بنی طبا
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی جریده شرق در تاریخ سوم بهمن 1384در شماره 681 طی سرمقالهای با عنوان پایان اصولگرایی به بهانه تشکیل جمعیت آبادگران جوان بطور ضمنی پرده از مواضع و بینش سیاسی خود برداشت که باید آن را به فال نیک گرفت در این مقاله به قلم خجسته رحیمی آمده است:
1. اصولگرای اصولگرایان ایرانی نسبتی با همان «بازگشت به خویشتن» دارد و«بازگشت به اصل» بازگشتی که اساس آن پیاده شدن از قطار تجدد است و مدرنیته و حکایت از رویارویی با نسخه تجدد دارد و سرپیچی از قاعده زمان.
2. درگیری اصولگرایان با واقعیت پیشروی و ملازمان حکمومتداری، سیاستورزی مدرن، خودگویی بهترین داروی شفابخش را در برابر «بازگشت به اصل» است و در چنین مواجههای است که هر آنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود.
3. پیروزی احمدینژاد خالی از این فایده نیست که سرانجام این پیام را به اردوگاه اصولگرایان مخابره خواهد کرد که حکومتداری در عصر مدرن چندان با مقتضیات «بازگشت به اصل» نمیخواند.
4. اصولگرایان ایرانی در سخن، همچنان سودای دوران انقلاب را در سر دارند و در اندیشه گذشته از دست رفتهاند.
5. اگرچه همچنان از گذشته از دست رفته سخن میگویند اما از سوی دیگر مجبور به پذیرش قواعد حزبی در دنیا میشوند.
6. در اندیشه صدر اندیشه خود به جهان هستند و از دیگر سوی پذیرای قواعد جهانی هم میشوند و به نسخههای جهانی شدن عمل میکند.
7. از حکومت اسلامی سخن میگویند و مشروعیت از بالا، اما بیش از پیش در اندیشه نو کردن خود به کارگیری اصل تبلیغاتیاند.
8. اصولگرایان ایرانی آخرین لایههای سیاسی در هسته قدرت جمهوری اسلامی هستند که با اشعار اصولگرایی یا در مسیر واقعگرایی و پراگماتیسم میگذارند.
با توجه به مواردی که به اختصار از سرمقاله مذکور ذکر گردید، حداقل انتظار این است جریدهای (شرق) که با پشتیبانی مالی قوی و امکاناتی که دارد و سعی در غنی نشان دادن مطالب روزمره دارد به سئوالات زیر پاسخ روشن و بدور از سفسطه ارایه دهد تا موضع آن بدون هیچگونه ابهام در معرض افکار عمومی و قضاوت نخبگان جامعه قرار گیرد.
1. اگر تعریف اصولگرایی در ایران بازگشت به خویشتن است این بازگشت به خویشتن چیست؟ و سرپیچی از قاعده زمان چه معنایی دارد؟
2. رابطه دین و سیاست چگونه ارزیابی میگردد؟
3. تحزب و حزب چگونه تعریف میشود؟ آیا حزب با مبانی اصولی دین مغایرت دارد؟
4. در تعریف حزب و تشکل سیاسی در راستای بدست گرفتن قدرت نظریه ماکیاول چگونه دیده میشود؟
5. تعریفی که از تجددخواهی و مدرنیته ارایه میشود چیست؟ آیا مدرنیته و تجددخواهی با دین سازگاری دارد؟
6. آیا قوانین الهی میتواند در جامع جهانی کنونی در یک کشور جاری و سعادت بشریت را به همراه داشته باشد؟
7. چرا حکومتداری در عصر مدرن چندان با مقتضیات بازگشت به اصل نمیخواند؟
8. دستاوردهای دوران پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی به چه دلیل با تعابیر «سودای دوران انقلاب» یاد میشود؟
9. قانون اساسی میثاقی است که مورد پذیرش اکثریت مردم است و بدون تردید در صورتی که سئوال شود، قانون اساسی مورد قبول است یا نه؟ پاسخ مثبت خواهد بود. با این فرض سخن از «حکومت اسلامی» که در مقدمه قانون اساسی است را چگونه میتوان ارزیابی نمود؟
10. آیا خودباختگی در برابر علوم غربی را میتوان ریشه عقبماندگی دانست؟
11. رابطه دستیابی به حد اعلای علم و تجددطلبی و مدرنیته چگونه ارزیابی میشود؟
12. پیگیری آرمانهای انقلاب اسلامی با اقتدار علمی که به اتکای دانشمندان جوان بعد از پیروزی انقلاب شاهد شکوفایی آن هستیم را چگونه بایستی تحلیل کرد؟
13. آیا خلاء صحیح دین و علم در جامعه بشری امروز وجود دارد؟
14. آیا روش ترویج سکولاریسم در ایران که آمریکا و غربیها دنبال میکنند در کمرنگ شدن جهانبینی توحیدی و فرهنگ اسلام ناب و بحران معنویت میتواند تاثیر داشته باشد؟
15. علت رای نوجوانان و جوانان یعنی نسل سوم انقلاب اسلامی را به یک رئیسجمهور اصولگرا که با شعار اسلام و عدالت به پیروزی رسید را چگونه باید تحلیل نمود؟
در پایان یادآوری میشود روزنامهای که درصدد جذب نخبگان جامعه از تمام طیفها بر آمده است در صورتی که به این سئوالات در این ایام دهه مبارک فجر پاسخی نداشته باشد اینگونه میتواند تعبیر شود که منظور از درج اینگونه سرمقاله و سایر مطالب در پی مقاصد سیاسی خاصی است.