غلامرضا گودرزی
امام جعفر صادق(ع) را باید بزرگترین و عالمترین فردی دانست که توانست از طریق علمی درخت آفتزده اسلام را آفتزدایی کند و از نو آبیاری نماید و به ثمر بنشاند. تمامی اندیشمندان روزگار امام(ع)، بدون استثناء او را مردی عالم و فقیه و آگاه به دانشهای روز میدانستند.
ابوحنیفه میگوید: «من هرگز فقیهتر از جعفر بنمحمد(ص) ندیدهام و او حتماً داناترین امت اسلام است.»
امام توانست از موقعیت به دست آمده از طریق به کارگیری سیره علمی نهایت استفاده را بنماید. او با احاطهای که به علوم زمان داشت توانست شاگردان و علاقهمندان بسیاری را از مذاهب مختلف به دور خود جمع نماید و علاوه بر تبلیغ دین اسلام و مذهب شیعه به پربار شدن و در مسیر صحیح قرار گرفتن این دین کمک شایانی بنماید؛ به عبارتی ایشان به جای استفاده از ابزار سخت به ابزار نرم روی آورد و با اقدامات علمی خویش پایهگذار جنبش نرمافزاری گردید. از جمله اقدامات امام به عنوان نرمافزاری میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- دادن آگاهیهای لازم برای عمقبخشی به ایمان.
اما با احاطهای که بر علوم زمان داشت و با تعصب خاصی که با توجه به مسئولیت امامتش برای ایشان ایجاد شده بود خود را مکلف میدید که به هر نحو با دادن اطلاعات و آگاهی به پیروان و مسلمانان از انحراف آنها جلوگیری نماید و به این نحو بتواند بینش دینی و علمی آنها را زیاد نماید.
از جمله اقدامات ایشان در راستای رهبری جنبش نرمافزاری با «غلات» بود. امام میفرمودند: «سرشت پیامبر اسلام(ص) و سرشت پدران من و خود من سرشت بشری است و سرشت خدایی در ما وجود ندارد.» امام غلات را به شدت تکفیر و عقایدشان را تکذیب مینمود و پیروان خود را از همصحبتی و مجالست با ایشان برحذر میداشت.
مبارزه امام با رهبانیت مسیحی را میتوان از دیگر کارهای ایشان دانست، او به خوبی میدانست که اگر فکر رهبانیت در اسلام ریشه بگیرد، آن را از بین خواهد برد. و این یکی از شیوههایی بود که بنیامیه در جهت مبارزه با شیعیان و از بین بردن آنها در دین اسلام وارد نمود. امام به شدت با این شیوه مخالفت کرده و از طرق مختلف به آگاه نمودن پیروان و مسلمانان در مبارزه با این فکر میپرداخت. از دیگر افکار در حال رواج زمان امام صادق(ع) دعوت به «تجردگرایی» بود که امام(ع) با این فکر نیز با سیره علمی خود به مبارزه برخاست و مخالفت خود را با آن نشان داد تا جایی که در اسلام جایی برای آن پیدا نگردید.
2- کارآمد نمودن علوم و پایهگذاری آنها بر اساس ارزشهای اسلامی.
سیره علمی امام در مسیری قرار داشت که اولاً توانایی فراگیری علوم روز را داشته باشند و آن را به پیروان و شاگردان منتقل نمایند. دوم این که علوم فراگرفته را در جهت تحقق اهداف دین مبین اسلام به کار گیرند.
از آنجا که در جامعه آن روز بیشتر علومی که وارد سرزمینهای مسلمانان میشد از روم و یونان بود و آن علوم میبایست در جهت تامین نیازهای جامعهای باشد که محل برخورد اندیشهها و پیدایش فرقهها و مذاهب گوناگون بود، لذا امام از جمله کارهای بزرگی که نمودند و در مسیر تحقق جنبش نرمافزاری گام برداشتند، کارآمد نمودن این علوم در جامعه خاص آن روز بود، به عبارت دیگر امام علوم را در قالبی میریخت که هم بیانگر نظر اسلام باشد و هم بتواند برای شبهات به وجود آمده پاسخ متقن داشته باشد.
3- داشتن استقلال رای و ابراز نظر در مورد مسایل روز
از ویژگیهای بارز امام صادق(ع) به عنوان رهبر جنبش نرمافزاری داشتن استقلال رای پیرامون موضوعات گوناگون بود و در عین حال راجع به مسایل علمی مطرح روز نیز به ابراز نظر و عقیده میپرداخت، یعنی سعی مینمود مسایل علمی را به چالش بکشاند و پیرامون این مسایل نظری علمی و قابل قبول ارایه نماید.
یکی از نظرات آن زمان، نظریه جغرافیایی بطلمیوس بود که زمین را مرکز دنیا میدانست و معتقد بود که تمامی ستارهها و سیارهها در اطراف زمین میچرخند و زمین ثابت است امام صادق(ع) در سن یازده سالگی بر این نظر بطلمیوس ایراد وارد نمود و فرمود: «خورشید سالی یک بار اطراف زمین میچرخد و خط سیر آن دوازده برج است و در هر برج سی شبانهروز مقام میکند و مدت سی روز طول میکشد تا این یک برج را بپیماید و وارد برج دیگر شود. پس چرا خورشید را شب هنگام نمیتوانیم ببینیم و از نظرها ناپدید است و هر صبح طلوع میکند و اگر در هر برج سی شبانهروز مقام مینماید، بایستی پیوسته (شب و روز) آن را ببینیم.»
از زمانی که بطلمیوس نظرش را بیان کرده بود تا زمانی که امام صادق(ع) به آن نظرات ایراد گرفت، قریب 560 سال گذشته بود و تا آن زمان هیچ کس نتوانسته بود به رد نظریه بطلمیوس بپردازد و این بیانکننده این موضوع بود که عقل و سیره علمی امام(ع) از همان کودکی به مراتب بیش از عقل علمی تمام دانشمندان مکتب اسکندریه و علمای سایر نقاط بود.
از جمله نظرات دیگر در آن زمان که در فیزیک ارسطو مطرح بود، این نظریه ارسطو بود که گفته بود: «جهان دارای چهار عنصر است، آب و باد ، خاک و آتش.»
و امام جعفر صادق در سن 12 سالگی در محضر درس پدرش امام محمدباقر(ع) فرمود: حیرت میکنم که مردی چون ارسطو، چگونه متوجه نگردیده که خاک یک عنصر نیست، بلکه در خاک عناصر متعدد وجود دارد و هر یک از فلزات که در خاک وجود دارند یک عنصر جداگانه هستند.» و در این زمان نیز قریب هزار سال از مرگ ارسطو گذشته بود.
همچنین امام صادق(ع) باد را نیز یک عنصر بسیط ندانسته است و معتقد بود که باد نیز دارای عناصر متعدد است و این امر را «لاوازیه» در قرن 18م اثبات نمود.
از دیگر نظرات امام میتوان به نظر او در مورد پیدایش جهان اشاره نمود که فرمودهاند: «جهان از یک جرثومه به وجود آمد و آن جرثومه دارای دو قطب متضاد، سبب پیدایش ذره گردید و آنگاه ماده به وجود آمد و ماده تنوع پیدا کرد و تنوع ماده ناشی از کمی یا زیادی ذرات آن میباشد.»
این نظریه با نظریه اتمی امروز راجع به وجود آمدن جهان هیچ تفاوتی ندارد و دو قطب متضاد دو شارژ مثبت و منفی درون اتم میباشد و آن دو شارژ سبب تکوین اتم گردید و اتم هم ماده را به وجود میآورد. تفاوتی که بین مواد (یعنی عناصر) دیده میشود ناشی از کمی یا زیادی چیزهایی است که درون اتم میباشد.
4- ایجاد دانشگاه و تربیت کارشناسان اسلامی
امام با توجه به مهیا بودن جامعه و نیاز شدید آن توانست حوزه علمی و دانشگاه بزرگی را به وجود آورد و در رشتههای مختلف علوم عقلی و نقلی آن روز شاگردان بزرگ و برجستهای همچون هشامبن حکم، محمدبن مسلم، ابانبن تغلب، هشامبن سالم و..... را تربیت نماید. از طرفی چون عصر ایشان، عصر برخورد اندیشهها و پیدایش فرقهها و مذاهب مختلف بود، بر اثر برخورد فرهنگ و معارف اسلامی با فلسفه و عقاید و آرای فلاسفه و دانشمندان یونان و روم (مکتب اسکندریه) ،شبهات و اشکالات گوناگونی به وجود آمده بود، از این رو زمینه مساعدی پدید آمد که امام نهضت علمی و فکری را به وجود آورد.
اوج رهبری جنبش نرمافزاری امام را باید در همین ایجاد دانشگاه علمی و فکری جستوجو کرد. زیرا شاگردان ایشان در این دانشگاه تربیت اسلامی را درک نمودند. منحصر به شیعیان نبود بلکه از فرقههای مختلف به خصوص اهل سنت نیز در آنجا از محضر امام بهرهمند میشدند. یکی از شاگردان اهل تسنن که مدت دو سال شاگرد امام بود گفت: اگر آن دو سال نبود نعمان از بین رفته بود.
امام در این دانشگاه بزرگ به تربیت کارشناسان اسلامی همت گمارد، افرادی که هم فقاهت دینی داشتند و هم «کارشناس موضوعی» بودند. این چیزی که در دوره کنونی انقلاب اسلامی ایران علمای ما با مطرح شدن جنبش نرمافزاری و تولید علم به آن نیاز دارند. در تربیت کارشناسان باید به دو نکته توجه خاص داشت اول این که این کارشناسان دارای فقاهت دینی باشند و دوم این که کارشناس یک موضوع باشند، به عبارت دیگر برای پیشبرد دولت اسلامی و جنبش نرم افزاری و تولید علم در این جامعه افرادی تربیت شوند که هم تفقه دینی و هم کارشناسی را فراگرفته باشند تا با استفاده از معادلات کارشناسی، موضوعهای اجتماعی را تحلیل نمایند و پس از شناخت موضوع، حکم متناسب با آن را از منابع دینی استخراج نمایند.
به هر حال سیره امام به عنوان رهبر جنبش نرمافزاری اقتضا میکرد با به کارگیری علوم مفید زمان خود همچون پزشکی، حکمت، فلسفه، فیزیک، ریاضی و... بتواند زنگار جهل و گمراهی و بدعتگذاری را از چهره نورانی اسلام پاک نماید و با به کارگیری روش نرمافزاری یا همین روش عملی در مبارزات خود دین مبین اسلام را از خطر انحراف برهاند و آن را به صراط مستقیم هدایت نماید. هاسینکر نویسنده غربی میگوید: «نیرومندترین» تکاپوی علمی و فلسفی آغازین روزگار سده میانه در زمینههای پزشکی و دانش ریاضی و چه در رشتههای اخترشناسی، احکام، نجوم و کیمیاگری در سرزمینهای متعلق به پیامبر اسلام(ص) وجود داشت.