تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۲  ، 
کد خبر : ۵۸۴۸۸
بررسی تحولات سوریه و لبنان در مصاحبه با هادی مجیدی، کارشناس ارشد مسائل منطقه و بین‌الملل؛

نفوذ حزب‌الله، آمریکا را به بن‌بست کشاند

مقدمه: از آنجا که آمریکا و همپیمانانش به منظور حفظ منافع نامشروع خود در خاورمیانه همواره مترصد اجرای طرح‌ها و برنامه‌های پیچیده و از پیش تعیین شده‌ای می‌باشند و تلاش‌ می‌کنند تا از هر موقعیتی به نفع خود بهره جویند، ترور رفیق حریری دستاویز مناسبی جهت دخالت بیشتر در اوضاع و شرایط منطقه به خصوص سوریه و لبنان شد. به منظور روشن‌تر شدن فضا و شرایط بوجود آمده پس از ترور، مصاحبه‌ای را با مجیدی کارشناس ارشد مسائل منطقه انجام داده‌ایم که در ادامه خواهد آمد.

یالثارات: پس از ترور رفیق حریری که ظاهراً فتنه‌ای طراحی شده و پیچیده برای درگیر کردن کشورهای منطقه و به خصوص سوریه و لبنان بود، مشاهده شد که آمریکا و اسرائیل تا توانستند از این جریان به نفع خود و به ضرر این کشور استفاده کردند؛ به نظر شما منشا این جریان چیست؟
** البته بررسی تحولات یکساله اخیر محتاج وقت فراوان و نگریستن دقیق و موشکافانه‌ای است که از حوصله این بحث خارج است. اما باید اعتراف کرد که موضوع ترور رفیق حریری یک پدیده امنیتی بود. از تحولاتی که پس از این واقعه روی داد، ‌مشخص می‌شود مساله فشار به سوریه یک پروژه و یک سناریوی مجزاست که به خوبی طراحی شده و بر روی موضع ترور حریری قرار داده شده است. در واقع می‌توان گفت که بازیگران قدرتمند بین‌المللی برای زمینه‌سازی پروژه خاورمیانه بزرگ نیازمند دستاویزها و بهانه‌های مشخصی هستند و در این میان به خوبی از ترور حریری بهره‌برداری کردند. این سناریو یک شاخص دیگر هم دارد و آن این است که نقطه جغرافیایی سوریه و لبنان در یک وضعیتی است که تاثیرگذاری بر معادلات این دو کشور به شدت بر روی معادلات امنیتی کل منطقه تاثیرگذار است، به این مفهوم که از مصوبات و قطعنامه‌های شورای امنیت که بر روی مسائل خاص تاکید کرد این استنباط بسیار روشن است. زمانی که بر خلع سلاح حزب‌الله تاکید و به دنبال حذف سوریه در لبنان هستند و به طور غیر آشکار به دنبال اعمال فشار برای تغییر رفتار سوریه در قبال اسرائیل هستند، نشان‌دهنده آن است که بعد دوم این سناریو بسیار خطرناک بوده و در خصوص بر هم زدن معادلات کلان امنیتی منطقه این سناریو به اجرا گذاشته شده است.
لبنان و سوریه در واقع از یک جغرافیا و یک تاریخ بسیار مشترک و در هم تنیده برخوردار هستند و تقریباً تاریخ این دو کشور را می‌توانیم اینگونه تبیین کنیم که هیچ گاه جدای از همدیگر نبوده‌اند و در تحولات منطقه مشارکت و حضور داشته‌اند. البته از یک سده اخیر که فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها نقطه‌های اولیه نفوذ خود در لبنان و سوریه را تثبیت کردند این مساله به عنوان یک ریشه تاریخی هم قابل بررسی و توجه است. الان در حالی که می‌بینیم سناریوی فشار بر سوریه با تاکید و بهره‌برداری از پرونده ترور رفیق حریری در حال پیگیری است، ‌همان بازیگران کلاسیک یعنی فرانسه و انگلیس- نقش انگلیس کمرنگ‌تر است و اینک به جای او آمریکا نقش‌آفرینی می‌کند- و طرف‌های عربی منطقه که به عللی دنبال نوعی مهره چینی و طراحی بازگیری منطقه هستند، این سناریو را دنبال می‌کنند.
