شعار پرستیوی، «شکستن سلطه رسانههای گروه غربی» بوده؛ این اهداف را دنبال میکند: شکستن انحصار قوی رسانههای غربی، به وجود آوردن پلی میان فرهنگهای مختلف و تاکید بر نمایش تفاوتها و مشترکات سیاسی و فرهنگی با توجه به شرایط انسانی. آقای سرافراز دلیل راهاندازی پرستیوی را تغییر اوضاع بینالمللی و نیاز ایران به توسعه بینالمللی عنوان کرد.
همچنین پرستیوی اعلام کرده که این شبکه تحلیل دقیقی از وقایع اتفاق افتاده را بانمایش روی دیگر سکه ارائه خواهد کرد.
سایت شبکه پرستیوی نیز به آدرس Http://www.Presstv.ir چند ماه قبل از افتتاح شبکه آغاز به کار کرد و تا زمان افتتاح حدود 3 میلیون نفر ـ اکثرا از آمریکا ـ از آن بازدید کردند. از همان ابتدا نیز به نظر میرسید که بسیاری منتظرند ببینند پرستیوی چه دیدگاهی دارد.
در همان اوایل کار شبکه، روزنامه «جروزالم پست» ـ چاپ فلسطین اشغالی ـ در تحلیلی از پرستیوی به عنوان «سلاح 24 ساعته ایران» یاد نمود. از طرفی سایت «لسآنجلس تایمز» نیز از اینکه در اخبار پرستیوی از نام اسرائیل استفاده شده و نه فلسطین اشغالی، بسیار ابراز تعجب نمود. به علاوه اینکه خبرهای شبکه از خاورمیانه و عراق بدون جهتگیری سیاسی است و نیز برنامههای جالبی مثل اوضاع هنر در ایران و فیلمهای مستند پخش میکند، توجه مخاطبان خارجی را جلب کرده است.
«ویلیام بیمن» ـ متخصص اوضاع ایران و استاد دانشگاه مینهسوتا ـ در مصاحبهای در مورد پرستیوی گفت: «شبکه مجموعهای از مفسرین بسیار قوی ایرانی و بینالمللی را گردهم آورده است. در این میان گزارشگران ایرانی در بیان بسیار خوب عمل میکنند ولی با اینحال، بسیاری از منتقدین میگویند پوشش پرستیوی از اخبار داخلی ایران کافی نیست و به بعضی موارد مانند مشکلات اقتصادی حاصل از تورم اشارهای ندارد. از طرف دیگر پرستیوی سعی میکند از اخبار مثبت ایران که در رسانههای غربی چندان مورد توجه قرار نمیگیرد پوشش خوبی داشته باشد:
روابط خوب ایران با کشورهای دیگر، افزایش ظرفیت تولید نفت و غیره.
«گلن هاوسر» ـ رئیس بررسی شبکههای بینالمللی ـ میگوید: «اولین چیزی که به نظر میرسد این است که پرستیوی آنطور که فکر میکردیم، جهتگیری سیاسی ندارد ولی تیتراژ برنامهها و تبلیغات آن تکراریاند. مستندهای فرهیختهای نیز پخش میکند که به نظر جالب میرسد؛ فقط اگر بدانیم که چه موقعی پخش میشوند، خوب است!»
نکتهای که هاوسر بدان اشاره کرده بسیار اهمیت دارد. شبکه پرستیوی، EPG ندارد EPG (اطلاعات توضیحی و اعلام برنامه است) تقریبا تمامی کانالهای خبری ماهوارهای دارای آن هستند و اوضاع به شکلی پیشآمده که عملا شبکهای که EPG ندارد، از دور رقابت عقب میماند.
بسیاری از بینندگان جهان در ابتدا نگران پخش پرستیوی در آمریکا بودند.
پیش از این تصور میشد در کشور آمریکا دو نوع رسانه وجود دارد؛ یک نوع که در خدمت شرکتهای عظیم است و صرفا ماشین تبلیغات شرکتهاست و وظیفه شستوشوی اذهان عمومی را برعهده دارد، مثل CNN و FoxNews و دیگر رسانههای مستقل که با کمکهای مردمی تاسیس شدهاند و با اطلاعرسانی شبهبیطرفانه سعی در روشنگری دارند، مثل Democracy Now و .PBS
و در کشوری همچون آمریکا که داعیه دموکراسی و آزادی بیان دارد کانالهایی مثل «الجزیره بینالملل» اجازه پخش ندارد. در ظاهر به نظر میرسید که آمریکاییها علاقهای به شنیدن اخبار از دید ایران نداشته باشند اما استقبال صورتگرفته از پرستیوی حقیقت دیگری را آشکار کرد. آمریکاییها تاکنون از یک اطلاعرسانی بیغرض درباره ایران محروم بودهاند. به طور کلی بازتابهای اولیه پرستیوی ایران و خارج از دید منابع بیطرف مثبت بوده است. ولی این نتیجه شاید آنچه موسسانش در ذهن داشتند، نباشد.
به نظر میرسد کیفیت پخش برنامهها و تیتراژ و قسمتهای میانبرنامهای این شبکه چیزی از شبکههای جهانی کم ندارد و به خوبی ساخته شده است. «هاوسر» از لحاظ تصویری بخش مورد علاقهاش را انیمیشنهای کوتاه میانبرنامهای رنگارنگ از صحنههای جنگ با کاراکترهای نگارگری ایرانی عنوان میکند.
علاوه بر تاثیراتی که پرستیوی بر جوامع رسانهای و سیاسی جهان میگذارد، بسیاری از مردم ایران نیز از پرستیوی استفاده جالبی میکنند و به نوعی به ابزار تقویت زبان انگلیسی تبدیل شده است. به طوری که به گزارش BBC یک آرایشگر ایرانی میگوید: «وقتی موی مشتریان را کوتاه میکنم، پرستیوی هم میبینم و به زبانم خیلی کمک میکند.»
«کلراسپنسر» مدیر برنامههای خاورمیانه لندن میگوید: به نظر من معمولا برای مردم خارج ایران اینکه سیستم سیاسی ایران چگونه کار میکند، جای سوال است و پرستیوی این امکان را میدهد تا در مورد جامعه و سیاست ایران اطلاعات بیشتری به دست آید و میتواند برای آنهایی که از اتفاقات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران مطلع نیستند، مفید باشد. به همین دلیل پرستیوی بیننده خواهد داشت.
به گزارش سایت تبیان یکی از نکاتی که برای خبرنگاران ایرانی همواره مورد سوال و البته تاسفبرانگیز بوده است، اطلاع زودتر رسانهها و خبرگزاریهای غربی از آخرین اخبار و تحولات هستهای کشورمان، از زمان و تاریخ و مقصد مسافرت مسئولان کشور تا تصمیمهای مهم و... بوده است.
رسانههای خارجی طبعا جهتگیریهای خاص خود را در قبال این اخبار اعمال میکردند و به نظر میرسد پرستیوی در این زمینه حلال مشکل باشد و بتواند به مرجع مطمئن و دستاول اخبار و تحولات ایران تبدیل شود و نیز تعیین دقیق رویکرد سیاست خارجی کشور میتواند از ضرورتهای سیاستگذاران پرستیوی باشد. پرستیوی قرار است با کادر و خبرنگاران خارجی و مدیریت ایرانی اداره شود که تحول و ابتکار قابل تاملی در سنت رسانهای کشور به شمار میرود.
در جا زدن نیز یکی از آفتهای جامعه رسانهای کشور ماست و دلیل عمده آن رسوخ حاکمیت و دیدگاه «کارمندی ـ دولتی» و استفاده از بودجه دولتی در خبرگزاریها و رسانههای کشور است. رسانههای ما اغلب یک اوج اولیه دارند، ولی بعد از مدتی با رسوب نیروهای خبری و عدم انجام گردش نخبگان در درون ساختار با افت مواجه میشوند. این خطر میتواند در انتظار پرستیوی هم باشد. به نظر میرسد که اتمسفر خاصی در مورد پرستیوی در جریان است و عملا رسانهها و محافل سیاسی و حتی افکار عمومی غرب این شبکه را به عنوان «نماینده و ارگان رسمی نظام جمهوریاسلامی» میشناسند. این نوع نگاه هم اهمیت شبکه را افزایش میدهد و هم پیامدهای مثبت و منفی خاصی را به دنبال خواهد داشت. مسئولان صداوسیما باید توجه کنند که به میدان واقعی رقابت رسانهای وارد شدهاند و تاکتیکهای اقناعکننده داخلی در خارج مرزها پاسخگو نیست و باید توجه داشت که در این بازار پررقابت برای مخاطب فقط چند ثانیه برنامه کسلکننده و غیرجذاب به معنای عوض کردن کانال و دیدن برنامه دیگری است