براساس طرح نقشه راه، قرار بود در سال گذشته میلادى (۲۰۰۵) دولت دائم فلسطینى ـ پس از اجراى سه مرحله اصلى طرح نقشه راه ـ تشکیل شود ولى تمامی این امیدها به یاس مبدل شد و حتى جورج بوش پسر، مبدع اصلى طرح دو دولت (فلسطینى و صهیونیستی) نیز اجراى طرح نقشه راه را تا پایان دوره دوم ریاست جمهورىاش بعید دانست.
سال جدید میلادى در حالى آغاز شد که تمامی اطراف درگیر در مسئله فلسطین ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ خود را در تنگنایى جدید احساس میکردند.
طاهر شایش در روزنامه مصرى الاهرام در تحلیلى در همین رابطه مینویسد: تشکیلات خودگردان از هر سو با چالشهاى مختلف روبهرو است. این تشکیلات انتظار داشت که با انعقاد توافقنامه آتشبس که در ماه فوریه سال ۲۰۰۵ به امضاى گروههاى فلسطینى رسید، بتوان فضایى مناسب را براى ورود به مذاکرات نهایى با "اسرائیل" فراهم کرد؛
همچنانکه انتظار داشت که شارون به وعدههاى خود که در شرمالشیخ متعهد به اجراى آن شده بود، جامه عمل بپوشاند و به مرزهاى پیش از انتفاضه عقب بنشیند، اسراى فلسطینى را آزاد کرده و دست از تجاوزات و جنایتهاى مکرر خود بردارد ولى شارون خلف وعده کرد و تجاوزات خود را تداوم بخشید که این مسئله واکنش گروههاى فلسطینى و حملات موشکى آنان به شهرهاى "اسرائیلى" را با خود به همراه داشت.
محمود عباس انتظار داشت که از یک سو مورد حمایت فتح و از سوى دیگر مورد حمایت گروههاى مقاومت فلسطینى قرار گیرد ولى اختلافات داخلى فتح این روزها به حدى بالا گرفته است که اعضاى این جنبش دست به سلاح بر میدارند و با این کار خود سهم عمدهاى را در نابسامانىهاى امنیتى ایفا میکنند. از سوى دیگر ابومازن با چالشى دیگر به نام حماس روبهرو است. حضور جنبش حماس در انتخابات و رقابت شدیدش با جنبش فتح باعث میشود تا روند سازش با مشکلات جدید روبهرو شود.
مسائل داخلى "اسرائیل" یکى دیگر از خطرات پیش روى مسئله فلسطین است؛ همانطور که میبینیم سه حزب صهیونیست براى کسب کرسىهاى کنست به رقابت میپردازند که هر کدام دیدگاههاى مربوط به خود را در رابطه با چگونگى برخورد با فلسطینىها دارند، البته نباید این نکته را نیز فراموش کرد که این سه گروه در برخى مسائل با هم توافق نظر دارند که از آن جمله میتوان به مخالفت با حق بازگشت فلسطینىها، یکى کردن قدس شرقى و غربى و انتخاب این شهر به عنوان پایتخت "اسرائیل" و ابقاى شهرکهاى صهیونیستنشین اشاره کرد.
در نگاهى موشکافانه به جامعه صهیونیست میبینیم که وخامت حال شارون به دگرگونى وضعیت داخلى "اسرائیل" انجامیده است. در حال حاضر گزارشهاى پزشکى در مورد وضعیت شارون از وخامت حال او حکایت دارند و این مسئله میتواند به کنارهگیرى کلى نخستوزیر بیمار رژیم اشغالگر قدس از عرصه سیاست بینجامد و با نظر به این مسئله، از احتمال پیروزى حزب کادیما کاسته شود و این حزب موفق به کسب کرسىهاى زیادى در انتخابات آتى "اسرائیل" نشود.
به نقل از قدسنا بر این اساس در وضعیت کنونى بسیار سخت است که در مورد انعکاس مرگ شارون بر اوضاع داخلى "اسرائیل" و روند سازش سخن بگوییم. تنها میتوان گفت که دو احتمال وجود دارد. نخست اینکه چنین شرایطى به بهبود وضعیت حزب کار و یا لیکود در انتخابات بیانجامد و این امکان نیز وجود دارد که راىدهندگان به منظور ابراز علاقه به نخستوزیر بیمار و تایید گرایشهاى راستى وى، به حزب کادیما راى دهند؛ پس پیشبینى نتایج انتخابات رژیم صهیونیستى و ماهیت دولتى که نتایج انتخابات آن را مشخص خواهد کرد، نیز مشکل است.
با این وجود، در این مورد شکى نیست که پیروزى حزب کار در جریان انتخابات، به این حزب اجازه میدهد که دولت آینده را به گونهاى تشکیل دهد که چرخ سازش میان دو طرف را به همان شکلى که عمیر پرتس اعلام کرده است، اندکى به پیش براند.
طبیعى است که تحولات داخلى رژیم صهیونیستی در انتخابات ماه جارى فلسطین نیز تاثیر بگذارد.
تشکیلات خودگردان، برگزارى انتخابات را به مشارکت اهالى قدس در انتخابات مشروط کرده است. اگرچه رژیم صهیونیستى در پى فشارهاى آمریکا با برگزارى انتخابات در قدس موافقت کرد اما این امکان نیز وجود دارد که فشارهاى داخلى جنبش فتح براى تعویق زمان برگزارى انتخابات نیز موثر افتد.
از جمله دیگر مشکلات و چالشهاى فراروى قضیه فلسطین، تهدیدات جدید کنگره آمریکاست. کنگره از دولت آمریکا خواسته است که در صورت پیروزى حماس در انتخابات، کمکهاى مادى خود به تشکیلات خودگردان را قطع کند. نکته عجیب اینجاست که اتحادیه اروپا نیز در این زمینه موضعى مشابه را اتخاذ کرده و خاویر سولانا از مسئولان برجسته این اتحادیه اعلام کرده است که در صورت پیروزى حماس در انتخابات، کمکهاى خود به تشکیلات خودگردان را قطع خواهد کرد.
از سوى دیگر، تشکیلات خودگردان نیز مخالفت آمریکا و اتحادیه اروپا با حضور حماس در انتخابات را رد میکند و این کار را دخالت آشکار و غیر قابل قبول در مسائل داخلى فلسطین میداند.
ابومازن بر این باور است که اجراى انتخابات، شکلگیرى مجلس قانونگذارى و حضور حماس در پارلمان باعث میشود که این جنبش به صورت داوطلبانه دست از سلاح بردارد؛ ولى با این همه تاکید میکند که در صورت مخالفت صهیونیستها با برگزارى انتخابات در شهر قدس، امکان تاخیر در انتخابات وجود دارد و این همان مسئلهاى است که میتواند خشم جنبش حماس را برانگیزد.
تمامی مشکلاتى که در این مجال اندک بیان شد، بخشى از تمامی آن چالشهایى است که ملت فلسطین در سال جدید با آن روبهروست، اما در حال حاضر شدیدترین خطرى که جامعه فلسطین را تهدید میکند، بروز شکاف و دو دستگى است که میتواند در آینده به نابسامانىهاى امنیتى بیانجامد.
بر این اساس باید گفت با توجه به برنامه کارى مشترک احزاب اسراییلى و بازیگران اروپایى و آمریکایى تحولات فلسطین، دولت مستقل فلسطینى نه تنها در چارچوب طرح نقشه راه بلکه در سایه بحرانهاى بوجود آمده براى آمریکا در منطقه و اسراییل به لحاظ مشکلات درونى این رژیم هرگز تشکیل نخواهد شد، بلکه تظاهر به تشکیل چنین دولتى بیشتر به یک تاکتیک براى خروج از بحرانهاى بوجود آمده براى تلآویو و واشنگتن میماند.