*یالثارات: این سناریو چه هدفی را دنبال می‌کند؟
** از یک طرف با ایجاد انزوا و فشار هر چه بیشتر به سوریه، سعی می‌شود معادلات کلان منطقه به شکل‌دیگری ساماندهی و سازماندهی شود و از سوی دیگر زمینه ایزوله شدن و خلع سلاح حزب‌الله لبنان را فراهم می‌آورد که این دو پدیده همانطوری که عرض شد بازتابهای بسیار خطرناک و تهدیدات بسیار جدی را در معادلات منطقه‌ای به وجود می‌آورد و به شدت موازنه قوا را به سمت تامین هر چه بیشتر امنیت رژیم صهیونیستی و زمینه‌سازی برای سناریوهای آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ و سلطه به منطقه دنبال خواهد کرد.
*یالثارات: آیا تاکنون سرنخ جدی و قابل اعتمادی از دست داشتن سرویسهای امنیتی سوریه در قتل حریری به دست آمده است یا براساس قانون هر که بیشتر سود می‌برد، می‌توان سرویس‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل را در این جریان مقصر دانست؟
** اینکه سرنخ مشخص و روشنی از یک ترور بسیار پیچیده همچون ترور رفیق حریری به دست آمده باشد، ‌البته از حد این گفتگو خارج است اما اگر بخواهیم از روی حوادثی که در ماه‌های گذشته شکل گرفته است و نوع رفتاری که بازیگران داخلی در لبنان چه در سطح منطقه و چه بین‌المللی انجام داده‌اند، قرینه خوانی کنیم، می‌توانیم چنین استنباط کنیم وقتی که حریری ترور می‌شود جریانات مشخصی سریعاً ‌به طوری که شائبه هماهنگی از قبل را به ذهن متبادر می‌کند یک موج بسیار شدید با شعارهای کاملاً ‌آماده را در لبنان علیه سوریه آغاز می‌کنند که اگر هر کدام از این جریانات را کالبد شکافی کنیم، می‌بینیم که شرایط ویژه‌ای دارند. آنچه بارز است آن است که بلافاصله پس از ترور حریری تمام توجهات و موجهای تبلیغاتی و شعارها، ‌البته بدون آنکه هیچگونه دلیل روشنی وجود داشته باشد و اطلاعاتی امنیتی اثبات شده روشنی در دست باشد صرفاً‌ بر روی سوریه متمرکز می‌شود. ابتدا تحت این عنوان که سوری‌ها که در لبنان تمامی ارکان نظامی و امنیتی را به شکلی در اختیار دارند و یا آنکه این ارکان از سوری‌ها متاثر هستند، سوریه مورد اتهام قرار می‌گیرد، ولی به شدت و به سرعت این اتهام به شکل مستقیم بر روی ارکان و مسوولین ارشد سوریه متمرکز می‌شود.
نکته آن است که سیر قطعنامه‌های سازمان ملل و ادامه فعالیت کمیته تحقیق بار دیگر این سوال و ابهام و تردید را- این سناریو برای اعمال فشار به سوریه و برای دگرگونی‌های مشخصی که همسر با منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در حال شکل‌گیری است- تقویت کرد.
