دیدار روزنامهنگاران ایران- در دی ماه سال جاری- از پرتیراژترین، مهمترین و موثرترین روزنامههای لبنان و به عبارت دیگر جهان عرب تجربه گرانبهایی بود که آنها بتوانند وضعیت خود را با روزنامههایی با قدمت یکصد ساله در لبنان و جهان عرب مقایسه کنند.
اکثر روزنامهنگاران ایرانی که عادت کردهاند در ساختمانهای کوچک و با حداقل امکانات میز و صندلی و کامپیوتر کار کنند، با دیدن ساختمان بلند، شیک و با آخرین امکانات برای خبرنگاران النهار، به سرعت به سراغ شمارگان روزنامه رفتند و وقتی شنیدند که النهار بین 25 تا 30 هزار نسخه تیراژ در روز دارد شگفتزده شدند. تیراژ بزرگترین روزنامه لبنان یک دهم پرتیراژترین روزنامه ایران است.
وقتی از آنها میپرسی چند نفر در تحریریه النهار مشغول به کارند میشنوی 60 نفر و این در حالی است که سردبیران روزنامههای ایران تلاش میکنند. روزنامههای خود را با حداکثر 20 تا 25 نفر منتشر کنند و تعداد بیش از آن را به صرفه اقتصادی نمیدانند.
وجود روزنامهنگارانی با متوسط سن بالای 40 سال در روزنامههای لبنان حکایت از ریشهدار بودن روزنامهنگاری در این کشور میکرد این روزنامهنگاران که موهای خود را در دوران کار حرفهای سپید کرده بودند پس از پایان کارشان تازه در سندیکای روزنامهنگاران لبنان فعال میشدند. با دیدن جاافتادگی روزنامهنگاران لبنانی به یاد مصاحبه سردبیر جوان یک روزنامه ایرانی افتادیم که پیشنهاد کرده بود روزنامهها ده سال یک بار کل کادر تحریریه خود را عوض کنند و از جوانان استفاده نمایند تا با ورود روزنامهنگاران جوان، روزنامه دائم در حال جوش و خروش باشد و آنجا بود که فهمیدیم چرا روزنامههای لبنانی با صد سال قدمت روزنامهنگاری و در شرایطی که در صفحهبندی عکس، گرافیک و سایر مسائل فنی به شدت به همان صد سال پیش تعلق داشته و هیچ کدام طراوت و زیبای روزنامههای رنگی ایران را ندارند و حتی به عدد تیراژ آنها را نادیده بگیرد و این جمعبندی ایجاد شد که احتمالا روزنامههای لبنانی اگرچه فاقد ظاهر زیبا و جذابند ولی احتمالا محتوایی دارند که میتوانند در صحنه سیاست لبنان تاثیرگذار بوده و بعضا هدف ترورهای سیاسی نیز قرار میگیرند، البته این نکته نیز قابل توجه است که در لبنان نیز مانند ایران روزنامههای پرتیراژ آن مرز کاملاً مستقل و متمایز شدهای با احزاب و جناحهای سیاسی ندارند.
روزنامه النهار
دیدار از روزنامه النهار، چند روز پس از ترور جبران توینی سردبیر روزنامه انجام شد.
شبی که قرار بود با غسان توینی پدر جبران توینی در محل روزنامه النهار در میدان بزرگ شهر بیروت (میدان شهید حریری) دیدار کنیم، با تظاهرات هفتگی گروه 16مارس در میدان مقابل روزنامه النهار مواجه شدیم، عبور از میان جوانان سرخپوش تظاهرکننده و تفتیشهای امنیتی برای ورود به ساختمان بلند روزنامه النهار باعث شد که غسان توینی پس از یک ساعت معطل شدن، روزنامه را ترک کند و روزنامهنگاران ایرانی موفق به دیدار وی نشدند.
بر روی ساختمان بلند و مدرن این روزنامه عکسی به بزرگی مساحت بیرونی ساختمان از جبران توینی سردبیر تازه ترور شده آن قرار داشت. غسان توینی پدر جبران توینی بود که هم اکنون با ترور فرزندش عملاً به شغل سابق خود یعنی سردبیری النهار بازگشته است. غسان از سن 14 سالگی کار روزنامهنگاری را آغاز کرد. سالها نماینده لبنان در سازمان ملل متحد بود و اکنون دوران بازنشستگیاش را طی میکند او بیش از جبران، دختر خود را نیز در جریان تحولات داخلی لبنان از دست داده است.
وقتی روزنامه نگاران ایرانی به ساختمان روزنامه النهار رسیدند، یک ساعت از زمان قرار با غسان سردبیر روزنامه گذشته بود و پیرمرد در حال ترک روزنامه برای رسیدن به قرار ملاقات بعدیاش بود. به ناچار چهار تن از دبیران تحریریه النهار از جمله ادموند صعب مدیر تحریریه و جهادالدین مسئول صفحه بینالملل پذیرای روزنامه نگاران ایرانی شدند.
ادموند صعب معتقد بود روزنامه باید از طایفهگری و کار حزبی دور بماند هر چند که میتواند اپوزیسیون باشد بدون آنکه به عنوان تریبون اپوزیسیون عمل کند. و از همه مهمتر آزادی روزنامه است که با حفظ استقلال اقتصادی امکانپذیر میشود.
او ادامه داد: جبران توینی بهای وفاداری به اصولی را پرداخت که النهار به خاطر آن به وجود آمد. پس از ترور جبران توینی شورای امنیت سازمان ملل وعده تشکیل کمیته تحقیق را داده است و این نشان میدهد که نهادهای بینالمللی برای کشف حقایق این جنایت با دولت لبنان همکاری میکند.
صعب ادامه میدهد: «من از رژیمی سخن میگویم که از بیرون لبنان را اداره میکند دستور قتل میدهد و کسی هر جرات ندارد بگوید چرا؟»
روزنامهنگاران النهار اما به ضرورت وجود وفاق در لبنان برای تثبیت صلح در این کشور اشاره میکند و اینکه لبنان تنها کشور خاورمیانه است که با چندگانگی مذهبی و قومی روبرو است و بدون داشتن صلح نمیتواند ثبات بگیرد. و آرزو میکند روزی برسد که مردم لبنان صلح را ببینند اما در کنار این آرزو مسوولان النهار نیز تاکید دارند که لبنان آخرین دولتی است که موافقتنامه صلح با اسرائیل را امضا میکند و بدین ترتیب فارغ از تحولات داخلی، موضع خود را در برابر اسرائیل مشخص میکند. مسوولان النهار، این روزنامه را بزرگترین حزب تاثیرگذار در لبنان میدانند که با دادن دو شهید (قیصر و جبران توینی) جامعه لبنان را حول یک روزنامه، به وحدت رسانده است.
در جلسه روزنامهنگاران ایران با سر دبیران بخشهای مختلف روزنامه النهار لبنانیها اشتیاق خود را برای شنیدن نظر روزنامهنگاران ایرانی در مورد وقایع لبنان و آینده این کشور نشان میدهند که پاسخ کوتاهی به آن داده میشود: «معتقدیم آنچه در لبنان روی میدهد، جزئی از استراتژی بزرگتری مربوط به خاورمیانه بزرگ است که نظام تصمیمگیری در خاورمیانه را تغییر میدهد و معتقدیم سوریه و لبنان باید به زودی این مرحله را پشتسر بگذارند و فرصتها را از افراد سودجو بگیرند. هنگامی که از دور به این حوادث مینگیرم. بسیار سادهتر از آنچه شما در داخل لبنان میبینید به نظر میآید اما امیدواریم که این مرحله را به سرعت و بدون بحرانهای آینده پشتسر بگذارید.»
روزنامه تازه تاسیس المستقبل به سردبیری میشل نوفل سومین روزنامهنگار بزرگ لبنان، کارشناس مسائل ایران که هویت فرانسوی لبنانی دارد، منتشر میشود.
میشل نوفل با 40 سال سابقه کار روزنامهنگاری که بیش از 35 سال آن در مدیریت روزنامه بزرگ النهار بوده به چهار زبان زنده دنیا تسلط داشته و طرفدار جنبش سوسیالیستی لبنان بوده است که بعدا از آن جدا شد و در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران دین اسلام را برای خود برگزید.
در روزنامه المستقبل که رفیق حریری پایهگذار آن بود، مدیر تحریریه محور اصلی آن است و او سه مدیر داخلی دارد.
میش نوفل توانست در مدت کمی روزنامه المستقبل را به یکی از روزنامههای تاثیرگذار لبنان تبدیل کند. ساختمان روزنامه المستقبل نیز اگرچه به بزرگی النهار نبود ولی از نظر امنیتی، تحت نظر و حفاظت بود هر چند که فاز امنیتی کمتر نسبت به النهار داشت. عکس بزرگ رفیق حریری که در جای جای شهر بیروت و جود دارد در اندازه بزرگ، ساختمان روزنامه را پوشانده است.
وجود میشل نوفل کارشناس مسائل ایران در المستقبل شناخت بیشتری از ایران را به کادر این روزنامه منتقل کرده است.
این روزنامه دو چاپ خلیج فارس و محلی دارد و عملاً در روز دو روزنامه چاپ میشود لذا کارکنان آن در دو شیفت کاری مشغول به کارند. شورای تحریریه، وظیفه سیاستگذاری روزنامه را بر عهده دارد، این شورا منتخب اعضای تحریریه نیستند. میشل نوفل میگوید روزنامهنگاران ایران از جهت انتخابی بدون اعضای شورای تحریریه و انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران جلوتر از ما هستند. نزدیک به هفتاد نفر در تحریریه المستقبل کار میکنند با 30 هزار نسخه در روز.
میش نوفل در توجیه علت تیراژ کم مطبوعات در لبنان بازار این کشور را به لحاظ رسانهای کوچک میداند زیرا فقط چهار میلیون نفر جمعیت این کشو راست که هفتصد هزار نفر آنها ساکن بیروت هستند. در مورد منابع مالی روزنامه، نوفل میگوید: «این سوالی است که در لبنان هیچکس به آن پاسخ نمیدهد. هر چند که المستقبل با انتشار نسخه خلیجی، بخش آگهیهای خود را تقویت میکند زیرا بسیاری از مهاجران لبنان در کشورهای خلیج (فارس) مستقرند و با انتشار روزنامه خلیج(فارس) موازنه مثبتی برای منافع مالی روزنامه ایجاد میشود.»
میشل نوفل سردبیر المستقبل، روزنامهنگاری لبنان را مورد علاقه مردم کشورهای عربی میداند و میگوید: «موفقیتآمیزترین روزنامههای کشورهای عربی ماهیت لبنانی دارند. ضمن اینکه در این میدان لبنانیها بر مصریها رقابت دارند.»
سردبیر المستقبل ترور حریری و قرار گرفتن روزنامه او در جناح آینده و بازتابدهنده گرایش اکثریت در لبنان را موجب افزایش نفوذ و تاثیرگذاری المستقبل در صحنه سیاسی این کشور ارزیابی کرده میگوید: «بعد از ترور رفیق حریری، تیراژ روزنامه به سرعت بالا رفت، بویژه پس از چاپ گزارش مهلیس که نیاز به ترجمه فوری داشت روزنامه نایاب شد.»
در این دیدار روزنامهنگاران ایران از تحولات جاری لبنان با میشل توفل سخن گفتند تا از زبان یکی از سردبیران با سابقه ایران به سوالهایشان در این رابطه پاسخ داده شود و سوال اول از خروج پنج وزیر حزبا... و جنبش امل از کابینه لبنان شروع شد.
میش نوفل پیشبینی کرد که بزودی تحریم مشارکت در کابینه از سوی حزبا... و امل پایان مییابد. اما این پیشبینی با گذشت بیش از یک ماه هنوز صورت عملی به خود نگرفته است نوفل تاکید دارد که هیچکدام از دو طرف از واژه تحریم برای خروج پنج وزیر از کابینه استفاده نکردهاند.
وی تعلیق مشارکت حزبا... و امل در دولت لنبان را ناشی از مشکلات ساختاری دولت میداند و تاکید میکند: «مهم این است که ما در چارچوب گفتوگوها باقی بمانیم و نگاه مثبت داشته باشیم و از خشونت فاصله بگیریم، چرا که جنگ داخلی، لبنان را عقبافتادگی کشانده است.»
میشل نوفل، از نقش منفی سوریه در تحولات اخیر این کشور ناراضی است و آن را حمله به الگوی دموکراسی لبنانی تعبیر کرده و ترورهای اخیر در این کشور را برای باز تولید دوران قیومیت ارزیابی میکند. وی در مورد علت مخالف شدن موافقین سابق سوریه در لبنان میگوید: «در پایه روابط لبنان با سوریه تحولی رخ داده است و موافقین روابط با سوریه اکنون از بالندگی و روابط برابر سخن میگویند.»
میشل نوفل از دخالت گسترده سوریه در اوضاع داخلی و امنیتی لبنان که حتی تا تغییر اساتید دانشگاه، و رفتگران روستاها نیز رسیده انتقاد میکند و میگوید: «اپوزیسیون کنونی علاقهمند به داشتن بهترین رابطه با سوریه هستند و معتقدند بدون داشتن رابطه سالم و متین با سوریه نمیتوانند به راه خود ادامه دهند.»
او با تاکید بر این که نمیتوان تحولات فعلی لبنان را از کل منطقه خاورمیانه جداکرد. به فرضیهای اشاره میکند که میگوید هر اتفاقی در لبنان ماحصل تحولات کلی منطقه است و لذا هیچ راه حل غربی برای برقراری آشتی بین بیروت و دمشق وجود ندارد زیرا معادله عربی ضربهپذیر است. و نقطه آسیبپذیریاش هم عراق است و لذا معادلات منطقهای و بینالمللی باید مورد توجه قرار گیرد.
سردبیر روزنامه المستقبل هم مانند دبیران روزنامه النهار فراموش نمیکند که از دشمن اعراب، یعنی اسرائیل بگوید و بر ادامه نقش مقاومت لبنان علیه اسرائیل تاکید کند ولی در کنار آن موضوع مزارع شیعا را نیز مطرح میکند و میگوید: «سازمان ملل و اسرائیل این منطقه را مال سوریه میدانند در حالی که متعلق به لبنان است. (مزارع شیعا مرز مشترک سوریه و لبنان و نزدیک بلندیهای جولان قرار دارد که هم اکنون در اشغال اسرائیل است.) میشل نوفل به تحولات داخلی اسرائیل هم اشاره میکند و به حزب جدید کادیما که از حزب لیکود منشعب شد و این تحول را غلیان عمیق در ساختار حاکمیتی اسرائیل ارزیابی کرده و میگوید: «بدنه اسرائیل در حال عقبنشینی است.»
السفیر
السفیر روزنامه جهان عرب در لبنان است و از قدیمیترین و تاثیرگذارترین روزنامههاست که در موضع مقابل النهار و المستقبل قرار دارد. طلال سلمان روزنامهنگار با سابقه لبنانی سردبیری آن را بر عهده دارد. این روزنامه برخلاف النهار و المستقبل، وضعیت امنیتی ندارد و روزنامهنگاران ایرانی به راحتی وارد ساختمان و دفتر آن میشوند.
طلال سلمان در حال آماده کردن دفتر خود جهت تحویل گرفتن پست سردبیری السفیر است. او معتقد است مغزهای روزنامهنگاری لبنان را شبکههای خبری تلویزیونی منطقه نظیر الجزیره از آنها گرفتهاند.
وقتی روزنامه نگاران ایران، روزنامه رنگی همشهری را مقابل طلال سلمان قرار دادند او بلافاصله گفت: این روزنامه باید رئیسجمهور بگذارد و بردارد.
اگر سردبیران روزنامه مسیحی النهار و المستقبل امیدوار به آینده و شاد از تحولات داخلی لبنان بودند اما در چهره طلال سلمان غمی نهفته بوجود داشت و او در آغاز سخن از این غم گفت:... «ما از کشوری هستیم که تجربه طولانی در آزادی مطبوعات دارد و شما همیشه در روزهای سخت نزد ما میآیید، اوضاع کنونی منطقه برای همه ما دشوار است. سوریه، عراق، سرنوشت معلق کشورهای عربی خلیجفارس تا شمال آفریقا و آنچه که کشورهای اسلامی نامیده میشوند در وضعیت ناآرامی قرار دارند و شما در زمانی وارد لبنان شدهاید که لبنان شرایط بدی دارد، دستخوش بحران ترورهای سیاسی است که تاثیری بسیار منفی بر روند دموکراتیک گذاشته، بحران مخاطرهآمیز میان لبنان و سوریه و تب جهانی شدن این بحران و خارج شدن بحران لبنان از غربی بودن به سوی جهانی شدن. طی یکسال اخیر سه یا چهار قطعنامه در رابطه با لبنان صادر شده که فراتر از جرائم موجود و جلوتر از تحولات لبنان است.... بعضی از همکاران ما خونشان ریخته میشود و ما باید این سفر را ادامه دهیم و عقل و هویتمان را از دست ندهیم.»
بعد از مقدمهای که طلال سلمان گفت و حاکی از عمق نگرانی ا از تحولات سیاسی منطقه و لبنان بود روزنامهنگاران ایرانی به طرح سوال پرداختند و نخستین سوال این بود که چرا این قطعنامهها را فراتر از تحولات لبنان میداند؟
طلال سلمان سردبیر روزنامه السفیر میگوید: اگر به قطعنامه 1559 اشاره کنم باید بگویم این قطعنامه به گونهای منتشر شد که علیه تمدید مدت ریاست جمهوری امیل لحود بود، از سوریه میخواهد از لبنان خارج شود، نیروهای شبه نظامی بویژه حزبا... و فلسطینیها باید خلع سلاح شوند، قعطنامه به گونهای برخورد کرده که انگار لبنان مستقل و به دور از مسائل سوریه و فلسطین است.
طلال سلمان دفاع خود از تمدید مدت ریاست جمهوری ایل لحود را به معنای فاع از ضور سوریه در لبنان نمیداند و یگوید: پروتکلهایی بین لبنان و سوریه وجود دارد که عناوین برادری و دوستی دارند. معاهداتی بین دولتین بوده، شورای دفاعی و فرماندهی وجود داشته و این قطعنامه کل چارچوب قانونی روابط را نادیده گرفته و بلافاصله و قاطعانه خواستار خروج ارتش سوریه از لبنان شده است....
صرفنظر از موضوع سوریه، حزبا... را در گروه های شبه نظامی دستهبندی کرده در حالی که حزبا... یک گروه سیاسی قوی است، در پارلمان نماینده و در دولت وزیر دارد، قرار دادن آنها در گروههای شبه نظامی مقدمهسازی برای تروریست خواندن آنهاست.... فلسطینیهای ساکن لبنان هم با نیروی سلاح وارد نشدهاند بلکه آنها را به زور آواره کردند و از سرزمینهایشان بیرون راندند و آنها به لبنان پناهنده شدند....
سازمان ملل گروه حمایت از آوارگان فلسطین را در بیروت تشکیل داد، نه فلسطینیها تمایل داشتند به لبنان بیابند و نه لبنانیها آن را میخواستند، فقط یک ضرورت باعث حضور آنها در لبنان شد و حق آنهاست که به کشورشان بازگردند در حالی که تاکنون جنگ علیه آنها ادامه یافته است پس از بازسازی دولت لبنان توافق شد فلسطینیها در اردوگاهایشان بمانند و حداقلی از سلاح را برای دفاع از خود در برابر حملات هوایی و فرود چتربازان اسرائیلی داشته باشند، شاید لبنانیها مخالف این وضعیت باشند ولی با یک دیالوگ میتوان مساله را حل کرد.
در حالی که قطعنامه 1559 وارد ساخت درونی لبنان میشود و گویی دولت را در برابر مقاومت حزبا... قرار میدهد. این قطعنامه با وارد کردن کمیته تحقیق بینالمللی برای بررسی قتل حریری عملا قوه قضاییه لبنان را پیرو کمیته کرد و در نتیجه نیروی بینالمللی بر قوه قضاییه لبنان دستاندازی کرده است. قطعنامه بعدی مایل است به حاکمیت سوریه دست درازی کند در حالی که قطعنامههای دیگری قبل از آنها وجود داشت، که اجرا نشدهاند.
تلاش برای تثبیت مرزهای موقت و از بین بردن مقاومت لبنان و وادار کردن ارتش به ورود در این معادله و ایجاد زمینه جنگ بین ارتش و نیروی مقاومت از دیگر تبعات و آثار قطعنامههای اخیر است. این قطعنامهها نیروی ناظر سازمان ملل و نیروهای دبیر کل آرا که از قبل در بیروت حاضر بودند وارد ساختار درونی لبنان کرده است.