محسن غرویان
این روزها منسوب به امام علی (ع) است و همگان از او میگویند: از اوصاف او، از خصایل او و از فضایل او! جای این سوال هست که بپرسیم چرا علی(ع) علی شد؟ رمز و راز این علو مقام و سر این عظمت و مرتبت چیست؟ و اینک ما در عصر و زمان خویش، چه درسهایی از او میتوانیم بگیریم؟ به نظر راقم این سطور، سر این شرافت و عظمت و شوکت این بود که علی هرچه فراتر رفت، فروتر شد! هرچه بالاتر رفت، پایینتر آمد! هرچه فرادستی بیشتر پیدا کرد، فرودستتر شد! او هرچه فراز بیشتری مییافت، فرودش سهلتر میشد. و هر قدر پروازش اوج بیشتری میگرفت فرود آمدنش آسانتر بود. تلاش علی(ع) به عنوان راهبر و راهنمای مردم این بود که فرهنگ مردم را آسمانی و ملکوتی کند و نگاهها را تا آنجا که میسر است از زمین بکند و متوجه سپهر حقیقت و ارزشها و معنویت نماید. علی(ع) ارزش را در امور مجازی و در عناوین اعتباری و ریاستها و پستهای دنیوی نمیدید. گرچه او برای تحقق عدالت و گرفتن قدرت و حکومت تا پای جان ایستادگی میکرد، اما در عین حال، حکومت و ریاست دنیا را به اندازه آب بینی بزی بها نمیداد! و ارزش کفش پینهزده خود را بالاتر از ارزش خلافت ظاهری دنیا میدید!
درس بزرگ و جاودانه علی(ع) به همه ما آدمیان در همیشه تاریخ این است که عزت حقیقی را در احقاق حق و دقع ستم و رفع ظلم ببینیم و اسیر مقامات و پستهای زودگذر دنیا نشویم و حقیقت و عدالت را فدای ریاست نکنیم. آنچه امروز برای جامعه ما ضروری و حیاتی است، همین نکته است که سیاستمداران و دولتمردان و روسای ما همواره خود را خادم مردم ببینند و چونان مولا و مقتدای آزادمردان تاریخ، علیبن ابیطالب(ع) آزادی حقیقی را در بندگی و طاعت حق- جل و علی – جستوجو کنند و همواره امیر بر نفس خویش باشند و نه اسیر آن.
آفت بزرگ و خطرآفرین در نظام دینی و حکومت اسلامی ما این است که به تدریج ارزشهای اخلاقی کمرنگ شوند و اخلاص و ایمان و تقوا در کسب منصبها و احراز پستهای حساس، حرف اول نزنند، بلکه به جای این ملاکها وارزشها ، رابطهها و رفاهطلبیها و منافع گروهی و جناحی، نقش اول را ایفا کنند.
بایسته است در جامعه علوی، هماره آیه " ان اکرمکم عندالله اتقیکم " نصب العین مدیران و مسئولان سیاسی و اجتماعی باشد. و نیکوست در این ایام یکبار دیگر برگردیم و در وضعیت جامعه خویش نظر کنیم و آن را با معیارهای جامعه علوی محک زنیم.
جامعه ما وقتی در مسیر تحقق آرمانهای علوی و نیل به ایدهآلهای جامعه الهی حرکت خواهد کرد که خدا محوری را به جای انسان محوری بنشاند. درس بزرگ امام علی(ع) به همه بشریت این بود که عبودیت پروردگار و بندگی در برابر خالق را بیشتر و پیشتر از هر چیزی بها دهیم. در یک نگاه کلان میبینیم سیر مکاتب و اندیشههای فلسفی، سیاسی و اجتماعی امروز دنیا، به سمت و سوی الحاد و بدبینی و جایگزین نمودن انسان و هواهای نفسانی او به جای خداپرستی و اصالتها و ارزشهای الهی است. امروز همه جا سخن از حق و حقوق انسان است و حال آنکه امیرالمومنین(ع) پیش از آنکه برای بشر حقی قائل باشد، آدمی را مکلف در برابر خالق و معبود حقیقی یعنی خداوند متعال میدید. او اگر برای احراز ریاست و کسب خلافت هم قدمی برمیداشت و سخنی میگفت، از باب ادای تکلیف شرعی و انجام وظیفه الهی بود. اگر همه آحاد ملت و به ویژه مسئولان و نخبگان و روسا در یک جامعه دینی، همواره و در همه شوون و رفتارهای خود، احساس تکلیف دینی و شرعی بنمایند و در همه حالات و آنات، خود را در محضر پروردگار ببینند، بدون شک جامعه علویف مصداق خواهد یافت.
امام علی(ع) از آنجا که خود را مکلف به ادای تکلیف میدانست، موقعیت و مقام سیاسی و اجتماعی خویش را ابزاری برای تحقق احکام الهی و اوامر خداوندی و حاکمیت نظام ارزشی و اخلاقی اسلام تلقی مینمود و هم از این رو در مصرف بیتالمال چنان دقت و حدت به خرج میداد که پارهای از خواص و نزدیکانش نیز عاقبت نتوانستند او را تحمل کنند و از گرداگردش پراکنده شدند. اما او همچنان مقاوم و استوار ایستاد و با عزمی پولادین و با پشتوانه تاییدات الهی، در احقاق حق و اجرای حدود الهی هرگز سستی نشان نداد.
درسهای بزرگ امام علی(ع) به ما، ایمان یکتاپرستی، زهد، ورع،دستگیری از محرومان و مستضعفان و تلاش برای حاکمیت خدا بر زمین است. امید که دولت و ملت توفیق بهرهگیری از آن امام همام و تحقق آرمانهای او را بیابیم.
انشاءالله