سیدمصطفی فرقانی
گاری آلن معروفترین نویسنده کتابهای سیاسی در آمریکا که تنها یکی از کتابهایش در اواخر دهه هفتاد میلادی ده میلیون نسخه در ایالات متحده فروش کرد در خصوص جنگ روانی و پنهان کردن حقیقت در بطن واقعیتها آنهم به مدد رسانهها تصویر جالبی ارائه کرده است.
وی در مقدمه کتاب معروف خود «هیچکس جرات ندارد آن را توطئه بنامد» در اینباره میگوید: پارهای از مجلات، خصوصا مجلات ویژه کودکان، بخشی تحت عنوان سرگرمیها دارند. یکی از این سرگرمیها نوعی بازی است که از شما میخواهد یک تصویر مخفی را در درون یک تصویب بزرگ پیدا کنید. این تصویر بزرگ معمولا منظرهای را با مقدار انبوهی گل و بوته و گیاه و درخت و سایر چیزهای موجود در طبیعت به شما نشان میدهد و زیر آن هم چنین نوشته شده است: «در جایی از این تصویر مثلا الاغی وجود دارد که یک گاری را میکشد و یک پسر بچه هم روی آن گاری نشسته است. آیا میتوانید آنها را پیدا کنید»؟!
گاری آلن ادامه میدهد: پس از صرف وقت و تلاش فراوان غالبا موفق به پیدا کردن عکس مخفی نمیشوید تا اینکه چند صفحه بعد به پاسخ معما برمیخورید و میبینید که نقاش هنرمند آن عکس را با مهارت عجیبی در میان شلوغی و تصاویر گمراهکننده منظرههای بزرگ و دور از انتظار پنهان کرده است. اگر منظره را به دقت بررسی کنید در مییابید طوری نقاشی شده است تا تصویر واقعی گاری و الاغ و پسر بچه از انظار مخفی بماند، پس از پیدا کردن عکس واقعی، شما دیگر به هنرمندیهای نقاش در خود منظره توجه نمیکنید و فقط همان عکس معمایی را میبینید و بس.
گاری آلن از این مثال نتیجه میگیرد در جهان امروز نقاشان وسایل ارتباط جمعی با مهارت تمام مناظری را برای ما خلق میکنند تا یک تصویر واقعی را عملا از دید ما پنهان نگاه دارند. اما همینکه ذهن ما به سمت کشف معما رفت و توانستیم دوز و کلکهای پنهانکاری صحنهپردازان رسانهها را بشناسیم بعد از آن کاملا پی خواهیم برد که آن الاغ و گاری و پسر بچه و آن تصویر پنهان در تمام مدت جلوی چشمانمان بوده است و ما آنها را نمیدیدیم.
این تاکتیک رسانهها که یکی از ارکان حیاتی جنگ روانی است و در آن میتوان حقیقتی کاملا عریان و نمایان را در بطن واقعیتهای انحرافی پنهان کرد تا شناخت تحقق نیابد و اراده مقاومت در برابر دشمن شکسته شود هم اینکه کاربردی شگفت پیدا کرده است.
امروزه وقتی اخبار و تحولات بینالمللی را بررسی میکنیم سوژهها و به عبارتی تصاویر متعددی را میبینیم که مدام تکرار میشوند و در عین حال پیوسته اخبار و حواشی و متعلقات پیرامونی این سوژهها گسترش مییابد.
مساله انرژی هستهای ایران، مساله مبارزه با تروریسم، تحولات عراق و افغانستان و مساله تسلیحات هستهای کره شمالی شاخصترین اخبار و تحولاتی است که همه روزه صدها خبر پیرامونی را از درون خود تولید نموده و توسط شبکههای بینالمللی و خبرگزاریهای جهان توزیع و تکثیر میشود. که ذهن ما و ذهن میلیاردها خواننده و شنونده اخبار را یکسره پیرامون این شاخصههای خبری در گردش میآورد. اما آیا اصل اخبار اینهاست؟!
آیا این خبرها به عبارت بهتر این بمباران خبری که همواره این نکات خاص را به مخاطب خود ارائه میدهد و بر آن تاکید میورزد اصل ماجراست یا آنکه همانند مثال آقای گاری آلن این تنها تصاویر انحرافی برای پنهان کردن تصویر اصلی است؟ براستی اگر چنین است تصویر اصلی و خبر حقیقی کدام است؟ خبر و تصویری که با ارائه این تصاویر انحرافی قصد پنهان ساختن آن را دارند؟!
آیا این تصویر روشن و نمایان که ما آن را نمیبینیم تصویر اجرای تسخیر نیل تا فرات است؟!
آیا این تصویر پنهان که در لابلای اخبار و تحولات گم شده است و شاید در فرداهایی نه چندان دور آن را ببینیم و انگشت تاسف بر دهان ببریم که چرا زودتر متوجه آن نشدهایم، تصویر رویش ابرقدرتی مخوفتر از آمریکا و اروپا و روسیه و قدرتهای شناخته شده کنونی است؟ آیا این تصویر پنهان، تصویر فروپاشی آمریکاست که با این تصاویر و سوژههای جانبی قصد مخفی کردن آن را دارند؟! آیا این تصویر گامهای نهایی صهیونیسم بسوی آرماگدون است؟!
هماینک تصاویر متعددی در قاب رسانهها و خبرگزاریها نقش بسته است اما مطمئنا تصویر اصلی پنهان است! براستی تصویر اصلی کدام است و این جنگ روانی قصد استتار کدام حقیقت بزرگ و وحشتانگیز را دارد؟!