رد و بدل شدن چند پاسخ متقابل میان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اولین منازعه آشکار انتخاباتی ـ سیاسی را میان دو رقیب اصلاحطلب و اصولگرا کلید زده است.
در یک سوی این منازعه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قرار دارد که با انتشار بیانیهیی در خبرنامه خود دلایل نامشروع خواند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را شرح داده است و تلویحاً از شورای نگاهبان به دبیری احمد جنتی خواسته است صلاحیت انتخاباتی اعضای این سازمان و هواداران آنان را در انتخابات تایید نکند و متقابلاً سازمان مجاهدین انقلاب هم در سرمقاله عصر نو ـ ارگان داخلی این سازمان ـ با نوشتهیی تحت عنوان سخنی با رئیس جامعه مدرسین از این جامعه خواسته است در رقابتهای سیاسی و انتخاباتی آداب و قوانین بازی را رعایت و از نامشروع جلوه دادن رقیب سیاسی خود اجتناب کند. رد و بدل شدن این پیامها به بازگشایی پروندههای سابق در روابط دو سازمان یاد شده منجر شده و هر کدام سعی کردهاند ضمن اعلام برائت از اتهامهایی که بر آنان وارد شده است دلایل خود را نیز درباره سوابق منفی رقیب نشان دهند.
آغاز منازعه
اگرچه منازعه تمامعیار بین سازمان مجاهدین و جامعه مدرسین به سالها قبل از جمله زمان دستگیری هاشم آقاجری به اتهام یک سخنرانی همدان بر میگردد اما آنچه که مبنای زنده شدن دوباره این منازعه شد، به مصاحبه مطبوعاتی «محمد یزدی» در روز شنبه پنجم آبانماه برمیگردد. چرا که یزدی بعد از فوت آیتالله مشکینی به عنوان رئیس جدید جامعه مدرسین انتخاب شد. به منظور تبیین سیاستهای جدید این نهاد روحانی، کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داد و طی آن ضمن اعلام رسمی ورود جامعه مدرسین به فعالیتهای سیاسی، گریزی نیز به سازمان مجاهدین انقلاب زد و نامشروع خوانده شدن این سازمان از سوی جامعه مدرسین را یادآور شد. البته یزدی تاکید کرد ورود جامعه مدرسین به عرصه فعالیتهای سیاسی از نوع خاص و ویژهیی است که با فعالیتهای سیاسی احزاب فرق دارد.
آیتالله یزدی در بیان فعالیتهای سیاسی جامعه مدرسین گفت: البته این سیاسی بودن تعریف خاصی دارد. معنای سیاسی بودن جامعه مدرسین این نیست که این جامعه در ریز مسائل وارد شود. ما گاهی از وزرا برای ارائه برخی توضیحات و رفع سوالها میخواهیم که تشریف بیاورند. بعضی وقتها نیز انها درخواست ملاقات میکنند و ما اگر اشکلاتی را ببینیم به آنها میگوییم و اینگونه نیست که اگر اشکالی دیدیم، بیاییم و بلافاصله آن را بیان کنیم، بلکه با رایزنی اشکالات را مطرح و توصیههایمان را انتقال میدهیم. جامعه مدرسین در ریز مسائل وارد نمیشود بلکه یک نظارت دلسوزانه، روحانی و معنوی دارد و ارشاد میکند و به این معنا نیست که در کار مسئولان دخالت کند... خوشبختانه نظراتی را که جامعه مدرسین مطرح میکند آقایان مورد توجه قرار میدهند و در صورت امکان آن را مدنظر دارند و مانند برخی از افراد در دولتهای گذشته نیستند که وقتی ما نظر خیرخواهانه و اشکالاتی را مطرح میکردیم و میگفتند چرا شما وارد این صحنهها و مسائل میشوید. اکنون خوشبختانه به اظهارنظرها و پیشنهادها توجه میشود... جامعه مدرسین عملکرد دولت را مثبت میداند. در این دولت برای برخی کسانی که مشغول به خدمت هستند مساله ساعت کار اداری اصلاً مطرح نیست. آنها بدون آنکه اسم و رسمشان مطرح شود برای نظام و مردم کارهای زیادی میکنند. چندی پیش یک استاندار با آمار و ارقام و مدارک در جلسهیی داشت فعالیتهای که این استان شده را تشریح میکرد و من از انجام این حجم از فعالیتها تعجب کردم و به وی گفتم آیا شما وقت میکنید که به زن و بچه خود برسید. به شوخی بعضاً به این افراد میگویم نکند شما از سوی دادگاه خانواده احضار شوید، چرا که نمیتوانید چندان به خانواده برسید. شما مثلاً از تهران به چند شهرستان مثل مراغه بروید. اگر دو سال قبل سفر کرده باشید، میبینید که ظواهر شهر با آنچه که شما در دو سال قبل دیدهاید تغییر کرده است.
یزدی سپس به تشریح فعالیتهای انتخاباتی جامعه مدرسین پرداخت و گفت اعضای این جبهه اصولگرایان در مورد قم تصمیم گرفته بودند که مساله انتخابات مجلس شورای اسلامی را در قم برعهده جامعه مدرسین بگذارند و گروه 6+5 را در این استان به حرمت جامعه مدرسین تشکیل ندهند که ما به آنها اطراع دادیم این مساله را قبول نداریم و در استان قم نیز مانند دیگر استانها عمل کنید و گروههای مربوطه را تشکیل دهید. البته جامعه مدرسین را نیز در جریان کارهای خود بگذارید و تصمیمگیریهای نهایی را به جامعه اطلاع دهید تا اگر نظری داشت، بگوید ولی جامعه مدرسین کاندیدایی را معرفی نمیکند. در جلسهیی که با آنها داشتیم هم این مساله را اعلام کردیم... عدم معرفی کاندیدا البته به معنای عدم حضور در صحنه نیست چرا که این موضوع یک «تکلیف ارشادی» است، ما نپذیرفتیم که گروه 6+5 در قم تشکیل نشود. آنها به ما میگفتند درست نیست که ما برای مراجع تعیین تکلیف کنیم ولی ما به آنها گفتیم که در انتخابات کاندیدا نمیدهیم و در این راستا تکلیف ارشادی داریم و این تکلیف را انجام میدهیم، تکلیف الزامی نداریم و اگر مبحث مشروع و نامشروع بودن پیش آمد، آن را بیان میکنیم، مثل قضیه سازمان مجاهدین که ما چندی قبل نظر خود را در این ارتباط گفتیم و اخیراً نیز گفته شده است ولی به دلیل کوچک بود استان قم تصمیمی بر این گرفته شده است که به جای انتخاب گروه 6 نفره از سه گروه سیاسی جبهه پیروان خط امام و رهبری، رایحه خوش خدمت و جمعیت ایثارگران در قم از هر گروه یک نماینده انتخاب شود، یعنی به جای انتخاب شش نفر سه نفر در قم انتخاب شوند و به جای انتخاب پنج نفر مرضیالاطراف دو نفر مرضیالاطراف انتخاب شوند. به این ترتیب سخنان یزدی حاوی چند نکته اساسی بود که واکنش فوری سازمان مجاهدین را موجب شد. چرا که یزدی دبیر جدید جامعه مدرسین در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود دولت اصلاحات را به ریاست جمهوری خاتمی زیر سوال برده بود، به تایید عملکرد دولت دست راستی احمدینژاد به صورت کامل پرداخته بود و در عین حال سازمان مجاهدین انقلاب را هم به صورت ویژه مورد توجه قرار داده و تاکید کرده بود اگر احساس کنیم از نظر ما یک گروه سیاسی مانند سازمان مجاهدین نامشروع است آن را بیان میکنیم.
ضرورت رعایت قواعد بازی
اگرچه این مصاحبه با استقبال سازمان مجاهدین انقلاب مواجه شد اما ارگان داخلی این سازمان ضمن تبریک به انتخاب آیتالله یزدی به عنوان رئیس جامعه مدرسین اعلام کرد اگر این تشکیلات مذهبی ـ سیاسی قصد دارد رد عرصه سیاسی فعالیت کند باید قواعد بازی را در رقابتهای سیاسی ـ انتخاباتی رعایت کند. سازمان مجاهدین در توضیح این استدلال تاکید کرده که حضور فعال در عرصه سیاسی البته اقتضائات و لوازمی دارد که به ویژه یک تشکیلات روحانی باید بیش از دیگر نهادهای سیاسی بدان توجه و عنایت داشته باشد. از جمله این لوازم آن است که فعالیت حزبی و ورود در ائتلافهای سیاسی نظیر آنچه که آقای یزدی از آن یاد کردند، قواعد خاص خود را دارد. فعالیت سیاسی جامعه مدرسین به عنوان یکی از تشکلهای عضو یا متحد ائتلاف اصولگرایان و ارائه یا تایید فهرست انتخاباتی از موضع یک جریان سیاسی و در رقابت با جریانی دیگر، قطعاً به معنای ظرفیت سیاسی، فکری این تشکل در برابر جریانهای سیاسی و مذهبی دیگر است. این امر البته فی نفسه نه تنها مذموم نیست بلکه در صورت التزام به قواعد رقابت سیاسی و رعایت موازین قانونی میتواند مفید و مطلوب باشد. اشاره سازمان مجاهدین به دو نکته بود اول اینکه در رقابتهای سیاسی عرف نیست که یکی از رقبا دیگری را نامشروع بخواند، دیگر اینکه وقتی نزدیکی یک تشکیلات مذهبی ـ سیاسی به یک تفکر موجود در نظام جمهوری اسلامی ـ اصولگرایان ـ واضح و آشکار است، دیگر چنین جریانی نباید انتظار داشته باشد مافوق جناحهای سیاسی دیده شود چرا که در عمل به تایید یک جناح و رد جناح دیگر موجود در نظام جمهوری اسلامی پرداخته است و این یعنی ورود به رقابتهای سیاسی و ائتلافهای انتخاباتی.
سازمان مجاهدین سپس به مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم اشاره کرده که به لحاظ تفکرات سیاسی به جناح اصلاحطلب نزدیک است و آورده است: در حوزه علمیه قم دستکم یک تشکل مذهبی سیاسی دیگر در سطح مدرسان و فضلای حوزه به نام مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم وجود دارد که دارای گرایش سیاسی مخالف جامعه مدرسین بوده و در طیف جریان اصلاحطلب قرار دارد. تاکنون کسی نشنیده است که مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، گروههای سیاسی موتلف و متحد جامعه مدرسین را نامشروع بخواند. البته این تمام مسائل مطرح شده از سوی سازمان مجاهدین درباره جامعه مدرسین نیست چرا که سازمان مجاهدین بر این اساس نتیجهگیری کرده است که جامعه مدرسین یکی از چند نهاد سیاسی ـ مذهبی موجود در حوزه علمیه قم است که پایگاه آنان میان روحانیت سنتی هم محل تامل است. سازمان مجاهدین در این رابطه به انتخابات اخیر ریاست خبرگان اشاره کرده و بیان داشته که احمد جنتی نامزد اختصاصی جامعه مدرسین نتوانست رای زیادی به دست آورد و این نشاندهنده جایگاه و پایگاه جامعه مدرسین میان روحانیت سنتی است. سازمان مجاهدین در پایان نتیجهگیری کرده است جامعه مدرسین به عنوان یک تشکیلات مذهبی ـ سیاسی که دارای نزدیکی فکری به جریان اصولگرا و مخالف تفکر اصلاحطلبی است و در عین حال با توجه به میزان نفوذش در حوزههای علمیه نمیتواند درباره رقبای سیاسی خود حکمی صادر کند، آن هم حکمی که موجب نامشروع جلوه دادن هویت رقیب سیاسیاش باشد.
پاسخ متقابل
اما بیان این مسائل از سوی سازمان مجاهدین انقلاب واکنش اعتراضآمیز جامعه مدرسین را در پی داشت. به گونهیی که واحد مدیریت سیاسی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در آخرین شماره خبرنامه خود اقدام به درج گزارشی درباره مبانی نظری صدور حکم این تشکل مبنی بر عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرد. البته این یک وجه گزارش بود، چرا که در وجه دیگری جامعه مدرسین کوشش کرده بود پایگاه خود را در حوزه علمیه بسیار بیشتر از آن چیزی اعلام کند که سازمان مجاهدین بیان داشته بود. جامعه مدرسین اصلیترین دلیل خود را درباره نامشروع خواندن سازمان مجاهدین به سخنرانی هاشم آقاجری یکی از اعضای شاخص این سازمان معطوف کرده بود. هاشم آقاجری در خانه معلم همدان سخنرانی را به انجام رساند که برای چند ماه کل فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار داد چرا که آقاجری در پی این سخنرانی بازداشت شد و یک قاضی در شهر همدان برای این عضو سازمان مجاهدین به علت ارتداد حکم اعدام صادر کرد؛ حکمی که با استقبال جناح محافظهکار و مخالفت شدید اصلاحطلبان مواجه شد.
همزمان که جناح محافظهکار از این حکم استقبال کرد و متعاقباً جامعه مدرسین هم بیانیه مشهور خود را درباره نامشروع اعلام کردن سازمان مجاهدین صادر کرد اما در همان حال دانشگاهها نیز به جنب و جوش در آمدند و گروهها و نهادهای سیاسی اصلاحطلب هم صدور حکم اعدام را محکوم کردند. شاید شدیدترین موضعگیری هم از جانب مهدی کروبی رئیس وقت مجلس شد. کروبی که پیشتر سخنان آقاجری را در خانه معلم همدان نامناسب اعلام کرده بود اما در مقابل صدور حکم اعدام به شدت مخالفت و اعلام کرد صدور این حکم ننگین را محکوم میکنم. به این ترتیب منازعهیی سیاسی و تمامعیار بین جناح اصلاحطلب و محافظهکار آغاز شده بود و سرانجام جامعه مدرسین از تشکلهای جناح محافظهکار، سازمان مجاهدین را نامشروع اعلام کرد. چند تن از اعضای جامعه مدرسین یا روحانیون وابسته به جناح محافظهکار به سخنان آقاجری و مخالفت اصلاحطلبان با صدور حکم اعدام اینگونه واکنش نشان دادند:
ـ آیتالله جنتی: از کسی که دین را افیون تودهها میداند نمیتوان غیر از این انتظار داشت.
ـ آیتالله مجتهد شبستری: به شکل زنندهیی تقلید را به سخره میگیرند.
ـ آیتالله گرگانی: سخنان آقاجری همان خط آمریکا، کسروی و میرزا ملکمخان است.
ـ آیتالله یثربی: اظهارات آقاجری نشان دهنده اوج انحطاط است.
ـ حجتالاسلام زرندی: کسانی که اسلام را نمیشناسند حق اظهار نظر ندارند.
ـ حجتالاسلام دعاگو: تشکلهای مدعی اصلاحات از سخنان آقاجری تبری جویند.
ـ حجتالاسلام شاهچراغی: امروز حرفهای 100 سال پیش کسرویها را میزنند.
ـ حجتالاسلام رهبر: وزیر علوم مسئولیت دارد، باید این فرد را از دانشگاه بیرون کند.
البته یکی از شدیدترین موضعگیریها را احمد جنتی از اعضای جامعه مدرسین بیان کرد.
جنتی طی سخنانی به محکومیت اظهارات آقاجری پرداخته و گفت: بهشتی هم یک روشنفکر بود ولی روشنفکر عالمی بود و روشنفکر غربیها نبود. ما باید از روشنفکران غربزده پرهیز کنیم. اینها کسانی هستند که فقط ادعا دارند ولی هیچ چیز نمیدانند... من نوار سخنان این شخص در همدان را گوش کردم و واقعاً تعجب کردم... چطور میشود کسی که لقب استادی دانشگاه را یدک میکشد اینقدر بیمایه سخن بگوید. این شخص به قدری عامیانه حرف زده که از شخصی به عنوان استاد دانشگاه بعید است. البته تعجبی هم ندارد کسی که حتی نمیتواند قرآن را درست بخواند و آن را نمیفهمد این گونه سخن بگوید. کسی که نمیتواند قرآن را بخواند چگونه به خود اجازه میدهد آن را تحلیل کند، درباره مسائل مهم دینی اظهارنظر کند و خود را با شخصیتهای بزرگ دینی و آیات عظام رودررو نماید... برادران و خواهران ساکت و بیتفاوت نباشید. حق شما مطرح است. دفاع از شما، امنیت شما و حفظ ارزشهای دینی شما مطرح است، پس سکوت نکنید. (بخشی از گزارش خبرنامه جامعه مدرسین)
حکم صادر میشود
جامعه مدرسین میگوید با استناد به اظهارات روحانیونی که نامی از آنان به میان آمد حکم نامشروع خواندن سازمان مجاهدین را صادر کرده است. در گزارش واحد سیاسی جامعه مدرسین هم به این موارد اشاره شده و آمده است: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که متشکل از علمای طراز اول و برخی از مراجع عظام تقلید است با تیزبینی و دقت فقهی دقیق و علمی طی جلسات مختلف وظیفه خویش را در اعلام عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب دید. حکمی که به واسطه وظایف دینی و شرعی و الهی و درخواست علما، مراجع، متدینین و قاطبه امت اسلامی برعهده علما نهاده شده بود. مگر نه آن است که در حدیث شریف از معصوم(ع) منقول است که «اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه و الا فلعنهالله علیه»: هنگامی که بدعتها ظاهر گشت بر عالم دین فرض است که در مقابل آنها ایستاده و علمش را به کار گیرد و گرنه لعنت خدا بر او فرود خواهد آمد.
نظایر این حکم البته در تاریخ به وفور قابل مشاهده و ردیابی است. چنانچه میرزای شیرازی اعلیالله مقامه الشریف هنگامی که مشاهده کرد دولت انگلیس استعمار در حال بهرهبرداری از منابع ایران اسلامی است و حکومت وقت نیز سرمایههای ملت را به ید بیگانگان سپرده است، با صدور حکمی پشت انگلیس را به خاک مالید.
همچنین در دوران ما نیز فرمان تاریخی و ابدی امام خمینی(ره) در صدور حکم ارتداد سلمان رشدی خبیث به دلیل جسارت او به ساحت دین مقدس اسلام موجب شد ترفندی که در آن زمان در پشت قضیه کتاب موهن آیات شیطانی بود خنثی شده و توطئهگران ناکام مانند. بدین ترتیب و براساس مستندات متقن پیش گفته معین شد که اقدام مسئولانه و شجاعانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم علیه هتاکان و مدافعان هتاکی به ساحت دین دفاع از حریم شریعت اسلام ناب محمدی(ص) و مقابلهیی جدی با اسلام آمریکایی و اسلام مرفهان بیدرد بود.
اقدام آقاجری هتاک، اقدامی سیاسی و مزدورانه علیه اسلام بود، همچنین اقدام سازمان نامشروع وی نیز ادامه یافتن خط هتاکی شمرده میشد که به همین دلیل اقدام جامعه مدرسین هم اقدامی اسلامی و بر اساس دستورات اکید اسلام در دفاع از حریم مقدس اسلام بود و البته در قالبهای تنگ جناحی و سیاسی و حزبی نه میتوان آن را تفسیر و نه میتوان آن را درک کرد.
سرانجام یک منازعه
به این ترتیب به نظر میرسد در آستانه انتخاباتی دیگر رقابتهای سیاسی میان بخشهایی از دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا آغاز شده است؛ رقابتی که نشانههای تندی در آن دیده میشود، چرا که در یک سوی این منازعه روحانیونی چون احمد جنتی و محمد یزدی قرار دارند که اکنون عضو شورای نگهبان هستند و میبایستی صلاحیت کاندیداهای انتخاباتی را تایید کنند. کاندیداهایی که حداقل نیمی از آنان اصلاحطلب و مستقل خواهند بود و به احزابی در جناح اصلاحطلب تعلق دارند که بخشهایی از این جناح از دید کسانی چون جنتی و یزدی حتی فاقد مشروعیت هستند و تاکید دارند اگر احساس کنند باز هم یک گروه سیاسی نامشروع است آن را بیان میکنند. در واقع اکنون این سوال اساسی مطرح است که آیا این منازعه آنگونه که سازمان مجاهدین گفته است رقابتی سیاسی ـ مذهبی میان دو جناح است یا آنگونه که جامعه مدرسین عنوان کرده امری ورای دستهبندیهای رایج سیاسی و در واقع نظارتی عالی و ارشادی از سوی یک نهاد روحانیت به تمام جناحهای سیاسی است.