صالح اسکندری
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی (دامظله العالی) چهارشنبه گذشته در پنجمین اجلاسیه مشترک اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علما و فضلای سراسر کشور ارتباط گسترده و عمیق روحانیت با مردم را از وظایف مهم طلاب و علمای اسلام دانستند و گفتند خوشبختانه این ارتباط تاکنون حفظ شده است و مردم علاقهمند به روحانیت هستند.
فرصت کوتاهی تا ماه مبارک رمضان باقی است و تجلی ارتباط روحانیت با مردم در این ماه نمود عینی مییابد. مردم اقصی نقاط کشور منتظر هستند.
تا طلاب و فضلای اسلام بار دیگر در مساجد حاضر شوند و فعالیتهای دینی خود را از سر بگیرند.
این علاقه، انتظار و نیازهای جدی مردم از لوازم فرهنگ شیعی حاکم بر کشور است که سالهاست بر این مرز و بوم حکومت میکند. از صفویه تاکنون این فرهنگ در پوست و گوشت مردم این دیار ریشه دوانیده است و اگرچه با فراز و نشیبهایی روبهرو بوده اما در یک نگاه کلان یک سیر صعودی و رو به بالا را طی نموده است.
این نوشتار کوتاه بر آن است تا به گوشهای از دادهها و اقتضائات فرهنگ شیعی ایرانی در حد توان مضیق نگارنده اشاره کند تا شاید عمق و نفوذ این فرهنگ در جامعه ایرانی بیشتر نمایان شود.
سوال اینجاست چرا در جامعه ایرانی برخلاف جوامع غربی و به طور کلی فرق غیر شیعه، لائیسم و گرایشات ضد دینی و از سوی دیگر بنیادگرایی افراطی با پسزنشهای شدید فرهنگی روبهرو است؟ به تعبیری چرا در ایران طالبانیسم رشد نمیکند و یا چرا عمده گرایشات لائیک در بین نخبگان غیر شیعه در جهان اسلام مطرح میگردد و تنها پس از ورود در جامعه شیعی ایرانی به نوعی سکولاریسم خفیف منتج میشود.
لائیسم ترکیه و طالبانیسم افغانستان دو نمونه مثالزدنی از این تفاوت فرهنگی هستند که در دو سوی ایران قرار دارند.
علت را باید در عقلانیت حاکم بر فرهنگ شیعی جستجو کرد عقلی که در کنار وحی منبع استنباط احکام دینی است. در شیعه منابع اثباتی دین که با آن اراده خدا کشف میشود چهار مورد است. کتاب سنت، اجماع و عقل که همگی به دو منبع عقل و روحی باز میگردند. در مفاهیم شیعی، عقل شعبهای از الهام مستتر الهی در فطرت و نهاد و نهان انسان است که خدا آن را به ودیعت نهاده است. انالله علیالناس حجتین حجه ظاهره و حجه باطنه فاما الطاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و اما الباطنه فالعقول (1)
البته در نگاه شیعی و به اصطلاح اصولیین عقل در مستقلات عقلیه منبع دین است و لذا اگر در مواردی عقل احکامی داشت ودر آن موارد عقل هم مطالبی را بیان کرد نقل موید عقل و حکم او،امضای حکم عقل است"(2)
برخلاف شیعیان در اهل سنت گرایشان صرفا نقلی و نوعی قشریگری و دوری گزینی از مباحث عقلی نمود مییابد که یا منجر به اطاعت محض و کورکورانه و یا جبههگیری جدی در مقابل مفاهیم دینی میگردد. لذا در این جوامع هم روشنفکر لائیک وجود دارد و هم گرایشاتی مثل القاعده و طالبان.
البته مفروض ایت که عقلانیتی که از آن صحبت شد با نزاع دلیل گروی غریبان که با لاک آغاز شد متفاوت است. اصولا نگاه پوزیتیویستی فلسفه دین در غرب که به عقل گروی معتدل (moderate Rationalism) و عقل گروی افراطی (Extereme Rationalism) منتج میشود با عقلانیت در شیعه که عرفان، برهان و قرآن در آن موید یکدیگرند تفاوتهای بسیاری دارد.
فلسفه دین در غرب سنجش دین با عقلانیت مدرن است . در واقع فلسفه دین غربی نوعی فلسفه مضاف بوده که هیچ نوع التزام و اعتقاد دینیای را از فیلسوف دین مطلب نمیکند. اما در عقلانیت شیعی فرد مسلمان ملزم به وحی است در واقع مسیحیت هم به نوع دیگری دچار این بحران عدم عقلانیت حقیقی در دین است که باعث شده گرایشات لائیک و حتی بنیادگرایی افراطی مانند راست مسیحیان آمریکا در آن به چشم بخورد.
البته پرداختن به این موضوع مجال گستردهتری را میطلبد اما آنچه در اینجا موضوعیت دارد ارتباط روحانیت با ایران شیعی است که عقلانیت بر فرهنگ آن حاکم است. روحانیت در این عصر باید منادی ندای عقلانی و خالی از هرگونه خرافه برای مردم ایران باشد. امروز در آستانه ماه مبارک رمضان مردم ما منتظر هستند تا بار دیگر طلاب و فضلای حوزه در مساجد حاضر شوند و حرفهای متقن مستحکم و مبتنی بر پیش زمینههای فرهنگی شیعی بزنند.