مترجم: محمدصادق امینی
تقاضای جهانی نفت و گاز هر سال در حالی افزایش مییابد که بزرگترین مصرفکنندگان نفت یعنی کشورهای صنعتی خود بهرۀ چندانی از این موهبت زیرزمینی ندارند و برای تأمین نیاز انرژی خود به ناچار وابسته به کشورهای دارندۀ نفت هستند.
خاورمیانه، دریای شمال، آسیایشرقی و آفریقا مهمترین مناطق نفتخیز جهان هستند که در این میان خاورمیانه و آفریقا ذخایر بیشتری را در خود جای دادهاند.
خاورمیانه از دیرباز همواره مهمترین منبع تأمین نفتخام جهان به شمار میرود و همین مسأله حساسیتهای کشورهای مختلف جهان نسبت به این منطقه را دو چندان کرده است. بنابراین کشورهای مهم مصرفکننده به دنبال منابع کم دردسرتر هستند. شاید آفریقا از نظر آنها گزینۀ مناسبی باشد.
بنا بر اظهارات کارشناسان، قیمتهای بیسابقه نفت و گاز به ویژه در آمریکا سبب شده است تأمین نیاز بازار با تولیدات فعلی جوابگو نباشد و همین مسأله باعث شده که آمریکا و دیگر کشورهای پرمصرف پس از کشف ذخایر جدید و غنی انرژی در قاره سیاه، به منظور کاهش قیمت از طریق افزایش تولید این محصول در آفریقا توجه ویژهای به این قاره پیدا کنند. نیاز شدید جهان به انرژی باعث شده آفریقا به تدریج به عنوان عنصری فعال در بخش نفت جهان روز به روز مطرحتر شود و مورد توجه بازارجهانی قرار گیرد. طبق آمار منتشر شده، تولید نفت آفریقا در سال 2004 به 9میلیون و 260هزار بشکه معادل 4/11درصد تولید جهانی نفت رسید؛ در حالی که در سال1989 میزان تولید نفت آفریقا تنها 9درصد تولیدجهانی بود. آفریقا علاوه بر افزایش سهمی که در بازار نفت جهان داشته، اهتمام جدیدی از سوی کشورهای بزرگ وارد کننده، از جمله آمریکا و چین که هر دو نگران تأمین انرژی اینده خود هستند را نیز متوجه خود کرده است.
آیا آفریقا میتواند جایگزین خاورمیانه شود؟
بزرگترین تولیدکنندۀ نفت در قارۀ آفریقا نیجریه است که در نظر دارد تا پایان دهه کنونی سطح تولید خود را به حداکثر برساند که در صورت اجرای این طرح فقط تا سل2025 میلادی ذخیرۀ نفتی خواهد داشت. در نتیجه از آن جا که ذخایر موجود در کشورهای غیرخاورمیانهای سریعتر از ذخایر موجود در خاورمیانه تخلیه میشوند، نسبت ذخیره به تولید در آنها که شاخصی برای طول عمر مفید ذخایر با نسبت سطح تولید به شمار میرود، از کشورهای خاورمیانه کمتر میشود. به عبارت دقیقتر پژوهشها نشان میدهد که کشورهای غیراوپکی حداکثر تا 20سال آینده ذخیرۀ نفتی دارند، در حالی که اگر خاورمیانه با سطح کنونی به تولید خود ادامه دهد، دستکم 80سال ذخیرۀ نفتی دارد. بنابراین اگر تولید نفت در همین سطح باقی بماند، در کمتر از دو دهۀ آینده کشورهایی مانند روسیه، مکزیک، آمریکا، نروژ، چین و برزیل که با تولید نفت بخشی از نیاز بازار جهانی نفت را تأمین میکنند به مصرفکننده صرف تبدیل میشوند، در آن هنگام کشورهای خاورمیانه که سهم اعظم ذخایرنفتی جهان را در خود جای دادهاند دوباره مهرۀ اصلی نفت جهان میشوند و به همین علت تلاش آمریکا برای کاهش وابستگی انرژی به تولیدات خاورمیانه بینتیجه میماند و مجدداً در کانون بازار جهانی انرژی قرار میگیرد.
مکانی خطرناک برای رقابت شرکتهای بزرگ
یکی از پیچیدهترین مشکلاتی که شرکتهای بزرگ بینالمللی فعال در صنایع نفت و گاز جهان با آن روبهرو هستند، حفظ جایگاه و اعتبار جهانی و در همین حال پیروزی در رقابتهایی است که در میان شرکتهای فعال در این حوزه صورت میگیرد. شرکت توتال یکی از معروفترین و در عین حال از معتبرترین شرکتهای فعال در این حوزه است که با شدیدتر شدن رقابت شرکتهای چینی و آمریکایی با خود جبهۀ جدیدی را برای مبارزه و شکست رقبای خود انتخاب کرده است: آفریقا.
نقش خاورمیانه در صادرات انرژی
منطقۀ خاورمیانه و منطقۀ شمال آفریقا حدود 63 درصد از ذخایر اثبات شده نفت جهان را در خود جای داده است. همچنین 37درصد از منابع گاز دنیا در این منطقه قرار دارد. در سال2001 منطقه خلیجفارس به تنهایی بیش از 28درصد ظرفیت تولید نفت جهان را به خود اختصاص داده بود. در همین سال منطقۀ خلیجفارس به همراه منطقۀ شمال آفریقا 34درصد ظرفیت تولید نفت جهان را در اختیار داشتند. این میزان ذخایرنفتی و هزینههای نسبتاً پایین تولید آن ثابت میکند که منطقههای خاورمیانه و شمال آفریقا دستکم تا سال 2015 ظرفین بسیار بالایی در تولید نفت خواهند داشت.
آژانس اطلاعات انرژی ایالاتمتحدۀ آمریکا (EIA) برآورد میکند که تا سال 2015، عربستان سعودی به افزایش ظرفیت تولیدی برابر 2/4میلیون بشکه در روز دست خواهد یافت. در این مدت افزایش ظرفیت تولید نفت عراق 6/1میلیون بشکه در روز، کویت 3/1میلیون بشکه در روز و امارات متحدۀ عربی 2/1میلیون بشکه در روز خواهد بود. روی هم رفته این 4کشور 3/8 میلیون بشکه از 9/17میلیون بشکه در روز، ظرفیت اضافی تولید نفت مورد نیاز را به خود اختصاص خواهند داد.
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برآوردهایی انجام است که دورۀ زمانی طولانیتری را در مقایسه با برآوردهای آژانس اطلاعات انرژی آمریکا زیرپوشش قرار میدهد. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند که کل تولید متعارف و نامتعارف نفت از 77 میلیون بشکه در روز در سال2002 به 3/121 میلیون بشکه در روز در سال2030 افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر، در مدت 28سال، نزدیک به 3/44 میلیون بشکه بر کل تولید نفت در جهان افزوده خواهد شد که منطقۀ خاورمیانه 7/30میلیون بشکه در روز (69درصد) کل افزایش تولید روزانۀ نفت را به خود اختصاص خواهد داد. آژانس بینالمللی انرژی همچنین برآورد میکند که میزان وابستگی جهان به نفت خاورمیانه پس از سال2010 افزایش خواهد یافت، زیرا تا آن هنگام ذخایر نفت در حوزههای نفتی دیگر تمام شده و ذخایر جدیدتری در آنها کشف نخواهد شد.
همچنین براساس برآورد آژانس بینالمللی انرژی 29 میلیون بشکه (94درصد) از کل 31میلیون بشکه در روز افزایش تولید منطقۀ خاورمیانه، به کشورهای خاورمیانهای عضو سازمان اوپک تعلق خواهد داشت.
در سال2001، کشورهای صنعتی روزانه 1/16 میلیون بشکه نفت از تولیدکنندگان نفت عضو اوپک وارد کردند. از این میزان روزانه 7/9 میلیون بشکه به کشورهای منطقۀ خلیجفارس تعلق داشت. صدور نفت به کشورهای صنعتی تقریباً 65درصد از کل صادرات نفت اوپک و 58 درصد از کل صادرات کشورهای منطقۀ خلیجفارس را تشکیل میداد. پیشبینی میشود تا پایان سال 2025 صادرات نفت اوپک به کشورهای صنعتی به روزانه 5/11میلیون بشکه برسد که به مراتب از میزان صادرات نفت کشورهای اوپک به کشورهای صنعتی جهان در سال2001 بیشتر است. پیشبینی میشود که بیش از نیمی از این افزایش را کشورهای منطقه خلیجفارس تأمین کنند. با وجود این افزایش عمده، میزان کل نفت صادراتی به کشورهای صنعتی در سال 2025 حدود 9درصد کمتر از این میزان در سال2001 پیشبینی شده است.
هرچند توتال برای افزایش میزان تولید خود و همچنین برتری یافتن بر رقابتش به منابع نفتی آفریقا چشم دوخته، ولی مسأله این است که تنشهای داخلی قارۀ آفریقا و مشکلات اجتماعی آن خطراتی را نیز متوجه این شرکت میکند. منابع نفتی آفریقا مانع از کاهش تولید نفت توتال میشود و همچنین عامل برتری یافتن این شرکت بر رقبایش است، ولی این شرکت فرانسوی باید برای تحقق این هدف روی روابط طولانی مدت با بازیگران اصلی منطقه، برای غلبه کردن بر خطرات سیاسی در قارهای که توسط جنگها و تنشهای داخلی تکهتکه شده، تکیه کند.
تلاشهای توتال در آفریقا که حدود یک سوم نفت تولیدی این شرکت را تأمین میکند، نشانۀ دیگری از آن است که چطور شرکتهای نفتی باید برای ایمن کردن ذخایر نفتی و تجدید حوزههای نفتی تهی شده به جستوجو و اکتشاف منابع جدید بپردازند. این شرکت پس از کاهش 3/5درصدی میزان تولید نفت و گاز خود در سال2006، هماکنون امیدوار است که در سال جاری میلادی در میان بزرگترین رقبا و با تکیه به نفت آفریقا، بیشترین افزایش تولید نفت را به خود اختصاص دهد. به همین منظور، توتال به طور میانگین افزایش تولید سالانه 5درصد را برای سالهای 2006 تا 2010 هدفگیری کرده که برای تحقق آن باید سه میلیون بشکه به میزان تولید کلی این شرکت بیفزاید. در همین خصوص «ژان پرایوی»، رییس کمپانی اکتشاف و تولید توتال در آفریقا میگوید: «این انتظار میرود که آفریقا بتواند در حدود دو سوم این میزان را تولید کند و خیلی زود جایگزین حوزههای نفتی رو به زوال این شرکت در اروپا به عنوان منطقه اصلی تولید توتال شود.» با وجود این تحلیلگران هشدار میدهند که توتال در برابر خطرات سیاسی، افزایش شدید قیمت و رقابت از سوی شرکتهای آمریکایی و چینی که میتوانند مانع از تحقق جاهطلبیهای این شرکت در آفریقا شوند، ایمن نیست.
میدان برای رقابت چین و آمریکا
همانطور که درخواستهای جهانی برای انرژی روز به روز افزایش مییابد، بازیگران اصلی و بزرگ در این زمینه مثل ایالات متحدۀ آمریکا، اتحادیۀ اروپایی و ژاپن با رقیب جدیدی به نام چین مواجه شدهاند که در تلاش برای تأمین انرژی خود در طولانی مدت است. چین با افزایش 7/10درصدی تولید ناخالص ملی خود، قصد دارد منابعی را که برای حفظ رشد اقتصادی خود به آن نیاز دارد به دست آورد و به همین منظور چشم به منابع نفت و سایر موادخام مورد نیاز خود در آفریقا دوخته که سایر کشورهای دنیا به علت چالشهای موجود آن و خطراتش در گذشته کمتر به آن توجه میکردند. تقاضای حریصانۀ چین برای انرژی به منظور رشد اقتصاد خود سبب شده تا این کشور در جستوجوی نفت از کشورهای آفریقایی از قبیل سودان، چاد، نیجریه، آنگولا، الجزایر، گابن، گینه استوایی و جمهوری کنگو برآید.
براساس اظهارات مقامات اطلاعات انرژی آمریکا، چین در 4 سال گذشته، مسئول افزایش 40درصدی تقاضای جهانی برای نفت بوده است. این کشور در سال2003 از ژاپن به عنوان دومین مصرفکننده بزرگ نفت جهان بعد از آمریکا، پیشی گرفت. منابع رسمی چین میگویند که در 10ماه اول سال2005 شرکتهای چینی رقمی حدود 175میلیون دلار در کشورهای آفریقایی برای طرحهای اکتشاف نفت و تأسیسات زیربنایی سرمایهگذاری کردهاند. در تاریخ 9ژانویه همان سال(2005) کمپانی نفتی دولتی چین CNOOC اعلام کرد که 45درصد از سهام میادین نفتی دریایی نیجریه را به قیمت 27/2میلیارد دلار میخرد. چین هم اکنون حضور قابل توجه و مهمی در بسیاری از کشورهای آفریقایی مخصوصاً سودان دارد. چین 64درصد از صادرات نفتی سودان را میخرد. بنابر اظهارات خانم الیزابت اکونومی، مدیر مرکز مطالعات آسیا در شورای روابط خارجی آمریکا، چین عمیقاً با استخراج منابع نفتی آفریقا آمیخته است.
تولید نفت آفریقا در سال2004 به 4/11درصد تولید جهانی رسید؛ در حالی که در سال1989 میزان تولید نفت آفریقا تنها 9درصد تولید جهانی بود.
اقتصاد رو به رشد چین که به طور میانگین در طول دو دهۀ گذشته هر سال 9درصد رشد داشته، نیاز به منابع عظیم طبیعی برای نگاه داشتن سرعت رشد خود دارد. تا سال 2045 طبق برنامهریزیهای انجام شده، چین برای تأمین 45درصد از نیازهای انرژی خود به واردات وابسته خواهد شد. کارشناسان میگویند که این کشور برای تأمین انرژی مورد نیاز خود احتیاج به تهیۀ نفت ارزان قیمت از آفریقا یا خاورمیانه دارد، اما بعد از حملات تروریستی 11سپتامبر و ناآرامیهای پس از آن در خاورمیانه، چین به گونهای فعال تلاش به متنوع کردن منابع نفت مورد نیاز خود کرده است.
کارشناسان میگویند که چین راهبرد نفت در برابر کمک را اتخاذ کرده که به افزایش تأمین نفت چین از کشورهای آفریقایی منجر شده است.
حضور گستردۀ چین در آفریقا سبب بروز نگرانیهای شدیدی برای آمریکا شده است. این نگرانی از آن جایی حائز اهمیت است که در هفته گذشته دفتر فرماندهی ارتش ایالاتمتحدۀ آمریکا با انتشار بیانیهای اعلام کرد آمریکا قصد دارد از طریق احداث یک مقر فرماندهی جدید در این قاره به کشورهای غرب این قاره برای محافظت از تأسیسات نفتی و تولید نفت شأن علیه شورشیان با حملات تروریستی کمک کند. بنابر بیانیۀ منتشر شده از سوی پنتاگون، آمریکا قصد دارد به کشورهایی مثل نیجریه که پنجمین تولیدکنندۀ بزرگ نفت است، کمک کند تا بتواند توانایی ارتش خود را برای خنثی کردن حملات تروریستی شبهنظامیان که در سال گذشته به متوقف شدن تولید 600هزار بشکه نفتخام این کشور منجر شد، افزایش دهد.
هرچند سیاستمداران و نظامیان عالیرتبۀ آمریکایی هدف از حضور ارتش آمریکا در قارۀ آفریقا را جلوگیری از نفوذ عمیقتر القاعده و دیگر سازمانهای تروریستی به قارۀ آفریقا اعلام کردهاند ولی برخی کشورهای آفریقایی از این مسأله نگران هستند که انگیزۀ واقعی آمریکا برخلاف آنچه محافظت از تأسیسات نفتی اعلام میشود تلاش برای ایجاد مستعمرهای جدید در منطقه از طریق حضور نظامی باشد.
خانم ترسا ولان، از مقامات عالیرتبۀ پنتاگون و از دستاندرکاران برنامهریزی برای دفتر جدید پنتاگون در آفریقا با رد این نگرانیها میگوید: «آفریقا تا پیش از این برای آمریکا از اولویت برخوردار نبوده ولی حالا ما نیاز داریم که آن را در اولیت قرار دهیم و از تأسیسات نفتی این منطقه در برابر حملات تروریستها و گروههای شورشی محافظت کنیم.»
رایان هنری، معاون سیاسی وزیر دفاع آمریکا نیز با تأکید بر این که مأموریت اصلی این مرکز فرماندهی در زمینهۀ همکاری امنیتی و ایجاد قابلیتهای همکاری خواهد بود، خاطرنشان کرده که مأموریت AFRICOM همکاریهای امنیتی و ایجاد مشارکتهای امنیتی است نه حضور در جنگ، ولی به باور بسیاری از کارشناسان مسایل بینالمللی، هدف آمریکا از حضور در آفریقا مقابله با نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشور در این قاره است و استفاده از عباراتی مانند مبارزه با تروریسم تنها سرپوشی برای پنهان کردن نیات واقعی آمریکاست.
گفتنی است براساس آماری که دپارتمان انرژی آمریکا منتشر کرده، قاره آفریقا در فوریۀ گذشته روزانه 24درصد نفتخام وارداتی آمریکا را تأمین کرده در حالی که میزان نفت وارد شده به آمریکا از خاورمیانه تنها 6/18درصد بوده است.