تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۵۹۵۹۰

...و این گونه جنگ پایان یافت


بهداد مهرباور Mehrbavar@yahoo.com
در 27 تیرماه 1367، در یک اقدام نفس‌گیر و ناگهانی جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 سازمان ملل متحد را پذیرفت تا حسن‌نیت خود را در هشت سال دفاع مقدس ثابت کند و دشمن متجاوز را در چارچوب قوانین بین‌المللی به تمکین وا دارد.
قرارداد معروف 1975 که به مرزهای معین دو کشور تاکید می‌کرد از جمله بدیهی‌ترین مواردی بود که جمهوری اسلامی ایران، رژیم عراق را به پایبندی نسبت به آن فرا می‌خواند. سیرت تجاوز کار دشمن، علی‌رغم پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، باز هم بروز و ظهور یافت.
باز هم قوای مسلح عراق با بهره‌گیری از مزدوران خودفروخته استکبار، مرزهای کشور اسلامی ما را در نور دیدند و هجومی دیگر را به شهرها و روستاهای ایران آغاز کردند.
یکی از دلایل واهی رژیم بعث عراق برای تجاوز به حریم ایران، اختلاف بر سر مرزهایی است که در قرارداد 1975 الجزایر تعیین شده بود. پس از گذشت هشت سال از جنگ نابرابر که تمام موجودیت رژیم عراق در خطر قرار گرفت، آمریکا و دیگر متحدان و یاوران رژیم بعث عملاً وارد جنگ شدند. حضرت امام خمینی(ره)، با در نظر گرفتن مصالح عالی نظام اسلامی و با درک توطئه گسترده آمریکا و غرب برای سرکوب انقلاب اسلامی و مردم مسلمان و انقلابی ایران، پس از مشورت با فرماندهان عالی نظام و مسئولان مملکتی، قطعنامه 598 شورای امنیت را پذیرفتند. شورای امنیت در این قطعنامه دو کشور ایران و عراق را به برقراری آتش‌بس و صلح دعوت کرده بود.
جمهوری اسلامی ایران به دلیل ویژگی‌های مثبت برخی از مفاد این قطعنامه به ویژه بندهای مربوط به معرفی متجاوز و پرداخت غرامت جنگی، موافقت خود را با پذیرش آن اعلام کرد. اما با وجود پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران، رژیم عراق که خود نیز آن قطعنامه را پذیرفته بود، تا زمان برقراری آتش‌بس رسمی در مرداد ماه سال 1367 ش (اوت 1988 میلادی) به تهاجمات خود علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه داد و خوی تجاوزگری خود را بار دیگر آشکار ساخت. پس از پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران، آتش‌بس میان طرفین از تاریخ 29 مرداد 1367 برقرار شد.
شورای امنیت در تاریخ 18 مرداد 67، قطعنامه 619 را تصویب کرد که به موجب آن گروه ناظران نظامی ایران و عراق و سازمان ملل که از حدود چهارصد نفر از 25 ملیت مختلف تشکیل شده بود، در دو کشور مستقر شدند.
همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند: "کسانی که در جبهه‌های سیاسی مسئول دفاع از انقلاب و نظام اسلامی بودند، فضای سرد سیاسی و توطئه‌های گوناگون دشمنان اسلام در عرصه بین‌المللی را بیش از دیگران احساس کردند. آنان با فداکاری‌های خود در کنار ارتش، سپاه، بسیج و آحاد ملت ما، دشمن را مبهوت ساختند و من این پیروزی بزرگ سیاسی و بین‌المللی را به دست‌اندرکاران پیگیری قطعنامه 598 که تلاش قابل تحسینی را به انجام رساندند، تبریک می‌گویم."
قطعنامه 598
شورای امنیت پس از مشورتهای فراوان و با توافقات اصولی به عمل آمده در 29 تیرماه 1367 (20 ژوئیه 1987 میلادی) در جلسه شماره 2750 خود طرح قطعنامه‌ای را که قبلاً در خصوص کلمه به کلمه آن توافق شده بود به اتفاق آرا به تصویب رساند. طرح قطعنامه را اعضای دائم شورا تهیه کرده بودند و نظریات اعضای غیردائم نیز تا حدودی لحاظ شده بود.
نخستین قطعنامه شورای امنیت که در مورد ایران صادر شد، قطعنامه 457 به تاریخ 4 دسامبر سال 1979 (13 آذر 1358) است که یک ماه پس از تسخیر سفارت آمریکا و گروگانگیری کارکنان آن، به وضعیت بحرانی به وجود آمده در روابط ایران و آمریکا اشاره کرده که امنیت جهانی را مورد مخاطره قرار می‌دهد. این قطعنامه که در مورد پرونده گروگانگیری بوده، ضمن اشاره به مفاد کنوانسیون "وین" درباره ارتباطات دیپلماتیک سال 1961 و همچنین کنوانسیون ارتباطات کنسولی سال 1963 تاکید کرده که طرفین برپایه آنها باید به دیپلمات‌ها احترام بگذارند. در این قطعنامه، از ایران خواسته شده برای حل مسائل باقیمانده با آمریکا، بین خودشان به صورت صلح‌آمیز اقدامات لازم را انجام دهند.
در تاریخ 31 دسامبر 1979 (30 آذر 1358) نیز برپایه تقاضای نماینده آمریکا در شورای امنیت، جلسه شورا تشکیل و قطعنامه شماره 461 صادر می‌شود که در آن، ضمن تکرار مفاد قطعنامه 457، از دبیرکل خواسته می‌شود شخصا به ایران سفر کند و همچنین از شورا می‌خواهد که در تاریخ 7 ژانویه 1980 جلسه‌ای بگذارد و عدم تبعیت ایران از قطعنامه‌ها را مشخص کند تا شورا بتواند براساس مواد 39 و 41 منشور سازمان ملل متحد عمل کند.
پس از این دو قطعنامه، دیگر شورای امنیت، قطعنامه‌ای درباره ایران برای موضوع گروگانگیری صادر نکرد.
اما نخستین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد جنگ ایران و عراق در 28 سپتامبر 1980 (6 مهر 59 و هفت روز پس از حمله عراق به ایران) صادر و در آن از طرفین درخواست شد، از زبان تهدید علیه یکدیگر استفاده نکنند و اختلافات خود را از راه مسالمت‌آمیز حل و فصل و همچنین به تعهدات خود بر اساس منشور سازمان ملل متحد عمل کنند.
پس از چندین قطعنامه دیگر بالاخره، قطعنامه 598 که در تاریخ 20 جولای 1987 (29 تیر 66) صادر شد، در آن درخواست آتش‌بس و برگشتن به مرزهای بین‌المللی شده و دیگر آنکه به کلیه مفاد قطعنامه‌های پیشین عمل شود. همچنین دو طرف با توجه به اصولی که در منشور سازمان ملل آمده است، به توافق دست یابند و نیز خسارات وارده به هر دو طرف، توسط یک تیم بازرسی و کارشناسان مشخص شود.
قطعنامه 612 در مورخ 9 می ‌1988 (19 اردیبهشت 67)، نیز صادر شد. در این قطعنامه با اشاره به ممنوعیت به کارگیری سلاح‌های شیمیایی مطابق تعهدات کشورها در زمینه پروتکل ژنو، از کشورها خواسته شده که در زمینه مواد شیمیایی و ارسال آنها به دو کشور محافظت بیشتری کنند. همچنین قطعنامه 616 به تاریخ 20 جولای 1988 (29 تیر 67) درباره پرواز هواپیمای ایران ایر و هدف قرار گرفتن آن توسط ناو آمریکایی "وینسنت" در آبهای خلیج فارس و همچنین همکاری ایران و آمریکا با سازمان جهانی هواپیمایی با توجه به کنوانسیون 1944 شیکاگو صادر شد.
این قطعنامه برپایه درخواست دولت ایران پس از مراجعه به سازمان جهانی هواپیمایی صادر شد که به شورای امنیت نیز ارسال شده بود.
