علیاکبر فرقانی
خبرنگاران و گزارشگران بارها و بارها درباره خطرات و عوارض اعتیاد به مواد مخدر، مطالب و گزارشهای گوناگون تهیه و چاپ کردهاند. در این راستا، نیاز به یک عزم ملی است تا بتوان افرادی را که به هر شکل از این بلای خانمانسوز رهایی مییابند، به جامعه باز گرداند. از یکسو، بیتوجهی برخی خانوادهها نسبت به هدایت و راهنمایی به موقع فرزندان و بیخبری آنان از نحوه همنشینی و معاشرت فرزندان با افراد ناباب باعث میشود که خدای ناکرده آنان به ابتذال و بیبندوباری و در نهایت اعتیاد روی آورند و از سوی دیگر، نبود انگیزه برای ادامه زندگی و نداشتن تصمیم و قدرت فکر کردن، پس از ترک اعتیاد، میتواند آنها را به تباهی مجدد بکشاند. در جامعه ما که گرفتار مسایل عدیدهای است، ماموران نیروی انتظامی با شمار محدود پرسنل خود، نمیتواند به طور دقیق و همهجانبه، تمامی معتادان را شناسایی و دستگیر کنند و از جانبی، مراکز بازپروری نیز گنجایش و توان پذیرش همه معتادان را ندارد. این مسایل سبب میشود که از خود بپرسیم سر منشا این قضیه از کجاست؟ آیا در حال حاضر، نظارت کافی و دقیق بر شاهراههایی که مواد مخدر از آن عبور میکند و به کشور سرازیر می شود، وجود دارد؟ تردیدی نیست که قبل از هر چیز، مردم باید بیشتر و دقیقتر به فکر سلامتی خود و جامعه باشند و تمام قصور را نیز بر گردن دولت یا مجریان قانون نگذارند. کسانی که میدانند مادهای که استعمال میکنند، جز ضرر و زیان مالی و جانی برایشان هیچ حاصلی ندارد، چرا باید به این کار ادامه دهند؟ باید فرهنگی وجود داشته باشد تا شرایط و فضای جامعه به گونهای طراحی شود که استفاده از زور برای پرهیز از مواد مخدر مورد پیدا نکند.
یک مسلمان واقعی، ادای نماز را هرگز ترک نمیکند حتی اگر او را تحت هر شرایطی وادار کند که از نماز دست بکشد، این کار را نخواهد کرد و اصلا به کسی اجازه طرح این موضوع را نمیدهد. این زور و جبر نیست که انسان را به فرایض واجب وامیدارد، پس چرا با «پرهیز از اعتیاد» مثل فریضه واجب برخورد نکنیم؟
باید خود ما به فکر کار همه جانبه، گسترده و عمیق فرهنگی در این زمینه باشیم تا اگر تمام راهها نیز برای ورود مواد مخدر باز بود، یا بر فرض مخالف مواد مخدر به حد وفور و به طور علنی در جامعه رد و بدل شد، هیچ کس از آن کوچکترین استقبالی نکند. آن گاه در خواهیم یافت که میتوانیم ایرانی پاک و بدون آلودگی برای فردا بسازیم.