حامد رشیدی
در دوران نخستوزیری تونی بلر، سیاست لندن در قبال اتحادیه اروپا سیاستی شفاف نبود. بر این اساس نخستوزیر سابق انگلستان همواره سعی داشته است تا مجری سیاستهای نومحافظهکاران ایالات متحده آمریکا در اروپا باشد. جک استراو، وزیر امور خارجه اسبق انگلستان سهم زیادی در دوری میان لندن و اتحادیه اروپا داشت. همراهی مطلق با سیاستهای بینالمللی کاخ سفید، سبب شده بود تا در روندی خودکار فرمول "گذار از اروپا" در دستور کار حزب کارگر قرار گیرد. اما پس از شکست حزب حاکم انگلستان در انتخابات شهرداریها، حزب کارگر به این نتیجه رسید که نیازمند بازتعریف روابط خود با اتحادیه اروپاست. مسئلهای که به هیچ عنوان از سوی بلر مورد پذیرش قرار نگرفت. حضور افرادی بیاراده و خودباخته مانند آنگلا مرکل و نیکولاس سارکوزی در راس معادلات سیاسی آلمان و فرانسه نیز این روند را تقویت نمود. تروئیکای اروپایی، با وجود برکناری بلر از معادلات قدرت هنوز در مسیر تامین نیازهای و خواستههای جمهوریخواهان آمریکا حرکت میکنند و همین مسئله چشمانداز سیاسی و استراتژیک اروپا را تحت تاثیر قرار داده است.
با برکناری بلر و سرکار آمدن "گوردون براون"، کشورهای اروپایی خواهان شفاف شدن سیاست لندن در قبال اتحادیه اروپا شدهاند. دولت انگلیس اخیرا اولویتهای مهم موردنظر خود را در چارچوب برنامه کار ریاست دورهای پرتغال در اتحادیه اروپا اعلام کرده است.
مقابله با تغییرات مخرب آب و هوایی، امنیت انرژی، مقابله با مهاجرت غیرقانونی و حمایت از توسعه بینالمللی به ویژه توجه به آفریقا، مواردی هستند که وزارت خارجه انگلیس آنها را برشمرده است. "جیم مورفی" معاون امور اروپای وزارت خارجه، روز گذشته این اولویتها را در گزارشی در اختیار نمایندگان مجلس عوام گذاشته است.
در این گزارش که "چشمانداز اتحادیه اروپا نام دارد، علاوه بر مواردی که مقام انگلیسی به عنوان اولویتهای لندن ذکر کرده، به موضوعاتی از قبیل برگزاری همایش آفریقا ـ اروپا در لیسبون، صلح خاورمیانه و تلاش برای حل بحرانهای عراق، افغانستان و کوزوو به عنوان سرفصلهای برنامه کار ریاست دورهای پرتغال اشاره شده است. همچنین برگزاری نشست شورای بینالدولی برای بررسی پیمان اصلاحات در اتحادیه اروپا براساس مصوبه آخرین نشست سران این قاره در آلمان دیگر محور کاری پرتغال به عنوان رییس دورهای این اتحادیه اعلام شده است.
واقعیت امر این است که گوردن براون مسیر سختی را در پیش دارد. براون نیز همانند تونی بلر از روحیهای افراطگزایانه برخوردار است. با این تفاوت که سعی در مخفی ساختن این روحیه دارد. نخستوزیر انگلستان یا گماشتن افرادی مانند جک استراو در کابینه خود، نشان داده است که تفاوت چندانی با تونی بلر ندارد. سیاستهای غیرشفاف گوردون براون در خصوص عراق نیز در این راستا مزید بر علت شده است. حزب کاگر انگلستان، حتی با وجود استعفای بلر وضعیت بهتری پیدا نکرده است و چالشهای درونی آن همچنان لاینحل باقیمانده است. در صورت شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا، دولت و حزب حاکم در انگلستان با مشکلات عدیدهای روبهرو خواهند شد. حزب کارگر، هم اکنون ادامه حیات سیاسی خود را مرهون ادامه حیات ننگین نومحافظهکاران ایالات متحده آمریکا میداند و همین مسئله میتواند در آیندهای نه چندان دور به پاشنهآشیل دولت براون تبدیل شود. در چنین شرایطی تحرک احزاب مخالف حزب کارگر در انگلستان نیز افزایش یافته است. در نهایت اینکه افراطیگری براون و همراهی وی با سیاستهای کاخ سفید در نهایت به ضرر حزب کارگر تمام خواهد شد. براون نیز همانند بلر به کارشکنی در قبال اتحادیه اروپا ادامه میدهد و با همراهی افرادی تندرو و نژادپرست مانند نیکولاس سارکوزی "اروپا" را از مسیر قطبیت دورتر و دورتر خواهد ساخت.