تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۵۸۶۴۲

حزب‌الله و 398 روز جنگ با رژیم صهیونیستی

عماد حسینی اشاره : چهاردهم اوت 2006 روز پایان جنگ 33 روزه اسراییل علیه لبنان نه تنها نقطه تحولی در خاورمیانه بلکه یک تاریخ سرنوشت‌ساز و نقطه عطفی برای تحولات جهانی محسوب می‌شود. اما این پایان جنگ نیروهای مقاومت نبود و نبرد حزب‌الله با صهیونیستها پس از آن نیز ادامه یافت.

اگر بخواهیم بدون هیچ نوع احساساتی نسبت به حزب‌الله لبنان به تحلیل نحوه پایان جنگ اسرائیل علیه این جنبش مقاومت بپردازیم و علل موفقیت و دلایل ناکامی اسرائیل را بررسی کنیم باید در یک جمله بگوییم که علت رقم خوردن جنگ به نفع حزب‌الله ناکامی یا همان شکست اسرائیلی‌‌ها در رسیدن به برنامه‌‌های از پیش اعلام شده آنها بود به نحوی که به جرات می‌توان گفت که ناکارآمدی رهبران اسرائیل در نحوه آغاز و مدیریت جنگ و صد البته در کنار مقاومت و پایمردی مبارزان حزب‌الله بود که توانست این شکست را برای طرف صهیونیستی به ارمغان بیاورد. به بیانی واضح‌تر گرچه حزب‌الله از این جنگ با زخم‌‌های بسیاری که برخی از آنها عمیق هم می‌نماید، خارج شد اما خروجش از این جنگ به خودی خود یک موفقیت بسیار بزرگ و شاید بزرگترین موفقیت محسوب می‌شود.

شاید بسیار بی‌رحمانه باشد که چنین توصیفی را برای موفقیتی قایل باشیم که برخی از تحلیلگران آنرا بزرگترین پیروزی یک گروه مبارز مسلمان در قرن بیست و یکم برمی‌شمارند اما شاید با استمداد از سخنان سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان و بسیاری دیگر از رهبران این جنبش که پیروزی یاد شده را یک پیروزی الهی و نه بشری دانسته‌اند بتوان این جرات را در توصیف چنین امری به کار برد و بر اساس آن این تحلیل را پیش برد.

بی‌شک در معادله قدرت نظامی بین اسرائیل و حزب‌الله همه پارامترها به نفع اسرائیل است و روی کاغذ برتری هوایی و دریایی به طور کامل و توان نیروی زمینی ارتش این رژیم هم با توجه به ادوات و نیروی انسانی اصولا با چند هزار و شاید چند ده هزار مبارز حزب‌الله که تنها مجهز به سلاح‌‌های سبک و نیمه سنگین هستند قابل قیاس نیست. برای پی بردن به علت موفقیت حزب‌الله همانطور که گفته شد باید از سوی دیگر معادله به این مسئله بنگریم و ببینیم اسرائیل چه داشت و از داشته‌های خود چگونه استفاده کرد. به اعتقاد تحلیلگران امور استراتژیک، اسرائیل در پنج مورد اشتباه کرد و این پنج اشتباه باعث شد تا نتیجه‌ای جز ناکامی به دست نیاورد.

1- اولین و شاید مهمترین علت این شکست خروج اسرائیل از قاعده و استراتژیک اهداف پلکانی است.

اسرائیل در جنگ‌‌های گذشته خود نشان داده بود که از استراتژی پلکانی استفاده می‌کند به بیانی دیگر جنگ با اهدافی کوچک آغاز و سپس به تدریج بعد از تحقق آن اهداف بزرگتری اعلام می‌شد.

اما در این جنگ رهبران اسرائیل از همان ابتدا دو هدف بزرگ را که تقریبا غیر قابل تحقق و دستیابی بود بعنوان اهداف خود اعلام کرد.

از همان 12 جولای که دو نظامی اسرائیلی به اسارت حزب‌الله درآمده و تانک‌های میرکاوای اسرائیل در مرز لبنان توسط مبارزان حزب‌الله به آتش کشیده شدند، فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی اسرائیلی آزادی دو اسیر خود را بعنوان هدف اصلی جنگ اعلام کردند و چندی بعد هم سرکوب و حتی از بین بردن حزب‌الله را بعنوان هدف جنگ خود اعلام نمودند تا برخی از کارشناسان از آن بعنوان یک فرار به جلوی واضح نام ببرند.

