عبدالله ناصری
چند روزی است بعضی از دوستان اصولگرا و اقتدارگرا از «آشتی ملی» و «دولت وحدت ملی» سخن میگویند. صریحترین بیان در این مورد، توسط جناب آقای علی لاریجانی ابراز شده است. و تازهترین آن در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در روز دوشنبه نوزدهم آذرماه جاری. ایشان در این مجلس پیشنهاد دادهاند قانونی تصویب شده تا همه جریانات سیاسی به اندازه حضورشان در میان مردم، در اداره کشور سهم داشته باشند.
آقای لاریجانی افزودهاند؛ «من معتقدم پیگیری تئوری دولت وحدت ملی بسیار موثر است.» و تلویحاً اظهار تاسف کردهاند که چرا این مهم در گذشته دنبال نشد.
آنچه آقای لاریجانی از آن غافل بودهاند این نکته است که تضمین وحدت ملی همچنان که مقام رهبری هم در طلیعه همین سال به آن اشاره کردهاند، نیازمند قانون و قانونگذاری نیست بلکه محتاج بسترسازی اجتماعی به کمک اصلاح یا تنظیم رفتار حکومتی است. چگونه میتوان به کمک چتر قانونی وحدت ملی را تضمین کرد در حالی که مدیریت یک رکن حکومتی ـ شورای نگهبان ـ بدیهیترین قانون و روشنترین اصل قانون اساسی یعنی اصل 37 را نادیده میگیرد و در آستانه برگزاری یک انتخابات که میتواند مظهر وحدت ملی و محققکننده شعار سال اتحاد ملی در پایان آن سال باشد، اظهار میدارد اصل برائت پشتوانه حقوقی صحیحی ندارد و میخواهد با زبان دیگر بگوید مسیر شورای نگهبان در انتخابات آتی همان مسیر قبلی است؟ نمیتوان به سادگی نظریه «وحدت ملی» یا «دولت وحدت ملی» را ارائه داد، در حالی که بخشهایی از حاکمیت که این امکان را دارند بینیاز از قانونگذاری جدید و فقط در یک رفتار قانونمند، وحدتساز ملی باشند ـ مانند صدا و سیما و شورای نگهبان ـ بیشترین نقش را در تفرق ملی دارند.
آقای لاریجانی که خود بیش از یک دهه مدیریت رسانه فراگیر (رسانه ملی در اسم نه رسم) را بر عهده داشتهاند میدانند اگر این ظرفیت بزرگ و ملی کشور در دوران مدیریت ایشان و پس از آن، از حالات بومی، محلی و حزبی خارج میشد و با زیر پا گذاشتن وظایف اصلی خود در قامت رسانه غیر ملی ظاهر نمیشد امروز دیگر نیاز به تدوین و تصویب قانونی برای تشکیل دولت وحدت ملی را احساس نمیکردند.
باید این نکته را مدنظر داشت که اگر در برابر دولت مردمسالار دینی گذشته که 22 میلیون رای پشتسر داشت به عنوان اپوزیسیون عمل نمیکردند و منصفانه به تکلیف رسانهیی خود عمل میکردند، این برهم ریختگی و بحران شدید را شاهد نبودیم. زمانی که آنان از جناح رقیب خود برای آشتی ملی دعوت میکنند، اما هیچ سهمی برای آنها در رسانه سراسری ـ نه در مدیریت خود و نه در دوره خلف خود ـ قائل نیستند قانون و مصوبه به چه کار میآید؟
اگر آقای لاریجانی صادقانه به ضرورت آشتی ملی پایبند باشند و آن را به عنوان یک تاکتیک تبلیغاتی در آستانه ورود به مجلس مطرح نکردهاند، خوب است از حضور در شورای عالی امنیت ملی مدد جسته و اظهارات اخیر جناب آقای احمد جنتی دبیر محترم شورای نگهبان را بررسی کنند تا شاید راهکاری برای عدم بروز بحران در پیش و پس از انتخابات بیابند. قطعاً در شرایط حساس کنونی و با توجه به نابسامانیهای شدید اقتصادی ـ ناشی از عملکرد کسانی که به وحدت ملی باور ندارند - مانند تورم و بیکاری و تحریمهای بینالمللی جاری حضور کم رنگ مردم پای صندوقهای رای وحدت ملی را تضعیف و سست خواهد کرد. بیتردید نوع موضعگیری نسبت به اظهارات اخیر آقای جنتی و رفتارهای مشابه گذشته ایشان میتواند میزان حضور مردم را کم و زیاد کند.
البته نگارنده بر این باور است که با توجه به رفتار کاملاً جناحی جناب لاریجانی در مدیریت صدا و سیما، طرح موضوع دولت وحدت ملی یا یک شعار انتخاباتی است یا القاکننده ضرورت مسئولیتپذیری جناح رقیب ایشان در لطمات و تبعات ناشی از عملکردی که هیچ نقشی در آن نداشتهاند.
بعید میدانم جامعه و نخبگان آن از فریاد افرادی که بیشترین سهم را در ایجاد تنشهای سیاسی و ناامیدی مردم از کارآمدی آرایشان داشتهاند تنظیم دولت وحدت ملی را بپذیرند.
مردم و نخبگان حق دارند از ایشان بپرسند چرا رسانه فراگیر، سراسری و اثرگذار رادیو و تلویزیون در راستای وحدت ملی پیشگامی نمیکند تا مجبور به تصویب قانونی نباشیم؟
مردم و نخبگان از ایشان میپرسند چرا اینک که در پایهگذاری شکاف ملی و اجتماعی از رهگذر مدیریت غیر ملی در صدا و سیما، موثر بودهاید به دنبال تشکیل دولت وحدت ملی هستید؟ مردم و نخبگان از ایشان میپرسند:
سالها جام جم به دست تو بود
چون تو نشناختی کسی چه کند
گوهر شب چراغ بودت لیک
چون خود انداختی کسی چه کند
اسب رهوار بود و میدان خوش
چون تو بد تاختی کسی چه کند
برده بودی و نقشت آمده بود
چون تو کژ باختی کسی چه کند