قطعنامه سازمان ملل و فعالیت کمیته تحقیق آقای مهیلیس نهایتاً با افشای مطالب و شاهد- بعدها مشخص شد اینها تحت فشار قرار داشته‌اند و با ارائه پولهای کلان و پرونده‌سازی تلاش کردند که مقامات سوریه را متهم کنند- به رسوایی مشخصی رسید و آخرین قطعنامه شورای امنیت هم که به ضعیف‌ترین شکل خود تصویب شد، نشان داد آنچه که تا به حال به عنوان مبنای اتهامات به سوریه عنوان شده است، چیزی جز پرونده‌سازی و اتهام بدون پایه نبوده و صرفا ً‌به به عنوان بهانه و دستاویز برای همان سناریوهایی که از آن اسم بردیم کارکرد دارد. قرائن دیگر این مطلب آن است که حتی وقتی قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر می‌شود بازیگران داخلی لبنان که خودشان را برای همراهی هر چه بیشتر با دستاوردهای این پرونده و آمریکا آماده کرده بودند ناامید از این مصوبه سعی کردند اقدامات دیگری را به اجرا بگذارند و از خلال این اقدامات تلاش آنان بر این مطلب متمرکز شد که در واقع گره‌های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را باز کنند تا آنکه بخواهند به موضوع تحقیق در پرونده ترور رفیق حریری بپردازند.
*یالثارات: اینکه گره‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل را باز کنند به چه معنی است؟
** خلع سلاح فلسطینیان و اردوگاههای فلسطینی، خلع سلاح حزب‌الله و ترسیم مرز بین‌المللی لبنان و سوریه دقیقاً ‌از موضوعات مورد خواست و علاقه آمریکا و رژیم صهیونیستی است...
.. و این بدان دلیل است که با ترسیم مرز این مطلب اثبات می‌شود که مزارع شبعاع متعلق به لبنان نیست و اینگونه استنتاج نمایند که وجود حزب‌الله به عنوان مقاومت و سلاحی که در دست اوست از توجیه و منطق قابل قبولی برخوردار نیست و با خلع سلاح فلسطینیان عملاً‌ حوزه‌ها و حاشیه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی امن‌تر از گذشته می‌شود و تهدید در محور شمال فلسطین اشغالی با خلع سلاح حزب‌الله لبنان و فلسطینیان به اتمام می‌رسد.
مهمتر از آن سعی شد که یک ترکیب مشخصی از کابینه و حکومت در لبنان با هماهنگی‌ای که بین فرانسه و عربستان و آمریکا وجود است و بطور غیرمستقیم کشورهایی مثل رژیم صهیونیستی و اردن در آن مشارکت داشتند شکل باید که معادله جدیدی را در لبنان سبب شود و به شکل جوهری همسو با فرانسه و آمریکا و مطابق خواست‌های رژیم صهیونیستی عمل کند. ذکر این نکته نیز ضروری به نظر می‌رسد که در طی تقریباً ‌دو سال و نیم گذشته که اشغال عراق توسط آمریکا پدید آمده است، کشورهای اروپایی همچون فرانسه، آلمان و روسیه و کشورهای محور برلین نارضایتی خود را از رفتارهای آمریکا در نظام بین‌الملل با یکجانبه‌گرایی‌ای که اعمال کرده است، عنوان کرده‌اند.
در دوره دوم ریاست جمهوری جرج بوش تغییر تاکتیکی سیاست‌های بوش بدین نحو شکل گرفت که نوعی تقسیم سهم در نظام بین‌المللی صورت بگیرد. به این معنا که فرانسوی‌ها و کشورهای مخالف رفتار آمریکا در عراق،‌ از منافعی در خاورمیانه برخوردار شوند و در عوض آنها هم از میزان فشار خود بر آمریکا در عراق کاهش دهند. در واقع سناریوی لبنان و سوریه بر همین چارچوب صورت می‌گیرد که یکسری از منافع برای فرانسه در لبنان و سوریه شکل گیرد که در این شکل فرانسه هم از فشار خود بر آمریکا در حوزه عراق بکاهد.
