عبدالله شهبازی سوابق تجربی و پژوهشی زیادی در زمینه مافیای نفتی و زمین خواری دارد. او در مطلبی در سایت شخصی خود با بیان اینکه این کانونها به جناح سیاسی معینی وابسته نیستند بلکه بر اساس اشتراک منافع مادی شکل گرفتهاند، افزود: در این عرصه «پول» و بده بستانهای مالی حرف آخر را میزند. بنابراین، میتوان در اینگونه کانونها پیوندهایی را یافت که از منظر تحلیل سیاسی غیرقابل توضیح است. مثلا، میتوان رفاقت تنگاتنگ، ولی پنهان فلان مقام عالی رتبه نظامی یا غیرنظامی منتسب به «فلان جناح» را با فلان مقام دولتی وابسته به جناحهای مقابل، مثلا فلان حزب شناخت.
شهبازی با تعریف" مافیا" به عنوان هرگونه گروهی ذی نفوذی که بر حیطه معینی از اقتصاد سیاست و فرهنگ سیطره انحصاری برقرار کرده و از روشهای مافیایی برای حفظ این انحصار بهره میجوید، یکی از عرصههای فعالیت این کانونها را «مافیای سنگ ایران» بیان کرد و افزود: ایران ، پس از چین و استرالیا، سومین تولیدکننده سنگهای تزئینی جهان است. گرانترین سنگ تزئینی جهان سنگ کرم استخوانی در منطقه کاررارا carrara ایتالیاست. این منطقه عنوان مهد صنعت سنگ تزئینی شناخته میشود و قدمت این صنعت در آن به سده سوم میلادی میرسد. همانند سنگ فوق در معادن ده بید آباده (فارس) استخراج میشود و به نام سنگ ایتالیایی در بازارهای جهان با قیمت هر تن 350 دلار به فروش میرسد.
وی با بیان اینکه به رغم اهمیت و ارزش سنگ ایران،این شاخه از صنعت کشور به دلیل سوء و فساد مدیریت در آستانه ورشکستگی است، افزود: در سالهای اخیر، سنگ ایران نه تنها به سرعت بازار جهانی خود را از دست میدهد بلکه در بازار داخلی نیز با بحرانی سخت مواجه است.
این محقق پژوهشگر برجسته کشور با اشاره به برخی دلایل فرعی به وجود آمدن این وضعیت تصریح کرده است که : این بحران به چند دلیل است: اول، سیطره«مافیای سنگ»که با تحمیل باجهای گزاف بر تولیدکنندگان سنگ سبب گران شدن و در نتیجه غیررقابتی شدن قیمت این کالا شده است؛ دوم، واردات سنگهای خارجی، به ویژه از چین ، که به دلیل قیمت ارزان، سنگ ایرانی را در معرض رقابتی نابرابر قرار داده است و سوم، گسترش فراوان کارخانههای سرامیک در سالهای اخیر که هر یک معادل صد واحد سنگ برای کاشی تولید میکنند و با قیمتی بسیار ارزانتر از سنگ به دست مصرفکننده میرسانند.
شهبازی خروج کارگران ارزان قیمت افغانی شاغل در کارگاههای سنگبری از ایران به عنوان نیروی انسانی عمده شاغل در این حوزه را از دیگر دلایل این وضعیت دانست و افزود: عقبماندگی تکنولوی که منجر به فرآوری غیراستاندارد سنگهای تزئینی ایران شده است نیز سبب شده نه تنها روز به روز از صادرات سنگ ایران کاسته میشود بلکه بازار داخلی آن نیز به سرعت کاهش مییابد.
وی تاکید کرد: اگر این روند ادامه یابد، قطعا در آیندهای نه چندان دور این شاخه از صنعت سرنوشتی همانند صنایع نساجی و فرشبافی ایران خواهد یافت.
این محقق و پژوهشگر در عین حال عامل اصلی نابودی صنعت سنگ تزئینی ایران را وجود «مافیای سنگ» در کشور دانست و افزود: این مافیا در طول دو دهه گذشته با تحمیل باجهای سنگین غیرقانونی بر تولیدکنندگان، گران شدن و در نتیجه غیراقتصادی شدن تولید سنگ ایران را سبب شده است.
وی اضافه کرد: این «مافیا»، به رغم دستیابی آسان به درآمدهای چند صد میلیون دلاری در سال، هیچ خدمتی به صنعت سنگ تزئینی ایران نکرده و در واقع، عملکرد آن بیشتر به «گردنه بگیران» شباهت داشته تا به «متولیان» صنعت فوق.
به گفته شهبازی، صنعت سنگ ایران در انحصار یک شبکه انحصارگر است که در طول دو دهه گذشته با اتکا بر سیستم دولتی و با روشهای مافیایی سیطره خود را بر این صنعت برقرار کرده است.
وی با بیان اینکه تمامی معادن مطرح سنگ در سراسر کشور در تصرف این مافیا قرار گرفته است، افزود: مکانیسم این انحصار بسیار ابتدایی است: اعضای «مافیای سنگ» پروانه بهرهبرداری از معادن مستعد سراسر کشور را، بدون هیچگونه کار قبلی بر روی این معادن و صرفا با ثبت پروانه به نام خود، اخذ کردهاند.
وی مدیران سابق یا کنونی بخش سنگ وزارت صنایع و معادن را افراد اصلی این شبکه دانست و افزود: این افراد، که بسیاری از آنها خود در صنعت سنگ اشتغال ندارند و تنها در ازای پروانه بهرهبرداری استخراج سنگ تزئینی معادن ایران را به سرمایهگذاران و تولیدکنندگان، که «پیمانکار» نامیده میشوند، واگذار میکنند. عجیبتر اینجاست که وزارت صنایع و معادن پروانه بهرهبرداری از محدودههای معدنی بیش از چهارهکتار را به احدی واگذار نمیکند ولی شرکتهای متعلق به اعضای «مافیای سنگ» پروانه بهرهبرداری از هزاران هکتار محدودههای معدنی را در سراسر کشور به نام خود دارند.
وی تصریح کرد: ارزشمند ترین معادن سنگ کشورفق معادن سنگ کرم استخوانی ده بید فارس، واقع در منطقه قلعه مرغی دهبید، است پروانه بهرهبرداری این معادن به بنیاد (...) تعلق دارد که موسسهای خصوصی است. مسئول این معادن در بنیاد فوقفردی به نام (...) است که در سالهای اخیر به «سلطان سنگ ایران» معروف شده است. (پیش از انقلاب این عنوان به ارباب قنبر رحیمی تعلق داشت.)(...) او از «پیمانکاران» (یعنی سرمایهگذاران و تولیدکنندگان) معادن فوق هفتاد درصد تولیدات و سنگ آنها را اخذ میکند.
شهبازی ادامه داد: در منطق نیریز فارس، که مرکز مهم معادن سنگ چینی کشور است، پروانه بهرهبرداری به شرکتی خصوصی به نام (...) تعلق دارد. معدن داران نیریز مجبورند 30درصد از تولید خود را به صورت معادل نقدی به این مجتمع پرداخت کنند.(...)
معادن سنگ چینی ازنا و الیگودرز و سایر معادن سنگ ایران نیز به همین روال در انحصار «مافیای سنگ» است؛ افرادی که صرفا به دلیل بهرهبرداری از«ارتباطات خاص»بر صاحبان واقعی صنعت سنگ تزئینی ایران، یعنی سرمایهگذاران و تولیدکنندگان، فرمانروایی میکنند.
وی با طرح سوالاتی چون حامیان «مافیای سنگ» چه کسانی هستند؟ رابطه این مافیا با سایر شبکههای انحصارگر مافیایی کشور، مثلا در بخشهای آهن، شکر، نفت، گوگرد، قیر، گازوئیل، مازوت، کشمش، روغن خوراکی، روغن موتور و غیره و غیره چگونه است؟ افزود: پژوهشگران درآینده باید داوری کنند که آیا احمدینژاد به شعارهای انتخاباتی خود وفادار ماند و شبکههای انحصارگر و در هم تنیده مافیایی را در هم شکست و یا راه سازش و سکوت در قبال آنان را در پیش گرفت؟
این محقق و پژوهشگر برجسته کشورمان که در جریان رقابتهای انتخاباتی نیز از دکتر احمدینژاد حمایت کرده بود، تاکید کرد: اکنون احمدینژاد در آستانه انتخاباتی است که سرنوشت دولت او، و سرنوشت نظامی به نام جمهوری اسلامی، را رقم خواهد زد. وزرای او باید از «سلامت» ، «شهامت»، «دانش»، و «درایت» کافی برای ستیز با این شبکههای مافیایی برخوردار باشند.