تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۵۸۷۰۶
نگاهی به تفکر و اندیشه مردی که با مردم بود

فرهنگ «سرچشمه» را قبول دارم


 مجتبی عظیمی
سطر سطر زندگی مردان موحد تاریخ تجسم همخوان وهمگن آیات دینی است.در سیره اینان «ظهور درون مایه دینی» « ثبات فکری و اخلاقی» و «تلاش برای نیل به آرمانهای الهی» نهفته است و شهید رجایی در تمامی ادوار حیات خویش گویاترین سند برای قرار گرفتن در کنار مردان بی ادعای تاریخ است.
جستاری در زندگی و سیر و سلوک او، مبین این واقعیت است که میان شخصیت «دست فروش»، «معلم» و منصب رئیس جمهوری که او عهده دار آن بود، نمی توان تفکیکی قایل شد؛ و این گونه است که در فراز و نشیب زندگی، او همان رجایی «ساده زیست» و «ولایت مدار» باقی می ماند و نشان های پر طمطراق نه تنها تغییری در شخصیت او ایجاد نمی کند، بلکه عزم و اراده اش را در همراهی با توده عظیمی که روزی در کنار سفره فقیرانه شان می نشست دو چندان می سازد.
چهار سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد و مسؤولیت اداره زندگی او و دیگر اعضای خانواده اش به مادرم وبرادر 13 ساله اش محول می شود. از آن پس مادر با سرانگشتان ترک خورده اش در زیر زمین خانه کوچکی که تنها دارایی آنها و یادگار پدر بود، با پاک کردن پنبه ،شکستن بادام و گردو و فندق و... زندگی شان را به گونه ای آبرومند اداره می کرد.
از همان اوان کودکی، روح تعبد و بندگی در وجود محمد علی نمایان بود.؛ مکبر مسجد، نوحه خوانی، مناجات های شبانه، احساس مسؤولیت نسبت به دیگران، دوری از مال دنیا همه از ویژگی های بارز این نوجوان قزوینی بود.
13 ساله بود که از قزوین راهی تهران می شود، فقر شدید اقتصادی او را مجبوربه دست فروشی درجنوب تهران و مدتی نیز شاگردی در بازار تهران می کند، همزمان با نخست وزیری رزم آرا، محمد علی؛ این نوجوان هفده ساله آن روز به خدمت نیروی هوایی درمی آید و راه آموزشگاه گروهبانی نیروی هوایی را پیش می گیرد.پس از گذشت 5 سال تحصیل با برخی از گروه ها و احزاب سیاسی از جمله «فدائیان اسلام» آشنا می شود و ضمن آن 27 سال فعالانه در درس مرحوم آیة الله طالقانی شرکت می کند. در سال 1332 پس از اخذ دیپلم از نیروی هوایی به نیروی زمینی و پادگان جی تبعید می شود و پس از مقاومت بسیار ارتش، ناگزیر با استعفای او موافقت می کند.
پس از آنکه یک سالی را در شهرستان بیجار معلمی می کند، به اشاره مرحوم طالقانی که همواره معلمی را با پیامبری مقایسه می کرد وارد دانشسرای عالی شده و ضمن آن با انجمنهای اسلامی دانشجویان نیز همکاری می کند.مدتی بعد در حین پخش اعلامیه و نشریاتی در قزوین، دستگیر و برای 50 روز راهی زندان می شود. بعد از آزادی بار دیگر فعالیت خود را با ادامه کار «هیأت مؤتلفه» آغاز می کند. سال 50 برای مبادله اخبار و اطلاعات عازم پاریس، ترکیه و سپس سوریه شده و مدتی بعد دوباره به ایران باز می گردد. او همگام با فعالیتهای سیاسی لحظه ای نیز از خدمات فرهنگی غافل نبود؛ تدریس در مدارس کمال و رفاه، همکاری با بنیاد رفاه و تعاون اسلامی با همکاری شهید مظلوم آیة الله دکتر بهشتی و شهید دکتر باهنر و آیة الله هاشمی رفسنجانی گوشه ای از تلاشهای این مقطع از زندگی اوست. تسلط و تبحر فوق العاده اش در تدریس ریاضی باعث شد که از وی برای تدریس در مراکز مختلف دعوت شود. برخورداری از این آوازه می توانست با کلاسهای خصوصی و یا اضافه کار تغییری جدی در زندگی خود ایجاد کند، اما مصلحت را در آن می دید که به جز اوقات موظف بقیه ساعات فراغتش را صرف مبارزه و ارشاد جوانان کند. او در پیامی به دانش آموزان گفته بود: «فرزندان عزیز، از کلاس به عنوان سنگری علیه ضد انقلاب در جهت بالا بردن کیفیت آموزشی و برآوردن نیازهای علمی جامعه مان و رهایی از سلطه تکنولوژی وابسته استفاده کنید و در این راه، تمام مساعی خود را به کار گیرید و نقش خویش را ایفا نمایید».
«محمد علی» در آذر ماه سال 53 مجددا دستگیر و روانه زندان می شود. او خود از آنچه در آن سالها بر او گذشته می گوید : «...آن سال ... واقعا جهنمی بود؛ بیست روز تمام مرا می زدند و هیچ مسأله ای را هم عنوان نمی کردند و فقط اظهار می کردند که «حرف بزن» یا اینکه روزها چندین ساعت سرم را به پنجه هایم به حالت رکوع می بستند و اظهار می کردند که درجا بزنم و اینکه صلیب می کشیدند و می بستند و آویزان می کردند تا اینکه صحبت کنم. ما هم روزها و شبها کتک می خوردیم و 14 ماه این مساله طول کشید. «... یک چیزی که من همیشه در زندان انفرادی با خودم می گفتم این بود: که فلانی! همه اش که نباید دیگران سرنوشت باشند و تو سرنوشت آنها را بخوانی، حالا یک بار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار دیگران بخوانند.»
عید غدیر سال 57 پس از چهار سال، روز آزادی او و سایر زندانیان در سایه مبارزات مردم رقم می خورد. روزهای پس از آزادی او با حضور در کمیته استقبال امام (ره)، عضویت در کمیته بررسی مشکلات آموزش و پرورش و همکاری با نخستین وزیر آموزش و پرورش گره می خورد. مدتی بعد با استعفای وزیر وقت، ابتدا کفیل و سپس وزیر آموزش و پرورش می شود. در زمان تصدی وزارت موفق به دولتی کردن تمامی مدارس شد. پس از چندی به عنوان نماینده مردم تهران درمجلس شورای اسلامی انتخاب شد و به دنبال تمایل مجلس شورای اسلامی در هجدهم مردادماه سال 59 به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی می شود و با رای قاطع به نخست وزیری انتخاب می گردد. شهید رجایی پذیرش نخست وزیری را به عنوان یک تکلیف شرعی انقلابی می داند .آنجا که می گوید : «... از صمیم قلب می گفتم که دارای یک کابینه 36 میلیونی هستم. انتخاب به ریاست جمهوری را با آرا 13 میلیونی امت حزب الله و شهید داده، ادای تکلیف الهی و رسیدن به فوز عظیم در راه اسلام و خدمت به جمهوری اسلامی می دانستم.»
او در این مسؤولیت خطیر، با وجود اینکه به فاصله بسیار کوتاهی با توطئه عظیم استکبار جهانی در ایجاد جنگ تحمیلی از سوی رژیم صدام وهمچنین کارشکنی های بنی صدر و متحدانش مواجه شد، اما توانست به بهترین وجه از عهده انجام وظایف ومسؤولیت های سنگین خود برآید. او خدمت در این کسوت را نیز متأثر از فرهنگی می دانست که فصل فصل آن را پیشتر در همراهی اش با آموزه های دینی آموخته بود. چنانکه خود می گفت : «...من در ابتدای نخست وزیری گفتم «فرهنگ سرچشمه» را قبول دارم. بعضی ها که کوردل و کورذهن بودند، خیال می کردند که من حالا می روم سرچشمه، می ایستم و به هر کس که از آن جا بگذرد می گویم تو بیا وزیر آموزش و پرورش یا وزیر کار بشو، آنها نفهمیدند، آنها از آمریکا آمده بودند، از پاریس آمده بودند، نمی دانستند فرهنگ سرچشمه یعنی چه. نمی دانستند که در اول محرم سرچشمه چه خبر بود و واقعاً چه کسانی به خاطر این انقلاب سینه های خود را جلو می دادند و تیر می خوردند. من عمیقاً به این فرهنگ معتقد هستم و در هیچ یک از مراحل، چه در مجلس، چه در سازمان ملل، چه در مراحل مختلف که با سفیران کشورهای خارجی رو به رو می شوم، به هیچ وجه از آن فرهنگ عدول نکرده ام، شدیداً به آن فرهنگ معتقدم و آن را فرهنگ اصلی انقلاب می دانم و معتقدم هر کس که به این فرهنگ آشنایی داشته باشد و اعتقاد داشته باشد، قطعاً مقام والایی در این جمهوری پیدا خواهد کرد و این هم از این آیه قرآن سرچشمه می گیرد که: «ان العزة لله و لرسوله و للمؤمنین.»
دوران کوتاه مدیریت او در وزارت آموزش و پرورش و پس از آن در مسند نخست وزیری و ریاست جمهوری یادآور مدیریتی درخشان با تکیه بر اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی بود. وی در این دوران کوتاه هرگز حقیقت را فدای مصلحت نکرد و بر اجرای قانون و عمل به ضوابط و پرهیز از روابط و خویشاوندگرایی در امور اصرار ورزید. همان سادگی و زهد قبل از انقلاب نیز در عرصه مدیریت وی با کمترین تغییری آشکار و هویدا بود تا جایی که برخی او را در مسند ریاست جمهوری با همان پوشش و رفتار ساده دوران معلمی اش در دهه های چهل و پنجاه می دیدند.
اما او خود می گفت : ... «هم میهنان در آن انتخابات کمال لطف را به من کردند، من چه در آن انتخابات، و چه در نخست وزیری و چه در ریاست جمهوری ،کم ترین تلاش را کردم. آن موقع اصلاً فرصت نداشتم چون آموزش و پرورش کارش زیاد بود، در ریاست جمهوری هم هیچ گونه نیازی نمی دیدم. چون به راحتی می دیدم مردم به طور طبیعی پذیرفته اند که من رئیس جمهور باشم.»
اما دیری نمی پایید که خشم و کینه شیطانی قابیلیان فرصت خدمت بیشتر را از آن فرزند صدیق انقلاب می گیرد؛ ساعت سه بعد ازظهر هشتم شهریور 1360، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست وزیری قلب ایران را لرزاند خیل جمعیت مضطرب و نگران خود را به محل حادثه رساندند. کمال، پسر سیزده ساله رجایی از دور شاهد شعله های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن کرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهید خودش را به محل حادثه برساند. پیکرهای خونین و سوخته رجایی و همرزم باوفایش باهنر را به بیمارستان منتقل می کنند. شدت انفجار به حدی بود که ابتدا هیچ کس نتوانست کشته شدگان را شناسایی کند. جنازه ها را به بیمارستان انقلاب منتقل کرده و پیکر شهیدرجایی را در سردخانه قراردادند.پیکر او به دشواری تمام توسط همسرش شناسایی شد .
نام محمدعلی رجایی همچون بسیاری از نامها که در ذهن و تاریخ ملتها به یادگار مانده است، همواره جاودان خواهد ماند. به راستی راز و رمز توفیق او در میان قلوب هوادران بسیارش چه بود. پاسخ متین او به این پرسش رهنمودی برای تمامی دولتمردان ماست آنجا که می گوید:... «اگر از من رمز موفقیت را بپرسید من هم مثل بسیاری از افرادی که انقلاب را قبول داشتند، واقعاً به انقلاب عشق می ورزیدم، واقعاً انقلاب را مذهبی می دیدم. واقعاً این آرزو را، نه امروز، بلکه سالهای سال بود که داشتم. آرزوی صمیمانه ما بود و حالا مطمئن هستم به آن حکوم رسیدیم.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات