مجید امینی
1- صدام حسین درمانده و مفلوکی که سربازان آمریکایی او را از دخمهای در یکی از روستاها بیرون کشیدند و ذلیلانه در مقابل دوربینها قرار گرفت، همان مغرور دیوانهای است که در شهریور 59 در مقابل دوربینها قراردادهای کتبی رسمی را پاره کرد و مدعی بود که: «آنچنان ضربهای به ایران خواهم زد که صدای آن را همه کره زمین بشنوند.»
2- حق همواره ماندنی است، بالنده است و همواره دشمن هم دارد. انقلاب اسلامی هم حقی است که همواره باید تاوان بپردازد. هنوز پیروز نشده بود که دشمنان صف در صف پشت پهلوی را گرفتند تا انقلاب ثمر ندهد. ثمره که داد غائلههای پیدرپی ضد انقلابها را درست کردند، از جاسوسان خانه هدایت فتنهها را به دست گرفتند، هوای حمله نظامی کردند و بعد هم کودتای نافرجام؛ که شیطان اگر چنین پیدرپی دست به کار نشود، شیطان نیست، آن هم شیطان بزرگ.
3- بعد از شکست کودتا در سال 59 آمریکاییها اعتراف کردند که طرح بعدی ما نه کشف شدنی است و نه از بین رفتنی؛ که حمله گسترده و رسمی عراق در 31 شهریور ماهیت آن را برملا کرد و عجیب این که زلزله انقلاب اسلامی این بار شوروی را هم همدست آمریکا کرد. امروز اگر صدام در دادگاهش خواستار حضور کارتر، ریگان، بوش و... در کنار خود است یا حمله او به ایران از شمار اتهاماتش پاک میشود، چیز غریبی نیست.
4- آن روزها پیر و جوان این مرز و بوم از وطن خود با دست خالی و دلی پراعتقاد و ایمان دفاع کردند. دستانی واقعا خالی: «خط مقدم همان جاده سوسنگرد اهواز بود. از خاکریز که خبری نبود بگذرد،از هیچ چیز خبری نبود. همهمان با هم یک بودیم. سنگرها همچون قبرهایی بیسقف بود اگر هم سقفی داشت خار بود... فرماندهمان ما را جمع کرد و گفت: بنیصدر نمیخواهد به سپاه کمک کند و با حالت گریه میگفت که باید با همین اسلحه به عراق حمله کنید و کلاش بگیرید... گروهان ما یک لندرور قراضه داشت که هم آمبولانس بود و هم ماشین تدارکات. در گروهان 35 نفره فقط یک فانوس داشتیم آن هم در سنگر فرماندهی که مثلا بهترین سنگر بود و ظرفیت 3 نفر درازکش را داشت.
بچهها شیشههای مربا را نفت میکرد و بند اسلحه داخلش میگذاشتند و میشد فانوس. از در منازل تخلیه شده روستاها هم به عنوان برانکارد استفاده میکردیم»(1)
«بعد از گذشت 3 ماه از جنگ، بنیصدر رسما به ارتش اعلام کرد که بدون اجازه من حتی یک فشنگ هم به سپاه ندهید»(2) و دلهایی پر از ایمان، و تحقق وعده الهی: «ان الله موهن کید الکافرین... ان تصبروا و تتقوا و یأتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسه الاف من الملئکه مسومین.
5- امروز هم انقلاب اسلامی بسان چشمهای از نور جاری است. حصر آبادان شکسته شد، خرمشهر آزاد است،صدام سیلی خورده، نهضت بیداری اسلامی اوج گرفته، انتفاضه و حزبالله زندهتر از گذشتهاند و عصر مهدویت باور عمومی شده است. از آن سو آمریکا هم که تجربه حمله به دو کشور آشفته از هم تنیده عراق و افغانستان را دارد، خود را گندهتر از آنچه هست به رخ میکشد. ما هم «میخواهیم به همه دنیا نشان دهیم که قدرتهای فائقه را هم میتوان با نیروی ایمان شکست داد. ما در برابر دولت آمریکا با همه قدرتش مقاومت میکنیم و از هیچ قدرتی نمیترسیم. ما آمریکا را خوب میشناسیم و میدانیم که میتوانیم در برابرش مقاومت کرده و از شرفمان دفاع کنیم.»(3)