان نظامی نیست. مردم این استان در گذشته هزینههای زیادی را متحمل شدهاند اما خوشبختانه زیرساختهای جدی صنعتی و کشاورزی در این استان به تدریج در حال شکل گرفتن است. این زیرساختها باید گسترش یابد. با توجه به ظرفیت بالای خوزستان از حیث منابع طبیعی و زیرزمینی لازم است مردم این استان نیز از مواهب آن به نحو شایسته بهرهمند شوند.
من واقعاً وقتی ایام جنگ را به خاطر میآورم از مظلومیت مردم این منطقه متأثر میشوم مردم خوزستان به همین دلیل مورد محبت امام بودند و امام فرمودند خوزستان دین خویش را به اسلام ادا نمود. من هم در این سفر مطلع شدم که بخش قابل توجهی از زمینها به دلیل عدم مینروبی به صورت کامل استفاده نمیشود و همواره تلفات انسانی هم داشتهایم. واقعاً این غیرقابل قبول است باید با تخصیص اعتبار کافی به سرعت این موضوع مرتفع گردد و از سوی دیگر پس از کار کارشناسی دقیق، بسیاری از پادگانها که به نظر میآید ضرورتی امنیتی هم ندارد برچیده و یا به جاهای دیگر منتقل گردد.
مرز شلمچه و ارتباطات بازرگانی با همسایگان و یا حتی فعال کردن مرز چزابه برای مردم عرب منطقه حیاتی است و به اقتصاد منطقه رونق خواهد داد. یا مثلاً منطقه آزاد تجاری آبادان و خرمشهر تأکید کردم باید سریعتر به شکوفایی برسد. به نظر من در خوزستان باید قدمها سریعتر و بلندتر برداشته شود.
*با اذعان به اینکه معوق ماندن دیرینه مطالبات اقوام و عدم توجه به حقوق واقعی آنها از جمله مخاطرات در راه حفظ امنیت ملی در درازمدت فرض میشود، اصلاح نگرش سیاست امنیت ملی با رویکرد «مهار اقوام» با توجه به برنامههای عدالت قومی دولت جنابعالی امکانپذیر خواهد بود؟ مقدمات آن چیست؟
**ببینید مسائل اجتماعی و فرهنگی را باید با شیوه علمی و با منطق جامعه شناختی حل و فصل کرد. در بسیاری از موارد مشکل ما آن بوده و هست که با نگاه امنیتی با مسائل برخورد شده است. حتی برخورد امنیتی با اعتراضات مردمی، به پیچیدهتر شدن مساله منجر شده است.
مثلاً همین حوادث اهواز، ریشه این مسائل نه تجزیهطلبی بود و نه حتی مخالفت با نظام، بلکه ریشه اصلی مشکلات عمیق اجتماعی، بیکاری، اعتیاد و بعضاً احساس نادیده گرفتن حقوق و مطالبات مردم عرب بوده است که باید با این مسائل ریشهای برخورد کرد تا مردم با امید به عدالت در تعیین سرنوشت خویش فعالتر مشارکت کنند.
عدالت قومی را باید در همه ارکان و زمینهها و فرصتها و منابع انسانی و مادی استان و در سطح ملی تعریف کرد. اجرای این عدالت قومی شامل مواردی از قبیل رفع هر گونه تبعیض و تحقیر نسبت به قومیتهای ایرانی و متون آموزشی، حمایت از تشکیل تشکلها و NGO های قومی، برنامهریزی پایدار با هدف احیا و در حفظ میراث فرهنگی و تاریخی مردم خوزستان، برخورداری کابینه و پستهای کلیدی مدیریت از وزیران عرب اصلاحطلب خواهد بود.
*جنابعالی از قبول مطالبات کردها که به مطالبات هجدهگانه کردها معروف شده است بیدرنگ و بدون ملاحظه استقبال نمودید و در تلاش برای تحقق آن نیز تصریحاتی به عمل آوردید، حال چنانچه به تحقق آن نایل شوید تاثیرات داخلی ناشی از عدم پرداختن حقوق و مطالبات کردها و سایر اقوام را چگونه ارزیابی خواهید کرد؟
**موافقت من با مطالبات کردها، تنها اختصاص به کردها ندارد، در مورد سایر اقوام نیز آنها را تأیید میکنم. در مورد ایرانیان عرب، آذری، ترکمن، بلوچ، لرها، بختیاریها و ... سایر اقوام نیز مصداق دارد.
به طور خاص در مورد خوزستان شخصیتهای فرهنگی و سیاسی عرب نزد من آمدند، با خود شما در تهران چند بار ملاقات داشتم و همواره بر خواستههای بر حق شما صحه گذاشتم. دوستان مختلفی از حزب آفاق نیز که نزد من میآمدند احساس و دریافت خود را به صراحت بیان کردم و باز هم بر آن تاکید میکنم. فکر میکنم در نوع پاسخی که به دغدغهها، خواستهها و نظرات شما دادهام موضع من هیچ ابهامی ندارد. اقوام مختلف حق دارند نشریه به زبان خویش داشته باشند. تشکلهای سیاسی و فرهنگی تشکیل دهند. در صدا و سیما برنامه به زبان قومی داشته باشند، در آموزش و پرورش امکان تدریس زبان آنان فراهم شود. اینها همه و همه شناخت و دوستی را میان اقوام مختلف ایران عزیز بیشتر میکند. من نه تنها نگران نیستم بلکه بسیار خوشبین هستم. امروز نخبگان اقوام که بخش عمدهای از جنبش اصلاحی در جامعه ایران را به پیش میبرند دارای ظرفیتهای بسیار بالایی هستند و باید از همه در اداره کشور بهره جست تا حقیقتاً بتوانیم در عمل نشان دهیم که ایران برای همه ایرانیان است.
*اگر بخواهیم اهم موضوعات و مطالبات مورد بحث را خلاصه بفرمایید چه موردهایی بیشتر مورد توجه شما میباشد؟
**اگر بخواهم به طور خلاصه عنوان کنم فکر میکنم مسائل زیر از اهمیت برخوردار میباشد:
1. اجرا نمودن اصول 15 و 19 قانون اساسی
2. همان گونه که مسؤولان ستاد در استان مطرح کردند و این موضوع مورد توجه اینجانب و برخی از مشاورانم بوده با ایجاد معاونت اقوام و مذاهب به صورت جدی توجه به مسائل قومیتها را عملیاتی خواهم کرد.
3. در خصوص مسؤولیتها اولویت یا نیروهای منطقه میباشد ضمن اینکه نباید استان را از نیروهای مجرب سایر استانها محروم کرد.
4. وضعیت منطقه خوزستان و مشکلات ناشی از جنگ خصوصاً در مناطق عربنشین میبایست با برنامهای جدی دنبال شود تا بتوان بر مشکل بیکاری و فقر در خوزستان غلبه کرد و آن را کاهش داد.
5. به منظور تأمین عدالت در میان مناطق مختلف با توجه به طرحهای سرشماری جمعیت باید برنامهریزی جهت توزیع عادلانه امکانات در میان اقوام صورت پذیرد.
6. برخی از طرحهای ملی مثل توسعه نیشکر از نظر زیست محیطی و مسائل اجتماعی مشکلاتی را برای مردم منطقه ایجاد کرده که باید با تشکیل کمیته ویژه به صورت خاص موضوع بررسی و در جهت رفع نارساییها اقدام گردد.
7. پس از جنگ میبایستی امکان فعالیت مردم عرب منطقه همچون قبل از جنگ فراهم گردد. ایجاد امنیت در هورالعظیم هویزه و بسیاری از زمینهایی که هنوز مینروبی نشده است و یا به صورت غیرکارشناسانه در اختیار نیروهای مسلح است ضرورتاً میبایست به صورت اساسی مورد بررسی و تلاش شود در سقف زمانی مشخص موانع مرتفع شود.
8. بکارگیری نیروهای نخبه عرب در سطح ملی و منطقهای در کنار سایر اقوام از اولویتهای برنامه کاری من است.
9. عدالت، آزادی، هویت قومی در کنار هویت ملی مورد توجه فعالان اصلاحطلب عرب میباشد که آن هم مورد تایید و حمایت من میباشد.