تاریخ انتشار : ۲۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۵۹۸۳۱

مرگ مشروعیت بین‌المللی

اشاره‌: کشتارها و جنایاتی که قدرت‌های بزرگ و در رأس آنها آمریکا با ادعاهای مختلف در برخی کشورها به ویژه خاورمیانه انجام می‌دهند، در زیر واژه‌ای به نام «مشروعیت بین‌المللی» مدفون شده ‌است. به عبارت دیگر، قدرت‌های استعمارگر از این واژه برای توجیه جنایاتی که انجام می‌دهند استفاده ابزاری می‌کنند. در حقیقت آنچه که به نام مشروعیت بین‌المللی صورت می‌گیرد باید مبتنی بر احکام و قوانین صادره از سوی سازمان ملل و مورد توافق همه کشورهای جامعه بین‌الملل باشد، اما متأسفانه اقداماتی که در حال حاضر در عرصه بین‌المللی از سوی آمریکا و متحدانش صورت می‌گیرد کاملاً مغایر با این مسئله است. حمله آمریکا و انگلیس به عراق بدون اجازه سازمان ملل، شکنجه زندانیان ابوغریب، نقض حقوق زندانیان گوانتانامو، حمله به افغانستان و تشدید بحران و ایجاد مشکلات برای مردم این کشور، تنها چند نمونه از اقدامات ناقض حقوق بشر در سایه مشروعیت بین‌المللی است. گزارش زیر به این موضوع می‌پردازد و اینکه قدرتهای استعماری با اقدامات و سیاست‌های نابخردانه خود موجب مرگ مشروعیت بین‌المللی شده‌اند:

جهان شاهد جنگ‌ها و حوادث فاجعه‌باری است که آثار و پیامدهای خطرناک آن، تمام جامعه بین‌الملل را در برگرفته است.
این موضوع، آینده و ثبات جهان را تهدید می‌کند و از احتمال وقوع جنگ‌ها و تنش‌هایی خبر می‌دهد که کشورهای بزرگ آن را اداره می‌‌کنند و هدف از آن تقسیم نفوذ این کشورها در جهان است حتی اگر این امر منجر به اشغال کشورها و قربانی شدن مردمان آنان شود. این مسئله ممکن است موجب بروز جنگ جهانی چهارم شود. جنگ جهانی سوم یا همان جنگ سرد میان دو ابرقدرت آمریکا و شوروی سابق، اواخر قرن گذشته با فروپاشی شوروی کمونیستی و تخریب دیوار برلین به پایان رسید. فروپاشی شوروی تأثیر زیادی بر کشورهای تحت تابع آن داشت تا جایی که بیشتر آنها یکی پس از دیگری به سرنوشتی مشابه شوروی دچار شدند.
از آن جمله می‌توان به یوگسلاوی سابق اشاره کرد که پس از حمله مشترک آمریکا و اروپا به آن در سال 1999 تجزیه شد. از آن پس که جهان تک‌قطبی شد، قدرت «عموسام» (آمریکا)، مشت آهنین خود را بالای سر جهان‌ نگه داشته تا به ادعای خود، هر صدایی را که مخالف اجرای عدالت و قوانین بین‌المللی است خفه کند. این در حالی است که آمریکا صدای کشورهایی را که دارای هواپیماها و موشکهای پیشرفته و سلاحهای کشتار جمعی هستند ـ حتی اگر با قوانین بین‌المللی مخالف باشند. خفه نمی‌کند. آمریکا حتی به اشغالگری‌هایی که به سودش باشد نیز واکنش نشان نمی‌دهد، که نمونه بارز آن حمایت از اشغالگری اسرائیل است تا بدین وسیله صدای حق را خفه کند و در کنار باطل و پیروزی ظالم قرار گیرد.
متأسفانه کشور یا کشورهایی که به ‌وجود آورنده تجاوزات، جنگ‌ها و تنش‌ها در عرصه بین‌المللی هستند و پیامدهای بدی در روابط بین‌الملل برجای می‌گذارند، در مقام توجیه اقدامات جنایتکارانه خود در سایه قوانین بین‌المللی و زیر چتر سازمان ملل برمی‌آیند و از برعهده گرفتن مسئولیت اقدامی که انجام داده‌اند، شانه خالی می‌کنند. به نظر می‌رسد باب این مسئله باز شده و کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس مرتکب جنایات بین‌المللی بزرگی می‌شوند که در تضاد با قوانین بین‌المللی است. جنایت علیه کشورها و بشریت، کشتار، آوارگی، بازداشت، شکنجه، نابودی، تخریب زیرساخت‌ها و غارت ثروت ملت‌ها همه و همه زیر چتر مشروعیت بین‌المللی صورت می‌گیرد.

* مفهوم وارونه شده‌
مشروعیت بین‌المللی در مفهوم قانونی‌اش به معنی ضرورت اجرای احکام و قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل و شورای امنیت و دیگر نهادهای بین‌المللی بدون استثنا است. اما واقعیت با آنچه که در حال حاضر مشاهده می‌شود متفاوت است.
مشروعیت بین‌المللی در صورتی از جایگاه والایی برخوردار است که اجرای آن در خدمت منافع کشورهای مورد تجاوز همچون افغانستان، عراق و سومالی باشد، زیرا در غیر این صورت نه تنها از جایگاه مهمی برخوردار نخواهد بود بلکه به مثابه یک آشغال‌دانی خواهد بود. دولت آمریکا اعم از «بازها» و «کبوترهایش» با توجیه تصمیم خود در سایه مشروعیت بین‌المللی، جنگ فراگیری را علیه افغانستان و مردم فقیر و منزوی آن آغاز کرد و علاوه بر کشتار هزاران شهروند افغان، این کشور را بیش از پیش ناتوان کرد.
واشنگتن در واقع افغانستان را با ادعای جنگ علیه تروریسم، به دوران تاریکی باز گرداند و اینگونه توجیه می‌کرد که آنچه در افغانستان انجام می‌دهد زیر چتر قوانین و مشروعیت بین‌المللی است. عراق نیز قربانی مشابه دیگری بود. یعنی در حالی که این کشور به هیچ‌وجه یک تهدید تروریستی علیه منافع آمریکا، انگلیس و غیره نبود اما جرج‌بوش و طرفداران استفاده از زور در کاخ‌ سفید بر حمله به عراق اصرار داشتند و کنگره را نیز در این خصوص قانع کردند، که در نهایت منجر به حمله به عراق بدون صدور دستور از سازمان ملل شد؛ حمله‌ای که کاملاً مغایر با خواست، اراده، قوانین و مشروعیت بین‌المللی بود. چنین مشروعیت بین‌المللی به دلیل پافشاری‌های برخی کشورهای بزرگ، عملاً مرده و نابود شده است و به همین دلیل باید آن را دفن کرد.
البته جرج بوش با حمله به عراق، به صراحت نابودی مشروعیت بین‌المللی را اعلام کرد و با این اقدام، در حقیقت گفت: «سازمان ملل مرده است.» این موضوع زمانی عینیت پیدا کرد که بوش، عراق را به زور اشغال کرد و این در حالی است که مشروعیت بین‌المللی از احکام و قوانین بین‌المللی نشأت می‌گیرد و بدون این قوانین و احکام، اقدامات کشورها غیرقانونی، نامشروع و مخالف با نظام جامع بین‌المللی محسوب خواهد شد. اما واقعیت آن است که جهان امروز به چیزی جز زور پایبند نیست.‌

* قانون چه می‌گوید؟
ماده 4/2 منشور سازمان ملل که عنوان اصلی آن «حفظ صلح و امنیت بین‌المللی» ‌است، جنگ و استفاده از زور را ممنوع کرده و در آن تمامی کشورهای عضو جامعه بین‌الملل، از استفاده از زور یا تهدید به استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دیگر کشورهای عضو سازمان ملل، نهی شده‌اند.
نکته جالب اینکه دو کشور آمریکا و انگلیس که نخستین کشورهای امضا‌کننده منشور سازمان ملل پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم بودند، این اصل مهم را نادیده گرفته و عراق و افغانستان را اشغال کردند و علاوه بر آن در امور داخلی بسیاری از کشورهای دیگر نیز دخالت می‌کنند. جنگ‌های ظالمانه آمریکا ـ که ادعا می‌کند در دفاع از مشروعیت و قوانین بین‌المللی است ـ در واقع جنگ علیه قوانین بین‌المللی بشری است؛ قوانینی که در کنوانسیون چهارم ژنو در سال 1949 تدوین شده و مقدمه آن به رفتار با اسیران و زندانیان می‌پردازد. اما آمریکا این قوانین را در گوانتانامو، زندان‌های افغانستان و عراق و زندان‌های سری در اروپا نقض کرده است. دولت آمریکا ترکیبی از شکنجه، تحقیر، اهانت و فشار را علیه زندانیان زندانهای مذکور به اجرا گذاشته؛ اقداماتی که هیچ کشوری در تاریخ معاصر مرتکب آن نشده است.
البته بسیاری از این اقدامات و شکنجه‌ها آشکار نشده و تنها در پاره‌ای مواقع، برخی رسانه‌ها آن را افشا ساخته‌اند؛ اقداماتی که روح را می‌آزارد، اشک از چشم‌ها جاری می‌کند، صداهای اعتراض‌آمیز را از هر گوشه و کناری بالا می‌برد و این اقدامات وحشیانه و دوران بربریت را محکوم می‌کند. اما به نظر می‌رسد «بازهای» دولت آمریکا کر شده‌اند. قدرت در عصر قانون جنگل، بر صدای حق، عدالت و افکار عمومی جهان غلبه کرده است و کشورهای قدرتمند همچون آمریکا و انگلیس نه تنها اعتباری برای اصطلاحاتی چون حق و عدالت قائل نیستند بلکه تسلیحات را وجه مصالحه خود قرار داده‌اند و البته فروش آن به کالایی سودآور برای این کشورها تبدیل شده است. خنده‌دار این است که بوش که آخرین ماههای دوران خود را در کاخ سفید سپری می‌کند اخیراً دیدارهایی تشریفاتی از خاورمیانه و آفریقا به عمل آورد و این در حالی است که او مشروعیت بین‌المللی را کشت و جالب‌تر اینکه همچنان اصرار می‌ورزد که جنایات جنگی آمریکا و انگلیس در افغانستان و عراق با هدف حمایت از مشروعیت بین‌المللی است.‌

پیامدهای این ادعا را می‌توان در عراق مشاهده کرد، جایی که حمله آمریکا به این کشور از سال 2003 حدود یک میلیون کشته، 2 میلیون مجروح و 5 میلیون بی‌خانمان بر جای گذاشته است و یک فاجعه انسانی در عراق به وجود آورده که آینده آن را در مسیری نامعلوم قرار داده است. مردم عراق به دلیل سیاست‌های آمریکا، به افرادی غریب و فقیر در سرزمین مادری خود دچار شده‌اند و این در حالی است که این کشور یکی از غنی‌ترین ذخایر زیرزمینی جهان را داراست. اوضاع مردم افغانستان نیز بهتر از مردم عراق نیست. در این کشور نیز از زمان سرنگونی طالبان در سال 2001 هزاران نفر قربانی جنگ آمریکا و انگلیس علیه آنچه که مبارزه با تروریسم می‌خوانند شده‌اند. مضحک این است که بوش ندای دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود را سر می‌دهد اما با پیروی از الگوهای قدیمی‌اش، تمام این اصول را زیر پا می‌گذارد و اقتصاد و دارایی کشورش را در جاهایی مصرف می‌کند که هیچ فایده‌ای برایش ندارد.
بوش جیب‌های مالیات‌دهندگان کشورش را خالی کرده تا در جنگ‌های زیانبار عراق و افغانستان سرمایه‌گذاری کند و تاکنون بیش از یک تریلیون دلار در این دو کشور هزینه کرده تا جنگهایی را که خود آتش آن را روشن کرده، همچنان شعله‌ور نگه دارد. بوش که این دو جنگ را با هدف تسلط بر نفت عراق و نفت دریای خزر و همچنین استحکام موقعیت استراتژیک خود در منطقه به وجود آورده است، گوش‌های خود را دو دستی چسبیده تا صداها و فریادهای آوارگان، گرسنگان و بیچارگان در عراق و افغانستان را نشنود. بدتر از این زمانی است که بوش فریادهای مردم فلسطین محاصره شده در غزه، بدون آب، برق، دارو و غذا را به باد تمسخر می‌گیرد؛ فلسطینی‌هایی که هدف حملات وحشیانه سلاح‌های کشنده آمریکایی قرار می‌گیرند و در فاجعه‌ای انسانی به سر می‌برند که ضمیر هر انسانی را به لرزه درمی‌آورد جز «نومحافظه‌کاران» آمریکا و یا بهتر بگوییم «نو شیاطین» که خود را در این مسئله و حتی در عراق و افغانستان به کری و کوری زده‌اند.
واقعیت این است که مشروعیت بین‌المللی به یک شوخی و مسئله فکاهی تبدیل شده و تبعات و پیامدهای این امر را می‌توان در جنگ‌ها و فجایع موجود در جهان و پدیدار شدن دوباره قانون جنگل ـ که در آن قدرتمندان با استفاده از زور، ضعفا را مغلوب می‌کنند ـ مشاهده کرد. جهان اگر کشتارها و فجایعی را که در افغانستان، بغداد، فلوجه، حدیثه، دیر یاسین، جنین، قانا و صبرا و شتیلا رخ داده است می‌دید، مشاهده می‌کرد که این فجایع به نام مشروعیت بین‌المللی که دست پخت جدید «عموسام» است، به سرزمین‌های مسلمانان و کشورهای عربی تحمیل می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات