متولد سال ۱۳۰۵ هجرى شمسى (سنه ۱۳۴۷ هـ.ق) است و در خانهاى غرق در دین و تقوى و دانش به دنیا آمد. پدرش علامه شیخ محمد حسین سبحانى (۱۲۹۹ ـ ۱۳۹۲ هـ.ق) از بزرگان و علماى تبریز بود که براى کسب علم و دانش و تبحر در علوم دینى رنجها وملامتهاى بسیارى را متحمل شده بود. و در این وادى به سلک بزرگان پیوسته و راه و رسم علماى اهل عمل را برگزید و در سنین جوانى به منظور کسب علم و بردن فیض عازم نجف اشرف شد و در محضر بزرگانى چون استاد شهید شیخ شریعة الاصفهانى و سیدمحمد کاظم طباطبایى یزدى صاحب العروةالوثقى، کسب علم و تلمذ نمود و براى تربیت شاگردان و بهره رساندن به مشتاقان عازم وطن شد و پس از سالها تدریس و تربیت طلاب و عشاق دین در سال ۱۳۹۲ هـ.ق دیده از جهان فروبست. برخى از آثار مشهور شیخ محمد حسین عبارتند از:
نخبة الازهار فى احکام الخیار، کتاب الصلاة، احکام مللقى الشبهه المحصوره و الفرق بین الحق و الحکم.
آرامگاه این استاد عظیمالشأن در شهر مقدس قم و در جوار حرم حضرت معصومه(س) است که مورد ذکر و یاد بزرگان علم و عمل بوده و هست.
شیخ جعفر سبحانى چنانکه آمد در خانه و خانوادهاى اهل علم و تقوى رشد کرد و متون ادبیات فارسى و برخى کتب ریاضى را درهمین خانه و نزد پدر آموخت و بعد از اتمام دوره ابتدایى به مکتب مرحوم محمود فاضل مراغى پیوست و صرف و نحو معانى و بیان و بدیع و منطق را نزد این بزرگ فرا گرفت و فقه و اصول را نیز نزد مشاهیرى چون شیخ علىاکبر اهرى، محمدعلى مدرس خیابانى مؤلف «ریحانة الادب»، والده جلیل القدرش محمدحسین خیابانى سبحانى آموخت و سپس براى تکمیل سطوح علمى و تحصیلى عازم قم گشت و تلمذ و شاگردى فراوانى در محضر اساتید بنام آن روزگار برد. بزرگانى چون آیتالله العظمىسیدحسین بروجردى، آیتالله العظمى سیدمحمد حجت، آیتالله العظمى سیدروحالله موسوى الخمینی (امام(ره)) و علامه سیدمحمدحسین طباطبایى فرا گرفت.
حاصل سالها تحقیق و پژوهش و تعلیم و تعلم شیخ جعفر سبحانى تألیف بیش از ۱۵۰ کتاب است.
کتابهاى گرانقدر وگرانبهایى که نام برخى از آنها مفاهیم القرآن فى عشرة اجزاء، بحوث فى الملل و النحل فى ثمانیة اجزاء، منشور جاوید در تفسیر ۱۴ جزء قرآن، رسائل و مقالات فى ثلاثة اجزاء، اضواء على عقائد شیعة الامامیة و تاریخهم، الاعتصام بالکتاب و السنة و... است که جملگى از کتب اثرگذار و بسیار مهم و قابل بحث در علوم دینى و حوزوى محسوب مىشوند. آیتالله سبحانى علاوه بر تألیف و پژوهش و تعلیم و تربیت شاگردان بنام در حوزه دین و علم، سخنرانىها و نشستهاى مهم و اثرگذارى در مجامع بینالمللى که عمدتاً در خارج از کشور و بین دینپژوهان بنام و شهره عالم دین در کشورهاى عربستان، ترکیه، آذربایجان، اردن، انگلستان و... داشتهاند که عمده این سفرها دستاوردهاى پربارى براى میزبانان و میهمانان به همراه داشته است.
و اما از مهمترین آثار شیخ جعفر سبحانى تأسیس مؤسسه امام صادق (ع) است که محفل و مجملى براى دینپژوهان و پژوهشگران علوم دینى است و هدف از تأسیس آن رشد و گسترش و بسط علوم دینى و آشنایى و آگاهى دانشمندان از منابع و مآخذ رسمی و مهم و اصلى این رشته است و مبارزه با انحرافات و پاسخگویى به شبهات موجودى که ممکن است به اصل دین و باورهاى دینى لطمه وارد نماید.
در دفتر یادگار مؤسسه امام صادقش دکتر سروش نوشته است: «دیدار از مؤسسه تعلیمى و تحقیقى استاد محترم جناب آقاى سبحانى، براى بنده توفیق بود. چه مىتوانم بنویسم جز اظهار مسرت و جز آرزوى مزید توفیق همکاران محقق این مؤسسه و رویش امثال این مؤسسات در قم و سایر نقاط این دیار، تا در معرفت دینى، فربهى مطلوب حاصل شود».
مؤسسه امام صادق(ع) ۲۶ سال پیش و در سال ۱۳۵۸ هجرى شمسى (۱۴۰۰ هجرى قمرى) در شهر مقدس قم، همزمان با عید غدیر خم توسط استاد سبحانى افتتاح شد که تمام هزینه آن توسط استاد سبحانى پرداخت شده و در این راه استاد هرگز از مراجع دولتى تقاضاى یارى و کمک نداشته است. از محصولات این مؤسسه فصلنامه و مجلات دینى است که به زبانهاى عربى و فارسى منتشر مىشود و مجله الکلام (یا کلام) یکى از مجلات مهمى است که توسط این مؤسسه منتشر مىشود.
شیخ جعفر سبحانى نه تنها نزد طلاب حوزههاى علمیه و عالمان دینى شهرت فراوانى دارد، بلکه به واسطه حسن خلق و صفات نیک و پسندیده و آثار گهربار مورد استقبال دانشجویان و جوانان غیرحوزه نیز هست. چنانکه کتاب «فروغ ابدیت» که نثرى است کامل و شیوا درباره آخرین فرستاده خدا حضرت مصطفى(ص)، هنوز که هنوز است میان جوانان دست به دست مىشود و از آن بهرهها مىبرند. نسل اینترنت و ماهواره امروزى و این فرزند زمان خویشتن بودن شیخ جعفر سبحانى را به ذهن آدمى متبادر مىسازد. درباره این کتاب گفته و نوشتهاند که این کتاب بهترین کتاب در مورد زندگى پیامبر(ص) است. کتاب مذکور که در ۲جلد نوشته شده علاوه بر فارسى به زبانهاى دیگر دنیا نیز ترجمه و چاپ شده است و اخیراً چاپخانه فرهنگ این کتاب را به زبان اردو نیز به چاپ رسانده.
از دیگر جنبههاى بارز شخصیتى سبحانى مىتوان به تسلط و تبحر او در تصحیح متون اشاره کرد که ید طولایى در این امر دارد و بر این اساس هم در سومین سال و آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطى در سال۱۳۸۱ از ایشان بابت تصحیح دو مجلد «کفایة المحصلین فى تبصرة الحکام الدین» به عنوان مصحح برگزیده قدردانى و تقدیر شده است.
از دیگر کتب معروفى که در سالیان اخیر در باب حضرت مصطفى(ص) نگاشته شده است یکى کتاب «احمد (ص) موعدانجیل» است که به قلم شیخ جعفر سبحانى به رشته تحریر درآمده و کتاب ذى قیمتى است که ادله بسیار و فراوانى را بر موعود دیگر ادیان بودن پیامبر ختمى مرتبت به معرض دید خواننده قرار مىدهد. چنانکه در مقدمه اش ضمن اشاره به آیهاى از قرآن کریم مىنویسد: «برخلاف تصور گروهى راه شناسایى پیامبران واقعى منحصر به این نیست که مدعى نبوت، داراى معجزه باشد، بلکه همانطور که معجزه مىتواند ما را به صدق گفتار مدعى نبوت رهبرى کند و موجب شود پیامبران واقعى را از مدعیان دروغین تشخیص دهیم، همچنین گواهى پیامبران پیشین در مورد فرد بعدى، یکى از راههاى شناسایى پیامبران است.
هرگاه پیامبرى که نبوت او با دلایل قطعى ثابت شد، در گفتار و یا کتاب آسمانى خود، که انتساب آنها به وى نیز قطعى باشد با صراحت و قاطعیت کامل، علایم و مشخصات پیامبر آینده را بیان کند و تمام آن علایم و نشانهها بدون کم و زیاد، با مدعى نبوت تطبیق نماید، در این صورت تصریح قاطع وى، موجب حصول علم به صدق گفتار مدعى نبوت بعدى مىشود و او را از آوردن معجزه بىنیاز مىسازد.
قرآن مدعى است که حضرت مسیح(ع) که نبوت وى با دلایل قاطع ثابت شده است ـ با صراحت و قاطعیت کامل، از آمدن پیامبرى به نام احمد خبر داده است. ولى ملت لجوج بنىاسرائیل، پس از شناسایى آن نبى موعود ـ آن هم از روى علایم و مشخصاتى که حضرت مسیح در اختیار آنان گذارده بود، به تکذیب او برخاسته و دلایل و معجزات او را ـ که به تنهایى با قطع نظر از گواهى مسیح، مىتواند صدق ادعاى او باشد ـ سحر و جادو خواندند و شعور باطنى خود را نادیده گرفتند.»
او در ادامه با طرح این موضوع که اناجیل موجود اناجیلى کامل نیستند مىنویسد: «به طور مسلم بشارت حضرت مسیح(ع) در انجیل خود او وجود داشته است و اگر بر فرض اینکه چنین بشارتى در انجیلهاى کنونى نباشد، دلیل بر این نیست که در انجیل خود آن حضرت وجود نداشته است، زیرا به شهادت متون خود انجیلهاى فعلى، هر یک از حواریون و غیرحوارین، انجیل نوشته و به اندیشه خود، گفتار و کردار و فرمانهاى حضرت مسیح را در آنجا گرد آورده است و تنها به این اکتفا نکرده، بلکه مشاهدات، مسموعات و حدسیات خود را با آنها آمیخته و با نام انجیل منتشر ساخته است. بر این اساس در حالى که انجیل حضرت مسیح یکى بیش نبوده، انجیلهاى مختلف و زیادى پس از او نوشته شده و نویسنده هر یک از اناجیل ادعا کرده انجیل او، همان انجیلى است که مسیح براى نجات بشر آورده بود.
دائرةالمعارف انگلیسى از بیست و پنج انجیل نام مىبرد که در قرون نخستین مسیحیت، در میان مسیحیان رواج داشته و در زمان هر یک از مراجع روحانى مسیحى، از جهاتى در آنها تغییراتى به عمل آمده و بالاخص برخى از آنها تحریم شده است. دستگاه روحانیت مسیحى، از میان این اناجیل، چهارتاى آن را به رسمیت شناخته و باقى مانده را از اعتبار انداخته است. آنها عبارتند از:
۱. انجیل متى: وى یکى از شاگردان حضرت مسیح بوده و او کتاب خود را پیش از اناجیل دیگر انتشار داده است. البته تاریخ نگارش آن معلوم نیست. برخى برآنند که آن را در سال۳۸ و به گفته گروهى بین سال۵۰ و ۶۰ میلادى نوشته شده است.
۲. انجیل مرقس: مشهور میان مفسران انجیل این است که وى حوارى نبوده و انجیل خود را به راهنمایى پطرس حوارى نوشته است و در حقیقت او تاریخنویس حقیقى انجیل است؛ چون حوادث را بیشتر از کلمات مسیح مىنویسد و مطالب را با عبارات آسان و تند و کوتاه و گاهى با تفصیل بیان مىکند.
۳. انجیل لوقا: معروف است که او انجیل خود را به هدایت پولس حوارى، که غالباً در سفرها با او همراه بود، نوشته است و تاریخ نگارش آن حدود ۶۳ میلادى است.
۴. انجیل یوحنا: نویسندگان قدیم ـ انجیل یوحنا را آخرین انجیل مىدانند. اغلب نقادان نگارش آن را به اواخر قرن اول نسبت مىدهند. برخى از نقادان عقیده دارند که انجیل مزبور در اوایل قرن دوم نوشته شده و نویسنده آن یوحناى رسول نبوده بلکه یوحناى شیخ آن را نوشته است.
این وضع اناجیل رسمی جهان مسیحیت است؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.»
نثر استاد شیخ جعفر سبحانى بسیار شیرین و شیوا است. نمونه آخر این نثر نوشته و نامهاى است. که در پاسخ به مطالب اخیر دکتر سروش قلمى کرد که در آن ضمن توضیح و تشریح بحث نظرى سروش، روحیه تعامل و گفت وگو که از خصوصیات بارز اوست را به نمایش گذاشت. در پایان این مقال کم مجال درباره استاد عالى جاه و جلیلالقدر علوم دینى باید گفت ۲۳که نشانه و افتخارى بالاتر از اجازه اجتهاد براى ایشان از سوى حضرت امام(ره) نمىتوان یافت که این خود نشانى از مقام و رتبه والاى استاد در نزد عالمان برجسته حوزه علمیه قم است و به قول خود استاد «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!»