سیدمحمد صدر / معاون کشورهای عربی و خاورمیانه وزارت خارجه در دولت خاتمی
شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981 توسط شش کشور عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس با رویکرد امنیتی در قبال ایران شکل گرفت. اکثر تحلیلگران سیاسی تشکیل این شورا را مقابله با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و با توصیه ایالات متحده آمریکا میدانند که به منظور جلوگیری از گسترش انقلاب در کل منطقه ایجاد شد.
اعضای شورای همکاری خلیج فارس در زمان جنگ صدام حسین علیه ایران به حمایت همهجانبه از رژیم بعثی عراق پرداختند و بیش از صد میلیارد دلار از هزینههای جنگ تحمیلی را بر عهده گرفته و در اختیار صدام قرار دادند. شورا در شرایطی از رژیم بعثی در طول هشت سال جنگ به صورت همهجانبه حمایت میکرد که اکثر اعضای این شورا روابط خوبی با صدام حسین نداشتند و وجود او را برای کشور خود یک تهدید جدی تلقی میکردند.
پس از پایان جنگ تحمیلی، شورای همکاری خلیج فارس حمایت همهجانبه از ادعای امارات علیه حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را در دستور کار قرار داد و از آن زمان تاکنون در تمامی اجلاسهای سران شورا از این ادعا حمایت کرده است.
عملکرد شورای همکاری در قبال جمهوری اسلامی ایران تاکنون به گونهیی بوده است که هیچگونه زمینه همکاری را ایجاد نکرده و اعضا نکات منفی روابط را از طریق شورا و به طور جمعی دنبال میکنند در حالی که نکات مثبت از مسیر روابط دوجانبه دنبال میشود. به طور مثال موضوع جزایر سهگانه ایرانی هیچگاه در روابط دوجانبه این کشورها با ایران مطرح نمیشود بلکه از طریق بیانیههای شورای همکاری مطرح میشود. به همین دلیل استراتژی جمهوری اسلامی ایران تاکنون گسترش روابط با اعضای شورا و نه با مجموعه شورا بوده تا از طریق اعضا و به مرور زمان تاثیرگذاری بر کل شورای همکاری صورت پذیرد.
کشور امارات عربی متحده خواست غیرقانونی و نامشروع خود را از طریق شورای همکاری خلیج فارس و همچنین اتحادیه عرب دنبال میکند و بقیه کشورهای این دو مجموعه، عرب بودن امارات را دلیل کافی برای حمایت از امارات ارزیابی میکنند.
در زمان سفر محمود احمدینژاد به امارات این نکته مطرح شد که سفر رئیسجمهور ایران که طبق قانون اساسی حافظ مرزها و تمامیت ارضی کشور است، به کشوری که مدعی آب و خاک ایران است، اشتباه است تا زمان حل این مساله در این سطح به صلاح نیست.
متاسفانه در آن زمان امارات عربی متحده ادعای خود را پس از انجام سفر رئیسجمهور اسلامی ایران تکرار کرد.
اکنون پس از چند ماه آن اشتباه بزرگ تکرار میشود و سفر احمدینژاد به اجلاس سران شورا در قطر و بدون دعوت شورای همکاری انجام میشود و در بیانیه پایانی این اجلاس متاسفانه مجدداً ادعای نامشروع امارات مطرح شده و از خواست این کشور مبنی بر دادن جزایر سه گانه ایران به امارات حمایت میشود.
نکته جالب اینکه اردوغان نخستوزیر ترکیه که هیچگونه مشکلی هم با شورای همکاری ندارد دعوت قطر را نپذیرفته و از شرکت در این اجلاس خودداری کرد. فدا کردن سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پای منافع تبلیغاتی از بزرگترین اشتباهاتی است که متاسفانه دولت نهم به آن گرفتار است.
احساس انزوای سیاسی و بینالمللی در دولت نهم در سطحی است که ارتکاب این اشتباهات بزرگ را توجیه میکند در حالی که آب و خاک ایران و تمامیت ارضی کشور عزیزمان که با خون شهدای هشت سال جنگ تحمیلی آبیاری شده است با هیچ چیزی قابل تعویض و معامله نیست.
بیتوجهی به تمامیت ارضی ایران از بعد ملی، انقلابی و اسلامی نیز قابل بخشش نیست زیرا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برآمده از انقلاب اسلامی بهترین حافظ ارزشهای ملی بوده و تاکنون اجازه نداده است کوچکترین خدشهیی به آب و خاک و تمامیت ارضی ایران به رغم توطئههای بسیار وارد شود. اقدامی که در طول تاریخ این کشور بیسابقه بوده و متاسفانه در هر حمله و تجاوزی بخشی از آن را به یغما بردهاند.
رئیسجمهور ایران که در چارچوب این نظام خدمت میکند باید عملکرد نظام را الگو قرار داده و حفظ تمامیت ارضی کشور را مهمترین وظیفه خود بداند و این وظیفه مهم را فدای زرق و برق تبلیغات و منافع داخلی که اثری لحظهیی دارد، نکند.
در شرایط کنونی هیچ فرد و گروه مسوولی منتظر تاریخ نمیشود تا قضاوت آن را نظارهگر باشد بلکه بر مبنای وظیفه اسلامی، انقلابی و ملی عکسالعمل نشان میدهد تا چنین اشتباهات بزرگی تکرار نشده و کژیها راست شود.