این در حالی بود که حزب‌الله لبنان با استراتژی کاملا مشخص و از پیش طراحی شده، حربه روانی جنگ پلکانی را در موشک باران شمال فلسطین اشغالی به کار برد و به تدریج در حالی که بر شمار موشک‌ها هر روز افزوده می‌شد دامنه اهداف آنها نیز به تدریج از مناطق و شهرک‌های صهیونیست‌نشین شمال فلسطین به سوی عمق آن پیش رفت و تا حیفا هم رسید.

و در شرایطی که همه ناظران با توجه به ناتوانی اسرائیل در دستیابی به هدف از پیش اعلام شده‌اش وی را ناکام توصیف می‌کردند افزوده شدن مسافت موشک‌ها هر روز می‌توانست یک پیروزی جدید برای حزب‌الله محسوب شود.

2- به اعتقاد کارشناسان نظامی تردید فرماندهان نظامی در استفاده سریع از نیروی زمینی دومین اشتباه اسرائیل بود به نحوی که طی چند روز اول جنگ در مواجه با مقاومت مبارزان حزب‌الله فرماندهان نظامی ترجیح دادند ابتدا از طریق نیروی هوایی مواضع حزب‌الله و بخصوص مراکزی را که تصور می‌شد مراکز فرماندهی و محل اختفای رهبران آن بخصوص سیدحسن نصرالله است را به همراه سایت‌‌های موشکی حزب‌الله از هوا مورد هدف قرار دهد.

این در حالی است که حزب‌الله با توجه به اطلاعات دقیق و وسیعی که از ساختار عملیاتی اسرائیل در اختیار داشت مغز متفکر و فرماندهی خود را به زیر زمین برد و با کوچک کردن هسته‌های مبارزاتی عملا کارایی نیروی هوایی ارتش اسرائیل یکی از قدرتمندترین نیروهای موجود در جهان را عملا از دستیابی به هدف دارای ارزش نظامی منع کرد.

3- داده‌‌های فوق به خوبی نشان می‌دهند که اسرائیل همچنان با تصورات گذشته خود و اطلاعاتی که پیش از خروجش از جنوب لبنان در اختیار داشت به جنگ حزب‌الله آمده بود در حالیکه حزب‌الله موفق شده بود طی این مدت با رخنه اطلاعاتی به ساختار ارتش اسرائیل از قدرت و توان حداقل نیروی زمینی این ارتش اطلاعات، کامل، دقیق و طبقه‌بندی شده داشته باشد.

اکثر کارشناسان عربی که طی یک ماه گذشته در شبکه‌‌های مختلف ماهواره‌ای یا مطبوعات به ابراز نظر در این رابطه پرداختند متفق‌القول اعلام کردند صهیونیستها در عملکرد خود نشان دادند که ارزیابی دقیقی از توانمندی حزب‌الله نداشتند و این فاکتور شاید بزرگترین ضربات را بر پیکره ساختار نظامی اسرائیل وارد آورد. مهمترین نمونه برای این ادعا اصابت موشک به ناو جنگی اسرائیل در سواحل بیروت بود و در این چارچوب نمی‌توان از سقوط اسطوره تانک‌‌های میرکاوا هم به آسانی گذشت.

4- چهارمین فاکتوری که باعث ناکامی صهیونیستها شد و در واقع به درستی از آن استفاده نکردند و می‌توانست یک برگ برنده بسیار مهم باشد، همپیمانان داخلی این رژیم در لبنان بود.

طرفداران و همپیمانان اسرائیل در داخل لبنان که جریان‌های مختلف و حاکم لبنان عناصر مهمش محسوب می‌شدند با آغاز جنگ و ورود موج آوارگان به مناطق شمالی لبنان مجبور شدند وارد فعالیت‌های کمک‌رسانی شوند و ناخودآگاه با ابراز همدردی با آوارگان گرچه سعی می‌کردند حزب‌الله را در این چارچوب مقصر بشناسند اما از یک سو مجبور شدند از موضع بی‌طرفی در جنگ خارج شده و به محکومیت اقدام اسرائیل حداقل در رسانه به دلیل کشتار و آواره کردن غیرنظامیان بپردازند و از سوی دیگر امدادرسانی آنها به آوارگان توانست بار بزرگی از مشکلات و فشارهای حزب‌الله را هم در این چارچوب بکاهد.

