1485 روز پیش، انتخاباتی در ایران انجام شد که نتایج آن نه برای اصلاحطلبان غیرمترقبه بود و نه برای رقبای اصولگرای آنها. این انتخابات در شرایطی برگزار شد که روسای اصلاحطلب قوای مقننه و مجریه، نسبت به حذف کاندیداهای اصلی اصلاحطلبان در اکثر حوزهها هشدار داده و حتی ادعا کرده بودند سرنوشت بسیاری از کرسیها، از قبل مشخص است. البته در مرحله دوم انتخابات هم از میان 114 کاندیدای موجود، مجمع روحانیون تنها موفق به حمایت از 17 کاندیدا شد تا مشخص گردد حداقل برای 97 کرسی در مرحله دوم، هیچ کاندیدای قابل حمایت توسط معتدلترین اصلاحطلبان نیز وجود ندارد!
در عین حال، بسیاری از مردم از کنار این نگرانیها عبور کردند و با اطمینان به شعارهای اصولگرایان، اکثریت مجلس را در اختیار آنها گذاردند تا با اجرای وعدههای انتخاباتی این گروه، گره از کار خلقالله باز شود. اما فاصله 1485 روزه از اول اسفندماه 82 (روز برگزاری انتخابات مجلس هفتم) تا امروز، بسیار سریعتر از آنچه جاماندگان از مجلس هفتم و برخی راهیافتگان به آن تصور میکردند، گذشت و امروز قاعدتاً عدهای حسرت میخورند که چرا نتوانستند از این فرصت برای انجام وظایف ملی، دینی و قانونی خود بهرهگیری نمایند. عدهای دیگر هم لابد در انتظار نشستهاند تا با اعلام نتایج انتخابات، نمره مردم به میزان اجرای وعدههای انتخاباتی 4 سال پیش خود را دریافت کنند.
البته از زمستان 58 تا زمستان 86، هفت بار این وعدهها و ارزیابیها تکرار شده است، اما با قاطعیت میتوان گفت که در هیچ یک از دورهها، محکوم کردن نمایندگان دوره پیشین و ارائه وعده برای اجرای تغییرات در جهت حل مشکلات مردم، قابل مقایسه با هفتمین دوره انتخابات مجلس نبوده و احتمالاً در آینده نیز نخواهد بود. همانطور که از لحاظ انشعاب داخلی یک جناح ـ اصولگرایان ـ و تلاش برای انتساب مشکلات و ناکامیها به گروههای دیگر، هیچ دورهای شبیه به دوره تبلیغات انتخابات مجلس هشتم نبوده است.
به هر حال به راحتی میتوان حدس زد چهار سال دیگر ـ که بسیار زود فرا خواهد رسید ـ عدهای خود، پشیمان میشوند و عدهای دیگر نیز توسط مردم پشیمان خواهند شد! البته ترکیب منتخبان هر چه باشد، مجلس هشتم به مدت 4 سال با اختیارات گسترده و وظایف فراوان در کانون امید مردم و توجه رسانهها قرار خواهد داشت. پس چه بهتر که منتخبان مجلس هشتم با درس گرفتن از حوادث چند سال اخیر، جز به ارتقاء جایگاه مجلس ـ یا برگرداندن آن به جایگاه حقیقی ـ نیندیشند و خود را جز به مردم به هیچ فرد حقیقی و حقوقی بدهکار ندانند.
شاید برخی از نمایندگان راه یافته به مجلس هشتم در خلوت، از اینکه با رقیب جدی مواجه نبودهاند احساس ناخوشایندی داشته باشند اما به هر حال آنها از امروز باید خود را برای چهار سال پر کار آماده کنند که 84 روز دیگر آغاز و 1544 روز دیگر به پایان میرسد. مجلس هشتم در حالی فعالیت رسمی خود را آغاز خواهد کرد که کولهباری از تجربیات ـ به ویژه تجربه مربوط به وعدههای اجرا نشده و اتهامافکنیهای غیرقابل اثبات نسبت به پیشینیان ـ در اختیار آنهاست.
نمایندگان مجلس هشتم به خوبی میدانند که وعده ارزانی بسیار آسان است اما حتی کنترل گرانی هم کار سادهای نیست، آنها میدانند که میتوان پیشینیان را به خاطر برداشت مختصر از ذخیره ارزی مورد حمله قرار داد ولی آنچه در عمل میافتد سکوت یا همراهی برای برداشت چند ده برابری از همان حساب است، برخی از کسانی که کرسیهای مجلس هشتم را در اختیار میگیرند هیچگاه فراموش نخواهند کرد که بعضی از همفکران اصولگرای آنها در ماههای پایانی سال 82، عدهای را به حق یا ناحق وکیلالدوله مینامیدند اما در زمستان 86، کار به جایی رسید که توسط برخی همراهان دیروز و انشعابیون امروز، به همان لقب مفتخر میشوند و افتخار دریافت این لقب هم بیارتباط با عملکرد بعضی از اصولگرایان در مجلس هفتم نیست.
راهیافتگان منصف به مجلس هشتم به یاد دارند که در اوایل کار مجلس هفتم، انعقاد قراردادهای خارجی توسط دولت خاتمی، منوط به اخذ مجوز از مجلس شد و حتی برای محکمکاری این حکم، عطف بماسبق گردید! اما در ماههای پایانی همین مجلس، بسیاری از نمایندگان، همراه مردم عادی از طریق صدا و سیما اخبار انعقاد قراردادهای چند صد میلیون یورویی و چند میلیارد دلاری را شنیدند! آنها لابد فراموش نکردهاند که در نخستین دیدار رسمی نمایندگان مجلس هفتم با رئیسجمهور پیشین، انتقاد خاتمی از رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در محیط در بسته، واکنش شدید رئیس مجلس را در پی داشت اما انتقاد علنی رئیسجمهور نهم ـ احمدینژاد ـ از اکثریت مجلس به خاطر احکام بودجه سالهای 86 و 87، جز پاسخی ملایم و در حد نهادن بالش نرم زیر سر دولتمردان، دریافت نکرد...
نمایندگان مجلس هفتم، امروز دیگر فرصت زیادی برای به کرسی نشاندن حرفهای خود ندارند.
اما برای نمایندگان مجلس هشتم دو انتخاب وجود دارد: نخستین انتخاب، ایستادگی بر حقوق و تکالیف خود و کنار گذاردن همه تعارفات با سایر ارکان و قوا - البته همراه با حفظ آرامش ـ است. انتخاب دوم برای نمایندگان مجلس هشتم ـ که قاعدتاً بسیاری از آنها از اصولگرایان خواهند بود ـ تداوم روشی است که توسط بعضی از عناصر موثر و تصمیمگیر فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم، توصیه میشد: «ترجیح وحدت اصولگرایان بر اجرای برخی وظایف رسمی»! کسی از نمایندگان مجلس هشتم توقع ندارد که برخی شعارهای اکثریت نمایندگان مجلس ششم را تکرار و بر اجرای آن پافشاری کنند که اگر چنین میشد بسیار مطلوب بود.
اما قاعدتاً درخواست از آنها برای اجرای وعدهها و شعارهایی که در زمستان سال 82 برای بدست گرفتن مجلس هفتم داده میشد، توقع زیادی نیست به عبارت دیگر بسیاری از مردم به جای آنکه توقعات خود را به اندازه 4 سال ارتقاء دهند به همین وضعیت قانع هستند که بسیاری از شعارهای اقتصادی اصولگرایان در آستانه انتخابات مجلس هفتم در مجلس هشتم پیگیری شود و قول آنها برای دور ساختن مجلس از جایگاه «وکیلالدولهای» در حد قابل توجه اجرا گردد. نمایندگان مجلس هشتم به خوبی میدانند که این چهار سال، خیلی زود میگذرد پس کاری کنند که روز 7 خرداد 1391 با سربلندی، کرسیهای پارلمان را به جانشینان خود در مجلس نهم تحویل دهند.