سپیده بهکام
آخرین جلسات ترم دوم دانشگاه در حال برگزاری بود. دکتر حسین عبدهتبریزی درحالی که با حرارت، یک مسئله در بحث مدیریت مالی را مطرح میکرد، متوجه زنگ تلفن همراه خود شد. ابتدا نسبت به آن بیتوجهی کرد، ولی وقتی نیم نگاهی به شماره درج شده روی مانیتور موبایل خود کرد، دکمه سبز را فشرد و از کلاس بیرون رفت. فردی که آن سوی خط بود، از حوالی «باب همایون» تماس میگرفت. حیدر مستخدمین حسینی که آن روزها در وزارت اقتصاد «معاونی در سایه» به حساب میآمد، موضوع تغییر قریبالوقوع دبیر کل بورس تهران را مطرح کرد و ابراز تمایل کرد تلاشهای خود را به سوی جانشینی دکتر عبده معطوف سازد. مستخدمین حسینی که خود در عین حال به عنوان نماینده کارگزاری بانک رفاه در هیات مدیره بورس حضور داشت، حدود 15 دقیقه با حسین عبده تبریزی گفتوگو کرد. تماس تلفنی پس از هماهنگ کردن قرار دیداری حضوری پایان یافت، اما این پایان، بعدها به عنوان آغاز یک دوره تازه در بورس در خاطرهها به ثبت رسید.
آغاز خوش بهاری
میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست. بهار 82 چنین تعبیری داشت؛ بورس، خوب شروع کرده بود؛ شاخص کل برای نخستین بار، بالای 5 هزار واحد ایستاده بود و با سرعت به سوی مرز 6 هزار واحد حرکت میکرد. سیداحمد میرمطهری، دبیرکل وقت بورس تهران که به مرد بحرانها مشهور بود، بار دیگر در حاشیه «نشست معاونان و مدیران وزارت اقتصاد» درخواست قدیمی خود را با طهماسب مظاهری ـ وزیر اقتصاد ـ درمیان گذاشت. مظاهری از او فرصت خواست تا کمی در این باره اندیشه کند.
میرمطهری سال قبل از آن در جریان یک اختلاف با دکتر علیرضا شیرانی ـ مدیرعامل وقت بانک سپه و رئیس وقت هیات مدیره بورس ـ یک روز سرکار خود حاضر نشده بود و همین موضوع به جنجالی مطبوعاتی تبدیل شد. توپخانه رسانهای سیداحمد میرمطهری به کار افتاد و برای چند روز او به صفحه نخست بسیاری از روزنامهها آمد. شیرانی با دلخوری و پس از یک اعتراض به نسبت شدید، در حضور مظاهری کوتاه آمد و جای میرمطهری در بورس تثبیت شد، اما از همان زمان مشخص شد که «آقای دبیرکل» به دنبال شغلی تازه است.
چندی بعد، میرمطهری درخواست خود را با مظاهری در میان گذاشت. مظاهری به طور شفاهی موافقت خود را با این درخواست اعلام کرد. او در عین حال از میرمطهری خواست کسوت معاونت وزارت اقتصاد را بپذیرد و این دقیقا همان پیشنهاد مطلوب میرمطهری بود و او پذیرفت.
مظاهری در مشورت با مشاورانش به این نتیجه رسیده بود که میرمطهری پس از هفت سال حضور در بورس خسته شده و به تحول نیاز دارد. از سوی دیگر آنان قصد داشتند در یکی دیگر از حوزههای فعالیت وزارت اقتصاد، یعنی خصوصیسازی، تحول ایجاد کنند؛ اینگونه بود که پست معاونت وزیر و ریاست هیات مدیره سازمان خصوصیسازی به میرمطهری پیشنهاد شد.
دبیر کل جدید
ظرف چند روز نخست، نگاه طهماسب مظاهری برای جانشینی میرمطهری به سوی چند نفر از مدیران بانکی معطوف شد. ولیالله سیف مدیرعامل بانک ملی، مقدسی از اعضای هیات مدیره یکی از بانکها و مجید جمشیدی مدیر عامل سرمایهگذاری ملی از جمله این گزینهها بودند که فصل مشترک همه آنها سابقه مدیریت در سیستم دولتی بود. در جریان رایزنیها به ناگاه برخی معاونان وزارت اقتصاد برگی تازه را رو کردند؛ این نام جدید، حسین عبده تبریزی بود.
پس از نوربخش
تا پیش از سال 82 همواره بانک مرکزی، قدرت بلامنازع در تعیین سیاستهای بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار به شمار میآمد. مرحوم دکتر محسن نوربخش طی سالهای طولانی تصدی پست ریاست بانک مرکزی، تسلطی عجیب بر امور پیدا کرده بود و این تسلط همواره از سوی وزیران اقتصاد محترم شمرده میشد، اما با آمدن مظاهری به وزارت اقتصاد و ساختمان باب همایون، شرایط تغییر کرد. مظاهری قائل به تفکیک بازار پول از سرمایه بود و همین موضوع، منشا اختلاف او با رئیس کل مقتدر بانک مرکزی شد، اما مرحوم نوربخش در نوروز 82 به طور ناگهانی درگذشت و ابراهیم شیبانی جانشین او شد. پس از درگذشت نوربخش، اداره بازار سرمایه و تعیین سیاستها در بورس تهران به دست وزیر اقتصاد افتاد. همین موضوع مظاهری را به محور اصلی تعیین دبیر کل جدید بورس تبدیل کرد. طبق قانون، دبیرکل بورس را همواره هیات مدیره هفت نفره آن سازمان برمیگزیند، اما تا سال 82 همواره نظر رئیس کل بانک مرکزی در این خصوص ترجیح داده میشد و حالا وزیر اقتصاد بود که میتوانست از نفوذ خود برای نصب دبیر کل جدید سود ببرد.
عبده کیست؟
حسین عبده تبریزی، دانش آموخته مدیریت مالی از دانشگاه منچستر است. او تا سال 75 عمدتا در کنار اشتغال به فعالیت در حوزه نشر کتاب و مدیریت دو موسسه انتشاراتی، به صورت منقطع به عنوان استاد دانشگاه تدریس میکرد.
اما در این زمان عباس آخوندی ـ وزیر وقت مسکنـ به حسین عبدهتبریزی ماموریت داد یک شرکت سرمایه گذاری در حوزه ساخت و ساز را مدیریت کند. به این ترتیب دکتر عبده برای اولین بار به طور جدی مدیریت در حوزه اقتصاد را تجربه کرد، اما دوران مدیریت در ساختمان ایران، برای عبده روزگاری سخت بود. او یک سال بعد همزمان با تغییر دولت و تعیین وزیر جدید، به ظاهر حامی اصلی خود عباس آخوندی را رفتنی دید، اما او از قدرت ذاتی رایزنی و لابی خود سود جست. دکتر حسین عبده تبریزی به وزیر مسکن آذری زبان جدید یعنی مهندس عبدالعلی زاده آنچنان نزدیک شد که او عبده را به عنوان مشاور خود برگزید. حالا جای پای او در ساختمان ایران بار دیگر محکم شده بود.
اما همزمان با این تثبیت موقعیت، اعتراض سهامداران به عبدهتبریزی اوج میگرفت. قیمت سهام ساختمان ایران همواره روی قیمت اسمی100 تومان حرکت میکرد و این موضوع، نارضایتی سهامداران را به دنبال داشت. او تا سال 80 زیر فشار سهامداران دوام آورد و به قول خودش چوب قیمت سهم را خورد تا پروژههای بلندپروازانهاش در ساختمان ایران اجرا شود.
او در این سال همزمان با برگزاری یک نشست خداحافظی، اعلام کرد بزودی اولین بانک خصوصی را با مشارکت ساختمان ایران و توسعه صنایع بهشهر پایه گذاری میکند و اینگونه عبدهتبریزی به عنوان رئیس هیات مدیره به بانک اقتصاد نوین رفت.
در همان سال دکتر عبده همزمان با معرفی کابینه دوم سیدمحمد خاتمی به دفاع از مهندس مظاهری برخاست و با نوشتن یادداشتی در یکی از روزنامههای نزدیک به جبهه مشارکت اثبات کرد سپردن وزارت اقتصاد به یک مهندس بسیار بهتر از گماردن یک کارشناس اقتصاد در این سمت است.
روز معارفه
معارفه دبیرکل جدید در یک مراسم ساده در تالار شیشهای بورس اوراق بهادار، واقع در خیابان حافظ تهران برگزار شد. مظاهری از اهمیت بازار سرمایه گفت و سپس دکتر عبده اعلام کرد هرگز سیاستهای رایج فعلی را با شتاب تغییر نخواهد داد. اینگونه بود که عبده به طبقه چهارم برج خیابان حافظ رفت و بر صندلی مشکی دبیرکلی بورس تکیه زد.
سیداحمد میرمطهری نیز با تعدادی از مدیران خود به شهرک غرب ـ محل استقرار سازمان خصوصیسازی ـ کوچ کرد تا تحولی تازه در روند اجرای برنامه واگذاری سهام دولتی ایجاد کند.
اما دبیر کل جدید فقط دو هفته بر سر پیمان باقی ماند. حسین عبدهتبریزی در اواخر خرداد ماه اعلام کرد قصد دارد سقف نوسان قیمت سهام را افزایش دهد و بازاری آزادتر را در مبادلات سهام به نمایش بگذارد. او بلافاصله در میان تشویق اقتصاددانان معتقد به اقتصاد بازار این تصمیم خود را عملی کرد. در نتیجه این اقدام، طی تیر ماه 82 شاخص بورس سه بار مرزهای تاریخ را شکست و به محدوده 9 هزار واحد نزدیک شد. قیمتها بسرعت بالا می رفتند و صفهای خرید سهام روز به روز طولانیتر میشدند. رقص حبابها در تالار شیشهای سهام آغاز شده بود.
تابستان گرم 82
تابستان 82 را باید داغترین فصل در تاریخ بورس به حساب آورد. تالار مبادلات سهام حال و روز عجیبی را پشت سر میگذاشت؛ شرکتها به مجمع میرفتند، سود تقسیم میکردند و برخلاف سنت 40 ساله بازار با قیمت بالاترین به تابلوی معاملات برمیگشتند. گوشه و کنار تالارهای بورس را که نگاه میکردی، پر بود از غیرحرفهایها. آقای دبیرکل با اولین چالش جدی خود مواجه شده بود. او در فضای ملتهب آن دوره چند تصمیم عجیب گرفت که با وجود گذشت دو سال، همچنان زبانزد همگان است؛ او ابتدا سقف نوسان را باز کرد و سپس سقف رشد قیمت را بست. برای اولین بار در طول 400سال سپری شده از تشکیل بازارهای متشکل سرمایه و بورسهای اوراق بهادار، در یک بورس به مدت دو هفته قیمت سهام شرکتها فقط مجوز افت داشتند.
دکتر عبده پس از دو هفته شاهکار تازه اش را رو کرد؛ طرح حجم مبنا و سهم شناور آزاد به بازار ارائه شد. این طرح چندان پیچیده به نظر میرسید که آقای دبیر کل برای تشریح آن به برگزاری مصاحبههای مطبوعاتی و نگاشتن مقالات مختلف پرداخت. او تاکید داشت این روش در بورسهای معتبر دنیا به اجرا درمیآید، اما مخالفانش بارها تاکید کردند حجم مبنا، طرحی خودساخته است. حتی بعدها در زمان وقوع بحران بورس بسیاری اجرای این روش را زمینهای برای رسیدن بورس به دوران رکود اعلام کردند.
سال 82 با میانگین بازده 122 درصدی سهامداران به پایان رسید و اشکالات بسیار موجود در تصمیمگیریها و نواقص ساختاری بازار سرمایه در سایه آن نادیده گرفته شد. سال 83 نیز در ابتدا بهاری خوش را به سهامداران نوید میداد، اما ادامه روند حرکت بازار نشان داد این چهره خوش، دولت مستعجل بود.
طهماسب مظاهری در همین دوران در پی اختلاف گسترده محمد ستاریفر ـ رئیس سازمان مدیریت ـ کنار گذاشته شد و صفدر حسینی ـ عضو جبهه مشارکت ـ جای او را در ساختمان باب همایون گرفت. مجلس ششم نیز به پایان خط رسیده بود و در نتیجه محسن صفاییفراهانی، دیگر چهره شاخص جبهه مشارکت معاون کل صفدر حسینی شد.
وقتی حسین عبدهتبریزی در مراسم تودیع و معارفه وزیر اقتصاد در دفاع و تحسین عملکرد مظاهری صحبت کرد، بسیاری او را رفتنی دانستند، اما آقای دبیرکل بار دیگر هوشمندی خود را در رایزنی با مقامات بالاتر نشان داد و با دعوت صفدر حسینی به بورس، بازده 122 درصدی بازار را در سال 82 پیش روی او مجسم کرد.
وزیر جدید در همان بازدید اعلام کرد: جناب آقای عبده با قوت میمانند و به کار خود ادامه میدهند.
چند ماه بعد حیدر پوریان، یکی از اعضای شورای بورس در یکی از جلسات این شورا در پی بحث با صفاییفراهانی کنار گذاشته شد. برخی منابع میگفتند: پوریان در ماههای آخر حضور خود در شورای بورس، به منتقد جدی عملکرد عبده و تیم اقتصادی جبهه مشارکت در وزارت اقتصاد تبدیل شده بود. او در همان زمان با انتقادهای خود نسبت به برخی طرحهای آقای دبیر کل به رابطه دوستانهاش با دکتر عبده پایان داده بود. حالا عبده به جای رقیبی مانند دکتر حیدر پوریان، یک فرد سیاسی دیگر را در شورای بورس میدید. رجبعلی مزروعی، عضو دیگر جبهه مشارکت با حکم صفدر حسینی به شورای بورس رفت. مزروعی هیچگاه درباره بورس به گفتوگو با ارباب جراید نپرداخت و هرگاه خبرنگاری برای گفتوگو در خصوص تصمیمهای شورای بورس با او تماس میگرفت، به صراحت میگفت از بورس چیزی نمیداند.
زمستان سرد
زمستان 83 با سردی تمام آغاز شد. از یک سو آقای دبیرکل با بستن نماد هفت شرکت در حال رشد و انتشار گزارشهای ویژه درباره آنها، با مدیران شرکتهای بزرگ بورس درافتاده بود و از سوی دیگر، تنور انتخابات ریاست جمهوری رفتهرفته گرم میشد و هرچه تنور انتخابات به گرمی میگرایید، تالارهای بورس سردتر و سردتر میشد.
اوج رقابتهای انتخاباتی به بهار 84 پیوند خورد. در آن زمان شایعات بسیاری درباره نظرات و دیدگاههای کاندیداها نسبت به بورس منتشر میشد؛ تشکلهای مختلف سهامداری به دیدار یکی از کاندیداهای مطرح انتخابات میشتافتند. انتخابات به دور دوم کشیده شد. دبیرکل بورس تهران دو شب مانده به برگزاری دور دوم، در اقدامی عجیب با نگارش مقالهای کوتاه که در همه روزنامههای اقتصادی به شکل سفارشی به چاپ رسید، از رقیب رئیسجمهوری آینده حمایت کرد و پیروزی یکی از کاندیداها را به صورت تلویحی، زمینه سقوط اقتصاد ایران دانست.
فردای انتخابات عبده باخته بود و بازار در شوک ریسک تازه دبیرکل فرو رفت. در همان ساعتهای اولیه، نامهای از سوی مدیر حقوقی بورس عضو ستاد دکتر احمدینژاد به مدیر اطلاعرسانی بورس داده شد. سازمان بورس انتخاب رئیسجمهوری جدید و سیاستهای آن را تایید کرد و به سهامداران اطمینان داد بورس بار دیگر صعود خواهد کرد.
رایزنیهای تازه
دکتر عبده بار دیگر رایزنی با مقامات جدید را آغاز کرد. او در آن دوران شلوغ و پرکار، یک شب به دفتر رئیسجمهوری جدید راه یافت. مقابل او کسی نشسته بود که آقای دبیرکل دو ماه پیش او را به گونهای دیگر خطاب کرده بود.
فردای آن روز دکتر عبده در میان شگفتی خبرنگاران موضوع دیدارش با رئیسجمهوری را به اطلاع همگان رساند. به نظر میرسید بار دیگر لابی با مقامات بالاتر جواب خود را داده، اما در پایان تابستان، وقتی شاخصهای بورس به مرزهای خطر نزدیک شدند، عبده تحت فشار افکار عمومی استعفای خود را به وزیر جدید اقتصاد داوود دانش جعفری تقدیم کرد، اما پس از چند روز کشمکش و انتشار اخبار مبهم و ضد و نقیض او در سمت خود باقی ماند. چند روز بعد در محافل شایع شد که دبیرکل بورس تا زمان تصویب و اجرای قانون جدید بازار اوراق بهادار باقی خواهد ماند. حسین عبدهتبریزی براساس تاویل و تعبیری که مسئولان وزارت اقتصاد از قانون جدید بازار اوراق بهادار دارند، آخرین دبیرکل بورس تهران به حساب میآید. او در شرایطی امپراتوری بازار سرمایه ایران را ترک میکند که دوران او را باید پرتلاطمترین دوران در تاریخ بورس به حساب آورد.
قرار است پس از او اداره و نظارت بر بازار به یک هیات مدیره پنج نفره تمام وقت واگذار شود. بسیاری امیدوارند با توجه به جمعی شدن روند تصمیمگیری در بورس، ریسک دبیر کل که ظرف دو سال گذشته به بازار سرمایه ایران تحمیل شده، از این بازار رخت بربندد. حال باید نشست و دید قانون جدید چگونه و توسط چه کسانی به اجرا درمیآید. به هر حال فعلا زمان برای قضاوت زود است، اما مسلم این است که دوران حکومت فردی بر بازار سرمایه به پایان رسیده است.