تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۵۸۷۲۵
گفتگو با علی‌ محمد مودب شاعر و دبیر تحریریه فصلنامه شعر

به ادبیات عاشورا برگردیم

حمید حسین‌زاده اشاره: حماسه عاشورا حماسه‌ای است که هرکسی با هر مقدار عشق و علاقه به خاندان اهل بیت نسبت به آن اظهار ارادت کرده است. یکی با نقاشی یکی با مداحی، ‌یکی با موسیقی و هستند کسانی که با شعر نسبت به این حماسه عظیم و خاندان اهل بیت اظهار ارادت می‌کنند. شاعران بسیاری در طول تاریخ زوایای مختلف این حماسه جاودان را بازگو کرده‌اند. برای آشنای بیشتر با شعر و ادبیات عاشورا به سراغ علی‌محمد مودب شاعر جوان کشورمان رفتیم. گفتگوی ما با ایشان را از نظر می‌گذرانید.

* برای شروع بحث کمی درباره شعر و ادبیات عاشورا و پیشینه آن بگویید؟
** من معتقدم که در گذشته ادبیات ما تحت تاثیر جریان‌های نوگرا و جریان‌های مارکسیستی بود و اینها در یک برهه از زمان خیلی از اسلام دور شدند. واضح است که چهره‌های برتر شعر و داستان ما سال‌ها پیش مثلا سه دهه قبل کاملا خالی و تهی بودند. چه بسا اگر انقلاب اسلامی رخ نمی‌داد نسل ما هم دنبال رو آنها می‌شد و در آن قضا در دامن سکولاریزم، دنیاگرایی و... می‌ر‌فتیم.
حرکت انقلاب بازگرداندن نسلی از شاعران به سمت معارف اسلامی بود. یعنی انقلاب ما ابتدا بر بازخوانی و به قولی گفتمان و ارجاع به متن تاریخ اسلام توجه داشت. متنی که مثلا به زندگی حضرت رسول‌(ص) به حکومت حضرت امر(ع) ارجاع داشت و بعد به یک نقطه بسیار مهم به اسم عاشورا می‌رسد. شاید همان نیم روز یا یک روز عاشورا چشمه و مبدا اصلی شکل‌گیری اندیشه انقلاب اسلامی باشد و حتی بعدها هشت سال دفاع مقدس راهمان یک روز حمایت و تدارکات معنوی کرد. جوان‌ها و کلا جامعه ما را با نشاط و زنده نگهداشت تا بتواند در برابر دشمنان تا بن دندان مقاومت کنند. عاشورا پدیده‌ای واقعا شکوهمند است. انقلاب و جنگ ما،‌ در کنار آن مفهوم وطن که به طور طبیعی در همه جای دنیا هست و با آن پیشینه تاریخی شکوهمند و ارزشمندی که دارد خیلی جدی به واقعه عاشورا در قیام اباعبدالله و با امام حسین‌(ع) و هفتاد و دو تن از یاران ایشان گره خورده است همه برخوردها و حرکت‌های مشابهی که در تاریخ اسلام پیدا شده،‌ حتی حرکت‌هایی که می‌خواست آغاز شود با ارجاع به حرکت اباعبدالله و قیام عاشورا صورت پذیرفت. به نظر من برای همین، نسل شاعران انقلاب اسلامی را می‌توان شاعران حسینی نامید. شاعرانی که دقیقا بازگشت به منافع تفکر اسلامی اعم از قرآن، نهج‌البلاغه و قیام عاشورا مدنظرشان بود.
* آیا افراد خاصی در پدید آمدن این موج یعنی ادبیات و شعر عاشورا تاثیر داشتند؟
** دو متفکر بزرگ تاثیر خیلی جدی بر شعر و ادبیات عاشورا و انقلاب داشتند. یکی دکتر شریعتی در میان دانشگاهیان و چهره‌های برتر دانشگاهی و دیگری شهید مطهری بود که در بین دانشگاهیان و لایه‌های اجتماعی تاثیر جدی داشتند. این دو متفکر به طور جدی به بازخوانی و تحلیل قیام عاشورا و بعدا به استفاده از آن برای به روز کردن و تحلیل شرایط روز پرداختند و برای مدیریت فکری، فرهنگی و حمایت روانی از انقلاب اسلامی به کار گرفتند و در نتیجه توانستند مقابل بحران‌های عجیب و دشواری بایستند. این اتفاق مبارکی بود. قیام عاشورا با جنبه‌های عاطفی و حماسی ویژه‌ای که دارد توانست مرکز ثقل و محور خوبی برای بازگشت و آشتی ما با اسلام باشد. بعد از آن دوره قیافه‌های روشنفکری و فضاهای مارکیستی چپ است که فروغ فرخزاد به آنها فحش می‌دهد که روشنفکرها در سرداب‌ها در الکل غرق‌اند و جریان‌های روشنفکری به یک چنین جاهایی رسیده بودند.
برای بازگشت به دام اسلام نقطه‌ای مثل عاشورا نقطه خیلی کلیدی می‌باشد. برای اینکه بین شاعر و نظام فرهنگی یک حس و الفت خانوادگی ایجاد می‌کند. برای همین است که شاعر دفع نشده و به شدت نسبت به این حادثه کشش پیدا می‌کند. ضمناً انرژی عظیمی نیز پشت این واقعه است، آنها (ائمه) در ادامه وی را حمایت می‌کنند و به او اجازه می‌دهند تا رابطه‌اش با متن اسلام و قرآن عمیق‌تر و صمیمانه‌تر شود. حادثه عاشورا یک حادثه سراسر عاطفی و حادثه‌ای دارای یار هنری و تصویری می‌باشد که استعداد خیلی خوبی برای پیوند و برگشت کایت جریان ادبیات ما در قالب ادبیات انقلاب و عاشورا دارد.
* آیا باید به همین جا بسنده کرد شما انتظار هیچ دگرگونی تازه‌ای در حوزه شعر عاشورا و انقلاب را ندارید؟
** اتفاقی که در حال حاضر باید بیفتد مانند معمول آدم‌ها که نیاز به موعظه و تذکر دارند جریان شعر انقلاب باید دوباره به سمت ادبیات عاشورا و ادبیات علوی و شیعی برگردد. در کنگره شعر دفاع مقدس که اخیراً ‌برگزار گردید متاسفانه ما دیدیم که شعر دفاع مقدس به شعری که حول و حوش یک سری کلماتی مثل خاک و خون، استخوان سنگر و پوتین و... تبدیل شده است یا واماندگی، خستگی و یا بیان تاثیرات جنگ بر روی زنان بی‌سرپرست، زنانی که شوهرانشان شهید شدند و تنها ماندند و بچه‌هایی که امروزه از پدرانشان جا ماندند تا با بیانی که خیلی شبیه شده به بیان همه جای دنیا مطرح می‌گردد. بیانی که هیچ چیز تازه‌ای ندارد، پوتین در ویتنام و از کشتگان آنها هم جا ماند پس خوانش، نگاه و تحلیل این پدیده تحلیل شیعی نیست. اتفاقی که الان باید بیفتد نگرش شیعی، علوی و حسینی است به کلیت زندگی در جهان معاصر. من معتقدم که جهان در حیطه مواد و امکانات مادی از ما برتر هستند ولی ما خصوصا در حوزه ادبیات و تبیین دین یا بازگشت به الگوهایی مثل عاشورا و امیرالمومنین(ع) و با توجه به یک سیر تاریخی مانند ربط بین بعثت، غدیر، ‌عاشورا و بعد پدیده انتظار می‌توانیم به بازخوانی و تحلیل انسان در شرایط معاصر بپردازیم. آن وقت می‌توانیم به جامعه انرژی بدهیم ناامیدی و یاس نزد همه آدم‌ها به طور طبیعی خستگی از شرایط روزمره مثل هجمه دشمن وجود دارد. وقتی موجودی مثل آمریکا وجود دارد و دارد ما را به انحای مختلف تهدید می‌کند و قدرتش را به رخ ما می‌کشد به طور طبیعی این حس ترس و امثالهم هست یا جنگ تاثیر طبیعی‌اش همان شکست و خاک و خون و استخوان و پلاک در ذهن همه هست ولی کاری که متفکر و شاعر می‌تواند انجام دهد. انرژی بخش و ایجاد حس زندگی و سرسبزی در دل همین صحنه‌های بحران و در دل همین مناقشه‌ها است.
* رسالت شعر و ادبیات عاشورا را در این برهه از زمان چه می‌دانید؟
** به نظر من بایستی غنی‌سازی انسان را در ادبیات و همین‌طور اندیشه دینی خود شروع کنیم یعنی به سرعت برگردیم به الگوهای عاشورا کاری که لبنانی‌ها دارند می‌کنند. در همین کنگره شعر دفاع مقدس که چندی پیش در کرمانشاه برگزار شد چند تن از شاعران لبنانی آمده بودند اینها در اشعار خود در هر خط یک بار اسم رسو‌ل‌الله را می‌آوردند و هر یک خط یکبار اسم امام حسین(ع) را می‌آوردند چون اینها روبروی رژیم جنایتکاری مثل اسرائیل ایستاده‌اند و بعد اینکه جمعیت اندکی هستند نیاز دارند به اینکه از نظر روانی خودشان را تشدید کنند و مدام برانگیختگی روانی خود را حفظ نمایند، ‌حس مقاومت و بی‌ارزشی دنیا در صورت شکست اینها، ‌همه را در صورت ارجاع به ادبیات عاشورا می‌توان به راحتی بدست آورد یعنی آن شاعر لبنانی هر چند وقت یکبار نام حضرت محمد(ص) را می‌آورد، ‌دقیقا به خود نام‌ها رجوع می‌کند بر روی خود آن پدیده انگشت می‌گذارد من به این نتیجه رسیدم ما در این زمینه به شدت دچار فقر هستیم یعنی باید به ادبیات عاشورا برگردیم.
این هیاتهای مذهبی پدیده خیلی خوب است جوان‌های ما را با یک سیستم آموزشی خیلی گسترده که در همه شهرها پراکنده‌اند به فرهنگ عاشورا نزدیک می‌کند. منتهی باید تدبیر شود و از نظر ساز و کارها بررسی و فکر شود و بعد مهم آن که به صورت یک وظیفه و تعهد شخصی و خیلی جدی هنری است بر عهده شاعران ماست که باید این جریان را حمایت کنند یعنی مثلاً‌ پدیده‌ای مثل مداحی و هیات‌های مذهبی که رواج خیلی خوبی دارد و می‌بینیم بعضا با شعرهای خیلی ضعیفی تمام عاشقان حسینی را تحت پوشش قرار می‌دهد و می‌تواند مقابله کند با تهاجم و حمله روانی که از آن سوی مرزها به قصد ایجاد روحیه شکست و سستی در مردم ما وارد می‌شود. این عزاداری‌ها می‌تواند مقابله کنند. اگر شاعران ما به طور جدی در این حوزه تمرکز کنند، کار کنند که خوراک دهند به آدم‌هایی که در این عرصه‌ها کار می‌کنند و زحمت می‌کشند.
* چه توصیه‌هایی برای شاعران شعر عاشورایی دارید؟
** در حوزه ادبیات مطالعات بیشتری داشته باشند تا با بایسته‌ها و شایسته‌های شعر شیعی در دنیای معاصر بیشتر و عمیق‌تر آشنا شوند بعد بیابند شروع کنند به خوراک دادن به هیات‌های مذهبی تا شعر شیعی دوباره هویتش باز تعریف شود. درست است که می‌گویند شعر انگیزش درونی است که همین هم هست اما به شدت مطالعه و تمرین در آفرینش هنری شعر تاثیر دارد تا به تولید ادبی مناسب تبدیل شود.
* شما در گفته‌هایتان اشاره داشتید به اینکه یک سری از سمبل‌ها خیلی کهنه و دستمالی شده و ما بر روی همان‌ها فقط تکیه می‌کنیم چطور شاعر، ‌نویسنده و یا هر هنرمند مسلمانی که در راستای اهداف شیعه قلم می‌زند می‌تواند به مفاهیم تازه و ناب برسد؟
** ببینید صحنه عوض نمی‌شود بلکه تماشاچی عوض می‌شود، صحنه همان صحنه است جنگ همین است پلاک، ‌استخوان، خون، شهید، قبر، مادر، ‌زن شهید، پسر شهید الان وضعیت ما با جنگ همین است من نمی‌گویم که صحه را عوض کنیم بالاخره همه اینها اتفاق افتاده است. ما باید نگرش‌مان را عوض کنیم. شعر مقاومت ما باید تفاوتی داشته باشد با شعر مثلاً‌ مقاومت ویت کنگها در ویتنام. دقیقا برگشت به ادبیات عاشورا لحنی که امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) سخن می‌گفتند و موضع می‌گرفتند، یعنی به خط‌مشی گفتاری و رفتاری ایشان برگردیم. موضوع خیلی مهمی که در ادبیات مقاومت و کلا در ادبیات ما مطرح است بحث تعریف زندگی و مرگ است تعریف انسان و جهان در نگرش ناب اسلامی با تعاریف فرهنگ‌ها و ادیان دیگر فرق می‌کند به عنوان مثال ما بسیاری از لذایذ نفسانی را خودمان به اراده خود حرام کردیم چرا، ‌چون که خدای ما راضی نیست و فرموده که نباید انجام دهید، این پدیده، ‌پدیده کم‌نظیری است، حالا یهود هم به شکلی فقه دارند ولی این نوع برخورد ما، این نوع سلوک ما بسیار برتر از آن است. در همه فرهنگ‌های دنیا لذت را در سود و تلوید بیشتر و منفعت می‌دانند مثلا تمام دستگاه غرب، اروپا و آمریکا به آن معتقدند ولی در مولفه‌های اسلامی و دینی ما لذت در چیزهای دیگری تعریف می‌شود. اصلا یکی از بازخوانان مهم اندیشه اسلامی سعدی است. آنجایی که می‌گوید: شیب در جزیره کیش بازرگانی مرا به حجره خویش آورد و همه شب سخن‌های پریشان گفت.. این سخن‌های پریشان همان روش زندگی دنیای نو است به عنوان مثلا شرکت‌ها و مراکز تولید در جهان امروز تمامی فکر و ذکرشان افزایش فروش و در نتیجه پر نمودن جیب‌های خود است و لذت برایشان در اینجا ختم می‌شود ولی اندیشه اسلامی از زبان همان سعدی می‌گوید: لعیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام.
* در رابطه با شعر عاشورایی و به طور کلی ادبیات اسلامی با استخراج و به کارگیری چه منابع و مفاهیم می‌توان به جایگاه شایسته ادبیات شیعی دست یافت؟
** مفاهیم مثل اتفاق می‌تواند نظر ما را نسبت به جهان عین عوض نماید ذهنیت ما باید ذهنیت دینی باشد، ‌معتقدم که ماجرا شوخی‌بردار نیست یعنی در ادبیات کسی که دارد قلم می‌زند بنا بر تعریف‌های قرآن و اسلام تعریف‌های شیعی ذهن خودش را تصحیح کند. نمی‌گویم در تجربه‌های شخصی و عملی خودش، لحظه به لحظه خود را بسنجد آنجا هر کسی روش و سبک مخصوص به خود را دارد ولی باید دانش و بینش خود را از سرچشمه وحی بگیرد و تعریف خودش را از دنیا بگیرد مثلا از منابعی مثل نهج‌البلاغه حضرت امیر(ع) استخراج نماید در ادامه در تجربه هنری خود غرق شده و هر کس به یک روش و سبکی آنرا تبیین کند. اگر این اتفاق بیفتد آن تکنیک‌ها هم نو می‌شوند یعنی کسی که نگرش نو به دنیا پیدا کند خوب تحلیل نویی نیز ارائه می‌دهد من تا دیروز این را تابوت می‌دیدم ولی امروز فکر می‌کنم شهید دارد می‌رود. امام حسین(ع) فرموده: مرگ پلی است که ما را به باغهای بهشت هدایت می‌کند. مثلا من امروز این تابوت را به پل تشبیه می‌کنم و می‌گویم بر پل تابوت داشتیم می‌رفتیم و یا دراز کشیده بودیم. می‌بینیم که تعبیر عوض می‌شود چرا،‌ چون دیدگاه توانست به نظر من حتی توانایی فنی و تکنیکی هم به دست می‌آید چون زاویه دید، زاویه دید دیگری می‌شود.
* در حال حاضر شما دغدغه و تنگناهای شعر عاشورایی که می‌تواند برطرف شود را در چه می‌دانید؟
** اینکه شعر عاشورایی ما باید به زبان عامه احترام خیلی زیادی بگذاریم. اتفاقی که افتاده این است که بزرگان ما خیلی از شعرهایی که دارند هم از نظر فکری و تکنیک خوب است ولی ادبیات ما به الگوهایی مثل مرحوم محمدرضا آقاسی نیاز دارد. منتهی با توانایی‌های فنی و تصویری بیشتری که طبیعتاً ‌باید از ایشان تواناتر باشند. الگوهایی که بتواند راحت‌تر با عامه مردم ارتباط برقرار نماید، شاید یک جاهایی نیز باید پرستیژ هنری را فدای حرف زدن کرد، ‌من معتقدم ما به طیفی از شاعران که بین مرحوم محمدرضا آقاسی و علی معلم باشند نیاز داریم یعنی برای سطح سواد بالا همراه با تسلط و احاطه بر تکنیک‌ها و شگردهایی که عامه مردم آن را می‌پسندند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات