تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۰  ، 
کد خبر : ۵۸۶۸۵

روسیه در بالتیک به دنبال چه می‌گردد؟

ترجمه: احمد محمدی اشاره: کشورهای حوزه دریای بالتیک که زمانی جزو محدوده اتحاد جماهیر شوروی به حساب می‌آمدند پس از استقلال سرنوشت طولانی داشته‌اند. استقلال جمهوری‌های فعلی حوزه بالتیک از شوروی که منجر به فروپاشی بلوک شرق شد باعث ورود این کشورها به دایره امنیتی غرب و پذیرش الگوی لیبرال دموکراسی شد. این امر باعث شد تا سران روسیه به تدریج از این ناحیه احساس خطر نمایند. روسیه که در دوران پوتین بار دیگر ژست ضد غربی به خود گرفت، تصمیم گرفت تا با استفاده از حربه‌های متفاوت کشورهای بالتیک را تحت فشار قرار دهد. ماجرای اخیر در استونی که با جابجایی مجسمه یک سرباز جنگ جهانی دوم از یکی از میدان‌های اصلی پایتخت شروع شد، بار دیگر پای روسیه را به میدان کشید و قضایای پس از آن نشان داد که روسیه اگر بتواند، از هیچ حربه‌ای برای ضربه‌زدن به اقمار سابق خود فروگذار نخواهد کرد، شاید که آنها قدردان نعمت‌های شوروی سوسیالیستی دوران جنگ سرد شوند! آن چه در پی می‌آید ترجمه‌ای از روزنامه ایندیپندنت چاپ انگلیس با عنون اجازه ندهید روسیه کشورهای بالتیک را به هراس اندازد، است که از نظر می‌گذرد.

یک نفر کشته شده، صدها نفر بازداشت شده‌اند و خطر دردسرهای احتمالی دیگر نیز وجود دارد. اینها با آن تصویری که ما از کشور استونی در ذهن داریم کاملا متفاوت است. استونی برای ما بریتانیایی‌ها تداعی‌کننده یک زمین بازی و مکانی مناسب برای خرید ملک و املاک است. چه بخو اهیم چه نخواهیم، با گسترش اتحادیه اروپا به کشورهای بالتیک، بحران استونی و روسیه بر سر جابجایی زنده شدن مجدد سوابق شوروی در این کشور مساله ما نیز است، اما از طریق سخنان گنگ و دوپهلوی مقامات بلژیک و آلمان، رؤسای فعلی اتحادیه اروپا نمی‌شود متوجه این موضوع شد عجیب است که وقتی وزرای ولادیمیر پوتین، استونی را به خاطر عدم احترام به حقوق شهروندی مورد نکوهش قرار می‌دهند، اتحادیه اروپا با احترام این موضع را مورد تایید قرار می‌دهد. با در نظر گرفتن رفتار روس‌ها در چچن و برخورد خشن آنها و کنترل اعتراضات ضد دولتی اخیر در مسکو و سن‌پترزبورگ، اقدام روس‌ها در نکوهش استونی تزویری بزرگ است. از مسئولان بروکسل و برلین انتظار می‌رفت که متذکر شوند که میان آن چه که روسیه با اقلیت‌های خود انجام می‌دهد و آن چه که از دیگران توقع دارد تفاوت فاحش وجود دارد، اما به جای این کار، آنگلا مرکل در تماس تلفنی با پوتین به نرمی با او صحبت کرده و خواستار اعمال محدودیت بر مردم استونی شده است. اصطلاحاً به این می‌گویند جاده جهنم که با نیت خیر آسفالت شده است. میدان دادن به خواسته‌های جاه‌طلبانه روسیه نسبت به کشورهای بالتیک که در 1940 به آنها هجوم برد و 50 سال با خشونت در آنها حکمرانی کرد ما را به جایی نمی‌رساند. ما فقط داریم به اشتهای مسکو برای برقراری مجدد سلطه خود بر جمهوری‌های شوروی سابق که آنها را به طور افشاگرانه "خارج نزدیک" می‌نامد، می‌افزاییم.‌

اگر اروپا در قبال استونی کوچک و اربابان سابق روسی‌اش موضع برابری اتخاذ کند و استونی را نیز به خاطر رفتارهایش در جنگ مورد پرسش قراردهد، در واقع به روسیه برای دخالت بیشتر چراغ سبز نشان داده است. این یک حق دروغین است که روسیه برای استفاده از آن تعلل نخواهد کرد.

جسارت و اعتماد به نفسی که روسیه به تازگی پیدا کرده تا این که در مسایل اروپا مداخله کند تنها به کشورهای بالکان محدود نمی‌شود برنامه صلح غرب برای کوزوو که بیشترین امید برای برقراری صلح و آرامش در این منطقه بحران‌زده را ارایه می‌دهد در برابر مخالفت‌های روسیه در آستانه شکست قرار گرفته؛ احتمالاً در این مورد کار زیادی از دست کسی بر نمی‌آید و برنامه صلح باید به شورای امنیت سازمان ملل که روسیه نیز یکی از اعضای آن است برود، اما پاسخ ضعیف اروپا به این تهدید فقط روسیه را جسورتر کرده است. بعد از کشورهای بالتیک حتماً نوبت به کشورهای حوزه بالکان خواهد رسید. به نظر می‌رسد که اخیرا جسورتر شده و به ذخایر نفتی خود پشت گرم است به سختی در تلاش برای گشودن دری است که اروپا سهل‌انگارانه نیمه باز گذاشته است. باید دید که آیا این مساله برای یکی از این مناطق ارمغانی به بار خواهد آورد. تا به حال که پیش‌گویی‌ها امید‌بخش نبوده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات