تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۵۹۳۰۳

سپتامبر خونبار اروپا


سیروس غفاریان
در ۱۰ شهریور ۱۳۱۸ (اول سپتامبر ۱۹۳۹) آلمان به کشور لهستان حمله کرد. در یک جنگ برق‌آسا در ۲۸ سپتامبر همان سال ورشو پایتخت لهستان سقوط کرد و زمامداران لهستانی به خارج از کشور فرار کردند و این کشور بین آلمان هیتلری و روسیه استالینی تقسیم شد. متخصصان علم ژئوپولتیک معتقدند که اگر هر کشوری می‌توانست به دلخواه خویش همسایه خود را انتخاب کند، هیچ وقت جنگی به وقوع نمی‌پیوست. لهستان همواره در طول تاریخ از نظر ژئوپولتیک دچار بدشانسی بوده است. در سمت شرق این کشور روس‌ها که خود را پدرخوانده همه اسلاوهای اروپا می‌دانستند، همواره می‌خواستند بر لهستان اسلاونژاد مسلط شوند و یا لااقل زمامداران لهستانی را گوش به فرمان خود نگه دارند، جنبش «اسلاوفیل» (طرفداری از نژاد اسلاو) را به پان اسلاویسم تبدیل کنند و به عبارت دیگر روس‌ها می‌خواستند به نام طرفداری از نژاد اسلاو اتحاد همه اسلاوهای اروپا تحت نظر روسیه را تحقق بخشند. این وضعیت از ۱۷۷۲ یعنی از زمان کاترین دوم ملکه روسیه آغاز شد. اما آلمان‌ها و پروسی‌ها که از قدیم خود را نژاد برتر می‌دانستند، نمی‌گذاشتند ملکه روسیه لهستان را به تنهایی تصرف کند بلکه بخش غربی آن را برای خود می‌خواستند، لذا ملکه روسیه راضی شد که خاک لهستان را با فردریک دوم پادشاه پروس و ژوزف دوم پادشاه اتریش تقسیم نماید. زیرا امرا و شاهزادگان توتونیک ژرمن‌نژاد می‌خواستند که از خاک لهستان به عنوان یک منطقه حائل برای جلوگیری از حملات احتمالی روس‌ها به خاک اصلی آلمان استفاده کنند. توافق فردریک دوم، ژوزف دوم و کاترین دوم را اولین تقسیم‌بندی لهستان بین همسایگانش می‌دانند.
در ۱۷۹۳ مردم لهستان بر ضد سلطه روس‌ها دست به قیام زدند. این قیام سرکوب شد و برای دومین بار خاک لهستان بین روسیه و پروس تقسیم شد. در ۱۷۹۵ شورش دیگری در لهستان به وقوع پیوست و برای بار سوم لهستانی‌ها سرکوب شدند و این کشور بین روس‌ها، ژرمن‌ها و اتریشی‌ها برای سومین بار تقسیم شد. در ۱۸۰۷ ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه پس از گذشتن از خاک آلمان به لهستان وارد شد و دست روسیه و پروس را از لهستان کوتاه کرد و به خیال احیای لهستان، قسمتی از این سرزمین‌ را به نام دوک‌نشین ورشو تحت نفوذ فرانسه درآورد ولی پس از شکست ناپلئون در جریان کنگره وین در ۱۸۱۵، لهستان برای چهارمین بار بین روسیه، پروس و اتریش به این ترتیب تقسیم شد که ورشو و مناطق شرقی آن سهم روسیه، پوزنان به پروس و منطقه گالی سیا به اتریش داده شد. چون مهم‌‌ترین و پرجمعیت‌‌ترین قسمت لهستان سهم روسیه شد، شورش‌های ضدروسی از ورشو تا مرز روسیه گسترش یافت. این وضعیت ادامه داشت تا آن که جنگ جهانی اول آغاز شد و یک ژنرال لهستانی به نام «ژوزف پیلسودسکی» (Jozef pilsudsky) رهبر یکی از واحدهای نظامی ‌شد که هدفش رهایی لهستان از سلطه خارجی به ویژه روسیه بود. پیلسودسکی در ۱۴ نوامبر ۱۹۱۸ در ورشو حکمران آلمانی لهستان را مجبور به تسلیم اختیارات خود به او کرد و لهستان بعد از چند قرن دوباره احیا شد و متفقین برای تقویت و احیای کشور لهستان، در جریان کنفرانس صلح ورسای در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ نماینده سیاسی آلمان شکست خورده پای قراردادی را امضا کرد که طبق آن آلمان باید به طور کلی خلع سلاح شود و به میزانی که متفقین یعنی ایتالیا، انگلستان و فرانسه با نظارت ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا تعیین می‌کنند باید نیروی نظامی‌ داشته باشد و علاوه بر آن باید غرامت جنگی سنگینی بپردازد و بدتر از همه این بود که متفقین یعنی «اورلاندو» نخست وزیر ایتالیا، «لوید جورج» نخست‌وزیر انگلستان و «کلمانسو» نخست وزیر فرانسه برای تقویت لهستان جدید به رهبری ژنرال پیلسودسکی مصمم شدند برای آن که لهستان به دریای بالتیک راهی پیدا کند بندر «دانزیگ» به اضافه دالان (کریدوری) به عرض هشتاد کیلومتر که به موازات دریای بالتیک یا بندر دانزیگ ادامه داشت به لهستان دادند. ضمنا مقرر شد که منطقه رنانی (رن) در مرز فرانسه و آلمان از قوای مسلح آلمان تخلیه شود و منطقه زغال‌سنگ خیز سار نیز به فرانسه واگذار شد. با آن که این منطقه در ۱۹۴۵ به خاک آلمان ملحق شد ولی در مدت ۱۶ سالی که منطقه سار در دست فرانسه بود، خسارات مالی زیادی متوجه آلمان شکست خورده در جنگ شد. ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا که به پاریس آمده بود، تاسیس جامعه ملل، سازمانی شبیه سازمان ملل فعلی است، را پیشنهاد کرد تا این سازمان حافظ صلح بین‌المللی باشد. مرکز این سازمان در ژنو بود. در مدتی که در ورسای بر سر سرنوشت اروپا تصمیم‌گیری می‌شد روسیه به طور کلی به خاطر انقلاب بلشویکی و هرج و مرج ناشی از آن و مبارزه با ضدکمونیست‌ها با مسائل اروپایی کاری نداشت.
چگونه هیتلر به قدرت رسید و چرا آلمان به لهستان حمله کرد
بعد از آن که «هرمان مولر» عهدنامه صلح پاریس و ورسای را امضا کرد با سرافکندگی به آلمان آمد و در آن زمان جراید آلمان قرارداد ورسای را «دیکته ورسای» نامیدند و همه مواد آن را تحمیلی دانسته به ویژه آن که بخشی از خاک آلمان در دانزیگ و دالان منتهی به آن به لهستان واگذار شده بود. دولت فرانسه تا توانست ارتش ژنرال پیلسودسکی رئیس‌جمهور لهستان را از نظر مالی و نظامی‌تقویت کرد. بدین معنی که از ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۹ فرانسه و انگلستان در راه تقویت خود می‌کوشیدند و لهستان نیز احیا شده بود و وجود لهستانی مستقل و نیرومند برای آلمان و روسیه که برای نفوذ مجدد به این کشور دندان تیز کرده بودند خوشایند نبود. به ویژه آن که بعد از قرارداد ورسای بود که دولت آلمان می‌بایستی پیش قسطی به مبلغ ۲۰ میلیارد مارک طلا برابر ۲۵ میلیارد فرانک به متفقین بپردازد و در مقابل تلفاتی که به متفقین وارد کرده‌اند اکثر کشتی‌های تجارتی و ماشین‌آلات کارخانجات خود را به فرانسه و انگلستان بدهند. این تحمیلات کمرشکن، ملت آلمان را بسیار عصبانی کرد و همواره به دنبال فردی نیرومند می‌گشتند تا قرارداد ورسای را که به آن «دیکتات» می‌گفتند یک‌جانبه رد کند و برای بیکاری و تورم ۱۹۲۹ در پی چاره باشد به ویژه آن که در چنین وضعیتی کمونیست‌ها در آلمان درصدد بودند که با استفاده از نارضایتی مردم از گرسنگی و بیکاری به یک انقلاب کمونیستی دست بزنند.
از جانب دیگر صاحبان سرمایه و کارخانه‌داران به ویژه مجتمع صنعتی کروپ در پی فردی بودند که بتواند نظم و امنیت را برقرار نماید و جلو کمونیست‌ها را بگیرد. تحمیلات ورسای به ویژه در زمینه غرامت آنقدر ظالمانه بود که «کینز» اقتصاددان بزرگ انگلیسی صلح ورسای را «صلح کارتاژ» نامید زیرا به عقیده او تحمیلات رومی‌‌ها بر کارتاژ باعث نابودی کارتاژی‌ها شد و دولت‌های فاتح در جنگ بین‌المللی اول کوشیدند تا آلمان را نابود سازند زیرا غرامات زیادی بر او بستند به طوری که مارشال فوش فرمانده کل قوای متفقین و قهرمان جنگ جهانی اول که باعث پیروزی فرانسه شد، گفت: «معاهده ورسای یک متارکه جنگ است نه یک صلح دائم.» عقده‌های انباشته شده در درون هر آلمانی باعث شد که مردم آلمان در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر که مرام نازی (ناسیونال سوسیالیست) که بدترین حکومت دیکتاتوری و به زبان دیگر سیستم حکومتی توتالیتر جناح راست را ایجاد کرده بود به صدراعظمی ‌برسانند. او در ۱۴ اکتبر ۱۹۳۳ دستور داد که نماینده آلمان کنفرانس خلع سلاح را ترک نماید و در اوت ۱۹۳۴ مارشال «هیندونبورگ» رئیس‌جمهور آلمان فوت کرد. هیتلر در همان ماه طی مراسمی‌ ارتش آلمان را وادار کرد که در زمینه وفاداری به او سوگند یاد کنند. در همان سال هیتلر دستور داد تا خدمت مجدد نظام وظیفه اجباری برقرار شود. ضمنا از آن تاریخ لقب پیشوا به او دادند. هیتلر در دلیل تراشی‌های خود در زمینه احیای ارتش می‌گفت که آلمان باید زمینهای از دست رفته را دوباره به میهن بازگرداند و بر طبق محتویات کتاب نبرد من اضافه کرد که یهودیان، اسلاوها و کمونیست‌ها دشمنان آلمان هستند. در همان زمان که هیتلر حکومت توتالیتر جناح راست را در آلمان ایجاد کرده بود استالین در اتحاد شوروی حکومت دیکتاتوری و سیستم توتالیتر جناح چپ را ایجاد کرده بود. دولت آلمان هیتلری در ۲۸ آوریل ۱۹۳۹ اعلام کرد که آلمان خواستار استرداد شهر و دالان دانزیگ به آلمان است و رایش سوم نمی‌تواند به خود بقبولاند که سرزمینهای او در دست بیگانگان باشد.
استراتژی هیتلر در نبرد با لهستان
هیتلر در اول آوریل ۱۹۳۹ به صورت محرمانه درباره استعداد جنگی آلمان از مارشال کایتل سرفرماندهی کل ارتش گزارش خواست و متوجه شد که آلمان در آن زمان در حدود سه هزار هواپیمای آماده عملیات و بیش از این تعداد صاحب تانک است. لذا در ۳ آوریل ۱۹۳۹ فرمان محرمانه حمله به لهستان را در تاریخ اول سپتامبر ۱۹۳۹ به مارشال کایتل ابلاغ کرد. اما رقیبی چون استالین در اتحاد شوروی نمی‌گذاشت که هیتلر به تنهایی لهستان را اشغال و ضمیمه آلمان نماید لذا با آن که با کمونیست‌ها دشمنی سرسخت داشت، صلاح را در آن دید که کشور لهستان را با استالین تقسیم کند. بعد از اینکه دکتر گوبلز وزیر تبلیغات آلمان از رادیو آلمان همواره بازگشت بندر دانزیگ را به آلمان درخواست می‌کرد، مقامات لهستانی برای حفظ کشور خویش با دولت روسیه استالینی قرارداد تدافعی بستند که در صورت حمله آلمان به لهستان، اتحاد شوروی به کمک لهستانی‌ها بشتابد. اما هیتلر از زمامداران لهستان زرنگ‌تر بود. لذا در میان تعجب همه محافل سیاسی جهان ناگهان در ۲۳ اوت ۱۹۳۹ رادیوهای مسکو و برلین اعلام کردند که از امروز بین دولت‌های شوروی و آلمان یک قرارداد عدم تعرض به یکدیگر به مدت ده سال به امضا رسیده است و این قرارداد در حضور استالین در کاخ کرملین به امضای «مولوتوف» وزیر خارجه شوروی و «ریبن تروپ» وزیر خارجه آلمان رسیده است و دو طرف ضمن این قرارداد یک معاهده بازرگانی نیز منعقد کرده‌اند. در همان روز دکتر فونک رئیس کل سازمان اقتصادی آلمان طی یک گزارش محرمانه به پیشوا آدولف هیتلر گزارش کرد که کلیه تدارکات مالی برای حمله به لهستان آماده است. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ در نخستین ساعات بامداد ارتش آلمان به استعداد دو میلیون سرباز و سه هزار هواپیما و دو هزار دستگاه تانک با یک حمله برق‌آسا مرزهای لهستان را شکافت و در همان روز مولوتوف وزیر خارجه شوروی به سفیر لهستان در مسکو اعلام کرد که چون بعد از مرگ مارشال پیلسودسکی دولت باثباتی را در ورشو نمی‌شناسد، لذا دولت شوروی تعهد خود نسبت به لهستان را کان لم یکن می‌داند.
ارتش لهستان که در آن زمان در حدود ۴۰۰ هواپیما در اختیار داشت و نیروی زمینی لهستان قابل مقایسه با آلمان نبود به سرعت در مقابل حملات سریع ارتش آلمان (ورماخت) عقب‌نشینی کرد. در همان زمان که لهستانی‌ها خیال می‌کردند اتحاد شوروی به لهستانی‌ها کاری ندارد، سربازان و افسران لهستانی برای جلوگیری از تلفات بیشتر به سوی مرزهای شوروی عقب‌نشینی کردند که ناگهان با هجوم ارتش سرخ روبه‌رو شدند و در جنگل کاتین ده هزار سرباز و افسر لهستانی قتل‌عام شدند و در ۲۸ سپتامبر ۱۹۳۹ وقتی ورشو سقوط کرد، تبدیل به یک مخروبه و قبرستان شد. ارتش‌های سرخ شوروی و ارتش آلمان یک رژه مشترک را در ورشو اجرا کردند و برای پنجمی‌ن بار لهستان بین روسیه استالینی و آلمان هیتلری تقسیم شد. قتل عام سربازان بی‌گناه لهستانی به دستور استالین در جنگل کاتین بعدها توسط دولت در تبعید لهستان در لندن مورد تائید قرار گرفت. در پایان جنگ و هنگام تشکیل دادگاه نورنبرگ استالین از سران متفق غربی خواسته بود که موضوع کشتار سربازان لهستانی را در جنگل کاتین مسکوت بگذارند. چون این عمل یک جنایت علیه بشریت بود و در نورنبرگ سران آلمان به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه می‌شدند زیرا دولت‌های فرانسه و انگلستان به دولت لهستان تعهد داده بودند که در برابر هجوم آلمان به لهستان از این کشور دفاع کنند، لذا دولت‌های فرانسه و انگلستان به آلمان اعلام جنگ دادند. از این رهگذر جنگ گسترش یافت. جنگ وقتی شدیدتر شد که آلمان هیتلری در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ پیمان خود را با استالین زیر پا گذاشت و به شوروی حمله برد و جنگ جنبه جهانی پیدا کرد. زیرا آمریکا نیز از آن سوی اقیانوس به کمک اروپا آمد و ایران اشغال شد تا از طریق این کشور به روسیه شوروی کمک‌های نظامی انجام گیرد. تلفات جانی مردم لهستان به نسبت جمعیت این کشور بعد از اتحاد شوروی بیشترین تلفات و خونبارترین جنگ بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات