به محض این که خبر سفر آقای دکتر احمدینژاد به امارات عربی متحده انتشار یافت، این خبر به یکی از خبرهای مهم رسانهها بدل شد و تحلیلهای بسیاری نیز ارائه کردهاند. برایم این پرسش مطرح شد چرا، شاید بحث اختلافات ایران و امارات بر سر جزایر به این سفر اهمیت دو چندان داده است. شاید هم چون رئیسجمهور اسلامی ایران خصوصیات ویژهای دارد، ایدهها، ابتکاراتش، شیوهها و ویژگیهای منحصر به فردی دارد و در عین حال مخالفت جدی با سیاستهای جهانی آمریکا و تلاشهای اعراب برای همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی ابراز میدارد.
جالب آن که مواضع ضدصهیونیستی احمدینژاد نیز افکار عمومی کشورهای عربی را برانگیخته و حتی فشار داخلی بر رهبران عرب را افزایش داده است. اما یک موضوع مهم دیگر نیز وجود دارد و آن اهمیت و حساسیت گنج خلیجفارس است. یکی از این نکات مربوط به مستطیل بحران است؛ مستطیلی که تئوریسینهای آمریکایی از جمله کسینجر در دهه 1970 میلادی ترسیم کرده و کانون آن را هم منطقه خلیجفارس قرار داده بودند. این که آنها این منطقه را از همان زمان بحرانی فرض کردند بماند، اما مهمترین علت، جایگاه خلیجفارس در عرصه بینالمللی است.
اهمیت انرژی در جهان و قرار داشتن بیش از نیمی ازانرژیها در این نقطه از جهان آن هم تنها در 5 کشور حاشیه خیلجفارس و در مقابل نیاز روزافزون کشورها به انرژی و شکلگیری رقابتهای جدی بر سر تصاحب ذخایر جهان، از جمله مهمترین عللی بوده که بر نقش خلیجفارس در معادلات بینالمللی بویژه در قرن 21 افزود. همین امر باعث شد تا تئوریپردازان آمریکایی در ادامه ترسیم مستطیل بحران چنین پیشنهاد کنند، هر کشوری بر این منطقه سلطه پیدا کند، میتواند در قرن 21 آقایی دنیا کند، این مقوله ذهن مرا مشغول کرده بود که تحولات در منطقه شتاب گرفت، جنگهای خلیجفارس رخ داد و آرام آرام آمریکاییها با گسیل نیروهایشان در منطقه خیمه زدند و در کشورهای جنوبی خلیجفارس چند پایگاه نظامی ایجاد کردند، با ایجاد جو نگرانی، پیمانهای نظامی و اقتصادی و امنیتی امضا کردند و حتی منافع منطقه را منافع ملی خود اعلام کردند.
جالب آن که کشورهایی همچون چین، ژاپن، هند و اتحادیه اروپا هم تلاش میکنند از این گنج بینصیب نمانند. همین امر باعث شده تا هر حرکتی از سوی کشورهای منطقه که با هدف ایجاد همگرایی و همکاری صورت بگیرد بلافاصله با هیاهو و بزرگنمایی مسائل حاشیهای در این مسیر ایجاد خلل کنند؛ اینجاست که جمهوری اسلامی ایران و احمدینژاد فریاد میزنند و راه میافتند تا به ملتها و دولتهای حاشیه خلیجفارس بفهمانند که باید به خود بیایند و نگذارند گنج خلیجفارس که هدیهای الهی به ما مسلمانان است، از کف برود، نصیب دیگران شود و تنها بهره آن برای منطقه اختلاف، دشمنی و آهنپارههای نظامی باشد و زمینه سلطه همه جانبه غرب بر جهان اسلام فراهم شود. چرا ما در کنار هم نباشیم و از گنج خلیجفارس برای آقایی بر منطقه و جهان استفاده نکنیم؟ این پیام رئیسجمهور ایران به منطقه است و امید میرود در آن سوی آبها نیز جامه عمل به خود بپوشد.