تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۵۹۲۴۱
سیری بر قطعنامه‌های صادره شورای امنیت درباره جنگ تحمیلی

از 479 تا 598


عراق در 31 شهریور 1359 تجاوز آشکار و گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرد و همان روز دبیرکل سازمان ملل متحد، تلاش کرد تا در جهت کمک به حل مسالمت‌آمیز برخورد میان دو کشور گام بردارد. روز بعد دبیرکل بر اساس ماده 99 منشور از شورای امنیت خواست که با توجه به خطر محتمل افزایش مخاصمه میان دو کشور برای صلح و امنیت جهانی فوراً تشکیل جلسه دهد. همان روز، شورای امنیت تشکیل جلسه داد و اولین موضع‌گیری خود را در قبال جنگ تحمیلی اعلام کرد. نتیجه جلسه شورای امنیت، بیانیه رئیس شورا بود این برخورد با توجه به ماهیت تجاوز علنی عراق از سوی شورای امنیت، یک برخورد ضعیف بود.

متن بیانیه: "اعضای شورا پس از مشورت با یکدیگر عمیقاً نگران آنند که این برخورد (جنگ عراق و ایران) می‌تواند به طور فزاینده‌ای گسترش یابد و از ایران و عراق می‌خواهند به عنوان اولین قدم به سوی راه‌حل منازعه از کلیه اقدامات مسلحانه و همه اعمالی که ممکن است وضعیت خطرناک فعلی را وخیم‌تر کند، دست بردارند و اختلافات خود را از طریق مسالمت‌آمیز حل نمایند. همچنین اعضای شورای امنیت از پیشنهاد کاربرد مساعی دبیرکل حمایت می‌نماید".

این بیانیه هیچ خاصیتی نداشت و علت اصلی این بود که عراق سرگرم کار تجاوز خویش بود و جمهوری اسلامی ایران ضمن درگیری بسیار با مسایل داخل به ویژه ضد انقلاب، مترصد فراهم آوردن ابتدایی‌ترین امکانات برای دفاع از کشور و انقلاب نوپای اسلامی خود بود.

قطعنامه 479

شورای امنیت پس از صدور بیانیه 23 سپتامبر، و عدم کارایی آن مبادرت به صدور قطعنامه 479، کرد. این قطعنامه که در 5 بند تنظیم شده بود، آغازگر جنگ را معرفی و اعلام نکرده بود و در آن از "تجاوز"، "تعیین متجاوز" و "تنبیه متجاوز" سخنی به میان نیامده بود و فاقد سه عنصر اساسی و اصلی مذکور بود، در صورتی که اگر شورا در نظر داشت، تجاوز را احراز و متجاوز را تعیین کند، در این زمینه دستورالعمل مشخص و معین (که از سوی جامعه جهانی پذیرفته شده بود) را داشت. و قطعنامه 479، بیشتر حالت "توصیه" داشت.

پس از صدور قطعنامه 479، دولت عراق طی نامهای خطاب به دبیرکل اعلام داشت:

"موضع ما دقیقاً بر اساس روح قطعنامه 479، که طی جلسه شماره 2248 مورخه 28 سپتامبر 1980 (6 مهر 1359) تصویب شده است می‌باشد. در نتیجه ما طبعاً قطعنامه فوق‌الذکر شورای امنیت را می‌پذیریم و آمادگی و انتظار خود را برای اجرای آن در صورتی که طرف ایرانی نیز چنین کند، اعلام می‌داریم."

جمهوری اسلامی ایران نیز در اظهار نظر راجع به قطعنامه 479، اعلام داشت:

"تا زمانی که تجاوز عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد و نیروهای عراقی در داخل خاک ایران به اقدامات تجاوزکارانه و خرابکارانه ادامه می‌دهند، قطعنامه نمی‌تواند، مورد قبول ایران واقع شود."

در نیمه دوم اکتبر 1980، شورای امنیت 5 جلسه دیگر بدون صدور قطعنامه و بیانیه تشکیل داد. در جلسات 15 و 17 اکتبر، شهید محمدعلی رجایی نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد، اما این جلسات نیز نتیجه خاصی در بر نداشت. پس از صدور قطعنامه 479، شورای امنیت در سکوتی سنگین فرو رفت. این سکوت همزمان با پیشروی نیروهای عراقی در داخل خاک ایران و تحکیم مواضع آنها در مناطق اشغالی بود.

در 19 اکتبر 1980 (17 مهر 1359) عراق با موشکهای زمین به زمین به شهرهای ایران حمله کرد. مقاومتهای مردمی در نقاط مورد هجوم و تحت اشغال بروز کرد، اما شورا همچنان در خواب سنگین خود بود. حتی عملیات ثامن‌الائمه که منجر به شکست محاصره آبادان شد (5/7/1360) نتوانست شورای امنیت را از سکوت بیرون آورد، اما عواملی به شرح ذیل موجب شکسته شدن سکوت شورای امنیت پس از 22 ماه و صدور قطعنامه 514 در 12 ژوئیه 1982 (21/4/1361) شد:

1- عملیات ثامن‌الائمه که به شکست محاصره آبادان انجامید.

2- عملیات طریق‌القدس که در 8 آذر 1360، انجام شد و بخشهای مهمی از جنوب ایران آزاد گردید.

3- عملیات فتح‌المبین که از 2/1/1361، شروع شد و قسمتهای مهمی از خاک ایران اسلامی در مناطق غرب شوش و دزفول آزاد شد و نیروهای عراقی از منطقه رانده شدند.

عملیات بیت‌المقدس که از نهم اردیبهشت 61، با برتری کامل قوای ایران شروع و با فتح و آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد 1361، پایان پذیرفت.

این عملیات ضربه سیاسی و روانی مهمی بر دشمنان ایران وارد کرد، زیرا تمامی تصورات آنان در مورد ناتوانی ایران در هم ریخت.

پیروزیهای درخشان ایران در مناطق مختلف جنگ و نمایش قدرت نظامی ایران باعث شد که شورای امنیت به درخواست اردن و حمایت آمریکا تشکیل جلسه دهد و در جلسه 2383 خود، قطعنامه شماره 514 را در 12 ژوئیه 1982 برابر با 21/4/1361 به اتفاق آرا تصویب کند.

این قطعنامه علاوه بر مقدمه، در 6 بند تنظیم شد، که اشاره به بعضی از بندهای آن به وضوح تغییر موضع شورا را نسبت به جمهوری اسلامی نشان می‌دهد.

1- شورای امنیت خواستار آتش‌بس و خاتمه فوری کلیه عملیاتهای نظامی است.

2- خواستار عقب کشیدن نیروها، به مرزهای شناخته شده بین‌المللی است.

3- از دبیرکل تقاضا می‌نماید که ظرف مدت 3 ماه در مورد اجرای این قطعنامه گزارش خود را تسلیم نماید.

در قطعنامه 514، مواد زیر قابل تأمل است:

1- در این قطعنامه برای نخستین بار از برقراری آتش‌بس، عقب‌نشینی نیروها و تشکیل نیروی پاسدار صلح و استقرار آنها سخن می‌رود.

2- در حالی که در قطعنامه 479 از دبیرکل خواسته شده بود، ظرف 48 ساعت به شورای امنیت گزارش دهد، این مهلت در قطعنامه 514 سه ماه تعیین شده بود که نشان از این داشت که این بار شورای امنیت متوجه شده که مسئله تجاوز عراق به ایران اسلامی به راحتی قابل حل نیست.

3- عقب‌نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین‌المللی که در بند 2 قطعنامه مطرح گردید، هنگامی مورد گفت‌وگو قرار گرفت که قوای عراق از اکثر نقاط مهم و استراتژیک ایران بیرون رانده شده بود. به بیان دیگر زمانی صحبت از عقب‌نشینی نیروها به میان آمد که در مناطق جنوبی جبهه، نیروهای ایران به مرزهای بین‌المللی رسیده بودند. به دلایلی که ذکر شد، قبول قطعنامه از طرف عراق و رد آن از طرف ایران قابل پیش‌بینی بود و این امر تحقق یافت. نهایت آن که جمهوری اسلامی ایران پس از تصویب قطعنامه 514 شورای امنیت دست به تحریم شورا زد و در جلسات آن شرکت نکرد.

قطعنامه 522

در فاصله قطعنامه شماره 514 و قطعنامه بعدی (قطعنامه 522) دو عملیات عمده در جبهه‌های جنگ از طرف قوای ایران صورت گرفت. یکی عملیات رمضان که دو روز پس از قطعنامه 514 (یعنی در 23 تیر 61) در محور جنوب و جنوب غربی اهواز انجام شد، دیگری عملیات مسلم بن عقیل که از تاریخ 9/7/61، در منطقه سومار غرب انجام پذیرفت و موجب آزادی‌سازی مناطق زیادی از خاک ایران و نیز تسلط بر شهر مندلی عراق گردید. در نتیجه موجب نگرانی عمیق شورای امنیت شد که در نهایت منجر به صدور قطعنامه 522 (در تاریخ 4 اکتبر /1982  12/7/1361) شد.

این قطعنامه نیز، مانند قطعنامه‌های قبلی جنبه "توصیه" داشت. با توجه به فاصله زمانی اندک بین این دو قطعنامه و با در نظر گرفتن این که در شکل، متن و محتوا، قطعنامه 522 تفاوت چندانی با قطعنامه 514، نداشت و با عنایت به این که تحولات عمده و مهمی نیز در جبهه‌های جنگ رخ نداده بود، این نتیجه حاصل می‌شود که صدور قطعنامه 522، فقط پاسخی به فشار عراق و طرفدارانش در شورای امنیت بوده است، شورا تحت تاثیر آنها ناگزیر از صدور قطعنامه جدید شده که تکرار قطعنامه‌های پیش بوده است. البته، این قطعنامه نیز پذیرفته نشد. می‌توان گفت که اگر در میان قطعنامه‌های شورای امنیت قطعنامه 479، را ظالمانه‌ترین و غیر منصفانه‌ترین آنها بدانیم، قطعنامه 522، را نیز باید کم ارزشترین و کم اهمیت‌ترین آن به حساب آورد.

قطعنامه 540

در فاصله قطعنامه 522، تا قطعنامه 540، شش عملیات توسط جمهوری اسلامی انجام شد که موفق‌ترین آنها عملیات والفجر 4 بود و شاید به همین دلیل شورا باز هم به فکر صدور قطعنامه 540 در جلسه 2493 شورا در تاریخ 31 اکتبر 1983 (9/8/1362) با 12 رای موافق، سه رأی ممتنع (پاکستان، نیکاراگوئه و مالت) و بدون رأی مخالف تصویب شد.

فاصله زمانی این قطعنامه با قطعنامه قبلی بیش از یک سال است و اگر بگوییم که قطعنامه 540، بیشتر متعاقب عملیات والفجر 4 بوده و از آن متأثر شده است، سخنی به گزاف نیست. در آخرین پاراگراف بخش مقدماتی این قطعنامه، شورا بررسی علل جنگ را پذیرفته بود. هر چند این اعلام با سه اشکال عمده مواجه بود:

1. این مسئله مهم (بررسی علل جنگ) در قسمت مقدماتی مطرح و در قسمت اجرایی برای آن مکانیسمی اختصاص داده نشده بود.

2. با این که شورا پذیرفته بود که جنگی واقع شده، اما از تجاوز و متجاوز سخنی به میان نیاورده بود.

3. به مسئله‌ای با این اهمیت (تجاوز)، بسیار مبهم و گذرا اشاره شده بود.

با این وجود نمی‌توان منکر شد که همین مقدار پیشرفت نیز چرخش مهم و امیدبخشی را در سلسله جلسات شورا پدید آورده بود.

قطعنامه 540 از یک جهت بی‌سابقه بود که در میان قطعنامه‌های شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق به اتفاق آرا به تصویب نرسید و 3 کشور به آن رأی ممتنع دادند.

امام جمعه وقت تهران، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران رد قطعنامه 540، را اعلام نمودند و توجه دادند که اصولاً سیاست ایران در قبال شورای امنیت تغییر نکرده است، مگر آن که شورا سیاستهای خود را تغییر دهد. البته عراق ضمن طرح ایرادات جزئی قطعنامه 540، را پذیرفت.

قطعنامه 552

به دنبال انتساب چند حمله از طرف ایران به کشتی‌ها در خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس در تاریخ 14 مه 1984، طی شکایتی به شورای امنیت خواستار شد که شورا علیه اقدامات تلافی‌جویانه ایران و نقض حقوق کشتیرانی آزاد در خلیج فارس شدت عمل نشان دهد. لذا، شورای امنیت پس از بررسی شکایت در جلسه 2546 مورخه اول ژوئن 1984 (11/3/63) با 13 رأی موافق و دو رأی ممتنع قطعنامه 522، را تصویب کرد.

به این قطعنامه ایرادهای متعددی وارد بود، از جمله این که فلسفه وجودی آن به دنبال انتساب چند حمله به کشتی‌ها، توسط جمهوری اسلامی ایران بود؛ اما این که این حملات از جانب ایران انجام گرفته باشد، ثابت نشده بود. این در حالی بود که شورا در برابر حملاتی که عراق به صراحت مسئولیت آنها را به عهده گرفته بود، عکس‌العمل مناسبی نشان نداده بود. یکی دیگر از ایرادهای وارده به قطعنامه 522، این است که از روح و مفاد قطعنامه و تصریح محکومیت حملات اخیر به کشتی‌های بازرگانی در مسیر بنادر کویت و عربستان این چنین مستفاد می‌شود که شکایت شورای همکاری خلیج فارس مورد تأیید شورای امنیت قرار گرفته است، لذا روشن بود که این قطعنامه کاملاً مورد قبول جمهوری اسلامی واقع نشد.

قطعنامه 582

در فاصله صدور قطعنامه 540 تا قطعنامه 582، چندین عملیات دیگر توسط نیروهای ایران صورت گرفت که مهمترین آنها عملیات والفجر 8 بود که در تاریخ 20/1/64، در منطقه فاو آغاز و منجر به تصرف شهر فاو در خاک عراق و قسمتهای دیگری به وسعت 700 کیلومتر مربع شد.

والفجر 8 یکی از موفق‌ترین عملیاتهای جنگی ایران بود که آثار نظامی، سیاسی و روانی مهمی بر عراق و منطقه و حتی معادلات جهانی در قبال جنگ گذاشت. با این عملیات ارتباط دریایی مستقیم عراق با خلیج فارس قطع شد و نیروهای ایران به بصره و مرز عراق با کویت نزدیک شدند.

اثر این عملیات آن چنان بود که چند روز پس از آن، شورای امنیت به درخواست عراق و سایر اعضای گروه هفت اتحادیه عرب تشکیل جلسه داد.

جلسات شورا دو هفته به طول انجامید و طی آن عده‌ای از اعضای اتحادیه عرب و نیز دبیرکل اتحادیه (شاذلی قلیبی) در سخنرانیهای خود، ایران را متجاوز خواندند و خواستار اجرای فصل هفتم منشور در مورد ایران شدند. ایران در بحثهای شورا شرکت نکرد، ولی نظرات خود را به طور غیرمستقیم از طریق دبیرکل و بعضی از اعضای شورا مطرح کرد.

به هر حال قطعنامه‌ای که در اصل توسط گروه اتحادیه عرب پیشنهاد شده بود، با تغییراتی در عبارات و کلمات در تاریخ 24 فوریه 1986 (5/12/1364) در جلسه 2666 شورا به اتفاق آرا و به نام قطعنامه 582 تصویب گردید.

در بند چهارم این قطعنامه آمده بود:

4- شورا درخواست دارد که مبادله اسرای جنگی ظرف مدت کوتاهی پس از توقف مخاصمات با همکاری کمیته بین‌المللی صلیب سرخ انجام گیرد.

برای اولین بار بود که مسئله اسرای جنگی مطرح می‌شد و علت آن افزایش تعداد اسرای عراقی نسبت به تعداد اسرای ایرانی بود.

این قطعنامه نیز همانند قطعنامه‌های قبلی جنبه توصیه داشت. فاصله زمانی صدور قطعنامه 552 تا قطعنامه 582، یک سال و هشت ماه و بیست و پنج روز و تا قطعنامه 540 دو سال و 3 ماه و 26 روز است. در خلال این مدت طولانی، چندین عملیات نظامی از سوی ایران صورت گرفت که از آن میان عملیات خیبر و والفجر 8 نتایج چشمگیرتری داشتند. شورای امنیت به فاصله دو روز پس از شروع عملیات والفجر 8 بحث خود را در مورد جنگ عراق با ایران آغاز کرد که منجر به صدور قطعنامه 582 شد.

بدین ترتیب می‌توان گفت که عامل مهم در تعیین زمان صدور قطعنامه 582 عملیات والفجر 8 و تصرف فاو به وسیله قوای ایران بوده است.

جمهوری اسلامی ایران در اظهارنظر راجع به قطعنامه 582 اعلام داشت:

آن قسمت از قطعنامه که به کل موضوع جنگ و خاتمه خصومتها مربوط می‌شود، ناقص، بی‌اعتبار و غیرقابل اجرا است. تا زمانی که شورا قادر نباشد به رغم اعمال نفوذ برخی از اعضای دائم که بر اتخاذ مواضع یک طرفه اصرار می‌ورزند، مواضع عادلانه و صحیح مبتنی بر مسئولیتها و وظایف خود را اعمال نماید، مسئولیت ادامه جنگ بر عهده شورا است. شورا، عراق را در حمله به خاک ایران محکوم نکرده است. قطعنامه به لزوم حل مسالمت‌آمیز اختلافات اشاره دارد، ولی از نقض همه جانبه این اصل توسط عراق در هجوم به ایران ذکری نکرده است.

در مورد کاربرد سلاح شیمیایی، در قطعنامه برخورد ملایم‌تری از موضعگیری قبل شورا (بیانیه آوریل 1985) شده است. شورا در مورد حمله به هواپیمای مسافربری و تهدیدات امنیت هوایی و حمله به مناطق مسکونی میبایست موضعگیری محکم‌تری می‌کرد. به هر حال جمهوری اسلامی ایران آماده است، در زمینه رعایت مقررات بین‌المللی با دبیرکل سازمان ملل متحد همکاری نماید.

عراق اعلام داشت، چنان چه دولت ایران قطعنامه 582، را رسماً و بدون قید و شرط قبول و اجرا کند، عراق نیز آماده است آن را اجرا نماید. به این ترتیب این قطعنامه نیز بی‌اثر ماند.

قطعنامه 588

مواردی که در رابطه با قطعنامه 588، می‌توان برشمرد به شرح زیر است:

عنوان قطعنامه چون گذشته "وضعیت ما بین ایران و عراق" است و جنبه توصیه بودن قطعنامه نیز بر جای خود می‌باشد. ضمن آن که از نظر حجم و تعداد کلمات به کار برده شده، کوتاه‌ترین قطعنامه از مجموع قطعنامه‌های مورد مطالعه است.

در پاراگرافهای اجرایی قطعنامه 588، مطلب تازه و جدیدی نیست، جز آن که خواستار اجرای قطعنامه 582 شده است، درخواست دبیرکل برای شدت بخشیدن به تلاشهایش و اعلام ادامه بررسی شورا نیز تازگی ندارد. تنها در پاراگراف سوم عبارت "بررسی گزارش دبیرکل و شرایط لازم برای برقراری صلح با دوام بین دو کشور" حاوی مطلب جدیدی است.

می‌توان گفت که شورا با قطعنامه 588 آخرین اتمام حجت خود را برای پذیرش قطعنامه‌هایی از نوع آنچه تا آن زمان صادر کرده بود، انجام داده و راه را برای تحولی اساسی و عظیم در نگرش خود نسبت به کل موضوع جنگ هموار ساخته است.

قطعنامه 598، نه یک شبه به وجود آمد و نه محصول تفکری یک بعدی و یک جانبه بود. این قطعنامه بنایی بود که برای ایجاد آن زمینه‌های مناسب لازم داشت و قطعنامه‌های 582 و 588 از جمله این زمینه‌ها بود، زیرا اولین عبارت قطعنامه 598 اشاره به قطعنامه 582 دارد. از این رو اهمیت قطعنامه 588 و پیام ویژه آن به این لحاظ است و در جنبه‌های دیگر فاقد ارزش چندان است. قطعنامه 588 در همان روز تصویب (8 اکتبر 1986 برابر با 16/7/1365) توسط دبیرکل به وزرای خارجه هر دو کشور ابلاغ شد.

عراق قطعنامه 588 را پذیرفت و جمهوری اسلامی ایران توسط نامه‌ای که از سوی وزیر امور خارجه وقت علی‌اکبر ولایتی برای دبیرکل سازمان ملل ارسال شد، یکی از صریح‌ترین و مستدل‌ترین موضع‌گیری‌های خود را در قبال قطعنامه‌های شورای امنیت عموماً و قطعنامه 588 به ویژه اعلام کرد.

این نامه با شرح اقدامات تجاوزکارانه عراق و موضع‌گیریهای مقطعی و دور از حقیقت شورای امنیت تا آن روز، زمینه مناسبی ایجاد کرد تا شورای امنیت، به طور جدی در موضع خود نسبت به جنگ تحمیلی تجدیدنظر نماید. دبیرکل نظریات طرفین در مورد قطعنامه 588 را به اطلاع شورای امنیت رساند.

به این ترتیب این قطعنامه نیز سرنوشتی مشابه قطعنامه‌های قبلی پیدا کرد.

در فاصله صدور قطعنامه 588 تا 598، عملیاتهای متعددی در جبهه‌های جنگ صورت گرفت که مهمترین آنها سلسله عملیاتهای فتح، کربلا و نصر است.

وجه مشترک اکثر این عملیات‌ها این بود که در داخل خاک عراق انجام می‌شد و اغلب توأم با موفقیت در رسیدن به اهداف تعیین شده بود. به این ترتیب تهدیدی بسیار فزاینده برای عراق به وجود آمده بود. به ویژه با پیشروی نیروهای ایران به سوی بصره، شورای امنیت نسبت به جنگ بیشتر حساس می‌شد. در همین زمان نیروی هوایی عراق حملات خود را در منطقه خلیج فارس به روی تأسیسات انتقال نفت ایران و همچنین نفتکشها گسترش داد. همچنین با بهره‌برداری از پایگاه‌های برخی از کشورهای منطقه، عراق توانست به جزایر سیری و خارک حمله کند. در چنین فضایی بود که قطعنامه 598 به عرصه ظهور رسید.

قطعنامه 598

شورای امنیت پس از مشورتهای فراوان و با توافقات اصولی به عمل آمده در 29 تیرماه 1367 (20 ژوئیه 1987 میلادی) در جلسه شماره 2750 خود طرح قطعنامه‌ای را که قبلاً در خصوص کلمه به کلمه آن توافق شده بود به اتفاق آرا به تصویب رساند. طرح قطعنامه را اعضای دائم شورا تهیه کرده بودند و نظریات اعضای غیردائم نیز تا حدودی لحاظ شده بود.

قطعنامه 598: شورای امنیت، با تأیید مجدد قطعنامه 582 خود به سال 1986 میلادی، با ابراز نگرانی عمیق از این که علی‌رغم در خواستهایش برای آتش‌بس، منازعه بین ایران و عراق به شدت سابق با تلفات شدید انسانی و تخریب مادی ادامه دارد، با ابراز تأسف از آغاز و ادامه منازعه، همچنین با ابراز تأسف از بمباران مراکز صرفاً مسکونی غیرنظامی، حملات به کشتیرانی بیطرف یا هواپیماهای کشوری، نقض قوانین بین‌المللی انسان‌دوستانه و دیگر قوانین ناظر بر درگیری مسلحانه، بویژه کاربرد سلاح شیمیایی برخلاف الزامات پروتکل 1925 ژنو، با ابراز نگرانی عمیق نسبت به احتمال تشدید و گسترش بیشتر منازعه، مصمم گردید به تمامی اقدامات نظامی بین ایران و عراق خاتمه بخشد، معتقد شد که می‌باید یک راه حل جامع، عادلانه، شرافت‌مندانه و پایدار بین ایران و عراق به دست آید.

با یادآوری مفاد منشور ملل متحد، به ویژه تعهد همه دول عضو به حل اختلافات بین‌المللی خود از راههای مسالمت‌آمیز به نحوی که صلح و امنیت بین‌المللی و عدالت به مخاطره نیفتد، با حکم به این که در منازعه ما بین ایران و عراق زمینه صلح حاصل شده است، با اقدام براساس مواد 39 و 40 منشور ملل متحد:

1 - خواستار آن است که به عنوان یک قدم اولیه جهت حل و فصل (مناقشه) از راه مذاکره، ایران و عراق یک آتش‌بس فوری را رعایت کرده، به تمامی عملیات نظامی در زمین، دریا و هوا خاتمه داده و تمامی نیروهای خود را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین‌المللی باز گردانند.

2- از دبیرکل درخواست می‌کند که یک تیم ناظر ملل متحد را برای بررسی، تایید و نظارت بر آتش‌بس و عقب‌نشینی نیروها اعزام نماید و همچنین از دبیرکل درخواست مینماید با مشورت طرفین درگیر، تدابیر لازم را اتخاذ نموده، گزارش آن را به شورای امنیت ارائه نماید.

3- مصرانه می‌خواهد اسرای جنگی آزاد شده و پس از قطع مخاصمات فعال کنونی، براساس کنوانسیون سوم ژنو 12 اوت 1949، بدون تأخیر به کشور خود باز گردانده شوند.

4- از ایران و عراق می‌خواهد با دبیرکل در اجرای این قطعنامه و در تلاشهای میانجیگرانه برای حصول یک راه‌حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف در خصوص تمام موضوعات موجود، منطبق با اصول مندرج در منشور ملل متحد، همکاری نمایند.

5- از تمامی کشورهای دیگر می‌خواهد که حداکثر خویشتنداری را مبذول دارند و از هرگونه اقدامی که می‌تواند منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد احتراز کنند و بدین ترتیب اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل نمایند.

6- از دبیرکل درخواست می‌نماید که با مشورت با ایران و عراق، مسئله تفویض اختیار به یک هیأت بیطرف برای تحقیق راجع به مسئولیت منازعه را بررسی نموده و در اسرع وقت به شورای امنیت گزارش دهد.

7- ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاشهای بازسازی با کمکهای مناسب بین‌المللی پس از خاتمه درگیری تصدیق می‌گردد و در این خصوص از دبیرکل درخواست میکند که هیأت کارشناسان را برای مطالعه موضوع بازسازی و گزارش به شورای امنیت تعیین نمایند.

8- همچنین از دبیرکل درخواست می‌کند که با مشورت با ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مدافه قرار دهد.

9- از دبیرکل درخواست می‌کند که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه مطلع نماید.

10-مصمم است برای بررسی اقدامات بیشتر جهت رعایت و اجرای این قطعنامه در صورت ضرورت جلسات دیگری مجدداً تشکیل دهد.

در تحلیل قطعنامه از نظر صوری و شکلی اهم نکات قابل توجه عبارتند از:

1- عنوان قطعنامه 598، نظیر قطعنامه‌های پیشین "وضعیت مابین ایران و عراق" نیست، بلکه برای اولین بار قطعنامه تحت عنوان "منازعه بین ایران و عراق" صادر شده است.

2- این قطعنامه چه از نظر شکلی و چه از نظر ماهوی توصیه نیست، بلکه تصمیم برخاسته از اعتقاد شورای امنیت است و این موضوع علاوه بر محتوای قطعنامه، در آغاز پاراگرافهای 1، 7، 8 و 10، قسمت مقدماتی و پاراگراف 10 اجرایی، صراحت دارد. اگرچه در این مورد تناقضی وجود دارد و آن این که در بعضی موارد (اشاره به تعهد دولتها به حل مسالمت‌آمیز اختلافات خود و بندهای 3، 4، 5 و 6، قسمت اجرایی قطعنامه) حالت قطعنامه توصیه است، اما به هر حال حالت آمریت قطعنامه غالب است.

3- از نظر حجم و تعداد کلمات به کار برده شده، قعطنامه  مفصلی است.

4- این قطعنامه به اتفاق آرا صادر گردید.

5- از نظر فاصله زمانی، قطعنامه 598 با قطعنامه قبلی (588) آن، نه ماه و نیم فاصله دارد. این بدان معنا نیست که همچون فواصل سایر قطعنامه‌ها، شورای امنیت جنگ عراق با ایران را به حال خود رها کرده باشد، بلکه در تمام این مدت شورا به مشورتهای فشرده خود برای تنظیم قطعنامه جامعی که فصل مشترک نظریات شورا، عراق و ایران باشد، مشغول بود.

6- وضعیت جبهه‌های جنگ، به صورتی بود که نگرانی شورا را به همراه داشت. به عبارت دیگر، اگر چه قطعنامه 598 حاصل مدتها مذاکره و مشورت بود، ولی مقطع زمانی صدور آن جالب است. هم احتمال تشدید و هم احتمال گسترش جنگ موجب نگرانی شورا شده بود. مقصود از تشدید جنگ، نزدیک شدن قوای ایران به بصره و عملیات پی در پی در داخل خاک عراق بود و مراد از گسترش جنگ، نزدیک شدن قوای ایران به مرزهای عراق و کویت، همچنین درگیری در خلیج فارس گسترش یافته بود. ایران قطعنامه 598 را نه رد کرد و نه قبول. از جمله استدلالهای جمهوری اسلامی ایران توسط سخنگوی وقت شورای عالی دفاع، هاشمی‌رفسنجانی بیان شده است:

"پیش از این به علت جهت‌گیریهای ناعادلانه قطعنامه‌های شورای امنیت، ما این قطعنامه‌ها را نمی‌پذیرفتیم". اما در این قطعنامه نکات مثبتی دیدیم که حاضر شدیم، پیرامون آن مذاکره کنیم. جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 را به طور کلی رد نکرده است، چون در آن جای بحث می‌بیند. توقع دیگران این است که ما قطعنامه را کلاً رد کنیم یا بپذیریم، نکته منفی آن این است که می‌گوید به محض شروع مذاکره و پیش از شناسایی متجاوز و محاکمه آن، آتش‌بس اعلام شود و ما این بند را قبول نداریم، بند مربوط به معرفی متجاوز می‌تواند به عنوان تنها کلید حل مسایل به شمار آید و این نکته مثبتی است، اما باید پیش از اعلام آتش‌بس انجام شود، ما به آمریکا سوءظن داریم و می‌دانیم به محض اعلام آتش‌بس، آنان در عمل صادق نخواهند بود.

بنابراین ما نمی‌توانیم چنین مخاطره‌ای را بپذیریم. ما میگوییم اول متجاوز معرفی شود و بعد راه برای حل مسایل جدی هموار خواهد شد. معلوم است که محاکمه و تنبیه متجاوز و بازپرداخت غرامت از همین اقدام آغاز خواهد شد. اگر این جابه‌جایی در بندها انجام شود، راه هموار خواهد شد.

این موضع‌گیری نزدیک به یک سال ادامه داشت. بهترین منطق و دلیلی که برای اتخاذ این موضع (نه رد و نه قبول) می‌توان اقامه کرد، این است که جمهوری اسلامی ایران به دلیل عدم تحقق کامل نظریاتش قطعنامه را نپذیرفت.

اما به خاطر توجهی که به اصول مورد نظر ایران در قطعنامه شده بود و به دلیل این که با توجه به شرایط سیاسی و بین‌المللی بیش از این امکان امتیاز گرفتن از شورا وجود نداشت و اصولاً به خاطر "روز مبادا" قطعنامه را رد هم ننمود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات