یوسف مولایی / استاد حقوق بینالملل
پرونده هستهای ایران همچنان با غمزه و کرشمه به دلربایی خود ادامه میدهد و دلباختگان با هزار امید و آرزو به دنبال کاروان عشق هستهای حیران و روانند. (به کمند سر زلف نو نه من افتادم و بس/ که به هر تار مویت هزار گرفتاری هست). در تازهترین رویداد عاشقانه، شورالی ملی اطلاعاتی آمریکا به صف شوریده دلان هستهای پیوست. این شوریده دل آشفته حال در یک حرکت مجنونوار به رسوایی خود پرداخت و طبلهای پیروزی در اردوی حریفان را به صدا در آورد موجی از هلهله و شادمانی را به ارمغان آورد. چه حادثه مبارکی، حریف به دروازه خود گل زده است آن هم زمانی که معلوم نبود توپ در زمین حریف باشد، اما حال که این اتفاق افتاده چرا ما به کاروان شادی نپیوندیم و یا حداقل بیآنکه به عیش و سرور دوستان خللی وارد کنیم نظارهگر جشنی باشیم که حریف دسته گل به آب داده است. این کلام برشت را فراموش کنیم که در ورای هر چیز عادی، غیرعادی را هم باید دید. با کمال تعجب در کشور پهناور ایران هنوز کسانی هستند که اصرار به اعتبار کلام مرحوم برشت دارند و تذکر دادهاند که خیلی نباید به گزارش شورای اطلاعات آمریکا دل خوش داشت و ذوق زده شد. حال که راه همواره شده و بعضی از صاحبنظران نگاه به موضوع را از زاویه متفاوت و دریچه جدید توصیه نموده و زمینه این استنباط را فراهم کردهاند تأسی به مرحوم برشت در این خصوص فاقد و صف مجرمانه میباشد. با اعتراف به اینکه نگاه متفاوت من از اعتبار علمی، حقوقی منطقی و فنی لازم برخوردار نمیباشد، توجه به ملاحظات زیر را صرفاً برای دلخوشی و تجدید روحیه برشت توصیه میکنم.
1- از آنجا که اینجانب بیشتر با پرونده دو دادگاه آن هم از نوع غیرعلنی سر و کار دارم احساس میکنم که پرونده هستهای نیز در جریان یک دادرسی کیفری مورد بررسی قرار میگیرد. ایالات متحده در مقام شاکی و مدعی، سندی را در جهت اثبات ادعا و شکایت خود ارائه داده است که خود نیز به اعتبار آن چندان اطمینانی نداشت و به خصوص نگرانی شاکی از آن بود که این سند مورد پذیرش مدعی و مشتکی عنه قرار نگیرد. از این رو برای ترغیب طرف دعوی به پذیرش سند ارائه شده، صفحه رویی این سند که با خط درشت و پررنگ نوشته شده، اگر مستقل از بقیه مطالب و موارد سند قرائت و دریافت گردد به نفع مشتکی عنه و به ضرر شاکی میباشد اما اگر به مجموعه مطالب سند دقت شود و این قسمت نیز به عنوان بخشی لایتجزای کل سند دیده شود در آن صورت ممکن است به نتیجه دیگری دست یافته شود. این قبیل صفآراییها در صحنه دادگاه مشابه طعمه چینی در صحنه شطرنج است. آمریکا با جلب توجه به بخشی از گزارش از دقت نظر و توجه عمیق ما به قسمتهای دیگر جلوگیری نمود. در حقیقت ما به قسمت بزک کرده سند بیشتر به دادیم و از فهم یکپارچگی و پیوستگی اجزای مختلف سند تا جدی غافل ماندیم. قسمت بزک کرده سند که معطوف به توقف فعالیتهای غیرصلحآمیز هستهای است با ادبیات دقیقتر و قابل اتکاتر در گزارش البرادعی آمده بود و بنابراین این قسمت از سند دارای آنچنان فایدهای نبود که ایران برای دریافت آن هزینهای به سنگینی نادیده گرفتن قسمتهای دیگر سند پرداخت کند. آمریکا در چهارچوب کلیت این سند به دنبال القای این مطلب بود که:
الف) ایران در گذشته پنهانکاری نموده و فعالیتهای غیرمنطق با مفاد NPT را گزارش نداده است.
ب) توقف فعالیتهای غیرصلحآمیز ایران، ناشی از اعمال فشارهای بینالمللی به رهبری آمریکا بوده است.
ج) احتمال از سرگیری این فعالیت در آینده وجود دارد. نتیجه اینکه فشارهای بینالمللی برای کنترل فعالیتهای هستهای ایران باید ادامه یابد.
اگر این برداشتهای غیرعادی از برآورد شورای اطلاعات ملی آمریکا درست باشد در آن صورت استقبال ما از انتشار این سند چگونه قابل توجیه میباشد؟ چرا پذیرش این سند باید یک امر طبیعی معرفی میگردید؟ مساله قابل توجه این است که به لحاظ حقوقی نمیتوان سندی را که مجموعه آن کلیت واحدی را تشکیل میدهد به اجزای مختلف تقسیم نموده و بخشی از آن را تأیید و بخش دیگر را مردود اعلام نمود. ایران برای متقاعد کردن جامعه جهانی به صلحآمیز بودن فعالیت هستهای نیازی به یاری و اعتراف شاکی و مدعی خود نداشت. به نظر میرسد که وسوسهانگیز بودن طعمه، بعضی از مقامات ایران را از مسیر درست فهم استراتژی آمریکا غافل نمود. آمریکا بلافاصله بعد از انتشار این سند اظهار نمود که ایران همچنان یک خطر برای صلح جهانی محسوب میگردد. اگر هدف آمریکاییها از انتشار این سند این بود که دنیا را از صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران مطمئن سازد، در آن صورت وزیر خارجه آن کشور پس از انتشار این سند به دنبال یارگیری و تقویت جبهه ضدایرانی به بروکسل گسیل نمیشد و متحدان خود در ناتو را علیه ایران بسیج نمیکرد. به نظر میرسد که پیامدهای حقوقی موضعگیریهای مقامات ایرانی بیش از خود گزارش اهمیت داشته باشد چرا که در فقدان دلایل محکمهپسند در خصوص انحراف ایران از مفاد NPT نحوه موضعگیری مقامات ایران میتواند در مسیر تامین دلیل برای ادعاها و اظهارات مقامات آمریکایی باشد. نگرانی از این مساله که آمریکا با در دست گرفتن ابتکار عمل، ما را به رفتارهای واکنشی و عکسالعملی سوق دهد و در این مسیر، پاسخ و عکسالعمل ما به تحریکات حقوقی و سیاسی خود را به عنوان قرائن و شواهد محسوب نماید.
تدبیر و تعقل حکم مینماید که در فهم و درک سیاستهای حریف، شرایط و فضای حاکم بر فضای دادگاهی بین طرفین را مدنظر قرار دهیم و باور کنیم که شاکی برای تبرئه مشتکی عنه دلیل تولید نمیکند. بیم آن میرود که شتابزدگی ما مانع از آن گردد که در یک بازی پیچیده و چند لایه دست حریف را بخوانیم. هراس من از آن است که اشتیاق ما به کسب پیروزیهای خیالی باعث شود از درک و محاسبه هزینه واقعی کسب پیروزی در میدان نبرد سیاسی و حقوقی عاجز شویم.
برخورد حقوقی و سیاسی ایران به نحوه تحصیل اطلاعات ادعایی شورای اطلاعات ملی آمریکا باعث شگفتی و نگرانی بیشتر من گردید. ایران با اعتراض به جاسوسی هستهای دستگاههای اطلاعاتی آمریکایی بیآنکه به لحاظ حقوقی قادر به کسب نتیجه موردنظر خود باشد، ناخواسته و به طور ضمنی اعتبار مطالب گزارش منتشر شده را مورد تایید قرار داده است و ابتکار عمل ما را در خصوص اعتمادسازی و ایجاد اطمینان محدود کرده و باعث شده گزارش به تدریج به یک منبع و مرجع قابل اعتماد در اطلاعرسانی در مورد پرونده هستهای تبدیل شود و بر راهکارهای حل مساله هستهای تاثیر بگذارد. به نظر میرسد که نحوه برخورد دستگاه سیاست خارجی با گزارش شورای ملی اطلاعات آمریکا که به صورت شتابزده و در فضای احساسی صورت گرفت میتواند در درازمدت پیامدهای حقوقی منفیای در پرونده هستهای ایران داشته باشد. نگاهی گذرا به ادبیات به کار رفته در گزارش و طبقهبندی مطالب از جهت ارزشگذاری آن، (قضاوت میکنیم، ارزیابی میکنیم، تخمین میزنیم، اطمینان زیاد، کم، متوسط) نشان میدهد که جهتگیری اصلی آمریکا، ایجاد شک و تردید در خصوص ماهیت فعالیت هستهای با تاکید بر فعالیت غنیسازی اورانیوم است و راهکار پیشنهادی نیز اعمال فشارهای بیشتر بینالمللی برای توقف آن و اجرای پروتکل الحاقی میباشد. در حقیقت آمریکا میخواهد القا کند که گزینه دیگری به جز پیروی از سیاستهای آمریکا در پرونده هستهای وجود ندارد. گزارش با پیش کشیدن مساله حساب و کتاب و سود و زیان، جامعه جهانی و متحدان خود را دعوت میکند که با اعمال فشار، هزینه فعالیتهای هستهای ایران را بالا ببرند چرا که بنا به ارزیابی این گزارشها، ایران در مقابل فشارها آسیبپذیر است. آمریکا برای تقویت مواضع خود به نوعی به تایید گزارش توسط ایران نیاز داشت و متأسفانه استقبال شتابزده از گزارش، قرائن و حدس و گمانهای گزارشگران را در موقعیت دلیل قرار میدهد. با امید به اینکه قبل از اتخاذ مواضع شتابزده، نظرات کارشناسان و صاحبنظران را جویا شوند.