قطعنامه 620 نیز در تاریخ 26 آگوست 1988 (4 شهریور67) در ارتباط با به کارگیری سلاح‌های شیمیایی در جنگ ایران و عراق و تخطی از تعهدات و وظایفشان با توجه به توافقنامه ژنو مورخ 17 ژوئن 1925 و امکان استفاده دوباره از این نوع سلاح‌ها و نقض قوانین بین‌المللی صادر و همچنین از کشورهای جهان خواسته شد که نسبت به ارسال مواد و تجهیزات شیمیایی به دو کشور، کنترل بیشتری داشته باشند. این در حالی است که دقت در جلوگیری و ارسال گزارش مجدد به کارگیری کنترل سلاح‌های شیمیایی در جنگ بین دو کشور انجام شده بود.
همچنین قطعنامه 631 مورخ 8 فوریه 1989 (19 بهمن 67)، از دو طرف درخواست می‌کند که مفاد قطعنامه 598 را به اجرا بگذارند و مأموران سازمان ملل هم پس از هفت ماه و 22 روز تعویض شوند.
قطعنامه 642 نیز در تاریخ 29 سپتامبر 1989 (7 مهر 68) در مورد اجرای فوری قطعنامه 598 و نیز تمدید مدت اقامت مأموران سازمان ملل متحد در عراق صادر شد.
قطعنامه 651 نیز مورخ 29 مارس 1990 (9 فروردین 69) در ارتباط با تمدید مهلت اقامت ماموران سازمان ملل متحد تا تاریخ 30 سپتامبر 1990 و همچنین اجرای موفقیت‌آمیز قطعنامه 598 صادر شد.
قطعنامه 671 نیز به تاریخ 27 سپتامبر 1995 راجع به تمدید مدت مأموران سازمان ملل تا تاریخ 30 نوامبر 1990 به درخواست مدیرکل سازمان ملل صادر و همچنین از مدیرکل درخواست ارسال یک گزارش در ارتباط با وضعیت نیروهای نظامی دو کشور و مشاهدات ماموران سازمان ملل متحد شده است.
در قطعنامه 685 نیز به تاریخ 31 ژانویه 1991، تصمیم گرفته شد که مأموریت بازرسان سازمان ملل تا 21 فوریه 1991 تمدید شود و همچنین درخواست شد آینده گروه بازرسان و نیز توصیه‌های مورد نظر دبیرکل طی یک گزارش ارسال شود.
ناگفته‌های جنگ
اما جنگ هشت ساله ایران و عراق ناگفته‌های بسیاری دارد که شاید هنوز هم برای افشای بسیاری از آنها زود باشد. از جمله پرسش‌هایی که در طول سال‌های گذشته در زمینه جنگ مطرح شده، پرسشی است مربوط به چرایی ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر. در این زمینه هاشمی‌رفسنجانی و محسن رضایی دو دیدگاه متفاوت دارند. همانگونه که در مورد چرایی پذیرش قطعنامه نیز چنین اختلاف‌نظری دارند. در این رابطه حتی میان محسن رضایی و علی‌اکبر ولایتی هم که آن روزها وزیر امور خارجه ایران بوده، اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد.
هاشمی مدعی است پس از فتح خرمشهر، امام(ره) مخالف ورود رزمندگان ایران به داخل خاک عراق بودند اما سران نظامی اصرار داشتند که باید به خاک عراق وارد شویم.
این اختلاف‌نظر میان فرمانده جنگ و فرمانده سپاه در یک سال گذشته، ابعاد جدیدی پیدا کرده است که با انتشار نامه امام(ره) از سوی هاشمی‌رفسنجانی به نقطه‌ای تقریبا شفاف منتهی شد.
برای اولین بار هاشمی‌رفسنجانی که هم اکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد در گفت‌وگویی رادیویی، در پاسخ به سوالی در خصوص این که چرا ایران پس از فتح خرمشهر حاضر به آتش‌بس نشد، اظهار داشت: "امام(ره) در دوران جنگ مخالف وارد شدن به خاک عراق بودند ادله‌های ایشان نیز قابل توجه بود و بیشتر فکر می‌کردند که در صورت وارد شدن به خاک عراق مردم عراق آسیب خواهند دید، ولی نظامی‌های ما گفتند که نمی‌شود وارد نشویم چرا که در این صورت عراقی‌ها خود را تجهیز می‌کنند و ما ناچار هستیم یا به جنگ ادامه ندهیم و یا وارد خاک عراق شویم.»
هاشمی‌رفسنجانی بیان داشت: امام(ره) نیز به شرط این که جایی وارد خاک عراق شوند که مردم آسیب نبینند موافقت کردند به همین دلیل در عملیات صورت گرفته جایی انتخاب می‌شد که مردم نبودند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال دیگری درباره این که چه شد که بعد از 8 سال ایران قطعنامه 598 را پذیرفت، گفت: قطعنامه را مدتی پیش از اینکه بپذیریم شورای امنیت صادر کرده و عراق هم پذیرفته بود، ولی ما آن را قبول نداشتیم.
وی ادامه داد: ایران می‌گفت در این قطعنامه باید تنبیه متجاوز گنجانده شود و تکلیف خسارات وارد شده به ما مشخص شود و این چیزی بود که عراقی‌ها نمی‌پذیرفتند.
هاشمی‌رفسنجانی با بیان این که عوامل فراوانی بود که کم‌کم ما متقاعد شدیم باید قطعنامه را بپذیریم، تصریح کرد: جنگ طولانی و فرسایشی شده بود و این فرسایش به ما آسیب فراوان می‌رساند و عراقی‌ها غیرنظامی‌ها را مورد هدف و آسیب قرار می‌دادند، همچنین تلفات غیرنظامی‌ها نیز زیاد شده بود به خصوص این که عراقی‌ها از سلاح شیمیایی استفاده می‌کردند که نمونه آن را در حلبچه مشاهده کردیم و مردم مثل برگ خزان به زمین می‌ریختند.
وی با بیان اینکه ما در مقابل این شرارت محدود بودیم، چون سلاح شیمیایی به کار نمی‌بردیم و نمی‌خواستیم مردم آسیب ببینند، گفت: آمریکایی‌ها علناً به نفع عراق وارد میدان شده بودند و کشتی، هواپیما و سکوهای نفتی ما را مورد حمله قرار می‌دادند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص دیگر عوامل پذیرش قطعنامه از سوی ایران، اظهار داشت: همسایه‌های ما دیگر به مزاحمت افتاده بودند و دائما ایجاد محدودیت می‌کردند.
وی بیان داشت: بودجه دولت نیز واقعاً کشش این جنگ را نداشت و دولت رسما به امام(ره) نامه نوشت که نمی‌توانیم، همچنین در همین موضوع درخواست بودجه از طرف نیروهای رزمنده زیاد شد و البته حق آنها نیز بود و فرمانده سپاه نامه‌ای به امام(ره) نوشت و لیست بزرگی از لوازم مورد احتیاج داد که لیست آنچنان بزرگ بود که امام(ره) فرمودند که یک ابرقدرت هم نمی‌تواند آن را تهیه کند.
هاشمی‌رفسنجانی ادامه داد: حتی در جلسه امام(ره) با مسئولان، حضرت امام(ره) به این نامه استناد کردند.
وی گفت: مهمترین عامل در این بین، عوامل انسانی بود، جنگ به حدی بود که تلفات انسانی زیاد شده بود و قابل تحمل نبود و در این موقع خوشبختانه شورای امنیت تا حدودی خواسته‌های ما را پذیرفت و این مجموعه عوامل باعث شد که امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند."
این سخنان هاشمی‌رفسنجانی در واقع توپ را به زمین محسن رضایی انداخت. هاشمی با زیرکی هر چه تمام پای خود را از معرکه داستان‌های جنگ به کنار کشید و سوالات افکار عمومی را متوجه محسن رضایی کرد.
پیشتر نیز در این زمینه اختلاف‌نظرهایی بین این دو بود اما اینقدر جدی نشده بود که به صراحت و در برنامه‌های رسمی رسانه ملی، توپ را به زمین یکدیگر شوت کنند.
اما محسن رضایی دیدگاه‌های خاص خود را در این زمینه دارد. او در یادداشتی که تحت عنوان جام زهر در سایت شخصی‌اش نوشته به شدت از ادامه جنگ، پس از فتح خرمشهر دفاع کرده است.
او بر این باور است: "آمریکا پس از فتح خرمشهر، خواهان توقف جنگ، بدون انتخاب برنده اصلی بود. در این میان ایران به دنبال مسایل دیگری بود و در پی آن بود که به لحاظ سیاسی، نظامی و حقوقی وضعیت مشخص‌تری پیدا کند.
تعیین خسارات جنگی و به رسمیت شناختن مرزهای بین‌المللی، از جمله اهداف موردنظر ایران بود که آمریکایی‌ها در مقابل آن ایستادگی می‌کردند، چون نمی‌خواستند ایران به عنوان قدرت برتر منطقه مطرح شود... ایران با توجه به نیروهای آماده‌ای که در اختیار داشت، فریب این ترفند را نخورد. چون قصد نداشت فرصت را از دست بدهد و از طرفی هم نمی‌شد به صدام اعتماد کرد که مجددا فکر تجاوز را در سرنپروراند. چون این شخص از هر فرصتی برای حمله دوباره به ایران استفاده می‌کرد..."
اما نکته جالب این بود که محسن رضایی و نزدیکانش حتی، نگارش چنین نامه‌ای را به امام(ره) تکذیب کردند.
با این تکذیب یک سوال جدی در افکار عمومی شکل گرفت و آن سوال این بود که اگر چنین نامه‌ای نبوده، پس چرا هاشمی‌رفسنجانی به عنوان مرد با تجربه عرصه سیاست چنین مطلبی را مطرح کرده است؟ مگر می‌شود خبری به این صراحت، کذب باشد؟ آیا هاشمی سکوت می‌کند یا با شکستن راز سر به مهر، همه چیز را افشا می‌کند؟
این در حالی بود که علاوه بر رضایی بسیاری دیگر از نظامیان نیز پذیرش قطعنامه را ناشی از ضعف دستگاه دیپلماسی و سیاسیون مملکت می‌دانستند. از جمله سردار رشید که حتی به صراحت اعلام کرده بود امروز نیز برای حل مشکلات مملکت باید نظامی‌ها عهده‌دار امور اجرایی شوند. غلامعلی رشید، در گفت‌وگو با یکی از روزنامه‌های صبح در موضعی تند که برخی از صاحبنظران، مخاطب آن را هاشمی‌رفسنجانی می‌خواندند گفت: "گاه به علت تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر، علت پذیرش قطعنامه و اهداف و استراتژی ایران در آن مقطع پرداخته می‌شود که در این مرحله نیز متاسفانه برخی از سیاسیون، قهرمانان ملی و نظامی را زیر سوال می‌برند. در حالی که ناکامی‌های این دوره نیز متعلق به همین سیاسیون است که جنگ را به روزمرگی کشاندند و پیروزی‌ها متعلق به امام(ره) و رزمندگان است که بر جنگ تا پیروزی تاکید می‌کردند."
اما هاشمی هم در مقابل تکذیب‌ها و تهاجمات دست خالی نبود. او برای روشن شدن نکات مبهم مطرح شده در رسانه‌ها و افکار عمومی، متن نامه امام خمینی(ره) به مسئولان نظام درباره مسائل مربوط به قبول قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران و پایان جنگ را منتشر کرد.
به گزارش خبرگزاری‌های رسمی، در پی انتشار مصاحبه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در برخی رسانه‌ها، از قول برخی افراد نامه فرمانده سپاه پاسداران وقت به امام(ره) تکذیب شده بود.
دفتر هاشمی‌رفسنجانی برای رفع هرگونه شبهه در خصوص این مساله، متن کامل نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مسئولان وقت را که در تاریخ 25 تیرماه 1367 به رشته تحریر در آمد، عینا در اختیار رسانه‌ها قرار داد.
متن نامه، به این شرح است:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
با یاری خداوند متعال و سلام و صلوات به انبیا بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات‌الله علیهم اجمعین
حال که مسوولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحا اعتراف می‌کنند که ارتش اسلامی به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسوولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ‌وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاح‌هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند، به هیچ‌وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان‌دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسایل خنثی‌کننده آن، اینجانب با آتش‌بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ، به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است، اشاره می‌شود.
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم؛ ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح‌های [مختلف] که از ضرورت‌های جنگ در آن موقع است داشته باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.
وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند. او آورده است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود.
این فرمانده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته و آورده است که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد خود عمل کنند؛ البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.
آقای نخست‌وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسوولین جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم، به‌ اندازه تمام بودجه است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.
مسئولین سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشیم خرج می‌کنیم.
خداوندا! ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش‌بس را قبول می‌کنیم. خداوندا! تو خود شاهدی که ما لحظه‌ای با آمریکا و شوروی و تمامی قدرت‌های جهان سر سازش نداریم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم. خداوندا! در جهان شرک و کفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حیله و دو رویی، ما غریبیم، تو خود یاری‌مان کن. خداوندا! در همیشه تاریخ وقتی انبیا و علما تصمیم گرفته‌اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند، با مخالفت‌های ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌های زمان خود مواجه شده‌اند. خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلاب‌مان را برای رضای تو قربانی کردیم، غیر از تو هیچ کس را نداریم، ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما. خداوندا! از تو می‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمایی.
گفتم جلسه‌ای تشکیل گردد تا آتش‌بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید، ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند.
صریحا می‌گویم باید تمام همت‌تان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس‌العمل می‌شود؛ شما می‌دانید که مسئولین رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌مان چنین تصمیمی را گرفته‌اند.
خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می‌افتد از دوست بدانید.
والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین.
شنبه/25تیر67
روح‌الله الموسوی الخمینی
در واقع انتشار علنی این نامه امام راحل(ره)، بود که توانست تا حدود زیادی ابهامات موجود درباره جنگ را بر طرف کند. با این حال سکوت محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ نشان می‌دهد که او هم حرف‌هایی برای گفتن دارد. هر چند به نظر می‌رسد که واقعیات عین همان چیزی است که امام در نامه خود آورده است.
با این حال، محسن رضایی سکوت در مقابل این نامه را جایز ندانست و باز هم نگارش نامه به امام را تکذیب کرد. او از چیرگی مسئولان سیاسی بر مسئولان جنگ در جریان اداره جنگ، سخن گفت و به نوعی کندی روند جنگ را به گردن مسئولان سیاسی وقت کشور انداخت که طبعا هاشمی‌رفسنجانی برجسته‌ترین آن بود چون از یک سو در آن دوره رییس مجلس و در همان سال جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح در جنگ بود.
پس از انتشار این نامه محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درصدد برآمد تا صحت و سقم این نامه را از "موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره)" تنها نهاد حقوقی که می‌تواند صحت یا سقم نامه‌های نسبت داده شده به بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی را مشخص کند جویا شود.
محسن رضایی همچنین به روزنامه‌ها گفت: من هیچگاه به امام نامه ننوشته بودم... بعد از عملیات رمضان همیشه پیشنهادهای فرماندهان را اگرچه برای انجام یک عملیات می‌پذیرفتند، ولی برای پایان دادن به جنگ رد می‌کردند. تنها موقعی که راضی شدند، در اواخر جنگ بود، زمانی که دیدند استراتژی سیاسی با شکست مواجه شده است ولو قطعنامه 598 هم دستاورد علمیات فاو و کربلای 5 بود. ولی آنها احساس می‌کردند همین 598 هم عملی نباشد... در این موقع از ما پرسیدند برای پایان دادن جنگ چه می‌خواهید... آن زمان سپاه نامه‌ای را برای آقای هاشمی‌رفسنجانی ـ نه امام ـ تنظیم کرد، زیرا امکانات کشور در اختیار مسئولان سیاسی کشور بود. در این نامه برای پیروزی در جنگ امکاناتی خواسته شده بود. آقای هاشمی هم این نامه و چند نامه دیگر را از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برده و گفته بود که نظامیان این گونه می‌گویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گویند پول نداریم. شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند.
هر چند محسن رضایی نگفت که منظورش از نامه‌نگاری با هاشمی چه بوده است؟ آیا غیر این بوده که می‌خواسته هاشمی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا، مطالب را به عرض امام(ره) برساند و کسب تکلیف کند؟ به هر حال اینکه نامه برای امام نوشته شده بود یا هاشمی‌رفسنجانی، فرقی در اصل قضیه نمی‌کرد و مهم این بود که این فرمانده نظامی در نامه‌ای از کمبودها گلایه کرده بود و کسب پیروزی بدون امکاناتی که درخواست کرده بود غیر ممکن خوانده بود.
وقتی عالی‌ترین مقام نظامی جنگ نامه می‌نویسد و می‌گوید بدون امکاناتی که می‌خواهیم، نمی‌توانیم به پیروزی برسیم و تهیه آن امکانات هم برای کشوری که هشت سال جنگیده و کف گیرش به ته دیگ خورده، غیرممکن است چه باید کرد؟ آیا انتظار این بود که سیاسیون شق‌القمر کنند؟ لذا نتیجه چنین نامه‌هایی این بود که سیاسیون با عقلانیت و تدبیر تصمیم بگیرند و این درست همان کاری است که امام(ره) کرد.
اما درگیری لفظی تنها میان هاشمی و محسن رضایی نبود که در این سال‌ها رخ داده، بلکه اساساً محسن رضایی، سیاسیون را مورد حمله قرار می‌دهد و آنان را عامل تداوم نیافتن جنگ و به دست نیاوردن پیروزی می‌داند.
درست در همان ایامی که بحثهایی جدی پیرامون نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نهم مطرح شده بود، محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت، ضمن انتفاد تلویحی از علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه دوران جنگ با عراق و یکی از نامزدهای اصولگرایی برای انتخابات ریاست جمهوری نقطه نظرات قابل تاملی را مطرح کرد. او از «ناکارآمدی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوران جنگ» سخن گفت و دیدگاه‌هایش را بیان داشت.
رضایی "در آستانه روز خبرنگار و برای تجلیل از زحمات این صنف آگاهی‌آفرین، در جمع خبرنگاران و مسئولان خبرگزاری مهر حضور یافت" و البته بدون آنکه کلمه‌ای راجع به خبرنگار و خبرنگاران سخن بگوید مصاحبه‌ای را ترتیب داد که صاحبنظران از آن به عنوان بخشی از تبلیغات رضایی برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری نام می‌بردند. ترتیب یافتن این مصاحبه از سوی خبرگزاری مهر که گفته می‌شد به احمدی‌نژاد شهردار وقت تهران و دیگر نامزد اصولگرایی نزدیک است ظاهرا نشان می‌داد که طرفداران رضایی و احمدی‌نژاد می‌خواهند جبهه مشترکی در برابر ولایتی ایجاد کنند. آنان از مدتها پیش رقابتی پرقدرت را در درون جبهه اصولگرایان شروع کرده بودند. به اعتقاد حامیان رضایی و احمدی‌نژاد، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تصمیم خود را برای انتخابات گرفته بود و از میان دو گزینه لاریجانی یا ولایتی یکی را بر می‌گزید. آنروزها شانس ولایتی بیش از لاریجانی ارزیابی می‌شد و لذا به نظر می‌رسید که حامیان احمدی‌نژاد و رضایی که اکثراً از نظامیان سابق و شاید هم فعلی بودند از روی کار آمدن ولایتی چندان راضی نبودند. لذا حملات علیه وی نیز طراحی شده بود.
رضایی در این مصاحبه می‌گوید: "ما در سیاست خارجی تجربه و آگاهی کافی نداریم... ما در جنگ ایران و عراق و طی 25 سال گذشته، ضعف دیپلماسی داشتیم، قطعنامه 598 خیلی دیر تصویب شد. باید زودتر انجام می‌شد، یعنی باید پس از عملیات فاو تصویب می‌شد در صورتی که بعد از فاو بدون بهره‌برداری از آن ناچار شدیم، عملیات کربلای 5 را انجام دهیم و بعد هم دو سه عملیات دیگر تا قدرت‌های بین‌المللی با فشارهای نظامی ایران و نه مهارت‌های دیپلماتیک، قطعنامه 598 را صادر کردند".
معنای این جملات این است که ادامه جنگ فعلا از فاو به بعد تقصیر ضعف دیپلماسی یعنی وزیر خارجه وقت "علی‌اکبر ولایتی" بود که رقیب احتمالی وی در انتخابات آینده ریاست جمهوری خواهد بود.
اما، در مقابل به نظر رضایی تمام شدن جنگ و تصویب قطعنامه 598 مرهون "فشار نظامی" یعنی عملیات قبل و بعد از فاو بود، که محسن رضایی فرمانده آن بود.
رضائی در ادامه مصاحبه ضمن اشاره به معضل فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌گوید: "اگر در مذاکرات هسته‌ای جدیت اروپایی‌ها را در منع پیشرفت‌های هسته‌ای ایران کمتر از آمریکا برآورد کنید در اشتباهید، از قبل معلوم بود که اروپایی‌ها از آمریکایی‌ها در اینکه ایران اصلا فناوری هسته‌ای نداشته باشد تندترند، اگر دیر این مساله را تشخیص بدهید، ممکن است طرف‌های بازی را بد انتخاب کنید و زمان را از دست بدهید."
به عبارت دیگر، محسن رضائی معتقد بود به جای اینکه طرف بازی را اروپا انتخاب کنید باید بروید سراغ آمریکا که به گفته وی "از ایران دورتر" است و در نتیجه نگرانی کمتری نسبت به "موشک‌های" ایران می‌تواند داشته باشد.
این اظهارات رضایی در حالی بود که رقیبش علی‌اکبر ولایتی، منتقدان خود را آدم‌های بی‌اطلاع می‌خواند و معتقد بود که دیدگاه‌های مطرح شده درباره تعلل او پس از فتح فاو ناشی از نگاه سیاسی به موضوع و بی‌اطلاعی است.
به هر حال مشخص نیست که با این اظهارات رضایی در ایام انتخابات آیا او را باید از حامیان پذیرش زودتر قطعنامه بدانیم یا از مخالفان آن. درباره علی‌اکبر ولایتی نیز چنین ابهاماتی وجود دارد. او طول کشیدن یک ساله پذیرش قطعنامه را ناشی از عدم پذیرش آیین‌نامه اجرایی قطعنامه از سوی طرف عراقی می‌خواند و معتقد است که آنها تعلل می‌کردند!
همه این اظهارات سبب می‌شود که نتوان قضاوتی شفاف و صریح درباره عملکرد مسئولان سیاسی و نظامی دوران دفاع مقدس کرد. چرا که گویا هنوز رازهای ناگفته بسیاری در سینه آنان نهفته است که شاید آن رازها بتواند، بسیاری از نقاط ابهام را روشن کند.
اما با همه این موارد باید به این نکته توجه کرد که در این جنگ، حدود سیصد هزار ایرانی شجاع و غیور به شهادت رسیده‌اند.
دهها هزار نفر به درجه جانبازی نائل آمده‌اند و هزاران نفر سال‌های زیادی از عمر خود را در اسارتگاه‌های رژیم صدام سپری کرده‌اند.
این جنگ به هر دلیلی طول کشید، درست یا اشتباه بودن سیاست‌های داخلی و نظامی و... هیچ ربطی به خانواده شهدا، جانبازان، ایثارگران و آزادگان ندارد. آنان برای دفاع از مرزهای کشور رهسپار جبهه‌ها شده بودند و تا زمانی که جنگ ادامه داشت، به وظیفه ملی و دینی خود عمل کردند.
لذا همه باید برای همیشه قدردان ایثارگری‌هایشان باشیم و با احترام با آنان رفتار کنیم چرا که اینان قهرمانان ملی ما هستند. مبادا با کسانی که در دوران جنگ تنها یک شهروند مسئولیت‌شناس بوده‌اند، رفتار سیاسی کنیم و انتقاداتی که به سیاسیون و نظامیان آن دوران وارد هست به اینان وارد کنیم.
نکته دیگر این است که به هر حال چه سیاسیون سبب پذیرش قطعنامه شدند چه نظامی‌ها، تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نمی‌کند که امام(ره) درست‌ترین تصمیم ممکن را در اختلاف میان سیاسیون و نظامیان گرفتند. با اینکه می‌دانستند برخی از تندروها ممکن است مردم را به انحراف بکشانند، امام(ره) جانب اعتدال را گرفتند و عقلانیت را بر احساس ترجیح دادند. اما امروز مهم این است که با مرور داستان جنگ و پذیرش قطعنامه 598، برای امروز و فردای خود درس‌هایی درست بیاموزیم و از جنگ به عنوان گنجینه‌ای سراسر نکات آموزشی درس بگیریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات