دکتر هادی خانیکی
تفاوت «گفتمان انقلابی» درباره عاشورا با گفتمانهای سنتی و عامیانه را حسین مدار بودن و تکیه بر عنصر سیاسی قیام عاشورا، ناقد تحریف و معترض به حواشی بودن است.
این عنوان را به دلیل تعلق خاطر به مقوله عاشورا و نهضت حسینی و همچنین بحث هویت با توجه به عنصر فرهنگی در جهان معاصر و جهان اسلام که عنصری جدی شده است، قرار گرفتن در دنیای فشرده متاثر از ارتباطات و به هم پیوستن فضاها و مکانها انتخاب کردهام و در نظر دارم در کنار نگاهی فلسفی و تاریخی نگاهی از حوزه جامعهشناسانه و ارتباطی به مقوله عاشورا داشته باشیم.
گفتمانهای مختلفی که با گذشت 1356 سال از جریان عاشورا شکل گرفته و حتی امروز شکلهای عمومی و حتی دولتی آن را شاهد هستیم. در این جا میخواهم از منظر تجربهاندیشانه، آنچه را در سه چهار دهه اخیر شاهد بودیم، عنوان و گفتمانهایی را که درباره عاشورا شکل گرفته طبقهبندی اولیه کنم و بر آن اساس بگویم که ما با چه نوع هویتهای مبتنی بر عاشورا مواجه هستیم و چه نوعی را باید تقویت کنیم که برای دنیای جهانی شده امروز متناسب باشد. در یکصد سال اخیر جنبش احیای تفکر دینی در کانون تفکر اصلاحی و انقلابی در جهان اسلام و جهان شیعه به ویژه جهان اسلام را به کار میبرم زیرا ابعاد تاثیرگذاری اجتماعی، سیاسی عاشورا فراتر از حوزه شیعه است و حتی اهل سنت را در بر میگیرد.
چنان چه چند سال پیش شاهد بودیم که مرحوم عرفات زمانی که در محاصره بود جمله معروفی داشت که من را میخواهند مانند عثمان در خانهام بکشم اما من این نوع مرگ را انتخاب نخواهم کرد و میخواهم مثل حسین ابن علی(ع) از دنیا بروم. این جمله در حالی گفته میشود که عرفات به لحاظ مذهبی شیعه نبود اما تلقی و برداشتش متاثر از شیعه بود.
در متن احیاگری تفکر دینی نوعی همبستگی و دغدغه نسبت به مساله عاشورا وجود داشته و دارد و در همین دوران شاهد شکلگیری گفتمان انقلابی از نهضت عاشورا هستیم. ویژگیهای گفتمان انقلابی و دیدگاههای مرحوم شریعتی مطهری و امام(ره) در متن اندیشه خون و پیام دکتر شریعتی، این گفتمان انقلابی وجود دارد.
ایشان معتقد بود که هر انقلابی چهره خون و پیام دارد که خون را باید در عاشورا و پیام را باید بعد از عاشورا در حرکت زینب (س) و خاندان امام حسین(ع) دید و یا استاد مطهری نقدی بر تحریفات عاشورا وارد میکنند و میگویند که بر اساس این تحریفات چهره عزا بر حماسه عاشورا غلبه کرده، در حالی که عنصر حماسی در متن گفتمان انقلابی است و در نایت تفسیر برانگیزاننده و فراگیر امام خمینی(ره) از عاشورا وجود دارد و عاشورا در کانون توجه به عنصر سیاسی در تلاشهای دینی قرار میگیرد.
گفتمان انقلابی در برگیرنده طیفی از نظریهها است و امام (ره) عناصر موجود از نهضت عاشورا را به گونهای با روح تازه بیان کردند که همه این موارد در گفتمان انقلابی قرار میگیرد. تفاوت این گفتمان با گفتمانهای سنتی و عامیانه حسین مدار بودن و تکیه بر عنصر سیاسی قیام عاشورا ناقد تحریف و معترض به حواشی بودن است.
گفتمان انقلابی در برابر تحریف عوامانه و تحریف عالمانه از عاشورا ارزیابی کرد و گفت: تحریف عوامانه تحریفی است که برای جلب ترحم و عناصر افسانهای قهرمانانش یزید و این زیاد هستند و بدین ترتیب امام حسین(ع) و یارانش به حاشیه رانده میشوند و تحریف عالمانه تحریفی است که بسیاری از مورخان و محققان با شخصی کردن حرکت امام حسین(ع) و محدود کردن آن به این که او در بهترین شکل میخواست خود را نشان دهد و وارد حکومت جابرانه نشود، صورت میگیرد. در این نوع تحریف هم امام حسین(ع) به حاشیه رانده میشود.
گفتمان انقلابی، نقلهای آکادمیک و نقلهای عامیانه و پوپولیستی را از قیام عاشورا مورد پرسش قرار میدهد و در اکنون این گفتمان انقلابی پنج عنصر فکری برجسته است اول این که قیام امام حسین(ع) را برای عدالت و آزادی میداند. دوم این که قائل به آرمان تشکیل حکومت است. سوم در جهت انجام یک اصلاح گام برمیدارد. چهارم به دنبال سلب مسئولیت از نظام جابرانه است و پنجمین ویژگی آن تداوم عاشوراست.
گفتمان تراژیک عامیانه کمتر مرتبط با قیام امام حسین(ع) و یارانش است. البته نمیخواهم بگویم که گفتمان انقلاب فهم کامل عاشورا ست. میگویم که گفتمان تراژیک در جنبههای احساسی گاه لازم است، اما این گفتمانمیتواند زمینهساز تلقیهای بنیادگرایانه و خشونت بار در هویتسازی باشد و مسائل محوری عاشورا کمتر مورد توجه قرار دهد، بله در بهترین شکل صرفا میتواند عاشورا را نگه دارد، نه این که آن را بشناساند، در حالی که گفتمان انقلابی در شناساندن عاشورا میتواند تاثیرگذار باشد.
بحث هویت مسالهای جدی در جهان امروز است، هر چه ما در جهان بهم پیوستهتری قرار گیریم عناصر هویت بخش بیشتر زنده میشوند و اگر این عناصر هویت بخش با سنجیدگی و واقعگرایی مهندسی نشود به عناصری تبدیل میشود که میتواند هویت خشن و بنیادگرایانه را تشکیل دهد. مفهوم نوین آن در عصر اطلاعات و دنیای شبکهای است، خاطرنشان کرد: در سالهای اخیر دنیا بسیار به هم نزدیک شده و از دهکده جهانی سخن گفته میشود، فاصلهها از بین رفته و هویت یک پدیده واقعی است.
جامعهشناس درباره خوب یا بد بودن هویت سخنی نمیگوید. اما معتقد است که در دنیای جهانی شده جوامع و افراد و هویتهای ملی محلی و دینی راسختر شدهاند. هر چه جهان به هم نزدیکتر میشود میل به تمایز و تشخص نیز بیشتر میشود و در واقع جهان امروز از یک سو به سمت جهانی شدن و از سوی دیگر به سمت محلیتر شدن در حرکت است.
مفهوم هویت در دنیای جدید در برگیرنده دو معنای متمایز همسانی و یکنواختی از یک سو و تمایز و تفاوت از سوی دیگر است و اگر از هویت شیعی حرف میزنیم در واقع از نقاطی صحبت میکنیم که آنها را به هم پیوند میدهد و از سوی دیگر با دیگر متدینان و حتی کسانی که اعتقادی به ادیان ندارند متمایز میکند. هویت چه در وجه فردی و چه در وجه جمعی در کشاکش تصور ما از خود و دیگری شکل میگیرد که این هویت میتواند هویت یک سویه مقاومتا و یا هویت همراه با مشروعیت بخشی باشد که هم غیر را به رسمیت بشناسد و هم بر تشخص خود مبنی باشد.
در نگاه جامعه شناسانه گفته میشود برای آن که از هویت مقاومت و حاشیهای بکاهیم باید بر هویتهای مشروعیت بخش تکیه کنیم که در عین حال که میتواند تمایز ایجاد کند، بر اشتراکات نیز نظر دارد و نگاهش نگاه اصلاحطلبانه فارغ از عناصر خشونتزاست.