متاسفانه شیوه اطلاعرسانی تلویزیون صدای آمریکا از محدوده تعاریف پذیرفته شده برای یک رسانه خبری خارج شده است. بنابر استانداردهای رایج اطلاعرسانی، شأن یک رسانه خبری، حفظ بیطرفی در انتقال و پخش مطالب و اخبار است که با رفتار رسانه ارگان یک حزب سیاسی ـ ایدئولوژیک تفاوت دارد.
در مقام پاسخگویی ممکن است استدلال شود که «صدای آمریکا» رسانه دولت آمریکا است و با بودجه آن دولت، اداره میشود و سیاستهای دولت آمریکا تلاشی در راستای پنهانسازی مخالفت و ضدیت خود با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ندارد و صدای آمریکا لاجرم رسانهیی است با اولویتهای معین در راستای نظرات و برنامههای دولت آمریکا و غیر از این هم نباید انتظار داشت. در پاسخ به این ایراد باید گفت که آیا دولت آمریکا علاوه بر خصومت با نظام جمهوری اسلامی ایران، اصراری دارد که سیاستهای خود را در تعارض با باورهای عمومی و منافع ملی ملت شریف ایران نیز معرفی کند؟ ما حداقل در دو محور زیر، سیاستگذاری حاکم بر دولت آمریکا و رسانه تلویزیون صدای آمریکا را در تعارض با منافع ملی ایران ارزیابی میکنیم:
نخست: اسلامستیزی
استفاده از امکانات رسانهیی و میدان دادن به کسانی که به باورها و اعتقادات میلیونها ایرانی توهین میکنند، مساله قابل پذیرشی نیست. من هیچگاه در شأن انسانی و در چارچوب باورهای دینی خود نمییابم که درباره باورهای دینی شما و همکارانتان تفتیش کنم. بنابر بدیهیترین اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر کس در انتخاب دین و راه و روش زندگیاش آزاد است، از سوی دیگر نیز، مبانی اندیشه دموکراتیک، ما را به پذیرش این اصل متعهد میسازد که هیچ کس حق ندارد به بهانه اختلافات فکری و سیاسی فردی، گروهی یا بین دولتی، به باورها و اعتقادات دیگران توهین روا دارد، مضافاً آنکه کسانی که مورد توهین واقع میشوند، اکثریت مطلق جمعیت کشوری با سابقه تمدنی شش هزار ساله مانند ایران باشند. بنابراین ایراد و اعتراض ما، تنها متوجه سیاستهای اسلامستیزانه «صدای آمریکا» نیست، بلکه در واقع به سیاستهای اسلامستیزانه دولت آمریکا است.
ما دامنزدن به اختلافات فرقهیی، مذهبی و قومی را در تعارض با منافع و مصالح ملی کشورمان ارزیابی میکنیم. خرد سیاسی و تجربه تاریخی حداقل یکصد سال گذشته این سرزمین، حکم میکند که تنها با تغییر حکومتها فرآیند تحقق دموکراسی تقویت نمیشود و از این رو مخالفت و اعتراض ما به سیاستها و عملکرد حاکمان جمهوری اسلامی ایران به این معنا یا با این هدف نیست که آنها با هر وسیله ممکن بروند و گروه دیگری بر سر کار بیاید. هدف ما تحقق حقوق و آزادیهای اساسی ملتمان و حفظ استقلال کشورمان است که اصیلترین آرمانهای انقلاب جنبش مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و انقلاب اسلامی 1357 نیز بوده است.
دوم؛ عدم رعایت بیطرفی
یک رسانه جمعی نباید در پخش اطلاعات و ارائه خدمات خبری به مخاطبانش به ابزاری برای تسویه حسابهای فردی و گروهی تبدیل شود. متاسفانه در کارنامه برنامهسازان «صدای آمریکا» بارها دیده شده است که آرا و مواضع سیاسی افرادی را علیه افراد و گروههای دیگر به طور یکسویه منتشر کرده است، بیآنکه بیانگر دفاعیات یا اعلام نظرهای طرف مقابل باشند یا حتی فرد مدعی را ملزم به ارائه سند و مدرک کنند. به عنوان نمونه چندی پیش در «صدای آمریکا» گفته شد که مهندس بازرگان شخصاً دستور بستن دانشگاهها را صادر کرده بود. این یک ادعای بیپایه است و هیچ حقیقتی در آن وجود ندارد. مصاحبه شونده محترم در آن برنامه در زمره کسانی است که از آغاز نسبت به مهندس بازرگان و دولت موقت نظر موافق و مثبتی نداشت. البته مخالف بازرگان بودن قابل درک است ولی تحریف تاریخ چرا؟ این مدعی اگر واقعاً سندی برای اثبات ادعایش دارد آن را منتشر کند.
نمونه دیگر پخش کردن ادعاها و ناسزاهای برخی از هواداران «پهلویها» در مورد اعدام تیمسار رحیمی فرماندار نظامی تهران در روزهای انقلاب است. اگر صدای آمریکا لازم دیده است نظرات و مواضع مخدوش و ساختگی یک گروه سیاسی را پیرامون رویدادی تاریخی منتشر کند بیطرفی و انصاف در اطلاعرسانی به مخاطبان حکم میکند که توضیحات کسی را که به ناحق مورد زشتترین حملات و در واقع ترور شخصیت قرار گرفته است، برای شنوندگان و بینندگان برنامههایش پخش کند و داوری نهایی را به صاحبان اصلی کشورمان یعنی ملت ایران واگذارد. تبدیل یک رسانه خبری به ابزار تسویه حسابهای سیاسی شخصی یا گروهی موجب بیاعتباری آن رسانه میشود. بدیهی است که برای رسانهیی با امکانات صدای آمریکا حتی چنانچه فرد مورد توهین حاضر به مصاحبه مستقیم با آن رسانه نباشد، به جهت روشن ساختن برخی ابهامات تاریخی، بسیار آسان است که به طور غیرمستقیم و البته منصفانه پاسخهای فرد را از سایر منابع تهیه کند و در اختیار مخاطبان خود قرار دهد و در این موارد نیز تاکنون توضیحات فراوانی از سوی اینجانب ارائه شده است. پخش گزارشهای ساختگی که پایه آنها بر دروغ و تهمت بنا نهاده شده باشد سودی به حال سازندگان و پخشکنندگان آنها ندارد. یک ضربالمثل فارسی میگوید: «چراغ کذب را نبود فروغی.» اگر قرار بود که کسی یا گروهی با دروغگویی، تهمت و پروندهسازی به جایی میرسید یا بقای قدرتی تضمین میشد، تاریخ شاهد فروپاشی و نابودی هیچ یک از نظامهای استبدادی مدعی مردم محوری نبود. کسانی که خود را «پهلوی طلب» میدانند و نه «مشروطهخواه»، در قبال اعتراف محمدرضا شاه که خطاب به مردم ایران گفت «صدای انقلابتان را شنیدم»، چه پاسخی دارند. اما گویی این مدعیان هنوز آن را نشنیدهاند و باور نکردهاند.
واقع امر آن است انقلاب را که مبتنی بر خواست ملی اکثریت مطلق ایرانیان و ناشی از مشکلات نظام پهلوی و بحرانهای عمیق سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی آن دوران بود، نمیتوان زیر سوال برد. اینکه از یاد ببریم یا بیتوجه باشیم که عملکرد حاکمیت در نظام سابق چه بود و حتی شاه برخلاف نص قانون اساسی مشروطه حکومت میکرد و نه سلطنت و مجالس شورای ملی فرمایشی ایجاد میکرد، تشکیلات مخوف ساواک مستقیماً زیر نظر ایشان اداره میشد و هر صدای مخالفی را در هم میشکست و سرکوب میکرد و صدها معضل دیگر که بحث جداگانهیی را میطلبد، امروز نه تنها دردی از طرفداران نظام پهلوی را حل نمیکند که ملت ایران را از دستیابی به حقایق مسلم تاریخی باز میدارد و چنانچه تاریخ را چراغ راه آیندگان بدانیم، با لاپوشانی مشکلات گذشته و توجیه حاکمیتی که تا بدان جا فاسد بود و خودکامگی روا داشت که ملت ایران را یکپارچه علیه خود برانگیخت، ملت ایران را در تاریکی و ناآگاهی قرار داده که بدیهی است که این مشی برخلاف مصالح و منافع ملی ایران است.
چنین رفتارهایی از سوی «صدای آمریکا» ممکن است موجب جلب توجه برخی از افراد شود و دل خیلی از دردمندان و معترضان را به اصطلاح خنک کند. اما در درازمدت محصولی در راستای منافع ملی، تقویت فرآیند دموکراسی و تحقق حقوق و آزادیهای اساسی ملت ما نخواهد داشت.