بالاخره جانشین تونی بلر رسماً کار را به عنوان نخستوزیر انگلیس آغاز کرد اما بلر، این همپیمان قوی و ثابت قدم آمریکا به رغم تمام تلاشهایی که انجام داد هرگز نتوانست بار سنگین اشتباهات جنگ عراق را کاهش دهد یا حتی کمرنگتر کند.
به گزارش ایسنا یک روزنامه اماراتی با ارایه یک گزارش خبری در زمینه کنارهگیری بلر از حکومت با تیتری تحت عنوان «بلر رفت و ننگش برای همیشه باقیماند» مینویسد: «بلر هرگز به این اعتراف یعنی اشتباه نسبت به مشارکت انگلیس در جنگ عراق و اعتراف به خطا بودن این جنگ تن نداد اما سایه سنگین این اشتباه بزرگ هرگز بلر را ترک نکرد و سنگینی این سایه همیشه بر فراز بلر احساس میشد.
همه آرا و نظرسنجیهای انجام شده نشان میدهد که اکثریت مردم انگلیس هرگز بلر را به خاطر اشتباهی که در جنگ عراق مرتکب شد، نخواهند بخشید.
امروز بلر درصدد دفاع از تمامی تصمیمات اتخاذ شده در عهد نخستوزیریاش است.
وی در گفتوگو با شبکه بیبیسی میگوید: «اصل مهم برای یک نخستوزیر آن است که به آن چه که فکر میکند درست است دست زند.
سپس تاریخ است که میتواند حکم نهاییاش را درباره عملکرد این نخستوزیر صادر کند. من اعتراف میکنم که در ده سال گذشته در شرایط خاصی قرار گرفتم، شرایطی که من مجبور بودم تصمیمات بسیار بسیار سختی را اتخاذ کنم.
من ادعا نمیکنم که تمامی این تصمیمات اتخاذ شده درست و به جا بودند.»
در ادامه این گزارش تحلیلی آمده است: «دومینیک ساندبروک، یک استاد تاریخ در انگلیس با انتشار مقالهای در هفتهنامه آبزرور در پاسخ به این دفاعیه بلر مینویسد: «همانطور که ریچارد نیکسون، رییسجمهور اسبق آمریکا هرگز نتوانست بر رسوایی واترگیت سرپوش گذارد و این ننگ تا به امروز در تاریخ سیاسی این فرد ثبت شده است بلر نیز هرگز نخواهد توانست رسوایی عراق را سرپوش گذارد و از سایه سنگین این ننگ رهایی یابد.»
ویکتور بولتمر توماس، مدیر اسبق مؤسسه پژوهشی و تحقیقات استراتژیک تاتم هاوس نیز در این باره میگوید: «تصمیم حمله به عراق تصمیم بسیار اشتباهی بود و میتوان از آن به عنوان اشتباهی وحشتناک یاد کرد، اشتباهی که نتایج منفی آن به مدت سالهای طولانی بر چهره سیاسی انگلیس تأثیر خواهد گذاشت.»
این روزنامه در ادامه میآورد: «ساندر کتوالا، دبیر کل انجمن سیاسی چپهای انگلیس معروف به «فابیان سوسایتی» درباره کنارهگیری بلر میگوید: «سایه سنگین جنگ عراق که یک تصمیم صرفاً اشتباه بوده است خود را بر فراز نتایج بدست آمده از پایان این جنگ افکنده است.
پل ویلیامز، یک نویسنده مطرح انگلیسی که اخیراً کتابی در زمینه سیاست خارجه انگلیس در عهد حزب کارگر از سال 1997 تا 2005 نوشته است با انتشار مقالهای درباره کنارهگیری نخستوزیر انگلیس مینویسد: «آن طور که پیداست بلر در موضوع ایجاد تقارب میان قدرت نظامی و قدرت سیاست خارجه یک نظام لیبرال امروزی بسیار تأمل کرده است. ویلیامز در ادامه میآورد: «دخالت نظامی انگلیس در کوزوو و سیرالئون در سال 1999 و 2000، تعهد نظامی انگلیس به تیمور شرقی در سال 1999 و حملات هوایی مشترک انگلیس و آمریکا به عراق در سال1998 همگی اثبات کننده این واقعیت است.»
در این گزارش همچنین آمده است: «حادثه 11سپتامبر این یقین را در درون بلر ایجاد کرد که مبارزه با تروریسم که از آن به عنوان شر و وبای جدید یاد میکرد، ضروری است.
همچنین حادثه 11سپتامبر این اعتقاد درونی بلر را یعنی «دخالت در بحران دیگران برای حل بحران اصلی لازم است» را تقویت و تحکیم بخشید.
بلر پیش از حادثه 11سپتامبر بر این عقیده بود که برای حمایت از آزادی و دموکراسی باید در برابر اصولگرایی و شورش ایستادگی و مقاومت کرد. پیش از آغاز جنگ عراق بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باور بودند که بلر میتواند تأثیر مثبتی بر بوش در زمینه متوقف ساختن بحران عراق داشته باشد. در واقع این تحلیلگران معتقد بودند همانطوری که بلر توانست حمایت بینالمللی برای جنگ علیه طالبان را فراهم سازد میتواند یک بار دیگر از این نفوذ بینالمللی خود به سود بسیج حمایتهای بینالمللی از سیاست خارجه بوش استفاده کند اما این اتفاق هرگز رخ نداد.» این تحلیل در پایان آورده است: «جنگ عراق هرچند توانست در زمینه محقق ساختن کنار گذاشته شدن نظام سابق عراق یعنی دولت صدام موفقیتآمیز باشد اما منحنی رو به پایینی را طی کرد. منحنی که هیچکس نمیدانست به کجا و به چه نتایجی منتهی میشود.
این منحنی تاکنون مسیر پر هرج و مرج و پر از تنش در عراق را برای انگلیس رقم زده است به طوری که تا به حال دهها سرباز انگلیسی در عراق کشته شدهاند و آنگهی تا به امروز هدف اصلی از آغاز این جنگ یعنی کشف سلاحهای کشتار جمعی در عراق انجام نگرفته است.
همچنین حوادث سال2005 در لندن نشان داد که مشارکت انگلیس در جنگ عراق نه تنها تأثیر در کاهش فعالیتهای تروریستی در جهان نگذاشته است بلکه میزان تهدیدهای تروریستی در انگلیس را افزایش داد و بالاخره حمایت بیچون و چرای دولت بلر از جنگ اخیر اسراییل در سال2006 علیه لبنان و تأکید و تأیید و حمایت از موضع سیاسی آمریکا نسبت به این جنگ چهره این دولت را در جامعه جهانی و منطقه به عنوان یک دولت کاملاً وابسته به آمریکا و تابع بیچون و چرای تصمیمات کاخسفید به تصویر کشید. به هر حال بلر حرف تازهای برای گفتن در مراسم کنارهگیریاش نداشت اما این فرد مطمئناً برای همیشه از سایه هولناک جنگ عراق در هراس خواهد بود و کابوس این اشتباه آرامش و خواب شیرین بلر را خواهد گرفت.»
از سوی دیگر در همین رابطه روزنامه یواسای تودی نوشته است: بلر که در سال1994 به قدرت رسید، بیشتر به عنوان یک سیاستمدار سرآمد که نیاز مردم را درک میکند تلقی و حتی گاهی با بیل کلینتون مقایسه میشد.
یواسای تودی نوشته است: پس از مرگ شاهزاده دیانا و لغزش خاندان سلطنتی، بلر او را شاهزاده مردم خواند و باعث تقویت شهرت خود گشت، فردی که بریتانیای نوین را درک میکرد و میتوانست با حزب کارگر جدید خود مسایل را پیش ببرد.
البته از یک سو سقوط بلر مسأله چندان غیرمعمولی نیست زیرا حتی وینستون چرچیل هم پس از پیروز کردن انگلیس در جنگ جهانی دوم از قدرت کنار گذاشته شد. این بار نیز جنگ ناموفق عراق باعث سقوط بلر و جورجبوش رییسجمهوری آمریکا شده است. در انگلیس جنگ عراق باعث شده است تا مردم بلر را یک رهبر از خود متشکر بدانند که آمادگی داشت به نظر افکار عمومی بیتوجهی کند.
گروه 4جانبه صلح خاورمیانه و فرستاده ویژه آن
همان چالشی که دیگر فرستادهها و رؤسای جمهوری آمریکا، از جمله کلینتون، از آن اجتناب کردهاند.
جنبش حماس پیش از این بلر را بخاطر نقش وی در جنگ عراق گزینهای بد خوانده است. در عینحال انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی به صورت سنتی در مقایسه با آمریکاییها، با فلسطینیان دارای روابط استوارتری بودهاند.
بجز پیشرفت نسبتاً معجزهآسا جهت رسیدن به پیشرفت در خاورمیانه، درسی که بلر در 10سال گذشته آموخته است (درسی که شامل حال رؤسای جمهوری آمریکا نیز میشود) این است که حتی داشتن تجربه سهمگین سیاسی میتواند توسط رهبرانی انجام شود که فکر میکنند میتوانند مدتها بدون حمایت مردمی که آنها را انتخاب کردهاند، به فعالیت ادامه دهند.
این در حالی است که بلر از بسیاری جهات باعث بهبود بریتانیا شده است.
او بر افزایش کامیابی و نوینگرایی نظارت داشته و تلاش زیادی را در مورد مسایلی همچون گرمشدن زمین و کاهش فقر و لزوم جلوگیری از قتل عام انجام داده است.
در مورد عراق نیز بلر نخست کار صحیح را انجام داد و دولت بوش را مجبور کرد که ابتدا از شورای امنیت مجوز حمله به عراق را دریافت کند ولی در پایان بوش بدون مجوز سازمان ملل و بدون انتظار برای تکمیل بازرسیهای سازمان ملل وارد جنگ شد و بلر نیز تصمیم گرفت در هر صورت از آمریکا حمایت کند.
پیروزی چرچیل بر فاشیسم او را از چشمان تاریخ رها کرد ولی در حال حاضر بسیار بعید است که وقایع عراق به همین صورت باعث ترمیم میراث لکهدار شده بلر شود.