سعید سبحانی
سیاست خارجی آلمان پس از استعفای گرهارد شرودر و حضور آنگلا مرکل دچار تحولات عمدهای شده است. مرکل برخلاف شرودر سعی دارد جهان را از زاویهای بسته و محدود مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. بر این اساس برلین سعی دارد با اتخاذ سیاستهایی دوگانه، منافع واشنگتن و اتحادیه اروپا را به طور همزمان تامین نماید. اما جمع میان این دو به هیچ عنوان امکانپذیر نیست، زیرا همراهی با آمریکا مترادف با دور شدن اتحادیه اروپا از قطبیت خواهد بود. مشی سیاست خارجی مرکل بارها از سوی احزاب مخالف وی از جمله سوسیال دموکراتها مورد نقد قرار گرفته است. اخیرا یک روزنامه آلمانی با اشاره به مواضع صدر اعظم آلمان و وزیر امور خارجه این کشور در برابر آمریکا، در گزارشی از اختلافنظر شدید این دو مقام بلندپایه آلمانی در همراهی با سیاستهای یکجانبهگرایانه کاخ سفید خبر داده است.
"فرانکورتر آلگماینه" در گزارشی در این باره نوشته است که بسیاری از دیپلماتهای اروپای شرقی "فرانک والتر اشتاین مایر" وزیر امور خارجه آلمان را به عنوان یک ضد آمریکایی میشناسند و برعکس از آنگلا مرکل به عنوان یک همراه در سیاستهای بوش تمجید میکنند.
وزیر امور خارجه آلمان شدیدا مخالف طرح استقرار سیستم دفاع ضدموشکی ایالات متحده آمریکا در خاک اروپا بوده و درباره ایجاد یک مسابقه تسلیحاتی جدید در این باره هشدار داده است. این در حالی است که آنگلا مرکل در این باره اعتقاد دارد که این موضوع است! استقرار این سیستم سبب خدشهدار شدن چشمانداز سیاسی اتحادیه اروپا خواهد شد. این در حالی است که آنگلا مرکل در راستای ابراز مخالفت خود با کاخ کرملین موافقت خود را با این طرح آمریکا اعلام نموده است.
اشتاین مایر در بحث سپر موشکی آمریکا در شرق اروپا خواهان اعتماد به نفس بیشتر در برابر آمریکاست و تاکید میکند که امنیت اروپا چیزی نیست که قابل تقسیم کردن باشد و ما اروپاییها میخواهیم که مسئولیت این امنیت را خود در دست بگیریم. این در حالی است که که مرکل این نظریه را رد کرده و میگوید سیاست امنیت اروپا نباید به یک بازی رقابتی با تعهدات ما در ناتو تبدیل شود.
مرکل و اشتاین مایر به طور اساسی در مواضع خود در برابر آمریکا با هم اختلافنظر دارند. در بعضی مسائل که اشتاین مایر شدیدا برخورد میکند؛ مرکل برخلاف آن خیلی محتاطانه عمل میکند. در حالی که آنگلا مرکل بر روی شراکت و ارتباطات کلاسیک با آمریکا در بسیاری از زمینهها تاکید دارد؛ اشتاین مایر برخلاف آن معتقد است که ارتباطات آلمان با آمریکا پس از پایان جنگ سرد به طور اساسی نیاز به بازسازی داد و این مهم، تفکرات کاملا جدیدی را میطلبد. اگرچه اشتاین مایرو حزب او (SPD) سیاست فاصله گرفتن از بوش را در پیش گرفتهاند، اما مرکل برخلاف آن، بوش را به عنوان یک مهره مرکزی در سیاست جهانی میبیند و بنابراین به دنبال همکاریهای بیشتر با وی است.
مسئله اصلی اینجاست که اختلافات سیاسی به وجود آمده میان صدراعظم و وزیر امور خارجه آلمان ناشی از چیست. چرا ژرمنها خود قدرت حل این اختلاف را ندارند؟ واقعیت امر این است که مرکل و اشتاین مایر دارای دو خاستگاه سیاسی و حزبی متفاوت هستند و این تفاوت نظر آنها در سیاست خارجی برلین از همین مسئله نشات میگیرد.
با توجه به استعفای معاون صدراعظم آلمان، احتمال انتصاب وزیر امور خارجه آلمان در دولت ائتلافی این کشور، در این سمت افزایش پیدا کرد که این مسئله ممکن است سبب هموار شدن راه صدارت اعظمی اشتاین مایر شود. با استعفای "فرانتس موتفرینگ" معاون "آنگلا مرکل" و وزیر کار دولت ائتلافی آلمان رایزنیهای مختلف برای جایگزینی این دو پست در کابینه این کشور افزایش پیدا کرده است. "فرانک والتر اشتاین مایر" وزیر امور خارجه بهترین نامزدهای مناسب برای احراز این پست معرفی شده است.
کسب عنوان معاون صدراعظم آلمان برای وزیر امور خارجه این کشور به لحاظ اهمیت و مردمی بودن آن، میتواند مسیر وی را برای دستیابی به صدارت اعظمی این کشور نیز هموار کند.
نگاهی به تاریخ آلمان نشان میدهد که "ویلی برانت" در سالهای 1966 تا 1969 علاوه بر وزارت امور خارجه در سمت معاون صدراعظم این کشور نیز فعالیت میکرد که در نهایت توانست به صدرات اعظم این کشور نیز دست پیدا کند. از این رو سوسیال دموکراتها سعی دارند زمینه حضور اشتاین مایر در مسند صدارت اعظمی آلمان پس از آنگلا مرکل را فراهم نمایند. مسلما در این صورت دموکرات مسیحیها ضربه سختی را از حزب رقیب خود دریافت خواهند نمود.
آنگلا مرکل در راستای اینکه آلمان کرسی دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد را کسب کند به ایالات متحده آمریکا پناه برده است. این در حالی است که واشنگتن در تغییر ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد نقشی حداقلی دارد. به تازگی صدراعظم آلمان آمریکا را برای حمایت بیشتر از اصلاح شورای امنیتی سازمان ملل تحت فشار گذاشته است.
مرکل در شصتمین سالگرد «طرحهای مارشال» گفته است که اگر ایالات متحده همانند اروپا این موضوع را در فهرست اولویتهای مهم کاری خود قرار دهد.
آلمان سالهاست برای آنکه به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل در آید، تلاش میکند. اما آمریکا تاکنون از حصول این امر و حمایت از طرحهای آلمان اجتناب کرده است. در حال حاضر آمریکا، چین، روسیه، انگلیس و فرانسه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و دارای حق وتو هستند.
مرکل در حالی بر این هدف آلمان تاکید کرد که گفت در صورت انجام تلاشهایی برای جلوگیری از به نتیجه رسیدن این گام، دولت برلین آمادگی دارد درباره راهحلهای مبتکرانه صحبت کند تا بنبست موجود رفع شود. وی در این خصوص مدلهای راهحلهای جایگزینی همجون اعطای کرسی دائم بدون حق وتو یا اعطای حق وتو بدون در اختیار گرفتن کرسی دائم را مطرح کرده است. در حال حاضر 10 عضو غیردائم شورای امنیت به صورت گردشی هر دو سال یکبار جابهجا میشوند.
در نهایت اینکه اختلاف دیدگاه در میان سیاستمداران ارشد آلمانی در آیندهای نزدیک میتواند به پاشنهآشیل حزب دموکرات مسیحی تبدیل شود. در صورتی که آنگلا مرکل خطمشی سیاست خارجی خود را اصلاح نکند، در آیندهای نه چندان دور به سرنوشت افرادی مانند بلر و اسنار دچار خواهد شد.