سیدمسعود علوی
آنچه از شهامت امیرمومنان حضرت علیبنابیطالب علیهالسلام سختتر و ناگوارتر است، مظلومیت آن امام عزیز است؛ این که قدر و منزلتش را نشناختند و به یاریاش نشتافتند و در سیل حوادث و در کوران ستم، تنها ماند و به جز عدهای قلیل از ایشان تبعیت نکردند. این در حالی است که پیامبرگرامی اسلام(ص) مکررا در مورد لزوم پیروی از وصی بلافصل خود به مردم هشدار فرموده و در بسیاری از موارد، او را جانشین خود و منصوب خداوند متعال، معرفی نموده بود. اگر به سیرهی آسمانی نبی اکرم (ص) از ابتدای بعثت تا آخر عمر شریف آن حضرت، دقیق بنگریم مشاهده خواهیم کرد که رسول خدا از همان روزهای اولیه که به رسالت و نبوت مبعوث گردیدند مسالهی جانشینی و وصایت و ولایت را مطرح فرمودند که یکی از آن موارد، تشکیل یک جلسه با حضور خویشان و نزدیکان پیامبر بود که طی آن با وجود این که ابلاغ آیین اسلام، روزهای آغازین خود را سپری میکرد امامت و جانشینی مولاعلی(ع) را اعلام فرمود. در طول زندگی مبارک پیامبر اکرم تا لحظات واپسین عمر شریفشان این گونه موارد، بسیار به چشم میخورد که حاکی از اهمیت استمرار حاکمیت دینی در همهی اعصار، به واسطهی ولایت میباشد.
آیا تا به حال از خود پرسیدهایم که؛ پس چه شد که مولا علی (ع) در مقابل ستمگران تنها ماند و ظالمین با شقاوت تمام، او را به شهادت رساندند و در این راه، مردم و برخی نخبگان و خاصان نیز به یاری کردن ستمگران مبادرت کردند و امیر مومنان را به سکوت سیاسی واداشتند؟
از علتهای عمدهی این مظلومیت، به فرمودهی مقام معظم رهبری، عقبنشینی یا سکوت خواص اهل حق است که این امر با تهدید، تخریب شخصیت و تطمیع صورت میگیرد. علت دیگر، تبلیغات سوء و تحریف حقیقت در سطح عموم است به گونهای که با قدرت خبرسازی و شایعهافکنی، کار را به جایی رساندند که مردم، علی(ع) را تارک نماز میپنداشتند و او را عصیانگر، خشونتطلب، فاقد ایمان و مهرورزی و مخالف با آزادی میانگاشتند! دامنهی این تبلیغات مخرب تا اعصار بعد هم کشیده شد. امام صادق(ع) در این باره نکتهای را از سفر امام محمدباقر(ع) به شام یادآور شده و میفرماید؛ زمانی که پدرم به دمشق احضار شد هنگام عبور از کوچههای این شهر شنید که مردم به یکدیگر با لحنی تمسخرآمیز میگویند این فرزند ابوتراب است! پدرم به دیوار تکیه داد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود ای وحدتشکنان! دست از ماه رخشان و ستارهی آسمان بردارید قبل از این که سیمایتان به عذاب الهی تباه شود، آیا همدم و همراز و برادر پیامبر خدا، علیبن ابیطالب را استهزاء میکنید؟ به کدامین راه میروید؟ آنگاه امام محمدباقر(ع) به تبیین فضایل و ویژگیهای امیرمومنان (ع) پرداخت.
دشمنان دین میدانستند و میدانند که هویت شیعه در چهار عنصر خلاصه میشود؛ توحید، رسالت، ولایت و استقامت در راه حفظ آیین و عقیده. ولایت نیز واسطهالعقد این چهاررکن حیاتبخش است. معاندین با دین اسلام از صدر تاکنون در پی انند که پیوستگی شیعه با این عناصر تعیین کننده خصوصا ولایت علوی را سست نمایند و در برهههای گوناگون، متاسفانه تا حدودی به این هدف شوم خود رسیدهاند و با استفاده از جبن و جاهخواهی و غفلت و فرهیختگی بسیاری از خواص و در مقاطعی نیز جهالت و جمود عوام، مقاصد شوم خویش را به منصهی بروز آوردهاند.
بر ماست که همواره به دنبال شناخت زندگی و سیرهی مولای موحدان علی(ع) باشیم تا بتوانیم روح ولایتپذیری و ولایتاندیشی را در وجود خود بپرورانیم و هر روز بالندهتر نماییم. در طریق مولاشناسی و علیجویی، بزرگان و نخبگان و سرآمدانی سترگ و بسیار از میان روحانیت معزز شیعه، زحمات و رنجهای فزون از شمار و خارج از توان را متحمل شده و نتیجهی تحقیقات و تتبعاتشان را در اختیار ما گذاشتهاند تا ما مولا را به خوبی بشناسیم و زلال ولای علوی را در زندگی خویش ساری سازیم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و بیداری تودههای مردم و دفاع از آیین و عقیده حتی تا سرحد بذل جان، دشمنان مکتب شریف شیعه و امت اسلام با یک پیوستگی عمیق شیعیان با ولایت روبهرو شدند و نتیجهی تلاشهای شیطانی خویش را فرو رفته در محاق دیدند و با این وجود از پای ننشستند و از زوایای جدید، هجمات خود را پی گرفتند و به تضعیف باورهای ولایی و تخریب ایمان مردم از طریق شبهه افکنی در مبانی ولایت پرداختند و بر این عقیده بوده و هستند که پیوند مردم ایران با توحید و پرستش خدای یگانه، آسیب زیادی به منافع آنان وارد نمیآورد و آنچه باعث تسری سیرهی ستمستیزی و عدالتگستری و مهرورزانهی علوی به شیعیان آنها میشود عنصر ولایتمداری و شهادت طلبی، که آموزهای آل علی است، میباشد. باید در این مورد کاملا هشیار باشیم و نگذاریم دشمنان ما با تبلیغات گفتاری و نوشتاری و ترسیمی خود به تضعیف و تخریب باورهای ولاییمان مبادرت کرده و دستشان در این زمینه باز باشد. نگذاریم مظلومیت مولای موحدان، استمرار داشته باشد و هم امت نبی باشیم و هم امت علی«؛ اناوعلی ابوا هذه الامه.» زمانی که علی (ع) از جفا و جهل مردم به ستوه آمده بود، رسول خدا (ص) را در خواب دید و زبان به گلایه گشود و از مردم با عنوان امت تو( پیامبر) نام برد و آنان را به خود نسبت نداد، چرا که آنان ولایت علی را نپذیرفته بودند. همچنین به عرض رساند که من از این امت خسته شده و آنان نیز از من خستهاند ( یعنی تاب و تحمل عدالت مرا ندارند)!
امید آن داریم که ملت بزرگ ایران با استعانت از روح بلند امیر عدل وعاطفه، علیبنابیطالب ارواحنا فداه و تحت زعامت مولای علی جویان، حضرت آیتالله خامنهای، راه روشن فردا را با امید و پارسایی و پویایی طی کنند و پیوستگی خویش را با رسالت نبوی و ولایت علوی روزبه روز مستحکمتر نموده و دشمنان دین و میهن را قرین نومیدی و نژندی نمایند.