سیدمصطفی میرسلیم رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی
دنیای غرب بویژه آمریکا از موج بیداری اسلامی که تمام مرزهای سیاسی را در دنیای اسلام در نور دیده است سخت به وحشت افتاده؛ این بیداری از هندسهای هرمگونه برخوردا است که نام ایران اسلامی بر بالای آن میدرخشد و دامنه انسانی آن را 5/1 میلیارد مسلمانی تشکیل میدهند که بخش پیوسته آن از اندونزی آغاز میشود و تا مراکش امتداد دارد و بخشهای ناپیوسته آن در اروپا خودنمایی میکند.
ملت ایران امروز به اعتراف دوست و دشمن در کانون این نهضت بیداری اسلامی قرار دارد که روزبروز بر دامنه زایشها و رویشهای آن افزوده شده و مناسبات حاکم بر دنیای امروز را سخت تحت تاثیر قرار داده است.
علیرغم سرکوب و کشتار مسلمانان بوسنیایی در قلب اروپا، محققان و کارشناسان پیشبینی کردهاند که تا پایان این قرن مسلمانان، اکثر جمعیت قاره اروپا را تشکیل خواهند داد.
موج گرایش به اسلام در آمریکا و اروپا و آفریقا و آسیا در شرایطی رو به گسترش است که اسلامستیزی استکبار جهانی و اتخاذ روشهای گوناگون برای اهانت به مقدسات اسلامی به دست مزدورانی مثل سلمان رشدی و کاریکاتوریستهای دانمارکی و روشنفکر مآبان غربی و با ایجاد و تربیت گروههای تندرو و خشنی که چهره اسلام را مخدوش میسازند و بر تنفر مردم نسبت به اسلام میافزایند به توسط آمریکا، در پاکستان و افغانستان، نتوانسته است اسلام ناب محمدی(ص) را لکهدار کند.
اگر امروز هر جا انتخابات آزاد در کشورهای اسلامی برگزار شود اسلامگرایان، منتخب ملتهایند، اگر شعار استکبار ستیزی و نفی آمریکا در سلطهطلبی و یکجانبهنگریاش نسبت به انقلاب اسلامی و انقلابیون مسلمان کشورها طرفدار بسیار پیدا کرده، اگر استکبار جهانی مجبور شده است مسلمین را به عنوان واقعیت و حقیقتی انکارناپذیر بپذیرد و حتی برای عیدفطر آنها پیام بدهد و آنها را به افطار کاخسفید دعوت کند، اگر امروز، علیرغم همه تلاشهای صهیونیسم غاصب، مردم جنبش حماس را برای اداره فلسطین اشغالی بر میگزینند، اگر طبق تحقیقی که از 52 کشور جهان، موسسه بینالمللی گالوپ و شورای روابط خارجی اروپا انجام داده، حمایت فزایندهای از جهان چندقطبی پدید آمده و ملتها نگران سلطه آمریکا بر امور بینالمللاند و اگر قریب به 73 درصد مردم در 25 کشور نظرسنجی شده از جمله خود آمریکا، اقداماتش را در عراق تایید نمیکنند و اگر ملت اسلامی مشاهده کرد که چگونه رزمندگان حزبالله در لبنان ارتش متجاوز صهیونیست را شکست دادند و اندام سیاسی و نظامی و اقتصادی این اشغالگران غاصب را متزلزل ساختند، همه حاکی از شرایط جدید و روبه رشد توسعه و اقتدار یافتن اسلام و مسلمین است.
در چنین شرایطی که بسرعت اسلام در حال پیشرفت و تصاحب فرصتها و موقعیتهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جدیدتری در منطقه و دنیاست، لاجرم چالشهای فراوانی را دشمنان فراروی حرکت و رشد اسلامگرایی پدید آوردهاند که باید در شناخت و مقابله با آنها با عزم و ارادهای خللناپذیر و امیدوار به نصرت الهی کوشید و مجاهده کرد.
فهم و برداشت نادرست غربیان از اسلام و مسلمانان که در اثر مهندسی غرض ورزانه رسانههای استکباری پدید آمده موجب تهیه طرحهایی شده که بنوعی جهان اسلام و ملل مسلمان را آماج خود قرار داده است و در این راستا، اتخاذ راهبرد موضعگیری یکسان ملت اسلامی در رویارویی با چالشهای بینالمللی است که میتواند شرایط را برای امت اسلامی تغییر دهد.
ما بسیار متأسفیم که پاپ در پاسخ به درخواست 138 تن از رهبران مذاهب اسلامی برای همزیستی مسالمتآمیز مسلمانان و مسیحیان در جهان، در پرتو توحید و خداپرستی، جواب رد داده و حاضر به گفتگو بین ادیان اسلام و مسیحیت نشده است. یقیناً اگر این گفتگو و همزیستی محقق میشد بعضی از چالشهای موجود حل میگردید.
اینک در کنار ضرورت دستیابی به وحدت و یکپـارچگـی امـت و احزاب بجاست با برشمردن چــالــشهــای پـیــش روی جـهـان اسلام و بـرای دسـتـیاب به وحدت سیاسی و تحلیلی از شرایط، راهکارهای برخورد با این چالشها را بررسی کنیم:
الف) چالشهای سیاسی
قـدرت در اسلام برای ایجاد سلسله و حاکم کردن قبیله و قوم نیست، بلکه امانتی است که باید رهبری صادق، مسئول، معنوی و باتقوی و مدیری مدبر در خدمت استقرار حق قراردهد.
این قدرت از یک طرف باید متصل به خدا و از سوی دیگر متکی به آراء ملتها باشد تا از اقتدار و دوام لازم برخوردار گردد.
چـالـش جـدایـی بعضی دولتهای اسلامی از ملـتـهـا کـه نـاشـی از ضعف سازوکارهای حزبی و تـشـکـیـلاتـی در میان جوامع اسلامی است بستر کـشـورهـای اسـلامـی مـنـطـقـه را بـر تـحـریمهـا و تهدیدهای دشمنان اسلام مساعد ساخته است.
یکی از بنیانهای اصلی ضعف دولتهای جهان اسلام را، در برقراری ثبات سیاسی داخلی و به تبع آن بـرقـراری منـاسبـات سیـاسـی حقـوقی وحدت بخـش، باید در فقدان الگوی مردم سالاری دینی دانست.
نظریه مردم سالاری دینی که در ایران اسلامی تحقق یافته است فاصله بین دولت و ملت را از بین برده و قدرت را در مدار عدالت و اشراف مستمر بر شایستگیها قرار داده است.
دومیـن چـالـش سیاسیای که اتحاد وائتلاف ملتها و احزاب اسلامی را مخدوش ساخته نفوذ و مـداخلـه نـظـامـی و سیـاسـی و فـرهنگـی استکبار جهانی در کشورهای اسلامی است. این نفوذ که از تزریق و تحمیل غده سرطانی صهیونیسم بر قلب جهان اسلام و قبله اول مسلمین با خدعه استعمار پیـر انگلیـس و پشتیبانی آمریکا شروع شد منازعه ریشـهدار و چالشآفرینی را بر کشورهای اسلامی خـاورمیـانه و ملت مظلوم فلسطین تحمیل کرد و سایه ناامنی و تهدید را بر کشورهای اسلامی افکند و کـار مـایـه و توان اقتصادی و سیاسی و نظامی و انـسـانی فراوانی رااز ملتهای اسلامی به هدر داد و تلف کرد.
چنان نفوذی که با هدف از هم پاشیدن شاکله امـت اسـلامـی و جلـوگـیـری از اتـحـاد و انـسـجام اسـلامــی از ملـتـهــای مـسلـمــان و جلـوگـیـری از بکـارگیـری ظرفیتهای عظیم اقتصادی و علمی آنـهــا در راه پـیشـرفـت و تـرقـی ملتهـای اسلامـی صـورت گـرفـتـه، سـالـهـاسـت بـا تـرویـج وتـبلـیـغ اغـراقآمیـز هـولـوکاست و ارایه راه حلهای غلط و انحـرافـی بـرای بحـران فلسطین، این چالش را به ابزاری برای هرز رفتن ظرفیتهای جهان اسلام و تـوزیـع اختلاف بیـن مسلمیـن و بیـن مردم عرب وعجـم تبـدیـل ساخته و کاملا مشخص است که اجلاسهـای دروغیـن صلـح آنها نیز نه تنها برای نیل به حل مساله نیست بلکه با هدف تعمیق این بحران در جهان اسلام صورت میگیرد.
سـومیـن چـالـش سیـاسـی را بـایـد در فقدان محـوریـت و رهبری قطعی واحد در جهان اسلام جستجو کرد.
فقدان این محوریت و رهبری موجب گردیده که تصمیمات ملتهای اسلامی همسوسازی نشود و ظرفیتهای جهان اسلام برای مقابله با بحرانها و چـالـشهـا تجمیع نگردد و مدیریتی صحیح بر نخبگـان جهـان اسلام بـرای جذب و بهرهگیری از توان علمی و فکری وتجربی آنها درحل بحرانها و معضلات مسلمین صورت نگیرد؛ در حالی که این محوریت و رهبری چه فردی و چه جمعی و شورایی میتواند ظرفیت 5/1 میلیارد مسلمان را به قدرت اول جهان تبدیل سازد.
ب) چالشهای فرهنگی و اجتماعی
اولین چالش را در بخش فرهنگی و اجتماعی بـاید ضعف اعتماد به نفس و ضعف خودباوری اسلامی در میان ملتهای اسلامی دانست:
مـگر نه این است که «الاسلام یعلوا و لایعلی علیه»؟
مـگـر نـه ایـن اسـت کـه کاملترین دین مورد رضای خدا دین اسلام است؟
مگر نه این است که اقتدار فرهنگی و اعتقادی مـبـتـنـی بـر قـرآن و سیره نبوی(ص) و اهل بیت(ع) پـشـتـوانـه عـظـیم و لایـزال فـکـری و فرهنگی امت اسلامی است؟
مگر نه این است که انبوه دانشمندان وعلمای بـزرگ در تـاریـخ اسلام مولد علم و دانش درتمامی رشتههای مورد نیاز بشر بودهاند؟
مـگـر نـه این است که غرب محتاج به ذخایر نفتی کشورهای اسلامی است؟
پس چرا باید در اعتماد به نفس و خودباوری اسلامیمان احساس ضعف کنیم؟
دومین چالش در بخش فرهنگ واجتماعی، هجوم فرهنگ غرب و ترویج فساد و بیبندوباری وسیع و گسترده دشمن درجوامع اسلامی است که امـروزه بـا تـرفـنـدهای جدید سیاسی وتشکیلاتی تقویت شده است.
نـفـوذ فـرهنگ غرب و دشمنان اسلام در این بـخـش تـوانـسته از درون آسیبهای جدیای به فرهنگ و تمدن اسلامی وارد سازد.
روشنفکران غربگرا و اباحهگران مسلماننما، جلـوههـای جـدید جاهلیت را با نامهای مدرنیته و سـکـولاریـزم و پلـورالـیـسم و دموکراسیخواهی، به جـان فـرهـنـگ اسلامی انداختهاند تا ضمن ترویج اباحهگری، مسلمین را درگیر تضادهای اعتقادی و اختلاف برداشتها از دین نمایند.
در درون هـمـیــن چــالــش بـایـد بـه ظـهـور افـراطیگری و تحجر به نام دین به عنوان خطری عـظیـم کـه چهـره زیبـاو جـذاب اسلام را در افکار عمومی ملتها آسیب زده است توجه کرد.
امـروز افـراطـیگـری جـان مسلمـانـان مظلوم بسیاری را در عراق و پاکستان وافغانستان و یمن و چـچـن گـرفـتـه و زمـیـنـه متهم ساختن اسلام را به خـشـونـت و ارعـاب بـه دست حامیان استکباری همین افراطیها فراهم ساخته است.
در حــالــی کــه اسـلام سـرشـار از مـحـبـت و مهـرورزی و صلـح و دوستـی و منـطق و اعتدال و عقلانیـت اسـت و مسلمیـن مـیتـوانند با تکیه بر فرهنگ و تمدن اسلامی برای اصلاح وضع جهان بویژه آنچه در غرب میگذرد بپاخیزند.
ج) چالشهای اقتصادی و علمی
فقر و بیکاری در آسیا که اغلب کشورهای آن اسلامی است بیش از 300 میلیون انسان را در رنج و تنگنا قرار داده است.
مــیلـیـــونـهـــا مـسلـمـــان در جـهـــان اسـلام بـا تـحریمهای اقتصادی و یا در استثمار اقتصادی کشورهای غربی دست و پنجه نرم میکنند.
عقبماندگیهای علمی و اقتصادی قرنهای گذشته کشورهای اسلامی با آن همه ذخایر و منابع عـظیم انرژی و معادن و نیروی انسانی و زمینهای کشاورزی و جنگلهای وسیع، علتی جز غفلت ما از انـحـصـارطلـبـی قـدرتـهـای بزرگ و سیاستهای سلطهطلبانه استکبار نداشته است.
دسـتـیـابـی ملـت ایـران بـه فـناوری هستهای صلـحآمیز و مقابله قدرتهای غربی با کشور ما در این زمینه یکی از دلایل روشن ضدیت استکبار با پیشرفت و رشد علمی کشورهای اسلامی است که ملـت ایـران بـا مقاومت و ایستادگی این تحمیل را نپذیرفته است.
در ضـمـن ایـن چـالـشهـای مهم اقتصادی و علمی باید چالش جهانی شدن را که در واقع غربی شدن است با جهانی شدن اسلامی برطرف کرد و این مهم وقتی میسر میشود که احزاب اسلامی به روند اسـلامـی شـدن دنـیـا بـا پرورش و تربیت مسلمانان نخبه و عالم و اندیشمند و کارآمد کمک کنند.
ایـنـهـا نـمـونـهای از چـالـشهای جهان اسلام اسـت که باید احزاب اسلامی در قبال آنها موضع مشترکی اتخاذ کنند و آنها را از سر راه رشد و تعالی مسلمین بردارند. انشاءالله