*یالثارات: وجود رابطه دولت جدید لبنان با فرانسه و دول خارجی از سوی کارشناسان و مردم لبنان آشکار و مشخص و روشن است؟
** آقای خوان سینوره که فعلاً‌ نخست‌وزیر لبنان است، گزینه مشترک فرانسه و عربستان است. بر هیچ کس این مطلب پوشیده نیست که آقای سعد حریری و آقای سینوره به عنوان بازیگران همسو با اراده و خواست عربستان عمل می‌کنند. در واقع گزینه سینوره یک انتخاب مشترک بین فرانسه و عربستان است که این گزینه خواسته‌های آمریکا را هم اجرا می‌کند. عملا در شرایط فعلی، این حکومت خصوصاً پس از مصوبه جدید شورای امنیت با بحران و مصداقیت جدی مواجه شده است و سعی کرده است که خواسته‌های رسمی را در صحنه رسمی حکومت لبنان مطرح کند که مخالف منافع ملی لبنان و مخالف توافقاتی بود که در ابتدا شکل‌گیری کابینه بین گروههای مختلف به وجود آمده بود. از جمله این توافقات، توافقاتی بود که با گروههای شیعی مثل حزب‌الله و جنبش امل منعقدشده بود و حکومت پایبندی‌ای به آن توافقات نشان نمی‌داد. به همین دلیل فشار گروه‌های شیعی از مدتی قبل از صدور قطعنامه در شورای امنیت به حکومت لبنان شروع شد. و فضای رقابت بین گروههای مختلف بدین سمت رفت که گروه ائتلافی حزب‌الله و حرکت امل در کنار بازیگران دیگر لبنانی به سمت شکست حکومت سینوره حرکت کرده و اقدام به درخواست انتخابات مجدد در لبنان را آغاز نمایند.
*یالثارات: پس خروج برخی از وزرای شیعی و حزب‌الله از کابینه هم در همین راستا بوده است؟
** بله، این کار با خروج پنج وزیر شیعی که در کابینه هستند و از اکثریت انداختن پارلمان با توجه به کرسی‌های در اختیار شیعیان و گروههای همسو با آنان شدنی بود. در شرایط فعلی حکومت لبنان با بن‌بست‌ جدی در حوزه های مختلف روبه‌رو شده است. از یک طرف مساله پرونده حریری مطرح است که با بن‌بست‌های جدی زیادی پس از صدور قطعنامه شورای امنیت مواجه است و از سوی دیگر با فشار گروههای داخلی لبنان مواجه می‌باشد که احتمال سقوط آن به شدت در طی چند هفته گذشته مطرح بوده و افزایش یافته است.
*یالثارات: بحث سخنان و مصاحبه عبدالحلیم خدام علیه سوریه در کجای این سناریو طراحی شده است؟
** پروژه‌ آقای خدام یک بار دیگر زمینه‌سازی برای موج‌آفرینی تازه سیاسی تبلیغاتی علیه سوریه است؛ به دلیل آنکه در شرایطی که تمام دلایل حقوقی برای اتهام سوریه به بن بست رسیده است یکباره یک برگه سوخته در حاکمیت سوریه به نام خدام نقش‌آفرینی می‌کند که نقش‌آفرینی او به جهت تاثیرگذاری در شرایط جدید صورت می‌گیرد، ‌تا شرایطی که با بن‌بست مواجه شده بود یک بار دیگر علیه سوریه آغاز شود.