هم‌پیمانان اسرائیل همانانی هستند که امروز بیشترین فشارهای سیاسی را بر حزب‌الله وارد می آورند و جنگ سیاسی ـ تبلیغاتی شدیدی را علیه این حزب در داخل لبنان سامان داده‌اند و حتی با یک بیداری دیر هنگام سعی دارند در فعالیت‌‌های بازسازی مناطق تخریب شده جبران مافات کرده و میزان ناخرسندی مردمی را علیه حزب‌الله افزایش دهند.

5- پنجمین فاکتور اسرائیل را باید سران کشورهای عربی دانست که حتی در بدو جنگ حمایت ضمنی خود را هم از اسرائیل اعلام کرده و عملیات حزب‌الله را در اسارت دو نظامی اسرائیلی محکوم و آنرا ماجراجویی توصیف کردند.

اما رهبران اسرائیل نتوانستند از این پتانسیل به نفع خود استفاده بهینه کنند چه اینکه برخی از اظهار نظرهای رهبران اسرائیل باعث شد تا عملا این رهبران آن محبوبیت نیم بند خود را در داخل جامعه خود هم از دست بدهند. اختلافات و تنش‌‌های حاکم بین کشورهای مختلف عربی هم باعث شد تا یک جمله از یک منبع آگاه عربستانی در ماجراجو توصیف کردن حزب‌الله به دست مایه شدیدترین حملات تبلیغاتی قطر علیه عربستان تبدیل شده و ریاض برای خروج از این فشار علاوه بر تکذیب استفاده از این واژه در این اظهار نظر کمک‌‌های گسترده‌ای را به آوارگان (البته با حفظ رویکرد انتقادی خود از حزب‌الله هر چند به شکل پنهان و چند لایه آن) آغاز کند.

به هر شکل انتقاد عربستان از حزب‌الله به الجزیره قطر که گفته می‌شود وزیر خارجه‌اش روابط بسیار حسنه‌ای با اسرائیلی‌ها دارد این چراغ سبز را نشان داد تا بعد از المنار به شبکه دوم حزب‌الله تبدیل شده و نه تنها اسرائیل نتواند از هم‌پیمانان خود در این رابطه استفاده بهینه کند بلکه الجزیره قطر به یکی از تریبون‌‌های مهم حزب‌الله تبدیل شود که این مسئله به وضوح از اختصاص اولین مصاحبه دبیر کل حزب‌الله لبنان با یک رسانه (غیر از المنار) در زمان جنگ هم کاملا هویدا بود.

ناکارآمدی رهبران اسرائیل باعث شد تا حزب الله علاوه بر پیروزی در عرصه، مردمی، اجتماعی و سیاسی بعد نظامی این رویارویی را با توجه به پات شدن این شطرنج به نفع خود به پایان برساند اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این پایان جنگ نیست بلکه همچنان این جنگ با شکل و ابعاد مختلف دیگری بخصوص سیاسی ـ تبلیغاتی ادامه یافته است.

امروز هم‌پیمانان داخلی و منطقه‌ای اسرائیل از یک سو و رهبران اسرائیل هم از سوی دیگر با خروج نیم بند از فشارها و شوک وارد شده، ساختار جدیدی از هم‌پیمانی برای سرکوب نه تنها حزب‌الله بلکه تمامی جنبشها و جریانهای آزادی‌خواه منطقه را تشکیل داده‌اند، ساختاری که اصطلاحا به آن میانه‌روهای عرب اطلاق می‌شود. از اینرو حزب‌الله گرچه موفق شد جنگ 33 روزه را عملا به نفع خود به پایان برساند اما این جنگ طی 365 روز گذشته همچنان در ابعاد دیگر آن علیه این حزب ادامه دارد و براساس آخرین اظهارنظر دبیرکل حزب‌الله پیش‌بینی می‌شود همچنان هم ادامه خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات