محسن قانعبصیری
کشور ما بیش از 36 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی دارد و دومین ذخیره گاز طبیعی جهان را داراست. این میزان گاز شامل میادین مستقل و مشترک گازی، گازهای همراه و کلاهک گازی میباشد. بیش از 13 تریلیون متر مکعب گاز ایران متعلق به میدان گاز پارس جنوبی بوده که با قطر مشترک میباشد. استفاده از گاز در دنیا با توجه به رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه و افزایش تقاضای انرژی در جهان و نیز نبود جایگزین مناسب به جای سوختهای فسیلی به تدریج از اهمیت به سزایی برخوردار میشود. کشورهای صنعتی جایگاه ویژهای را در برنامهریزیهای بلند مدت خود به گاز اختصاص دادهاند. از طرف دیگر در سالیان آتی با توجه به تقاضای روزافزون برای نفت خام و کاهش تولید و در نتیجه افزایش قیمت آن، گاز اهمیت بیشتری در سبد انرژی کشورها خواهد یافت. کشورهای صنعتی به عنوان بزرگترین مصرفکننده انواع انرژی در جهان از هماکنون به دنبال راههایی برای به دست آوردن این ماده استراتژیک هستند. به همین خاطر آنها از هیچ تلاشی در جهت مالکیت بر منابع بزرگ گازی، دنیا یا حداقل به دست آوردن گاز به کمترین قیمت ممکن فروگذاری نخواهندکرد. از آنجا که به عنوان یکی از بزرگترین منابع گازی دنیا مورد توجه کشورهای صنعتی و در حال توسعه میباشد. لذا این کشورها استراتژیهای میان مدت و بلند مدتی را برای جلب توجه ایران اتخاذ کردهاند. در این مقاله سعی میکنم به این پرسشها پاسخ بدهم.
استراتژی ما در نحوه استفاده از منبع عظیم گاز چیست؟ آیا سیاستهای کلان انرژی کشور ما در جهت استفاده بهینه از گاز بوده یا اینکه تاکنون اصلا استراتژی مدونی برای بخش گاز کشور نداشتهایم؟ در راستای پاسخگویی به این پرسشها، نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
1- به طوری کلی منابع گازی کشور در مجازی زیر مصرف میگردد:
الف) به عنوان یک منبع انرژی
ب) استفاده از تکنولوژی GTI جهت تبدیل گاز به فرآوردههای نفتی برای ایجاد ارزش افزوده بیشتر
پ) خوراک صنایع پتروشیمی
ت) تزریق به میادین نفتی به منظور افزایش بازیافت
ث) صادرات گاز
2- در حال حاضر استفاده از گاز، از دو طریق انجام میشود؛ یکی، از طریق خط لوله به کشورهای نزدیک و همسایه دیگری از طریق تبدیل گاز طبیعی مایع (LNG) (معمولاً این روش به منظور صادرات به کشورهایی است که امکان صادرات به آنها از طریق خط لوله وجود ندارد).
3- تولید گاز غنی شده از میادین گازی کشور در سال 1380 بالغ بر 172 میلیون متر مکعب در روز بوده است که شامل همه میادین (مشترک و مستقل) میشود. این میزان گاز جهت صادرات، خوراک صنایع، مصرف داخلی و تزریق به میادین نفتی استفاده میشود. البته بخشی از این گاز به بصورت گاز همراه میباشد. سوزانده شده و از آن استفاده مفید به عمل نمیآید (گفتنی است که هنوز هم بخش عمده گازهای همراه نفت میادین نفتی کشور، سوزانده میشود. این در حالی است که تاکنون در کمتر کشوری چنین کاری انجام میشود. ضمنا در حال حاضر گاز تولیدی یکی از فازهای پارس به رغم هزینههای میلیارد دلاری استخراج گاز به خاطر بیبرنامگی مسئولان وزارت نفت، سوزانده میشود!)
4- افزایش تقاضا برای نفت در 30 سال آینده ایران حکایتگر آن است که با روند کنونی، قیمتها در آینده روندی صعودی را طی خواهد کرد. به همین خاطر ایران باید بکوشد به عنوان یکی از صادرکنندههای بزرگ دنیا باقی بماند. اما این کار چگونه عملی است؟ برای افزایش ظرفیت تولید نفت (مخصوصا برای میادین نفتی ایران) بهترین راه تزریق گاز به میادین است تا در بلند مدت بتواند با افزایش ضریب بازیافت، سهم خود را در بازار جهانی حفظ کند. اگر ایران از هم اکنون به فکر افزایش ضریب بازیافت میادین نفت خود نباشد. در آیندهای نه چندان دور، نه تنها صادرات نفت خام این کشور متوقف خواهد شد بلکه حتی قادر به تامین مصرف داخلی خود نیز نخواهد بود.
5- تاکنون ایران قراردادهایی را به منظر صادرات گاز از طریق خط لوله با کشورهای ترکیه و امارات متحده منعقد کرده است. قراردادهای انتقال گاز ایران به کشورهای هند و پاکستان و چین نیز در حال نهایی شدن هستند. همچنین ایران طرحهایی برای تولید و صادرات LNG در دست انجام دارد که همگی در جهت توسعه صادرات گاز میباشد.
6- محاسبات کارشناسان گویای آن است که اگر ایران روزانه حدود 570 میلیون متر مکعب گاز به میادین نفتی خود تزریق کند قادر خواهد بود 45 میلیارد بشکه نفت دیگر از میادین نفتی خود استحصال نماید (تقریباً 10 درصد نفت در جای باقی مانده کشور) بر همین اساس به ازاء تزریق هر 5/2 تا 4 هزار فوت مکعب گاز میتوان یک بشکه نفت اضافی از مخازن نفتی ایران به دست آورد. اگر قیمت نفت را حدود 40 دلار برای هر بشکه در نظر بگیریم، به ازای هر هزار فوت مکعب از، حدود 10 تا 6/16 دلار به دست آید. در حالی که اگر به قراردادهای صادرات کار نگاه کنیم، متوجه میشویم که قیمت توافق شده بسیار کمتر از این میزان بوده یعنی حدود 3 تا 6 دلار میباشد!
ممکن است گفته شود که این موضوع به خاطر مسائل بینالمللی و در نظر گرفتن مصالح ایران در منطقه است. اما در این صورت نیز آیا این امر نباید حداقل با رعایت عرف بینالمللی همخوان و سازگار باشد؟
7- قطر چارهای جز صادرات گاز ندارد. این کشور در حال حاضر سرمایهگذاریهای زیادی را در جهت توسعه صادرات گاز مخصوصا به صورت LNG آغاز کرده است. این به خاطر آن است که قطر ظرفیت استفاده از این همه کار را در داخل کشور ندارد. بنابراین قطر نمیتواند الگوی ما در تعیین سیاست گازی باشد.
توجه به مطالب فوق نشان میدهد که وارد شدن ایران در مسابقه صادرات گاز به دلیل شرایط خاص کشورمان (نسبت به امثال قطر) و نیز ظرفیت بالای ایران در استفاده بهینه از آن، برخلاف منابع ملی است.
چنین به نظر میرسد که کشورهای پیشرفته که در قرن بیستم رشد و توسعه خود را مرهون نفت ارزان قیمت کشورهای عقبمانده بودهاند، اکنون در قرن بیست و یکم نیز به فکر ادامه روند رو به رشد خود با استفاده از گاز ارزان هستند. به گمان من ایران نباید با وارد شدن به این جریان خود را از کشوری نفت فروش به کشور گاز فروش تبدیل کند.
وقت آن رسیده است که ما برنامهریزی مناسب و در راستای بهرهبرداری بهینه، گاز را بستر و پایه توسعه کشور قرار دهیم.