آمریکا، بازسازی اقتصاد عراق، را از اولویتهای مهم خود اعلام کرده است.
عراق در دوره صدام حسین منطقه نفوذ شرکتهای اقتصادی فرانسه، روسیه، چین و کشورهای اروپای شرقی بود اگرچه بعد از جنگ نفت، با وجود تحریمهای اعمال شده علیه عراق، رابطه و تعامل فوق در سطوح پایینتری جریان داشت ولی کماکان شرکتهای وابسته به این نوع کشورها، بیشتر از شرکتهای وابسته به آمریکا و انگلیس با اقتصاد عراق تعامل داشتند.
اما حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و سقوط صدام به معنای تنگشدن و محدودیت فضا برای شرکتهای وابسته به روسیه، فرانسه، آلمان و چین به عنوان مخالفان حمله آمریکا به عراق بود.
پیشنهاد تشکیل «صندوق یاری به عراق» در قطعنامه پیشنهادی اولیه آمریکا و انگلیس به شورای امنیت، کنترل درآمدهای نفتی عراق و هزینه کردن آنها در چارچوب طرحهای مورد تایید آمریکا، امکان کنترل نظام اقتصادی عراق از طریق صادرات و واردات باعث شد که واشنگتن و لندن نبض اقتصاد عراق را در دوران پس از صدام به دست گیرند.
طبق فضای موجود، اداره نهادهای اقتصادی عمده عراق نظیر بانک مرکزی و سیستم بانکی، وزارت نفت، وزارت کشاورزی، وزارت اقتصاد، پالایشگاهها، آب و برق و... در کنترل مستقیم کارشناسان و نخبگان اقتصادی و مستشاران آمریکایی قرار گرفت و ساختار اقتصادی عراق جدید براساس محور «همسویی با اقتصاد و منافع آمریکا» تجدید سازمان و احیا شد.
تولید و استخراج نفت عراق نیز به عنوان منبع اصلی درآمد ملی عراق، طبق سیاستهای تدوین شده از جانب آمریکا از سرگرفته شد. درآمدهای نفتی عراق نیز در حوزه دریافت و پرداخت تحت کنترل مستقیم آمریکا قرار گرفت و هزینه بازسازی عراق نیز از صندوق درآمدهای نفتی عراق و داراییهای مسدود شده عراق پرداخت شد. شرکتهای طرف قرارداد در بازسازی نیز با انتخاب آمریکا، برگزیده شدند.
شرایط فوق، ساختار اقتصادی فروپاشیده عراق را براساس ایفای نقش در چارچوب سیاستهای منطقهای و اهداف آمریکا نشان میدهد.
گامهای اولیه آمریکا برای کنترل و مدیریت نظام اقتصادی عراق
آمریکاییها در ماههای اول سرنگونی صدام رسیدگی به برخی امور فوری و جاری را مورد توجه بیشتری قرار دادند که مهمترین آنها عبارت بودند از:
1- تشکیل مرکز تجاری و اطلاعرسانی اقتصاد عراق در بغداد به عنوان مرکز شناسایی و برآورد اولویتها در بازسازی عراق
2- کمک به اشغال حداکثر ظرفیتهای بازسازی عراق توسط شرکتهای آمریکایی
3- ایجاد نظام فیلترینگ برای تایید شرکتها و کشورهای دارای صلاحیت ورود به حوزه بازسازی عراق از طریق اعمال نظارت مستقیم بر تمامی بخشهای ارتباطی اقتصاد عراق با جهان
4- ادامه نظارت بر «درآمدهای عراق» و «نحوه هزینه کردن درآمدها» از طریق نظارت بر صنعت نفت و سایر منابع درآمدی عراق و ادامه این نظارت در مرحله نحوه برداشت از داراییها و سرمایههای به جای مانده از دولت صدام و نیز درآمدهای جدید حاصل از فروش نفت
5- تلاش برای قبضه کردن یا تسلط و برتری در حوزه ارتباطی (حمل و نقل) عراق جدید با جهان خارج به منظور به دست گرفتن ابتکار عمل در نظام صادرات و واردات عراق (شش شرکت بزرگ هواپیمایی آمریکا، اقدام به کسب مجوز برای پرواز به فرودگاههای عراق را به دست آوردند.)
6- ایفای نقش واسط بین عراق و سایر کشورها از طریق ارجاع قراردادهای اصلی و بزرگ به شرکتهای آمریکایی و تشویق شرکتهای سایر کشورها به فعالیت در چارچوب پروژههای کلان تحت مدیریت آمریکاییها (به عنوان مثال 1800 شرکت آمریکایی و خارجی خواستار مشارکت در قرارداد بازسازی عراق که شرکت سهامی عام بچل امتیاز آن را به دست آورده بود، شدند. شرکت بچل اعلام کرد اجرای حدود 90 درصد کارهای این قرارداد که ارزشی بیش از 680 میلیون دلار دارد را به شرکتهای فرعی واگذار میکند.) این شرکت قرار بود از بین متقاضیان، 1000 شرکت را انتخاب کند و میانگین ارزش قراردادهای ثانوی با آنها در حدود 500 هزار دلار بود.)
7- لغو تحریمهای اقتصادی علیه عراق به منظور باز کردن راه برای ورود شرکتهای برتر آمریکایی به عراق
اهداف اقتصادی کلان آمریکا در عراق
پس از انجام اقدامات اقتصادی فوق و تحکیم پایههای اولیه حضور آمریکا در حوزههای اقتصادی عراق، آمریکاییها به تدریج اقدام به تعریف نظام اقتصادی مورد نظر خود در عراق کردند. نظامی که در بردارنده اهداف و منافع اقتصادی آمریکا در عراق و منطقه خاورمیانه باشد. در چارچوب چنین نگرشی، آنها اجرای راهبردهای ذیل را در دستور کار قرار دادند:
1- آمادهسازی ساختار اقتصادی عراق برای حضور برتر شرکتهای تجاری، صنعتی و خدماتی آمریکا به عنوان یک بازار بکر و در حال بازسازی
2- به کارگیری عراق جدید در معادلات اقتصادی به ویژه نفت با هدف کاهش نقش کشورهایی نظیر عربستان و ایران در معادلات نفتی اوپک و جهان
3- تبدیل عراق به ویژه مناطقی چون امقصر و بصره به یک مرکز تجاری ـ صنعتی رقیب در مقابل بازیگران غیر همسو یا دارای همسویی کمتر با آمریکا در منطقه
4- به کارگیری عراق جدید، همراه با اردن، ترکیه و قطر به منظور کمک به عادیسازی حضور اقتصادی اسراییل در بازارهای منطقه از جمله در خلیج فارس
5- خارج ساختن عراق از حوزه نفوذ بازیگران رقیب آمریکا و به کارگیری عراق در معادلات اقتصادی جهانی و فرامنطقهای در مقابل بازیگرانی نظیر اتحادیه اروپا، ژاپن و چین
6- دسترسی به نفت مطمئن و ارزان قیمت خلیج فارس برای افزایش اهرمهای آمریکا در تثبیت بازار نفت و قیمتهای آن
7- گشودن بازار واردات و بازسازی عراق روی شرکتهای تجاری و صنعتی و خدماتی آمریکا (شبیهسازی وضعیت کویت 1991 به بعد و افغانستان بعد از جنگ 2001)
8- جلوگیری از احیای نفوذ اقتصادی روسیه و فرانسه در عراق بعد از صدام
اکنون پس از گذشت پنج سال از حمله آمریکا به عراق و سرنگونی حکومت بعث، اگرچه آمریکا در حوزه سیاسی موفق به استقرار حکومت مطلوب خود نشده است و دولت و پارلمان کنونی زیر نفوذ شیعیان مذهبی است و از سوی دیگر نیز در حوزه امنیتی و ثباتسازی آمریکا هنوز با چالشهای بسیاری روبهروست اما در حوزه اقتصادی میزان نفوذ آمریکاییها نسبت به دوران صدام بسیار بیشتر شده است و این شرکتهای بزرگ آمریکایی و انگلیسی هستند که قراردادهای بزرگ اقتصادی عراق را به دست میآورند.