علی علوی
دوم خرداد در طول 8 سال حاکمیت بلامنازع و در اختیار داشتن دولت، مجلس و شوراها و شهرداریها به خاطر انحصارطلبی، باندبازی، تمامیتخواهی، ساختارشکنی، عدم توجه به مطالبات مردم و تلاش برای حاکمیت سکولاریسم به جای حکومت دینی، سنگرهای در اختیار را یکی پس از دیگری با ادبار مردم از دست داد. اما به نظر میرسد به جای پند گرفتن از این فرجام به ظاهر با اتخاذ «سیاست سکوت» اما در عمل خیزش دوباره برای بازگشت به قدرت را در دستور کار خود قرار داده است جریان دوم خرداد از یک سو تلاش برای ایجاد و اختلاف میان اصولگرایان، رودررویی مجلس و دولت، نفوذ به بدنه دولت، تخریب و تضعیف دولت، و تلاش برای تغییر گفتمان عدالتخواهی به بهانه شعاری بودن آن را در دستور کار قرار داده است و از سوی دیگر با تشکیل دولت در سایه، سازماندهی فعالیتهای رسانهای، ساماندهی نوین احزاب و تشکلهای سیاسی، محبوبیتسازی برای برخی چهرههای خاص دوم خردادی و... عملا خیزش خود را برای بازگشت به قدرت آشکارا نشان داده است.
درباره سازماندهی جدید دوم خرداد و حضور قانونمند آنها در عرصه رقابت سیاسی نه تنها هیچ اشکالی وجود ندارد بلکه با اشتیاق فراوان از این حضور خواهان استمرار و افزایش دامنه آن هستیم. اما آنچه که موجب نگرانی و دغدغه است و نشانههایی از یک رقابت سیاسی ناسالم است که نیاز به هوشیاری مردم و اصولگرایان دارد.
راه اندازی شبکه ماهوارهای در خارج از کشور با هدف پخش برنامه برای مردم شریف ایران نه تنها توهین آشکار به شعور و فهم ملت است بلکه اقدامی علیه منافع ملی محسوب میگردد. ایجاد شبکه جنگ روانی برای تضعیف، تخریب و استهزا، دولت از طریق سایتها، خبرگزاریها و پیامهای کوتاه«S.M.S» که ردپای تئوریسینهای جنگ روانی و نیز به اصطلاح طنزنویسان فراری از ملت و پناه برده به بیگانگان کاملاً آشکار است چه نسبتی با رقابت سالم سیاسی دارد؟ از جمله جدیدترین حربهها بازی گرفتن مجلس خبرگان رهبری است و این کار به بهانه ارائه دیدگاهها و طرحهایی برای رفع موانع مشارکت در انتخابات بیان میگردد زیر سئوال بردن صلاحیت فقهای شورای نگهبان در احراز صلاحیتها از سوی جریان دوم خرداد در حالی صورت میگیرد که برابر اطلاعات صحیح شبکهای گسترده در سراسر کشور مشغول شناسایی و جذب طلاب جوان و تلاش برای راهیابی آنان به مجلس خبرگان برای ایجاد تنش در مجلس مذکور است و یا نفوذ در بدنه دولت دستور مرکزیت به همه نیروها در سراسر کشور است این نیروها که متاسفانه هم اکنون بخش قابل ملاحظهای از آنان در سفارتخانهها، استانداریها، فرمانداریها، بخشداریها و وزارتخانهها و سازمانهای دولتی و بعضاً نهادهای انقلابی مسئولیتهای مهم گذشته را بر دوش دارند ماموریت دارند که اطلاعات داخلی دستگاهها را به مرکزیت دوم خرداد به طور منظم منتقل کنند و علاوه بر آن به مانعتراشی، نارضایتی در میان مردم، کارشکنی و تخریب و تضعیف دولت، به برجستهسازی برخی نقاط ضعف دولت بپردازند.
و بالاخره از برنامهریزی برای سفرهای خارجی گسترده برای برخی اشخاص خاص با هدف جلب همکاری و پشتیبانی مقامات و اشخاص بیگانه در برنامههای آینده دوم خرداد باید پرده برداشت. سخن بر سر این است که رقابت قاعدهمند سیاسی موجب شکوفایی و بالندگی، تضارب آراء و برآیند آن موجب پیشرفت کشور است. اما آنچه که نگرانکننده است رجعت دوباره دوم خرداد به اصل خویش و بهرهگیری از جنگ روانی بر علیه رقیبان و تلاش برای فریب افکار عمومی با برخی حمایتهای خاص از آن طرف مرزها است باور کنیم که دشمنان انقلاب و ملت سرافراز ایران هیچگاه خواهان آرامش و استقرار و ثبات در ایران نبودهاند. بیگانگان به دنبال منافع خود و تضعیف و تخریب نظام هستند مبادا دوم خرداد در زمینی که دیگران برایش تعریف کردهاند بازی کند؟ این بازی از هماکنون پایانش معلوم است. شکست همین!