*یالثارات: همانطوری که اشاره کردید، یکی از اهداف طراحی این سناریو به کنترل درآوردن حزب‌الله است. آیا نادیده گرفت حزب‌الله وسعی در کنترل این جنبش موفق شیعی در صحنه سیاسی، امنیتی لبنان به ضرر حزب‌الله منجر خواهد شد یا ضرر طراحان آن را به ارمغان خواهد آورد؟ آیا اساساً حزب‌الله را می‌توان نادیده انگاشت؟
** آن چیزی که در پیمان طائف مورد تکیه قرار گرفته است و همچنین براساس عرف موجود در فضای سیاسی لبنان، حکومت این کشور یک حکومت توافقی است. مبنای اجرای سیاست‌های حکومت لبنان یک مبنای توافقی است که بین جریانات مختلف و طوایف مختلف شکل می‌گیرد و هیچ حکومتی قادر نیست که این قاعده و الگوی روشن را نادیده گرفته و زیر پا بگذارد. ضمن آنکه حزب‌الله از یک محبوبیت جدی در جامعه لبنانی برخوردار است و نفوذ بسیار پرقدرتی در عرصه سیاسی امنیتی دارد و کسی نمی‌تواند این واقعیت را نادیده انگارد. حزب‌الله تاکنون سعی نکرده است از ابزار و توان نظامی و امنیتی خود در این رقابت حکومتی بهره‌برداری کند و تا به حال به عنوان یک بازیگر بسیار منطقی و متکی بر قوانین و قواعد بازیگری در صحنه لبنان عمل کرده است و با تکیه بر همین قاعده توافق در حکومت موضوعات مورد توجه خود را مطرح کرده است.
آقای سینوره هم به همین دلیل نمی‌تواند این مساله را نادیده بگیرد. همانگونه که عرض شد سینوره نماد و سمبل اراده ملی گروههای لبنانی نیست بلکه نماد و گزینه‌ای از اراده خارجی است که به دنبال اجرای پروژه‌های مشخصی در لبنان است. به همین جهت تنگناهای سینوره برای فشار وارد آمده است،‌ وجود ندارد و حزب‌الله قدرت و منطق خود را در عرصه سیاسی به ثبت رسانیده است و در حال حاضر سینوره است که برای شکستن بن‌بست‌ها سیاسی و حکومتی‌اش ناچار است که یک بار دیگر برای توافق با حزب‌الله و مشارکت مجدد وزرای شیعی در کابینه تلاش کند.
*یالثارات: پیش‌بینی شما از آینده تحولات میان لبنان و عربستان چیست؟ با توجه به رابطه میان خدام و امیر عبدالله احتمال فعال شدن و نقش‌آفرینی وی وجود دارد؟ یا آنکه عوامل پشت پرده مجبورند برای پیشبرد سناریوی خود متوسل به اهرم‌های دیگری شوند؟
** البته پرونده لبنان و سوریه در نقاطی از هم جداست و در بسیاری از نقاط به هم پیوسته است و با هم پیوند دارند، ‌شاید بتوان گفت که در بسیاری از موضوعات نمی‌شود بین مساله سوریه و لبنان جدایی انداخت. اولاً پس از قطعنامه جدید شورای امنیت که در خصوص سوریه صادر شد، یک تلاش چند بعدی علیه سوریه شکل گرفت. اولین اقدام آن بود که آقای خدام که حتی از اواخر حکومت حافظ اسد از صحنه کنار گذاشته شد و در دوره آقای بشار اسد در یک جایگاه پروتکلی و تشریفاتی قرار گرفته بود و تنها عنصر سنی در حکومت آقای بشار اسد محسوب می‌شود با مقدماتی که از ماهها قبل آمده شده بود خانواده و مقدار عمده‌ای از اموالش را از سوریه خارج می‌کند و وقتی که خاطر جمع می‌شود که چیز در داخل خاک سوریه ندارد در یک بازی جدید علیه حکومت آقای بشار اسد شرکت می‌کند. مصرف آقای خدام در واقع بیش از یک موج تبلیغاتی و ابزار تبلیغاتی کارآیی چندانی ندارد. اگرچه در واقع فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند که از آقای خدام بیش از ظرفیتی که دارد بهره‌برداری کنند و ایشان را لیدر جریان معارض داخل و خارج سوریه قرار دهند که این قابلیت از خدام برنمی‌آید.
*یالثارات: شما به تلاش چند بعدی علیه سوریه پس از قطعنامه اخیر سازمان ملل اشاره کردید، این تلاش چیست؟
** دومین برگه‌ای که آمریکایی‌ها پس از مصوبه جدید شورای امنیت سعی کردند تا آن را به میدان عرضه کنند، ‌رفعت اسد برادر حافظ اسد است که یک تاریخ بسیار مفصل و طولانی دارد. وی تنها با لژهای فراماسونری انگلیسی ارتباط تنگاتنگ دارد بلکه چهره‌ای بسیار منفی در میان اهل سنت سوریه دارد و در سرکوب و کشتار شهرهای سنی‌نشین سوریه نقش عمده‌ای داشته است. وی به واسطه شرایط خاص در دستگاههای نظامی و امنیتی دارای نفوذ است که البته این مورد در طول حداقل دو دهه اخیر که وی از صحنه سوریه حذف شده است بعید به نظر می‌رسد که از همان نفوذ و اقتدار گذشته برخوردار باشد.
آمریکایی‌ها در واقع با چالش‌های مختلفی برای پیشبرد سناریو خود مواجه هستند. از طرفی خودشان در سطح خاورمیانه و کشورهای عربی طوری عمل کرده‌اند که هیچگونه اعتمادی به سیاست‌ها و خواسته‌های آنان نیست و از سوی دیگر موانع و مشکلاتی در پیشبرد اجرای سیاست خاورمیانه دارند. در واقع آنها در سطح افکار عمومی نخبگان و موسسات قانونی آمریکا دچار مشکلات زیادی هستند، لذا نمی‌توانند با اهرم و سیاست پرقدرتی که علیه عراق شروع کردند در مورد سوریه هم اقدام کنند. از سوی دیگر نگران آن هستند که با برخورد با سوریه جریان‌های سنی در سوریه قدرت پیدا کنند و معادلات جدیدی در سوریه و در سطح منطقه شکل بگیرد که اولین مخالف آن رژیم صهیونیستی است که نمی‌خواهد در کنار مرزهای خود شاهد یک حکومت افراطی سنی باشد.
در نتیجه فشارهای فعلی از سقف ایجاد تغییر رفتار و تغییر سیاست در حکومت سوریه نمی‌تواند فراتر رود. نکته دیگر اینکه ارزیابی آمریکا آن است که جریانها و افراد معارضی که در خارج سوریه هستند فاقد توانایی لازم و چهره‌های برجسته و قابل تکیه‌ای هستند و در واقع ارزش سرمایه‌گذاری چندانی حتی برای آمریکایی‌ها ندارند البته آمریکایی‌ها اینها را هم رها نمی‌کنند و سعی می‌کند که از اینها هم استفاده کنند.
*یالثارات: عبدالحلیم خدام هم همین گونه است؟
** آنها می‌خواهند اگر بتوانند خدام را در صدر لیدر و رهبری گروههای معارض قرار دهد و جریانات اخوان مخالف حکومت فعلی سوریه را در این چارچوب تعریف کنند و یک پتانسیل را در داخل سوریه سامان دهند تا فشاری هم در داخل بر سوریه وارد شود.
در حال حاضر نمی‌شود پیش‌بینی قطعی را در مورد وضعیت سوریه عنوان کرد اما آنچه بدیهی است آن است که روندی که در خصوص پرونده سوریه دنبال می‌شود، ارتباط مستقیمی با پیشبرد وضعیت لبنان هم دارد و مطلبی که الان می‌توان به شکل جدی درباره پرونده لبنان عنوان کرد آن است که اهرم‌ها و بازیگران اقتدار چندانی در مقابل توان و بازنگری حزب‌الله در عرصه سیاسی و مانورهای تبلیغاتی سیاسی ندارند. وضعیت فعلی حزب‌الله در شرایط بسیار خوبی است جدای از آنکه حزب‌الله از توانمندی‌های دیگری نیز برخوردار است که در صورت لزوم می‌تواند به آنها هم تکیه کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات